فهرست بستن

برچسب: روزیاتو پروموت

روزیاتو: ۸ نشانه ای که می گوید اعتماد به نفس تان بیشتر از آن است که فکر می کنید

احتمالاً مثل بیشتر آدم ها – حتی افراد بسیار ماهر – همیشه احساس اعتماد به نفس نمی کنید. برای اغلب ما، اعتماد به نفس مسأله ای وابسته به موقعیت است، یعنی بسته به موقعیت گاهی از خود به شدت مطمئن هستیم و گاهی هم نسبت به خود مرددیم و حتی احساس ناامنی روانی می کنیم.

به علاوه، اگر مثل اغلب آدم ها باشید، دست کم درجاتی از سندرم ایمپاستر را تجربه کرده اید: این باور درونی که شما ناکافی و نالایق هستید، با وجود اینکه شواهد از مهارت بالا و موفقیت زیاد شما حکایت دارد.

شما خودتان را نه با نقطه ی شروع تان و مسیری که تا به اینجا طی کرده اید، بلکه با نقطه ای که آرزوی رسیدن به آن را دارید و مسیری که هنوز تا آن باقی مانده، مقایسه می کنید. شما دستاوردهایتان را با وجودتان یکی کرده اید؛ از نظر شما این دستاوردها طبیعی و عادی هستند و شما نمی توانید آن ها را به چشم قدمی به جلو در مورد خودتان ببینید. به همین دلیل دستاوردهایتان برایتان چشمگیر نیستند، گرچه دیگران آن ها را فوق العاده می دانند. تمامی این موارد روی میزان اعتماد به نفس شما تأثیر می گذارند.

اما وقتش رسیده این مشکل را حل کنید. در ادامه به نشانه هایی خواهیم پرداخت که می گویند بیشتر از آنچه که تصور می کنید اعتماد به نفس دارید و به طور حتم از اغلب آدم ها اعتماد به نفس تان بیشتر است.

۱- آیا فقط به دنبال تأیید کسانی هستید که برایتان مهم هستند؟

نشانه های اعتماد به نفس

اگر در شبکه های اجتماعی هزاران دنبال کننده دارید، خیلی عالی است اما این عدد و رقم ها در برابر جلب اعتماد و احترام اندک افرادی که در زندگی شما واقعاً برایتان مهم هستند، ارزشی ندارند.

وقتی اعتماد و احترام آن ها را به دست آورید، هر جا که بروید و هر کاری که انجام دهید، واقعاً اعتماد به نفس خواهید داشت. چون شما می دانید که کسانی که مهم ترین جایگاه را در زندگی تان دارند، پشت تان هستند.

۲- آیا بسیار بیشتر از آنکه حرف بزنید گوش می دهید؟

لاف زدن پوششی است برای پنهان کردن ناامنی روانی خود. کسانی که واقعاً از اعتماد به نفس برخوردارند، ساکت و متواضع هستند. آن ها می دانند که به چه فکر می کنند؛ می خواهند بدانند که شما به چه فکر می کنید.

به همین دلیل سؤالات اصطلاحاً باز می پرسند که به دیگران این آزادی را می دهند که متفکر و درون نگر باشند: آن ها از شما می پرسند کارتان چیست، چطور آن را انجام می دهید، از چه چیز آن خوش تان می آید، از آن چه یاد گرفته اید، و اگر خودشان در موقعیت مشابه قرار گیرند باید چه کنند.

۳- آیا حاضر به موضع گیری هستید، نه به این خاطر که فکر می کنید حق با شما است، بلکه به این دلیل که از اشتباه کردن نمی ترسید؟

آدم های خود بین و از خود راضی معمولاً وقتی موضعی می گیرند شروع می کنند به جار و جنجال به راه انداختن و به قصد خودنمایی سر و صدا کردن، و عقاید و نقطه نظرات متفاوت را به کلی نادیده می گیرند. آن ها می دانند که حق با آن ها است و می خواهند (درواقع نیاز دارند) که شما هم این را بدانید.

این رفتار آن ها نشانه ی اعتماد به نفس نیست؛ بلکه مشخصه ی زورگوهای تیزهوش است (افرادی که ضریب هوشی بالاتری دارند اما از هوش خود برای سلطه بر دیگران، آزار آن ها و سوء استفاده از آن ها استفاده می کنند).

کسانی که واقعاً از اعتماد به نفس برخوردارند برایشان مهم نیست که معلوم شود در اشتباه بودند. آن ها اعتقاد دارند اینکه متوجه شوید چه چیزی درست است، بسیار مهم تر از این است که حق با شما باشد. وقتی هم مرتکب اشتباه می شوند، آنقدری از امنیت روانی برخوردار هستند که با خوشرویی از موضع خود کوتاه بیایند.

کسانی که واقعاً اعتماد به نفس دارند اغلب، اشتباهات شان را می پذیرند یا اقرار می کنند که همه ی جواب ها را نمی دانند، کاری که زورگوهای تیزهوش هرگز انجام نمی دهند.

۴- آیا از کانون توجه دوری می کنید تا دیگران مورد توجه قرار گیرند؟

بله ممکن است آن ها بودند که بیشتر کار را انجام دادند، به موانع اصلی غلبه کردند یا مجموعه ای از آدم های متفاوت را طوری کنار هم قرار دادند که از آن ها یک تیم بسیار کارآمد به دست آمد.

اما کسانی که واقعاً از اعتماد به نفس برخوردارند برایشان مهم نیست یا دست کم آن را نشان نمی دهند (آن ها در درون آدم های مغروری هستند که باید هم همینطور باشد). افرادی که واقعاً اعتماد به نفس دارند احتیاجی به تحسین دیگران ندارند؛ آن ها می دانند چه دستاوردی داشته اند.

این افراد نیازی به تأیید دیگران ندارند، چون تأیید واقعی از درون نشأت می گیرد.

به همین دلیل آن ها عقب می ایستند و دستاوردهایشان را به واسطه ی دیگران جشن می گیرند. آن ها عقب می ایستند و اجازه می دهند دیگران بدرخشند – کاری که دیگران را هم به یک اعتماد به نفس واقعی می رساند.

۵- آیا از کمک گرفتن از دیگران خوشحال می شوید؟

بسیاری از مردم تصور می کنند کمک گرفتن از دیگران نشانه ی ضعف است و معنای ضمنی درخواست کمک، کمبود دانش، مهارت یا تجربه است.

کسانی که اعتماد به نفس دارند، آنقدری از امنیت روانی برخوردار هستند که به ضعف خود اقرار کنند. به همین دلیل آن ها زیاد از دیگران کمک می گیرند، نه فقط به این خاطر که آنقدری امنیت روانی دارند که به نیازشان به کمک اقرار کنند، بلکه به این دلیل هم که می دانند چه زمانی از دیگران کمک بگیرند، آن ها با درخواست کمک خود، شخص مقابل را مورد تمجید و تحسین قرار می دهند.

همان یک جمله ی «می شود کمکم کنی؟» از احترام فوق العاده ای حکایت دارد که شما برای مهارت و قضاوت آن شخص قائل هستید. چون اگر اینطور نبود، هرگز از او درخواست کمک نمی کردید.

۶- آیا از انتقاد از دیگران خودداری می کنید؟

به طور کلی کسانی که دوست دارند غیبت کنند، آن هایی که دوست دارند بد دیگران را بگویند، به این دلیل این کار را انجام می دهند که امیدوارند با مقایسه، خودشان را شخص بهتری نشان دهند.

تنها مقایسه ای که یک شخص دارای اعتماد به نفس به آن دست می زند مقایسه با خود دیروزش و کسی است که امیدوار است یک روز تبدیل به آن شود.

۷- آیا از بی نقص به نظر نرسیدن نمی ترسید؟

اگر واقعاً اعتماد به نفس داشته باشید، برایتان مهم نیست که گاهی در موقعیتی قرار بگیرید که در آن در بهترین حالت خود نیستید.

و جالب آنکه این چیزی از احترام دیگران برای شما کم نمی کند و بر عکس، به خاطر همین مسأله معمولاً احترام بیشتری نزد دیگران پیدا می کنید.

۸- آیا به اشتباهات تان اقرار می کنید؟

احساس ناامنی روانی معمولاً باعث دورویی و تظاهر می شود، اما اعتماد به نفس، صداقت و خلوص به همراه می آورد.

به همین دلیل است که کسانی که واقعاً از اعتماد به نفس برخوردارند به اشتباهات خود اقرار می کنند. آن ها به راحتی درباره ی اشتباهات شان صحبت می کنند. برای آن ها اهمیتی ندارند که ماجرای اشتباه شان برای دیگران یک داستان عبرت آموز باشد. برای آن ها مهم نیست که به سوژه ی خنده ی دیگران و خودشان تبدیل شوند.

وقتی واقعاً اعتماد به نفس داشته باشید، برایتان اهمیتی ندارد که گاهی «بد به نظر برسید». شما متوجهید که وقتی رو راست و خالی از تظاهر هستید، دیگران نه «به» شما، بلکه «با» شما می خندند.

کیش تور

Let’s block ads! (Why?)

ادامه مطلب

روزیاتو: ضربان قلب نرمال چقدر است و چطور میتوان آن را اندازه گرفت؟

یکی از علائم حیاتی ای که با توجه به آن می توان به وضعیت بدن پی برد، ضربان قلب است.

منظور از ضربان قلب در حالت استراحت، تعداد دفعاتی است که قلب در حالت آرامش و سکون در هر دقیقه می زند. ضربان قلب نرمال در حالت استراحت برای افراد بزرگسال (کودکان بالای ۱۰ سال، بزرگسالان و سالخوردگان) بین ۶۰ تا ۱۰۰ تپش در هر دقیقه است.

در مجموع، هر چه ضربان قلب در حالت استراحت پایین تر باشد معنی آن این است که قلب عملکرد مؤثرتری دارد و بدن از نظر سلامت قلبی عروقی از شرایط بهتری برخوردار است. مثلاً ضربان قلب نرمال در حالت استراحت در ورزشکاران حرفه ای ممکن است حدود ۴۰ تپش در هر دقیقه باشد.

به خاطر داشته باشید که عوامل زیادی می تواند در میزان ضربان قلب تأثیر بگذارد، از جمله:

  • سن
  • میزان تناسب اندام و فعالیت بدنی
  • مصرف سیگار
  • ابتلا به بیماری های قلبی عروقی، کلسترول بالا یا دیابت
  • دمای هوا
  • وضعیت بدن (مثلاً ایستاده یا دراز کشیده)
  • احساسات
  • اندازه ی بدن
  • داروها

گرچه ضربان قلب نرمال بازه ی گسترده ای دارد، اما اگر ضربان قلب معمولاً بالا یا پایین باشد، این مسأله ممکن است نشانه ی وجود یک مشکل باشد. اگر ضربان قلب شما در حالت استراحت دائماً بیشتر از ۱۰۰ تپش در هر دقیقه است (تاکی کاردی یا تند تپشی) یا ورزشکار حرفه ای نیستید اما ضربان قلب تان کمتر از ۶۰ تپش در هر دقیقه است (برادی کاردی یا کند تپشی)، باید به پزشک مراجعه کنید، به ویژه اگر نشانه های دیگری مثل احساس غش و ضعف، سرگیجه یا تنگی نفس هم دارید.

چطور می توانیم خودمان ضربان قلب مان را اندازه بگیریم؟

اندازه گیری ضربان قلب نرمال

برای اندازه گرفتن ضربان قلب خود کافی است نبض خود را بگیرید. انگشتان اشاره و وسط خود را روی گردن خود، در یک سمت نای قرار دهید. برای چک کردن نبض در قسمت مچ دست، دو انگشت خود را بین استخوان و تاندون روی سرخرگ رادیال (سرخرگ زند بالایی) بگذارید، یعنی سمتی از مچ دست که انگشت شست قرار دارد.

وقتی نبض خود را حس کردید، به ساعت نگاه کنید و به مدت ۱۵ ثانیه، تعداد تپش های قلب تان را بشمارید. عدد به دست آمده را ضرب در چهار کنید تا تعداد تپش های قلب تان در عرض یک دقیقه را به دست آورید.

ضربان قلب خود را چطور در لحظه پایین بیاوریم؟

اگر ضربان قلب تان به طور موقت و ناگهانی در اثر دویدن، ترس، اضطراب و غیره بالا رفته باشد، روش هایی هست که با آن ها می توانید آن را به حالت نرمال برگردانید:

  • از خنک و راحت بودن محیط اطراف خود مطمئن شوید. دمای بالا و رطوبت می تواند جریان خون و ضربان قلب را افزایش دهد.
  • آرام و شمرده نفس کشیدن می تواند به پایین آمدن ضربان قلب کمک کند. نفس خود را به آرامی تو دهید، چند ثانیه ی کوتاه آن را نگه دارید و سپس به آرامی نفس تان را بیرون دهید. این کار را چند باری تکرار کنید.
  • یوگا، مدیتیشن و دیگر تکنیک های ریلکسیشن هم می توانند به آرام گرفتن قلب کمک کنند که البته نیاز به آموزش و تمرین دارند.

Let’s block ads! (Why?)

ادامه مطلب

روزیاتو: چطور بین کار و زندگی شخصی تعادل برقرار کنیم؟

اگر مدام درگیر برقراری تعادل بین کار و زندگی شخصی هستید و فکر می‌کنید این قضیه بر روابط خانوادگی شما تأثیر منفی می‌گذارد، برای حل این وضعیت بغرنج، لازم است اقداماتی را انجام دهید. این سناریو را تجسم کنید:

من در ایجاد تعادل بین کار و زندگی با مشکل مواجه هستم. همسرم دائما  گله می‌کند که من همیشه در حال کار کردن هستم یا از طریق تلفن همراه  مشغول چک کردن اخبار و مطالب مربوط به کار یا برنامه‌ریزی کاری. چه کنم؛ کار برای من یک پدیده توقف‌ناپذیر است و انگار من همیشه سعی می‌کنم کارهایم را کامل به اتمام برسانم. چه توصیه‌ای برای من دارید؟

ممکن است برای خیلی از خانم‌ها یا آقایان دورکاری که کارهای خود را در منزل انجام می‌دهند یا حتی افراد شاغلی که کارهایشان در ساعت اداری به اتمام نمی‌رسند و مجبورند در هنگام استراحت هم حواسشان شش‌دانگ به کارشان باشد، این سناریو یک سناریوی خیلی آشنا باشد که هر روز درگیرش هستند.

در دنیای امروز که مردم باید دائم در ارتباطات باشند، خاموش کردن تلفن همراه یا قطع اتصال اینترنت خیلی سخت است. درخواست‌های مشتریان، همکاران و مشاغل گوناگون باعث می‌شود همیشه حس کنیم باید پاسخگوی آنها باشیم و در هر لحظه از همه چیز در کسب و کار و حرفه خود باخبر باشیم. البته، این هم می‌تواند دلایل خوب خودش را داشته باشد.

بسیاری از افراد به این دلیل موفق هستند که افرادی بسیار پاسخگو هستند. همین امر می‌تواند نقطه تمایز شما با همکاران یا رقبایتان باشد. آنهایی که تشنه کار هستند و کارها را به سرعت و به شیوه کامل و مؤثر انجام می‌دهند، همیشه در اولویت درخواست‌ها و تقاضای کارفرمایان هستند. اما در اینجا یک سؤال مهم پیش می‌آید! خط فاصله و مرز تعیین‌کننده را کجا باید کشید؟

در این مطلب، می‌خواهیم به شما بگوییم که چطور پی ببرید کجا باید بین زندگی و کارتان خط مرزی تعادل را بکشید و چطور می‌توانید زندگی خود را با کارهایتان تطبیق دهید.

کلاهتان را قاضی کنید و ببینید چرا اینقدر زیاد کار می‌کنید

همه نیاز دارند که مرزهایی بین کار و زندگی برای خود ایجاد کنند اما از طرفی باید حسابی فکر کنند و همه متغیرهای ضروری را در نظر بگیرند. در اینجا نمونه‌ایی را ذکر می‌کنیم که به شما نشان می‌دهند که چه وقت لازم است وقت بیشتری برای کارتان بگذارید.

  • می‌خواهید خودتان را ثابت کنید. اگر به تازگی صاحب شغل جدیدی شده‌اید یا ترفیع گرفته‌اید، لازم است بیشتر از حد تعادل برای موفقیت در کارتان متمرکز شوید. هدف شما این است که ثابت کنید لایق این شغل یا ترفیع بوده‌اید، نه این که خودتان را در پست جدید رها کنید و از دنیا فارغ شوید. وقتی شایستگی‌ها و ارزش خودتان را نشان دادید، می‌توانید کمی آرامش پیدا کنید و از حجم کارهای خود بکاهید. تا آن زمان، خود را از بازی کنار نکشید.
  • فصل پرکاری است. اگر در فصلی به سر می‌برید که کارتان پررونق است و رواج دارد، شاید لازم باشد بیشتر وقتتان را به کارتان بدهید. این فصل احتمالا زیاد طول نمی‌کشد اما وقت آن است که خودتان را با تمام قوا نشان دهید تا مشخص شود که فرد شایسته‌ای برای حرفه خود بوده‌اید و هنوز هم هستید. اینجا دیگر وقت کم‌کاری و تعادل نیست. تعادل را باید وقتی برقرار کنید که فصل پرکاری تمام شده، جو آرام شده و کارهایتان کمتر از قبل باشد. اگر در فصل اوج کار روی حرفه خود متمرکز نشوید و وقت زیادی به آن اختصاص ندهید، شاید تمام امتیازات و فرصت‌های خوبی که این تجربه می‌توانست در اختیارتان بگذارد را از دست بدهید.
  • برای یک شخص ویژه کار می‌کنید. این که چه کسی از شما کار می‌خواهد اهمیت دارد. آیا این شخص رییس شماست، مدیر سازمان است یا یک مشتری؟ این شخص ویژه تعیین‌کننده این است که وقتی به طور مثال از شما درخواست می‌کند «بپرید»، شما تصمیم می‌گیرید که پرش شما باید «چقدر بلند» باشد. اینها افرادی هستند که لازم است شما آنها را با عملکرد خوبتان تحت تاثیر قرار دهید یا به آنها پاسخ دهید زیرا در نهایت آنها هستند که آینده کاری شما را در کنترل خود دارند.

چطور بین کار و زندگی شخصی تعادل برقرار کنیم؟

زمان مناسب برای استراحت خود تعیین کنید

مهم نیست که چه اتفاقی در حرفه شما در حال رخ دادن است یا چه فصلی است یا حتی چه کسی از شما کار می‌خواهد! در وهله اول، فراموش نکنید که شما صرفا یک انسان هستید و نیاز به مقداری استراحت دارید. اوقاتی در روز یا هفته هستند که باید به آرامش و فراغت خود اختصاص دهید.

بیشتر مردم در زمان شام، یعنی حدودا بین ساعات ۶ و نیم تا ۸ و نیم شب، استراحت می‌کنند و ساعت ۱۰ شب به خواب می‌روند. تعطیلات آخر هفته را هم خوب است که در نظر بگیرید. بسیاری از افراد موفق بر حسب نوع کاری که دارند، شنبه‌ها یا پنج شنبه‌ها را به طور کل تعطیل می‌کنند تا خودشان را شارژ کنند و سپس در اولین روز هفته، کار را پرانرژی شروع کنند. وقتی که می‌دانید استراحت و اوقات فراغت یک درخواست معمول و حق طبیعی شماست، منظم کردن برنامه برای همکاران و مشتریان می‌تواند به شما کمک کند که این زمان را به خودتان اختصاص دهید.

اگر بدانید که در برنامه‌ریزی کاری همکاران شما ثباتی وجود ندارد و هیچ چیزی روی نظم خاصی انجام نمی‌شود، شاید شما با یک تیم بیمار کار می‌کنید. در چنین مواقعی، باید با آنها رک باشید و با جرئت در مورد اوقات فراغت و استراحتی که نیاز دارید حرف بزنید. از این که آنها بدانند چه زمان‌هایی به طور موقت در دسترس نیستید واهمه نداشته باشید. (مثلا اوقاتی که در حال رانندگی به سمت مقصدی هستید، پیاده‌روی می‌کنید یا با همسر خود برای شام به رستوران رفته‌اید). آنها این هشدار شما را تحسین می‌کنند و می‌دانند که شما بالاخره پیامشان را دریافت می‌کنید. البته، هر چه فعال‌تر باشید، بهتر است.

چطور بین کار و زندگی شخصی تعادل برقرار کنیم؟

برای قطع ارتباط با دنیای کار برنامه‌ریزی کنید

به مغزتان استراحت بدهید؛ این مهم‌ترین عامل برای بهره‌وری بیشتر شما و همین طور بهبود روابط شخصی‌تان به شمار می‌رود. در حالی که استراحت‌های شما از یک طرف باید استراتژیک و راهبردی باشند، اما از طرف دیگر باید به طور حتم اتفاق بیفتند تا در کار خود نسوزید، اشتباه نکنید و در زندگی ناراضی و مغموم نباشید.

توانایی خاموش کردن تلفن همراه و تمرکز بر افراد و تجربیاتی که پیش رویتان است یک امر مهم و حیاتی است. افراد بسیاری هستند که به تلفن‌های همراهشان اعتیاد پیدا کرده‌اند و نمی‌توانند آن را کنار بگذارند. اعتیاد آنها به این دلیل نیست که باید هر دقیقه تلفن خود را چک کنند، بلکه عادتی است که نمی‌توانند رهایش کنند و همین عادت می‌توانند بر توانایی متمرکز ماندن آنها در مکالمات و موقعیت‌های گوناگون اجتماعی تاثیرات منفی به بار آورد.

شما باید بتوانید اوقاتی از روز تلفن همراه خود را کنار بگذارید و بتوانید یاد بگیرید مغز خود را دوباره شرطی کنید تا مزاحم همیشگی نداشته باشد. اگر این کار به منزله یک تلاش یا در اصل یک مبارزه برای شما محسوب می‌شود، باید دلیلش را پیدا کنید. آیا واقعا آنقدر پرمشغله هستید که نیاز به اعتیاد ارتباط مداوم با تلفن همراهتان دارید؟ یا شما از ارتباط بیشتر یا صمیمیت با فردی که در کنارش هستید اجتناب می‎کنید؟ اینها پرسش‌های مهمی هستند که باید برای یافتن پاسخش در ذهن خود کندوکاو کنید.

با اختصاص دادن وقت استراحت در زمان مناسب و لذت بردن از لحظه‌ای که در آن هستید، لذت بیشتری از زمانی که از کار دور هستید خواهید برد. و در عوض، با این شیوه وقتی به محیط کار باز می‌گردید، بیشتر می‌توانید متمرکز و پرانرژی باشید.

Let’s block ads! (Why?)

ادامه مطلب