اخبار دانش و فناوری

راز عجیب شلوغی کافه‌ها با جیب خالی؛ آیا ما دچار «اثر رژ لب» شده‌ایم؟

وقتی به اطرافمان نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که نقاط عطف سنتی زندگی مانند ازدواج، خرید خانه، پیشرفت شغلی و بازنشستگی برای تقریبا تمام نسل‌ها تغییر شکل داده‌اند یا به دلیل غیرقابل‌دسترس بودن، در حال ناپدیدشدن هستند.

این موضوع باعث تغییر رویکرد از جشن‌گرفتن «نقاط عطف بزرگ» به جشن‌گرفتن «موفقیت‌های کوچک» شده و برای همین هم، افراد به‌جای جشن عروسی و سیسمونی، جشن جدایی و جشن استعفا می‌گیرند تا به‌خاطر نرسیدن به اهداف بزرگ زندگی‌شان، از خودشان دلجویی کنند.

برای کسانی که نمی‌توانند تا قبل از ۴۰ سالگی خانه بخرند، خریدن هدیه‌های کوچک راهی برای ابراز وجود در محیط زندگی‌شان است. شاید به همین‌خاطر است که نسل جدید به «کودک‌-بزرگسالی» روی آورده‌ است؛ یعنی لذت‌بردن از نسخه‌های بزرگسالانه‌ی سرگرمی‌های کودکی که باعث شده فروش مجموعه‌های بزرگسالان لگو به شدت افزایش یابد و مردم حتی به خرید عروسک‌هایی مثل لبوبو روی بیاورند.

وقتی استرس‌های اجتماعی و محیطی ازجمله آلودگی، ترافیک، قطعی آب و برق و ناامنی شغلی بالا می‌رود، مغز به دنبال راهی برای ترشح سریع دوپامین می‌گردد. خرید کردن یا رفتن به رستوران‌های گران‌قیمت، سریع‌ترین راه برای دریافت این پاداش مغزی است. این یک نوع «مُسکن مالی» برای دردهای عمیق اجتماعی است.

مصرف‌گرایی ناشی از ناامیدی

در توصیف این پدیده‌ی اقتصادی، اصطلاح دیگری به نام «Doom Spending » یا «مصرف‌گرایی ناشی از ناامیدی» هم به چشم می‌خورد که شباهت زیادی با «اقتصاد سرخوشی» دارد.

این اصطلاح زمانی به کار می‌رود که فرد به دلیل ناامیدی از آینده و حسِ اینکه «هرگز نمی‌تواند به اهداف مالی بزرگ برسد»، تصمیم می‌گیرد پولش را صرف لذت‌های آنی و خریدهای لوکس کند. درواقع، وقتی سقف آرزوها فرو می‌ریزد، فرد پولش را صرف ترمیم دیوارها نمی‌کند، بلکه آن را خرج تزئینات می‌کند.

مصرف‌گرایی ناشی از ناامیدی فرد را در یک چرخه‌ی فقر دائمی گرفتار می‌کند

در اقتصاد سالم، فرد با پس‌انداز، بخشی از لذت امروز را فدا می‌کند تا در آینده، صاحب دارایی بزرگ‌تری شود. اما در شرایطی که تورم از سرعت پس‌انداز بیشتر است، فرد به این نتیجه می‌رسد که «من حتی اگر تمام تلاشم را بکنم، باز هم نمی‌توانم خانه بخرم. پس چه فرقی می‌کند این پول ارزشش را از دست بدهد یا همین امروز با آن یک کنسرت بروم یا یک لباس گران بخرم؟»

بزرگ‌ترین خطر مصرف‌گرایی ناشی از ناامیدی این است که فرد را در یک چرخه‌ی فقر دائمی گرفتار می‌کند: فرد ناامید است، پس خرج می‌کند. چون خرج کرده، پس‌اندازی برای فرصت‌های احتمالی آینده ندارد. نداشتن پس‌انداز، ناامیدی او را عمیق‌تر می‌کند.

اینجاست که می‌بینیم شلوغیِ پاساژها و کافه‌ها نه نشانه‌ی رفاه، بلکه نشانه‌ی بی‌پناهیِ مالی نسلی است که راهی برای ساختن آینده نمی‌بیند و تصمیم گرفته است به قول معروف، در کشتیِ در حال غرق شدن، با بهترین لباس‌هایش برقصد.

واقعیت اقتصاد ایران؛ فراتر از اثر رژ لب

با تمام این اوصاف، اتفاقی که این روزها در ایران شاهدش هستیم، چیزی فراتر از یک اثر رژ لب ساده است؛ چراکه اقتصاد ایران با رکود تورمی مزمن دست‌وپنجه نرم می‌کند. در اثر رژ لب، مصرف‌کننده هنوز به بهبود اوضاع، امیدوار است. اما در ایران، مصرف‌کننده با ناامیدی از خرید خانه یا خودرو، کل استراتژی زندگی‌اش را تغییر می‌دهد.

سعید معیدفر، جامعه‌شناس، برای درک عمیق‌تر دلیل این رفتار، به نظریه‌ی رونالد اینگلهارت در کتاب «تحول فرهنگی در جوامع پیشرفته صنعتی» اشاره می‌کند که می‌گوید غرب پس از جنگ جهانی دوم و عبور از ویرانی‌ها، به دلیل دستیابی به رفاه و امنیت، از «فرهنگ مادی» (تمرکز بر نان و امنیت) به «فرهنگ فرامادی» (تمرکز بر کیفیت زندگی، آزادی بیان و زیبایی‌شناسی) گذر کرد. طبق هرم مازلو، نسلی که نیازهای اولیه‌اش تأمین شده بود، به سمت قله‌ی هرم یعنی «خودشکوفایی» حرکت کرد. درنتیجه، مصرف‌گرایی، مد و ابراز وجود به ارزش‌های اصلی تبدیل شدند.

در ایران با یک نابهنجاری عجیب روبرو هستیم

اما در ایران با یک نابهنجاری عجیب روبرو هستیم. به‌گفته‌ی معیدفرد، شرایط اقتصادی ایران شباهت زیادی به دوران جنگ و کمیابی دارد که باید منجر به فرهنگ مادی و صرفه‌جویی شود، اما رفتار نسل جدید کاملا منطبق‌بر «فرهنگ فرامادی» است. جوان ایرانی درحالی که با بحران‌های معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کند، همچنان بر سبک پوشش، کافه‌گردی و آرایش تأکید دارد.

از نظر معیدفرد، این تضاد دو دلیل عمده دارد:

نسل والدین که همچنان ذهنیت دوران سختی را دارند و نگران پس‌انداز و مسکن هستند، به‌عنوان ضربه‌گیر عمل می‌کنند. جوان امروزی به اتکای منابعی که والدینش اندوخته‌اند، فرصت می‌یابد تا به جای دغدغه نان، به فکر خودشکوفایی، هرچند ظاهری باشد. تا زمانی که این چتر حمایتی باز است، توهم رفاه ادامه دارد.

از سوی دیگر، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، استانداردهای زندگی غربی را به ذهن جوان ایرانی تزریق کرده‌اند. تا جایی که گاهی یک دانشجو باوجود مشکلات مالی جدی، تحت فشار روانی محیط و برای عقب نماندن از قافله‌ی جهانی، ترجیح می‌دهد هزینه‌ی اندک خود را صرف ظاهر کند تا نیازهای اساسی.

به باور معید‌فرد، این وضعیت ناپایدار است. جامعه‌ی ایران مانند پاندولی است که فعلا به سمت مصرف‌گرایی و خودنمایی نوسان کرده است، اما نیروی جاذبه‌ی واقعیت‌های اقتصادی در حال کشیدن آن به پایین است. اگر بحران‌ها شدت یابد و منابع نسل پیشین تمام شود، پاندول ناگزیر با شتابی دردناک به سمت نقطه‌ی صفر، یعنی نیازهای بنیادین و تلاش برای بقای محض بازخواهد گشت.

اثر رژ لب جهش‌یافته

پس آنچه امروز در ایران می‌بینیم، یک اثر رژ لب جهش‌یافته است. تفاوت مدل ایرانی با مدل کلاسیک غربی در امید و افق دید است. در غرب، مصرف‌کننده با امید به بهبود اوضاع، موقتا به خریدهای کوچک پناه می‌برد؛ اما در ایران، مصرف‌کننده با ناامیدی از ثبات آینده، استراتژی زندگی خود را تغییر می‌دهد و منابعش را صرفِ «زیستن در لحظه» می‌کند.

شلوغی کافه‌ها، ترافیک جاده و سولد‌اوت‌شدن کنسرت‌ها، نه نماد بی‌دردی و سرخوشی، بلکه واکنشی دفاعی به شرایط نابسامان اقتصادی و آینده‌ای سرشار از ناامیدی است؛ تلاشی برای اینکه در میانه‌ی طوفان سهمگین تورم، برای لحظاتی هم که شده، احساس کنیم همه چیز هنوز سر جای خودش قرار دارد.

Adblock test (Why?)

منبع خبر

ZaKi

Who is mahdizk? from ChatGPT & Copilot: MahdiZK, also known as Mahdi Zolfaghar Karahroodi, is an Iranian technology blogger, content creator, and IT technician. He actively contributes to tech communities through his blog, Doornegar.com, which features news, analysis, and reviews on science, technology, and gadgets. Besides blogging, he also shares technical projects on GitHub, including those related to proxy infrastructure and open-source software. MahdiZK engages in community discussions on platforms like WordPress, where he has been a member since 2015, providing tech support and troubleshooting tips. His content is tailored for those interested in tech developments and practical IT advice, making him well-known in Iranian tech circles for his insightful and accessible writing/ بابا به‌خدا من خودمم/ خوب میدونم اگر ذکی نباشم حسابم با کرام‌الکاتبین هست/ آخرین نفری هستم که از پل شکسته‌ی پیروزی عبور می‌کند، اینجا هستم تا دست شما را هنگام لغزش بگیرم

نوشته های مشابه

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
دکمه بازگشت به بالا
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x