فیلم‌های اسکاری که در فصل پاییز باید چشم‌تان به آنها باشد

جشنواره‌های فیلم ونیز، تلورید و تورنتو. با این سه فستیوال که در عرض چند هفته از اواخر آگوست تا اواسط سپتامبر برگزار می‌شود، معادلات سینمایی کل سال می‌تواند برای همیشه تغییر می‌کند.  فیلم‌های اسکاری آینده مشخص می‌شوند، بازی‌هایی از بازیگرانی می‌بینیم که برای اولین‌بار روی پرده سینما می‌روند اما معلوم است که کارنامه درخشانی خواهند داشت. مخاطبان سینما بعد از این فستیوال‌ها یادداشت برمی‌دارند که کدام فیلم‌ها را باید در ماه آینده ببینند.

به جز یازده فیلم معرفی شده در این مطلب برای رقابت‌های اسکار و فصل جوایز به فیلم‌های «رز وحشی» (Wild Rose)، «صدای لوکس» (Vox Lux)، «جنگ خصوصی» (Private War) فیلمی از ماتیو هینمن مستندساز کارکشته اسکاری که مستندش درباره کارتل‌های مواد مخدر موردتوجه قرار گرفت و «اواسط دهه نود» (mid90s) اولین فیلم جونا هیل در مقام کارگردان باشد

به هر حال این سنت در آستانه فصل جوایز است. گرچه به ندرت پیش می‌آید که جشنواره‌های پاییزی همیشه مثل سال ۲۰۱۸ از نظر پربار بودن و حضور فیلم‌های مهم و پرستاره تا این حد موفق عمل کنند. جایی که فیلم‌هایی مثل «ستاره‌ای متولد می‌شود» در فاصله چند روز از فیلم بیوگرافیک نیل آرمسترانگ یعنی «نخستین انسان» برای اولین‌بار در جشنواره فیلم ونیز به نمایش درآمدند. فهرست نامزدهای احتمالی بهترین فیلم با نمایش فیلم‌های «بیوه‌ها» (از کارگردان فیلم اسکاری «۱۲ سال بردگی» استیو مک‌کویین) و «اگر خیابان بیل می‌توانست حرف بزند» (ساخته بری جنکینز کارگردان «مهتاب») در یک هفته در جشنواره تورنتو ادامه پیدا می‌کند. ورایتی از میان ۳۰۰ فیلم جدید که در فستیوال‌ها اکران شده توسط منتقدان ارشدش اوئن گیلبرمن و پیتر دبروج یازده فیلمی که را بیشتر از بقیه تاثیرگذارند و برای حضور در اسکار شانس دارند انتخاب کرده است. به جز این یازده تا نگاه‌تان برای رقابت‌های اسکار و فصل جوایز به فیلم‌های «رز وحشی» (Wild Rose)، «صدای لوکس» (Vox Lux)، «جنگ خصوصی» (Private War) فیلمی از ماتیو هینمن مستندساز کارکشته اسکاری که مستندش درباره کارتل‌های مواد مخدر موردتوجه قرار گرفت و «اواسط دهه نود» (mid90s) اولین فیلم جونا هیل در مقام کارگردان باشد.

در آستانه دروازه ابدیت (At Eternity’s Gate)

اولین نمایش: جشنواره ونیز

در آستانه دروازه ابدیت

درام دلربا و فریبنده جولین اشنابل درباره آخرین روزهای زندگی ونسان ون‌گوگ است. فیلمی که دریچه‌ای به سوی نور، آن درخشش ناپایدار حاضر در نقاشی‌های ون‌گوگ باز می‌کند. فیلم با دوربین روی دست فیلمبرداری شده و زمانی را روایت می‌کند که ون‌گوگ در دهکده آرلس در جنوب فرانسه زندگی می‌کرد. جایی که او در عرض ۸۰ روز ۷۵ نقاشی‌اش را تکمیل کرد. این درام بیوگرافیک روان و نرم روایت می‌شود و شبیه نقاشی‌های ون‌گوگ حسی از درک و شهود مستقیم به شما می‌دهد. فیلم تظاهر نمی‌کند که در زمینه روایت زندگی ون‌گوگ کاملا دقیق است. این درامی درباره لحظه‌هاست. درباره تاثیرات و برش‌هایی از زندگی. ویلم دفو بازی مجذوب‌کننده درخشانی از خودش نشان می‌دهد. قدرت بازیگری‌اش ویرانگر است. او ون‌گوگ را جوری بازی می‌کند که مرد نقاش را عاشق طبیعت نشان می‌دهد. طبیعت برای او حسی از برتری دارد که آن را به عنوان یک عنصر مقدس در نظر می‌گیرد. دفو از زمان «آخرین وسوسه مسیح» تا به حال نقشی نداشته که به او اجازه بدهد رنج و وجد را با هم ترکیب کند.

پسر پاک شد (Boy Erased)

اولین نمایش: جشنواره تلورید

پسر پاک شد

این اقتباس مجذوب‌کننده و تکان‌دهنده از خاطرات جرارد کونلی درامی از کار درآمده که هم روانشناسانه است و هم به طبقه تحصیل‌کرده می‌تازد و هم بی‌عاطفگی غیرانسانی را نمایش می‌دهد. قدرت اصلی فیلم در این است که درباره چیزی که به ما نشان می‌دهد غرغر نمی‌کند و با نگاه از بالا به پایین و از خودراضی‌ هم به مخاطبش نگاه نمی‌کند. کاراکتر مرکزی که اسمش جارد است و لوکاس هجز نقش‌اش را بازی می‌کند پسر ۱۹ساله‌ای است که خانواده‌اش او را به یک برنامه درمانی در کلیسا می‌فرستند. در آنجا قرار است بچه‌ها با مفاهیم سفت و سختی از گناه آشنا شوند. جارد که پدر خودش یک کشیش باپتیست است هم درباره گناه عقاید متعصبی دارد اما فیلم نشان می‌دهد که چطور معیارها پیش چشم او فرو می‌ریزند. فیلم بی‌نقص نیست اما از نظر احساسی تاثیرگذار است و لایه به لایه از ریاکاری پرده برمی‌دارد. راسل کرو و نیکول کیدمن در نقش والدین جارد بازی زیبایی از خودشان نشان می‌دهند.

می‌تونی منو ببخشی؟ (?Can You Ever Forgive Me)

اولین نمایش: جشنواره تلورید

میتونی منو ببخشی؟

در این درام کمدی شاهد یک بازی درخشان از ملیسا مک‌کارتی هستیم. مک‌کارتی نقش لی ایزراییل را بازی می‌کند که فیلم اصلا اقتباسی از خاطرات اوست. نقشی که در آن مک‌کارتی کمدین احساساتی و پرهیجان را تبدیل به آدمی رنجیده، زخمی و منفی‌نگر می‌کند. لی ایزراییل نویسنده‌ای بود که تلاش زیادی برای انتشار و مطرح شدن کارهایش می‌کرد اما بعد از مدتی متوجه شد خیلی بیشتر جواب می‌گیرد اگر وانمود کند که مرده است. او حدود چهارصد نامه از نویسنده‌های مطرح برای خودش جعل می‌کند. بازی مک‌کارتی از آنهایی است که نامزدی اسکار برایش دور از ذهن نیست. بهترین بازی او تا امروز است.

سوگلی (The Favourite)

اولین نمایش: جشنواره ونیز

سوگلی

حتی اگر سینمای یورگوس لانتیموس هیچ‌وقت موردعلاقه‌تان نبوده باشد او حالا محمل جدیدی برای روایت‌های خشن و سیاهش پیدا کرده است. «سوگلی» یکی از آن درام‌های لباسی دوره باروک است که به طرز باورنکردنی سرگرم‌کننده از کار درآمده. داستان فیلم اوایل سال ۱۷۰۰ در درباره ملکه آن رخ می‌دهد با تعداد زیادی از قطعات موسیقی کلاسیک که نقش مهمی را در فیلم بازی می‌کنند. انگار که جایی فیلم‌های «بری لیندون» با «تعطیلات خطرناک» و «همه چیز درباره ایو» در یک نقطه به هم رسیده باشند. فیلم در اصل دوئل میان دو نجیب‌زاده است که ریچل وایز و اما استون نقش‌شان را بازی می‌کنند و انتخاب‌شان از روی خوش‌سلیقگی کارگردان بوده است. کاراکترهای فیلم شبیه داستان‌های جین آستین هستند که اینجا جاه‌طلبی‌شان حتی غریزه قاتل بودن را هم در آنها بیدار می‌کند.

نخستین انسان (the First Man)

اولین نمایش: جشنواره ونیز

نخستین انسان

در درام تماشایی سرکشانه دیمین شزل درباره نیل آرمسترانگ (با بازی رایان گاسلینگ) و سفرش به ماه، هیچ چیزی در حال سکون نیست. این درام مستند به معنای واقعی کلمه هیجان‌انگیز است. دیدنش تجربه منحصر‌به‌فرد و محسورکننده‌ای است. نشان می‌دهد که چطور برنامه فضایی دهه ۶۰ درواقع انجام دادن یک کار غیرممکن بود. شزل می‌‌داند که داستان ناسا پیش‌تر تعریف شده است. درنتیجه استراتژی‌اش این است که فیلم را از نقطه نظر فضانورد روایت کند. او موفق می‌شود آن فضای اریجینال مفتون‌کننده را درست رهبری کند و در این مسیر رایان گاسلینگ هم به کمکش آمده است. فیلم معنای آن سفر را برایتان روشن می‌کند.

کتاب سبز (Green Book)

اولین نمایش: جشنواره تورنتو

کتاب سبز

پیتر فارلی یکی از کارگردانان کمدی درجه یک «یه چیزی درباره مری هست» نامش با شوخی‌های بزرگ پیوند خورده و حالا فیلمی با حس و حال خوب ساخته است درباره اینکه چطور سال ۱۹۶۲ می‌شد بر تبعیض نژادی فائق آمد. او و یکی دوتا از بازیگرانش می‌توانند در صف رقابت‌های اسکار امسال قرار بگیرند. در این فیلم جاده‌ای که براساس یک داستان واقعی است، در حقیقت همان داستان «رانندگی برای خانم دیزی» روایت می‌شود اما این‌بار کاراکترها برعکس هستند. یک پیانیست آفریقایی-آمریکایی محترم تصمیم به برگزاری یک تور می‌گیرد و اولین کارش این است که یک راننده سفیدپوست برای خودش استخدام کند.

اگر خیابان بیل می‌توانست حرف بزند (If Beale Street Could Talk)

اولین نمایش: جشنواره تورنتو

اگر خیابان بیل میتوانست حرف بزند

بری جنیکنز توانست برای اولین فیلمش «مهتاب» اسکار را از آن خودش کند. در آن فیلم از داستانی اقتباس کرده بود که در دهه ۷۰ می‌گذشت. در فیلم جدیدش او ما را به دل رابطه‌ای می‌برد که هم رومانتیک و در عین حال بیماری است. تیش دختر ۱۹ ساله که با خانواده‌اش در هارلم زندگی می‌کند وارد رابطه عاشقانه با فانی موقر می‌شود. رابطه دو نفر آکنده از درد و احساسات و امیدواری است تا زمانی که فانی به جرم تعدی به زندان می‌افتد. فیلم از آن زمان شروع به رو کردن نیروهای دراماتیکش می‌کند تا ما متوجه بشویم که جنکینز داستان زندگی آفریقایی-آمریکایی‌ها را روایت می‌کند که در دوره‌ای زندگی می‌کنند که هرگونه بی‌عدالتی در حق‌شان ممکن است. فیلم هم درباره زمانه خودش است. زمانه‌ای که داستان در آن اتفاق می‌افتد و هم درباره امروز ما.

غیرداستانی (Non Fiction)

اولین نمایش: جشنواره ونیز

غیرداستانی

اسم اصلی فیلم «زندگی‌های دوگانه» است. حرف‌های زیادی درباره کارهای اخیر الیویه آسایاس، کارگردان فرانسوی می‌شود زد. فیلم ضیافتی حقیقی است برای آنهایی که سینما را ستایش می‌کنند. در پاریس واژه «روشنفکر» برای تقلیل یک نفر استفاده می‌شود اما در این فیلم مشخصا به کاراکترهای هوشمندی اشاره دارد که هر کدام از آنها نقش مهمی در ادبیات فرانسه بازی کرده‌اند. فیلم به سنت کمدی‌های فارس ریتم تندی دارد و پیچش‌های داستانی‌اش غافلگیرتان می‌کند. این کمدی پیچیده‌ای است که با شوخ‌طبعی نشان می‌دهد چطور همه چیز از توییتر گرفته تا کتاب‌های الکترونیکی زندگی ما را تغییر داده‌اند. آسایاس می‌تواند عمیق‌ترین مفاهیم را با لحنی از سرخوشی روایت کند.

روما (Roma)

اولین نمایش: جشنواره ونیز

روما

این پاییز نشان داد که چطور شبکه‌ای مثل نت‌فلیکس می‌تواند پشتیبان بزرگی برای فیلم‌هایی مثل اثر آلفونسو کوارون باشد که از طرف مکزیک به اسکار فرستاده شده است. فیلم داستان یک خانواده صمیمی است که فیلمبرداری درخشان سیاه و سفید آن با دوربین ۶۵ میلی‌متری جلوه فوق‌العاده‌ای به روایت بخشیده است. فیلم فقط از روی بصری مخاطبان جشنواره‌ها را مبهوت نکرد بلکه به شدت اثر درگیرکننده‌ای از کار درآمده است. این بازگشت کارگردان «جاذبه» به سینمایی هنری با ریتم آرامتر‌ است. فیلم تفاوت‌های طبقاتی مکزیک را در دوران متلاطم سیاسی این کشور به تصویر می‌کشد. جای امانوئل لوبتسکی، همکار همیشگی کوارون پشت دوربین خالی است اما این‌بار کوارون خودش کنترل دوربین‌ها را به دست گرفته و نتیجه هم خوب از کار درآمده است. معمولا برای فیلم امتیاز محسوب نمی‌شود اما این فیلم شخصی ادای دین کوارون به دایه‌اش است و احساسات‌تان را برمی‌انگیزد.

ستاره‌ای متولد می‌شود (A Star Is Born)

اولین نمایش: جشنواره ونیز

ستاره ای متولد می‌شود

درباره‌اش حرف زده‌ایم اما کمتر دیده‌ایم که بازسازی یک فیلم هالیوودی نسبت به اثر اصلی برتری داشته باشد. چهارمین بازسازی از داستان «ستاره‌ای متولد می‌شود» چهره منحصربه‌فرد خودش را دارد و زیرکانه بر محور جریان احساسات میان دو ستاره‌اش یعنی لیدی گاگا و بردلی کوپر بنا شده. احساساتی که به تدریج گسترش پیدا می‌کند. از زمان فیلم «تقریبا مشهور» کمرون کرو فیلم کوپر را می‌توان به عنوان زیباترین درام راک اند رولی لقب داد. فیلم گرما و صمیمیتی در خودش دارد که بلافاصله مخاطب را مجذوب می‌کند. فیلم به شما نشان می‌دهد که هر داستانی را می‌شود بارها تعریف کرد. داستان زن جوانی که عاشق موسیقی است و موزیسین کهنه‌کاری که الکلی شده و خودش دوران افول را طی می‌کند دستش را می‌گیرد تا ستاره شود.

بیوه‌ها (Widows)

اولین نمایش: جشنواره تورنتو

بیوه ها

در فستیوال‌های سینمایی آنقدر عادت می‌کنید که فیلم‌های سنگین یا چالش‌برانگیز ببینید که تقریبا فراموش می‌کنید که چقدر لذت‌بخش است بنشینید و فیلمی را ببینید که خوب ساخته شده و تماشاگرش را درگیر و راضی می‌کند. فیلمی درست شبیه به همین اثر اخیر کارگردان «۱۲ سال بردگی» که این‌بار نشان می‌دهد گستره استعدادش تا چه حد متفاوت و متنوع است. فیلم شبیه یک تیزر خوش آب و رنگ از کار درآمده درباره سه زنی که تصمیم به یک سرقت خطرناک می‌گیرند که ریسک بالایی دارد. البته منظورمان این نیست که فیلم از لحاظ اجتماعی حرفی برای گفتن ندارد. فقط این‌بار مک‌کویین با فیلمنامه‌نویس «دختر گمشده» گیلیان فلین درباره طبقه و نژاد و جنسیت در دل یک قصه خوب نوشته شده حرف می‌زنند. قصه‌ای که نشان می‌دهد زنان برای رسیدن به هر چه می‌خواهند چقدر سخت‌تر باید تلاش کنند.

Let’s block ads! (Why?)

بازدید: 17

ادامه مطلب

متخصصان فنی در کنفرانس تکنولوژی دیجی‌کالا از چالش‌های پروژه سوپرنوا گفتند

آخر هفته گذشته کنفرانس «تکنولوژی دیجی‌کالا» در تالار علامه امینی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران برگزار شد. در این رویداد یک روزه ۱۴ نفر از اعضای تیم فنی دیجی‌کالا به ارائه تجربیات عملی خود از انجام پروژه بزرگ تغییر پلتفرم دیجی‌کالا پرداختند.

چندی پیش دیجی‌کالا از پلتفرم جدید خود با نام سوپرنوا رونمایی کرد. این پلتفرم جدید که کاربران دیجی‌کالا با تغییر ظاهر وبسایت این فروشگاه آنلاین با آن مواجه شدند، ابعاد فنی گسترده و پیچیده‌ای داشت. در این نشست که توسعه‌دهندگان سراسر ایران گردهم آمده بودند، اعضای تیم فنی و تکنولوژی دیجی‌کالا به تشریح ابعاد فنی پروژه سوپرنوا پرداختند.

کنفرانس تکنولوژی

«سهیل مقدم»، مدیر ارشد تکنولوژی دیجی‌کالا، در این همایش با اشاره به این که دیجی‌کالا پلتفرم قدیمی خود با نام لگاسی را به طور کامل کنار گذاشته و از پلتفرم جدیدی با عنوان سوپرنوا در تمام عملیات خود استفاده می‌کند، افزود: باید توجه داشته باشید که تغییرات تنها به‌صورت ظاهری نبوده و دیجی‌کالا پلتفرم سوپرنوا را به‌عنوان یک سیستم جامع در تمام فعالیت‌های خود از قبیل سیستم انبارداری، فروش، حسابداری و همچنین نسخه‌ی وب و موبایل دیجی‌کالا، مارکت‌پلیس و سایر حوزه‌ها مورد استفاده قرار می‌دهد.

سوپرنوا در کنار ارائه‌ی امکاناتی برای مدیریت امور روزمره دیجی‌‌کالا، امکانات دیگری را نیز در اختیار این شرکت قرار می‌دهد که یکی از مهم‌ترین این امکانات استفاده از تحلیل داده‌های کلان است. به کمک این قابلیت می‌توان رفتار هر یک از کاربران نسخه وب یا اپلیکیشن‌های دیجی‌کالا را بررسی کرد و بر اساس رفتار هر فرد پیشنهادات متناسب با او ارائه داد.

پلتفرم دیجی‌کالا

در ادامه همایش «علی‌محمد فروتن‌زاده»، یکی از توسعه‌دهندگان دیجی‌کالا، به تشریح عملکرد سیستم تحلیل داده‌ی سوپرنوا پرداخت. به گفته فروتن‌زاده اطلاعات حاصل از رفتار کاربران در یک ماه اخیر در یک پایگاه داده ذخیره می‌شود و در پایگاه داده‌ دیگری رفتار کاربران در طول زمان جمع‌آوری می‌شود. با مقایسه اطلاعات این دو دیتابیس و با تحلیل آن‌ها در قالب ایونت‌های‌ (Event) مختلفر می‌توان در رابطه با استراتژی‌های آینده‌ در حوزه‌های مختلف نظیر فروش محصولات یا برگزاری کمپین‌ها تصمیم‌گیری کرد.

سوپرنوا یک پلتفرم متن‌باز مبتنی بر PHP است.

سوپرنوا یک پلتفرم متن‌باز مبتنی بر PHP است. در ادامه این همایش «علیرضا حسین‌زاده»، در خصوص چرایی متن‌بازبودن سوپرنوا صحبت کرد و مزایای نرم‌افزار‌ها و پروژه‌های متن‌باز را دلیل این انتخاب عنوان کرد. به ‌گفته حسین‌زاده، متن‌باز بودن این پلتفرم اجازه می‌دهد تا توسعه‌دهندگان بیشتری، فارغ از زمان و مکان، امکان کار کردن روی پروژه را داشته باشند و این در نهایت به هرچه بهتر شدن پلتفرم منجر می‌شود.

در این نشست، ساختار نسبتا قدیمی‌تر لگاسی در کنار هزینه‌ی بالای نگهداری و همچنین پیچیدگی سیستم لگاسی برای اضافه کردن امکانات جدید از جمله دلایل کنار گذاشتن این سیستم از سوی نمایندگان فنی دیجی‌کالا اعلام شد. در همین راستا «لوکاش لاتو»، معاون مهندسی دیجی‌کالا که در خصوص چگونگی ایجاد محیطی مناسب برای توسعه دهندگان عاشق تکنولوژی صحبت می‌کرد، گفت: دل بستن به یک تکنولوژی واحد، نتیجه‌ای جز شکست در پی ندارد و باید مجموعه‌ای از تکنولوژی‌ها و راهکارهای کاربردی را در مسیر اهداف سازمان به کار گرفت تا بهترین نتیجه ممکن حاصل شود.

1W3A0020 - متخصصان فنی در کنفرانس تکنولوژی دیجی‌کالا از چالش‌های پروژه سوپرنوا گفتند

از نظر لاتو چهار مشخصه‌ی پایداری، عملکرد، مقیاس‌پذیری و انعطاف‌پذیری ارکان اصلی توسعه‌ی پلتفرم جدید دیجی‌کالا بوده‌اند. از نظر لوکاش ایجاد پلتفرمی همچون سوپرنوا تنها از طریق دستیابی به تکنولوژی امکان پذیر نیست؛ لازمه چنین کاری ایجاد یک تیم مهندسی با روحیه و نگرش نزدیک به هم است.

لوکاش لاتو که خود یک توسعه دهنده‌ی PHP است، پلتفرم سوپرنوا را نیز مبتنی بر PHP توسعه داده است. دلیل انتخاب PHP به عنوان زبان برنامه‌نویسی پلتفرم سوپرنوا از سوی مدیران این پروژه، شاکله‌ی تیم سوپرنوا اعلام شد که اغلب جزو متخصصان و توسعه‌دهندگان کاربلد این حوزه بوده‌اند.

چهار مشخصه‌ی پایداری، عملکرد، مقیاس‌پذیری و انعطاف‌پذیری ارکان اصلی توسعه‌ی پلتفرم جدید دیجی‌کالا هستند.

مقدمات توسعه پلتفرم جدید دیجی‌کالا از ابتدای سال ۹۶ و با تشکیل یک تیم جدید آغاز شد. «امیر حسنی» که پیش از سوپرنوا نیز عضو تیم توسعه دیجی‌کالا بود و جزو اولین اعضای تیم سوپرنوا نیز بوده در بخش دیگری از همایش به روی سن رفت و در صحبت‌های خود به این نکته اشاره کرد که دیجی‌کالا برای تشکیل تیم توسعه‌ی سوپرنوا، توسعه‌دهندگان و کارکنان پیشین خود را ملزم به شرکت در یک مصاحبه‌ استخدامی مجدد کرده است.

امیر حسینی که صحبت‌های خود را با عنوان «چگونگی تعویض یک شبه از Stack مایکروسافت به متن‌باز» اراعه می‌کرد، حساس‌ترین مرحله‌ی توسعه‌ و پیاده‌سازی پلتفرم سوپرنوا را مهاجرت از پلتفرم لگاسی به سوپرنوا دانست و به ارائه توضیحاتی پیرامون این موضوع پرداخت. با توجه به اینکه امکان از دسترس خارج شدن دیجی‌کالا برای انجام این تغییر به مدت زیاد وجود نداشت، تیم توسعه این فرایند را شبانه و در عرض تنها چند ساعت انجام داد. تا پیش از مهاجرت نهایی، تیم توسعه چندین بار به‌صورت آزمایشی، اسکریپت‌های انتقال اطلاعات دیتابیس را از MS SQL به MySQL انجام داده بودند تا از صحت عملکرد این اسکریپت‌ها و انتقال کامل اطلاعات اطمینان کامل را کسب کنند. در نهایت و در طی عملیات مهاجرت نهایی که از سوی تیم فنی «بیگ بنگ» نام‌گذاری شده بود، تمام اطلاعات به دیتابیس اصلی منتقل شد.

0G5A0054 - متخصصان فنی در کنفرانس تکنولوژی دیجی‌کالا از چالش‌های پروژه سوپرنوا گفتند

پلتفرم جدید دارای ۲۱ پلاگین مختلف است که ابعاد مختلف فعالیت‌های دیجی‌کالا پوشش می‌دهد. «کراسی ایوانف»، مدیر تکنولوژی مارکت‌پلیس دیجی‌کالا، در این همایش با اشاره به این موضوع افزود: تیم توسعه علاوه‌بر تفکیک فعالیت‌‌های مختلف در ۲۱ پلاگین مختلف، دیتابیس را نیز به چند قسمت تقسیم کرده تا هر بخش بنابر نیازهای خود اطلاعات مورد نیاز را در دیتابیسی مستقل در اختیار داشته باشد. اتفاقی تا پیش از این و در پلتفرم لگاسی به خاطر تمرکز تمام داده‌ها در یک دیتابیس واحد امکان پذیر نبود و همین موضوع عملکرد سیستم را کاهش می‌داد.

در انتهای این همایش حاضران سوالات خود را از متخصصان دیجی‌کالا پرسیدند و به تبادل اطلاعات با یکدیگر پرداختند. این کنفرانس نخستین برنامه اختصاصی دیجی‌کالا در زمینه تکنولوژی و مباحث فنی بود که توسط تیم نوآوری دیجی‌کالا برگزار شد.

گروه فناوری اطلاعات و ارتباطات شاتل، در رویداد کنفرانس تکنولوژی دیجی‌کالا با تامین بسترهای ارتباطی برای صدها نفر از فعالان، دانشجویان، خبرنگاران و برنامه‌نویسان صنعت IT، در این کنفرانس، با تامین پهنای باند این رویداد، از برگزاری رویداد علمی و تجربه‌محور دیجی‌کالا حمایت کرد.  شرکت شاتل در حاشیه این همایش، درباره سبد متنوع خدمات اینترنت پرسرعت ثابت (ADSL2+)، خدمات همراه (شاتل موبایل)، خدمات و راهکارهای سازمانی تلفن ثابت و پهنای باند اختصاصی،خدمات تماشای آنلاین فیلم و سریال (نماوا) و… با علاقه­مندان با شعار «استفاده پرسرعت از لحظات بی بازگشت»  به بحث و گفت­وگو نشست.

Let’s block ads! (Why?)

بازدید: 21

پاورقی دنباله‌دار کتاب «یگانه دستگاه: تاریخچه مخفی آیفون» (فصل یازدهم/بخش چهارم)

THeOneDEVICE Recovered Recovered 1024x650 - پاورقی دنباله‌دار کتاب «یگانه دستگاه: تاریخچه مخفی آیفون» (فصل یازدهم/بخش چهارم)

ورود به آیفون

به این سمت بکشید تا باز شود

اگر شما هم در اوایل دهه‌ی اول قرن بیست و یکم در شرکت اپل کار می‌کردید، مطمئناً متوجه اتفاقی عجیب‌وغریب می‌شدید. حتماً می‌فهمیدید که کارکنان شرکت بعضاً غیب‌شان می‌زند و ناپدید می‌شوند. این روند در ابتدای وقوعش سرعت چندانی نداشت و به‌آهستگی پیش می‌رفت. یک روز یکی از مهندس‌های شرکت نیامد و صندلی‌اش خالی ماند. یک روز دیگر هم یکی از اعضای مهم گروه سر کارش حاضر نمی‌شد. غیبش می‌زد. هیچ‌کس هم درست نمی‌توانست جواب آدم را بدهد و بگوید که این افراد کجا رفته‌اند.

ایوِن دُل[۱] در آن دوره یکی از مهندس‌های بخش نرم‌افزاری شرکت اپل بود. دل می‌گوید: «شایعات و حرف‌وحدیث‌هایی شنیده بودم که دارند چیزی تازه می‌سازند. هیچ معلوم نبود این چیز تازه دقیقاً چیست. اما کاملاً معلوم بود که دارند عده‌ی زیادی از بهترین مهندس‌ها را از بهترین تیم‌های کاری شرکت دست‌چین می‌کنند و می‌برند سر پروژه‌ی ساخت آن چیز تازه.»

الآن برای‌تان می‌گویم که بر سر این بهترین مهندس‌ها چه می‌آمد. اول از همه دو نفر از مدیران شرکت بدون هیچ برنامه و قرار ملاقات قبلی به دفتر آن مهندس می‌رفتند. بعد از ورود به دفتر مهندس مذکور، در آنجا را پشت سر خود می‌بستند. این مدیرها کسانی بودند مانند هنری لامیرو، مدیر بخش مهندسی نرم‌افزار شرکت اپل و ریچارد ویلیامسن، مدیر بخش نرم‌افزارهای شرکت.

یکی از آن مهندس‌های نمونه هم آندره بول[۲] بود. از حضور بول در شرکت اپل تنها چند ماه می‌گذشت که آن دو نفر مدیر، بی‌هماهنگی قبلی رفتند سروقت او.

ویلیامسن اتفاقات آن روز را چنین تعریف می‌کند: «هنری و من رفتیم وارد دفتر کارش شدیم و گفتیم که “آندره، تو ما را نمی‌شناسی، ولی ما دو نفر خیلی چیزها راجع به تو شنیده‌ایم و می‌دانیم که مهندس فوق‌العاده‌ای هستی و برای همین می‌خواهیم که همراه‌مان بیایی و با ما روی پروژه‌ای کار کنی که نمی‌توانم راجع به آن چیزی به تو بگوییم. می‌خواهیم همین الآن همراه‌مان بیایی. یعنی همین امروز.”»

بول با شنیدن این حرف‌ها اول آن‌چه را که به او گفته‌اند، باور نمی‌کند. بعد مشکوک می‌شود و با تردید به مدیرها زُل می‌زند. ویلیامسن می‌گوید: «آندره برگشت به ما گفت که “می‌شود مدتی به این مسئله فکر کنم؟” ما هم در جوابش گفتیم که نه.» آن دو نفر مدیر نه می‌توانستند و نه تمایلی داشتند که راجع به این پروژه چیزی به او بگویند و اطلاعات بیشتری با او در میان بگذارند. با این اوصاف، بول در همان روز تصمیمش را گرفت و به گروه تازه پیوست. ویلیامسن می‌گوید: «این کار را چندین و چند بار دیگر تکرار کردیم و به بسیاری از قسمت‌های مختلف شرکت سر زدیم.» بعضی از مهندس‌ها بودند که از موقعیت خودشان و وضعیت کاری‌شان کاملاً رضایت داشتند و در پاسخ حرف‌های این مدیران پاسخ منفی دادند. آن مهندس‌ها سر کار خود ماندند و به همان دفتر واقع در کوپرتینو رفتند. اما کسانی که مانند بول جواب مثبت دادند، منتقل شدند تا بر روی ساخت آیفون کار کنند.

بعد از آن پاسخ مثبت، زندگی این افراد تغییر کرد و هرگز مثل سابق نشد. لااقل تا دو سال و نیم بعد از پاسخ مثبت‌شان، روال زندگی آن‌ها شباهتی به گذشته پیدا نکرد. اعضای این گروه تازه مجبور بودند شبانه‌روز کار کنند تا بتوانند بهترین تکنولوژی‌های حوزه‌ی خود را کنار هم بنشانند. منظور همان تکنولوژی‌هایی است که در نسل آن‌ها قرار بود به دست مصرف‌کنندگان برسد. به جز انجام این کار، کمتر فرصت می‌کردند برای چیز دیگری در زندگی‌شان وقت بگذارند. زندگی خصوصی این افراد تقریباً رنگ باخت و از میان رفت. ضمناً حق نداشتند با هیچ‌کس راجع به پروژه‌ای که مشغول کار بر رویش بودند، صحبت کنند. تونی فدل یکی از مدیران ارشد شرکت اپل است که در روند ساخت آیفون مشارکتی جدی داشت. فدل می‌گوید که استیو جابز «نمی‌خواست هیچ‌کس بعد از جدا شدن از شرکت، هیچ حرفی راجع به این پروژه بزند. نمی‌خواست هیچ‌کس اصلاً حرفی بزند. اصلاً خوش نداشت کسی چیزی بگوید و خبری جایی درز کند… او ذاتاً آدمی بود شکاک و کم‌اعتماد.»

جابز به استیو فورستال شخصاً گفته بود که چه در داخل شرکت و چه در خارج از آن، حق ندارد راجع به ساخت آیفون با هیچ‌کس صحبت کند.

جابز حتی در این زمینه به استیو فورستال هم اخطار داده بود. فورستال قرار بود که مدیر بخش نرم‌افزاری آیفون شود. جابز به او شخصاً گفته بود که چه در داخل شرکت و چه در خارج از آن، حق ندارد راجع به ساخت این تلفن همراه با هیچ‌کس صحبت کند. فورستال تنها مجاز بود با باقی اعضای گروه سازنده‌ی نخستین آیفون راجع به این پروژه حرف بزند، نه هیچ‌کس دیگر. فورستال در این باره گفته است: «جابز بنا به دلایل امنیتی و رازداری به من گفته بود که برای کار بر روی رابط کاربری این تلفن همراه، تنها حق دارم همان کسانی را به کار بگیرم که از قبل در استخدام شرکت هستند و حق ندارم از بیرون شرکت کسی را بیاورم. اما در عین حال به من گفت که هر کس را از هر جای شرکت که دلم بخواهد، می‌توانم بیاورم و به گروه اضافه کنم.» برای همین امر، فورستال مدیرانی مانند هنری و ریچارد را به قسمت‌های مختلف شرکت فرستاد تا بهترین گزینه‌های موجود را پیدا کنند و با آن‌ها حرف بزنند. بعد هم ترتیبی داد تا اعضای احتمالی این گروه، پیش از پیوستن به آن، از مخاطرات و معایب کار در این گروه به‌خوبی خبردار شوند و بدانند که اوضاع اصلاً شوخی‌بردار نیست. فورستال به اعضای گروه می‌گفت که «می‌خواهیم پروژه‌ای تازه را آغاز کنیم. این پروژه از بس محرمانه است که حتی حق ندارم به شما بگویم برای انجام چه کاری است. حق ندارم به شما بگویم که قرار است برای کدام مدیر کار کنید. فقط حق دارم به‌تان این را بگویم که اگر عضویت در این گروه را بپذیرید، مجبور خواهید بود با پشتکار بیشتر و سنگین‌تر از هر زمان دیگر در عمرتان مشغول کار شوید. مجبور می‌شوید که برای مدتی حدوداً دوساله و تا زمان ساخت این محصول، قید خواب راحت شبانه و تعطیلات آخر هفته را بزنید.»

فورستال می‌گوید اینکه عده‌ای از خوش‌فکرترین و مستعدترین کارکنان شرکت برای عضویت در این برنامه و کارکردن روی این پروژه داوطلب شدند، امری بود بسیار «حیرت‌انگیز». ویلیامسن به خود من می‌گوید: «حقیقتش را بخواهی، باید بگویم که همه‌ی اعضای آن گروه واقعاً مستعد و خوش‌فکر بودند.» افرادی که در آن گروه دور هم گرد آمدند، خاستگاه‌هایی گوناگون داشتند و از دسته‌ها و قسمت‌هایی مجزا دور یکدیگر جمع شدند. از طراحان کارکشته گرفته در آن گروه بود، تا برنامه‌نویسانی خوش‌آتیه که در ابتدای مسیر خود قرار داشتند، تا مدیرهایی که سال‌های سال بود جابز را شخصاً می‌شناختند و با او کار می‌کردند و تا مهندس‌هایی که هرگز استیو جابز را از نزدیک ندیده بودند. همه‌ی این آدم‌ها گروهی تشکیل دادند که بدل به یکی از پیشروترین و بهترین گروه‌های خلاق قرن بیست و یکم شد.

یکی از بزرگ‌ترین و اصلی‌ترین نقاط قوت شرکت اپل این است که وقتی محصولی با تکنولوژی تازه می‌سازد، این محصول نزد کاربر به گونه‌ای جلوه می‌کند که انگار کارکردن با آن بسیار ساده است و نیاز به تلاش زیاد ندارد. روند ساخت آیفون اصلاً و ابداً روندی ساده نبود و دشواری‌های بسیار فراوان داشت، اما مبدعان آیفون همیشه می‌گویند که کار بر روی ساخت این محصول اغلب بسیار هیجان‌انگیز بوده است.

پیش‌گویی و پیش‌بینی فورستال برای گروه سازنده‌ی آیفون به وقوع پیوست و صحت آن اثبات شد.

اندی گرینین یکی از آن مهندس‌های ارشدی است که در روند ساخت آیفون مشارکت داشته است. گرینین به من می‌گوید که «به خاطر همین آیفون است که من طلاق گرفتم.» برای نوشتن این کتاب با عده‌ی زیادی از اصلی‌ترین و مهم‌ترین مهندس‌ها و طراحان آیفون مصاحبه کرده‌ام و عین همین جمله را از دهان عده‌ی زیادی از آن‌ها شنیدم. یکی دیگر از کسانی که در روند ساخت آیفون دخیل بوده‌ است، به من می‌گوید: «بله. آیفون خیلی چیزها را از بین برد. زندگی زناشویی و روابط همسری فقط یک شمّه‌ی ماجراست.»

اندی گرینین می‌گوید: «دوره‌ی بسیار پرفشاری بود. احتمالاً از لحاظ حرفه‌ای و کاری، یکی از بدترین دوره‌های تمام زندگی‌ام به حساب بیاید. محیط آنجا به این شکل بود که آمده بودند و عده‌ای آدم بسیار باهوش و خوش‌فکر را کنار هم گذاشته بودند و دائم به آن‌ها فشار می‌آوردند. از همه‌طرف روی ما فشار بود. تاریخ تحویل و ضرب‌العجلی که برای‌مان درنظر گرفته بودند، خودش یک‌جور فشار بود، چون ابداً امکان نداشت که به آن برسیم. خود کاری که برای‌مان در نظر داشتند، فشاری دیگر بود، چون کاری بود بسیار دشوار. بعد تازه می‌آمدند و به ما می‌گفتند که آینده‌ی تمام شرکت وابسته به ساخت این محصول است. آش درهم‌جوشی بود از بدبختی و فلاکت. آدم اصلاً فرصت نمی‌کرد که برای استراحت، پاهایش را بیندازد روی میز و با خیال راحت بگوید که “این محصول یک روزی واقعاً می‌ترکاند.” چون بیشتر اوقات همه‌مان می‌گفتیم که “ای وای! داریم از فشار کار می‌ترکیم که!” هروقت که به وجوه مختلف کار نگاهی می‌انداختیم و همه‌چیز را مرور می‌کردیم، متوجه می‌شدیم که خطری بالقوه جایی از نظر دور مانده و در کمین است تا تمام پروژه را در خودش ببلعد و از میان ببرد.»

[۱] Evan Doll

[۲] Andre Boule

Let’s block ads! (Why?)

بازدید: 14

۲۲ اصطلاح اینترنتی که همه باید بلد باشند!

۲۲ اصطلاح اینترنتی که همه باید بلد باشند!

زبان اینترنت و دنیای وب، زبانی است که شاید برای همه ملموس و قابل درک نباشد و البته با این حجم از گستردگی اینترنت این موضوع مسئله‌ای طبیعی است. در این مطلب ما قصد داریم تا شما را با یک سری از اصطلاحات رایج در دنیای وب و اینترنت آشنا کنیم، پس در ادامه با دیجی‌رو همراه باشید.

۱- ۴۰۴ Error (خطای ۴۰۴)

ارور ۴۰۴ یکی از رایج‌ترین خطاهای اینترنتی بوده و بدان معناست که صفحه‌ای که به دنبال آن هستید وجود ندارد. عموما این عبارت را وقتی لینکی سرچ می‌کنید که دیگر در دسترس نیست یا آدرس اشتباهی در مرورگر‌تان می‌زنید مشاهده می‌کنید.

۲- Add-on یا Extension (افزونه)

Add-one در مرورگر (برای فایر فاکس) یا Extension (برای کروم) تکه‌های نرم افزاری کوچکی هستند که عملکردهای اضافه‌ای را برای مرورگرتان به همراه دارند. این افزونه‌ها می‌توانند در عین حال که مزایای زیادی به همراه دارند، از لحاظ حریم خصوصی ریسکی و خطرناک باشند.

باید توجه داشت که Add-one با plugin متفاوت است. پلاگین‌ها (مثل جاوا و فلش پلیر) به شما کمک می‌کنند که به نوع خاصی از محتوا در صفحه‌ی وب دسترسی داشته باشید.

۳- Anime (انیمه)

انیمه، کوتاه شده‌ی عبارت انیمیشن است اما از کلمه‌ی انیمه برای ارجاع به نوع خاصی از انیمیشن‌های ژاپنی استفاده می‌شود. این انیمیشن‌ها رنگ‌هایی زنده و شخصیت‌های پر جنب و جوش دارند. توجه داشته باشید که اینمه با مانگا که کمیک ژاپنی است تفاوت دارد.

۴- Band with (پهنای باند)

پهنای باند به ماکسیمم عبور اطلاعات از طریق شبکه اشاره دارد. هر چه پهنای باند بیشتر باشد، کارهای بیشتری را می‌توان همزمان انجام داد.

مثلا اگر با لپ تاپ به صورت آنلاین مشغول تماشای فیلم بوده و همزمان بر روی موبایل هم در حال دانلود برنامه‌ی سنگینی باشید و درعین حال هم بخواهید ویدیوی سنگینی را آپلود کنید، احتمالا یکی یا همه‌ی این کارها با مشکل یا کندی مواجه خواهند شد که این یعنی باید یک کدام از این کارها را انجام نداده و یا به عبارتی پهنای باندتان را آزاد کنید تا بتوانید کار دیگر را انجام دهید.

۵- Click bait (تله کلیک)

این عبارت برای بیان محتوای اینترنتی است که کاربر را به کلیک کردن روی آن ترغیب می‌کند. تله کلیک اغلب تیتری فریب انگیز داشته و در ازای کلیک کردن نوید مطلبی هیجان انگیز به کاربر می‌دهد. بعضی از تبلیغات تلگرامی (مثلا عکس‌های فلان بازیگر در استخر) از جمله تله کلیک‌ها به شمار می‌آیند.

۶- Cooki (کوکی)

کوکی قطعات کوچک اطلاعات بر روی کامپیوتر یا موبایل‌تان است که وب سایت‌ها از آن برای رد‌گیری فعالیت‌های شما بر روی وب استفاده می‌کنند. مثلا اضافه کردن محصولی به سبد خرید و بعدا سر زدن به آن یا تیک زدن گزینه‌ی “من را به خاطر بسپار” در حین ورود به سایت‌های مختلف.

۷- Crowd funding (سرمایه گذاری جمعی)

سرمایه گذاری جمعی عمل جمع کردن پول برای پروژه‌ای به صورت آنلاین است. در طی این کار هر فرد هر چقدر که بخواهد می‌تواند پول اهدا کند.

۸- Dark web (دارک وب)

دارک وب نامی برای وب سایت‌هایی است که نمی‌توان بدون نرم افزارهای خاص به آن‌ها دسترسی پیدا کرد. این وب سایت‌ها توسط گوگل ایندکس نشده و معمولا وب سایت‌هایی مجرمانه و خطرناک هستند.

۹- Doxing (داکسینگ)

داکسینگ به معنای پیدا کردن اطلاعات خصوصی افراد و انتشار آن بر روی اینترنت (عموما با مقاصد شوم) می‌باشد. این موضوع مسلما زندگی فرد را در خطر قرار می‌دهد.

۱۰- Embed

Embed کردن یعنی ادغام کردن محتوا از یک منبع درون منبعی دیگر به صورت آنلاین. وقتی شما ویدیویی که روی آپارات آپلود شده است را درون دیجی‌رو مشاهده می‌کنید، در اصل ما ویدیو را درون دیجی رو Embed کرده‌ایم.

۱۱- Encryption (رمز گذاری)

به بیان ساده، رمز گذاری یعنی دستکاری کردن متن به گونه‌ای که تنها توسط گیرنده‌ی آن قابل خواندن باشد. رمز گذاری به عنوان مثال هنگام پرداخت آنلاین از اطلاعات شما محافظت می‌کند و در واقع اطلاعات شما تنها برای بانک قابل مشاهده خواهد بود.

۱۲- Firewall (فایر وال)

فایر وال نوعی نرم افزار امنیتی است که ترافیک شبکه‌ی ورودی و خروجی دستگاه شما را محدود می‌کند. این نرم افزار کامپیوتر یا موبایل شما را از بسته‌های شبکه‌ی خطرناک محافظت می‌کند.

۱۳- Godwin’s Law (قانون گادوین)

قانون گادوین قائده‌ای قدیمی در اینترنت است که بر طبق آن در هر بحث انلاین- صرف نظر از موضوع و وسعت آن- هر چه بحث طولانی‌تر شود احتمال اینکه یکی از طرفین بحث مقایسه‌ای با هیتلر یا نازیسم انجام دهد بالاتر می‌رود.

۱۴- Hashtag (هشتگ)

هشتگ شکلی از متا دیتا یا فرا داده برای پست‌های شبکه‌های اجتماعی –مخصوصا توییتر و اینستاگرام- است. هشتگ اجازه می‌دهد تا پست‌تان را علامت گذاری کنید و دیگران بتوانند آن را به آسانی پیدا کنند. مثلا با تایپ #تکنولوژی در اینستاگرام، می‌توانید پست کسانی که مطالب مربوط به تکنولوژی گذاشته‌اند را مشاهده کنید.

۱۵- Hotspot (هات اسپات)

به طورکلی، هات اسپات به دستگاه یا مکانی گفته می‌شود که می‌توانید از طریق آن به وسیله‌ی وایفای به اینترنت دسترسی پیدا کنید. مثلا با فعال کردن گزینه‌ی هات اسپات در موبایل‌تان، دیگران می‌توانند به اینترنت گوشی شما اتصای وایفای پیدا کنند.

۱۶- Internet of thing (اینترنت اشیا)

اینترنت اشیا یا IOT باعث گسترش اتصال به اینترنت در دستگاه‌هایی شده که قبلا هوشمند نبوده‌اند. مثلا یخچال‌ها، لامپ‌ها و ترموستات‌ها. وسایلی که از اینترنت اشیا بهره مند هستند را می‌توان از طریق موبایل یا تبلت کنترل کرد.

۱۷- Lurker (لرکر)

لرکر افرادی در اینترنت هستند که فعالیت آنلاین دیگران را تماشا کرده اما خودشان هیچ فعالیتی نمی‌کنند. مثلا یک نفر اکانت اینستاگرام دارد، پست‌های بقیه را چک می‌کند، اما خودش هیچ کامنت و پستی نمی‌گذارد.

۱۸- MalWare (بد افزار)

کلمه‌ی MalWare ترکیبی از دو کلمه‌ی Malicious و Software می‌باشد و به نرم افزارهای خطرناک اطلاق می‌شود. ویروس‌ها، تروجان‌ها، باج افزارها، نرم افزار‌های جاسوسی و غیره همگی زیر چتر بد افزار هستند.

۱۹- Pay wall (پی وال)

پی وال یعنی مسدود کردن محتواهای آنلاین برای افرادی که بابت آن هزینه‌ای پرداخت نکرده‌اند. اگر وب سایت‌ها نتوانند هزینه‌های‌شان را از طریق تبلیغات یا روش‌های دیگر تامین کنند به پی وال‌ها روی می‌آورند. در این صورت قسمت‌هایی از محتوا در دسترس و قابل مشاهده است اما برای دسترسی به قسمت‌های دیگر باید اشتراک تهیه کنید.

۲۰- Phishing (فیشینگ)

فیشینگ به تلاش برای بدست آوردن اطلاعات حساس افراد مثل نام کاربری، رمز، اطلاعات بانکی و غیره از طریق جعل وب سایت، ایمیل، اکانت و غیره اتلاق می‌شود.

۲۱- SEO (سئو)

SEO مخفف عبارت Search Engine Optimization بوده و به معنای بهینه سازی موتور جست و جو می‌باشد. هدف از سئو بهتر دیده شدن وب سایت شما در موتورهای جست و جو به خصوص گوگل می‌باشد.

۲۲- Spam (اسپم)

اسپم به پیام‌های ناخواسته که به صورت آنلاین مشاهده یا دریافت می‌کنید گفته می‌شود.

۲۲ اصطلاح اینترنتی که همه باید بلد باشند!

بازدید: 15

Razer نسل دوم گوشی ریزر فون خود را خواهد ساخت

Razer نسل دوم گوشی ریزر فون خود را خواهد ساخت | دیجی‌کالا مگ
مهرشاد رجبی

۱۳ شهریور ۱۳۹۷ | ۱۵:۲۵
۴ سپتامبر ۲۰۱۸
ریزر فون

شرکت متخصص در حوزه کامپیوتر‌های بازی، ریزر، سال گذشته برای اولین بار یک گوشی هوشمند اندرویدی با نام ریزر فون معرفی کرد و به نوعی می‌توان این شرکت را اولین سازنده گوشی‌های گیمینگ اندرویدی دانست. حالا خبرهایی شنیده می‌شود که این شرکت قرار است به زودی نسل دوم گوشی‌های اندرویدی خود را بسازد.

در آخرین گزارش مربوط به درآمد‌های مالی این شرکت، ریزر به صورت رسما اعلام کرد که نسل دوم گوشی‌های هوشمند خود را در دست ساخت دارد اما جزئیات بیشتری از این گوشی ارائه نداد. احتمال می‌دهیم اگر این گوشی تا یکی دو ماه آینده معرفی شود، به پردازنده اسنپ‌دراگن ۸۴۵ مجهز شده باشد. همچنین ممکن است حاشیه‌های نمایشگر دستگاه هم کوچکتر شود. نسل اول ریزر فون، در ماه نوامبر سال گذشته معرفی شد و حالا پس از تقریبا یک سال، زمان مناسبی برای معرفی این گوشی است. گرچه هنوز اسم گوشی نیز مشخص نیست اما تصور می‌کنیم با نام Razer Phone 2 شاهد معرفی این گوشی باشیم.

بخش هیجان‌انگیز دیگر این است گویا ریزر قصد دارد برخی از نرم‌افزارهای اختصاصی خود برای کامپیوترها را به گوشی‌های خود نیز بیاورد. مشخص نیست که منظور ریزر از این حرف چیست اما باید ببینیم که در گوشی بعدی ریزر چه ویژگی‌های نرم افزاری خاصی وجود خواهد داشت. شاید ریزر فون بعدی را بتوان به بازی‌های کامپیوتری همگام سازی کرد یا اتفاقی مشابه این را شاهد باشیم. هرچه باشد فعلا باید منتظر باشیم و ببینیم. در بیانیه ریزر در همین مورد آمده:

با معرفی و فروش موفقیت آمیز نسل اول ریزر فون در اواخر سال ۲۰۱۷، ریزر به عنوان شرکتی پیشگام در این حوزه شناخته شده و با ساخت اولین گوشی برای گیمرها که مدت‌ها به دنبال آن بوده‌اند، یک دسته‌بندی جدید در این صنعت موبایل ایجاد کرده است. این گروه [شرکت ریزر] با معرفی اولین نسل از گوشی‌های ریزر فون و عرضه آن در ابتدا به صورت محدود سپس به صورت گسترده، توانست توجهات زیادی را به خود جلب کند و نظرهای مثبتی را هم در سطح دنیا دریافت کند. ریزر هم اکنون با توجه به منابع خود، تمرکز خود را روی عرضه دومین نسل از گوشی‌های ریزر متوجه کرده و این گوشی نرم افزار کامپیوترهای گیمینگ را به صنعت موبایل‌ خواهد آورد.

منبع: ۹To5Google

Let’s block ads! (Why?)

بازدید: 17