تجربه رانندگی با ب ام و i8؛ پادشاه شکست خورده

شرکت بی ام و آلمان با معرفی دو مدل هیبرید و تمام الکتریکی خود یعنی i3 و i8 سری جدیدی از محصولات خود را روانه بازار کرد تا بیش از پیش نشان دهد که این شرکت یکی از عناصر مهم در تولید وسایل نقلیه در آینده خواهد بود.

گرچه به دلیل قیمت بالاتر و کاربرد به نسبت خاص این دو محصول، تولید این دو خودرو کمتر از دیگر محصولات بی ام و است به طوریکه فروش کلی بی ام و i8 از شروع عرضه تا سال ۲۰۱۶ میلادی در حدود ۱۰ هزار دستگاه بوده است.

اما دلیلی که بی ام و i8 را برای ما خاص می کند. عرضه ناگهانی و دور از انتظار آن در کشور ما است که با حرف و حدیث های فراوانی همراه بود. از آن جا که زیر ساخت مشخصی برای خودروهای هیبریدی در کشور ما تعریف نشده است و حتی نمایندگی این شرکت نیز قصد عرضه این محصول در آن تاریخ را نداشت، در تعداد قابل توجهی بی ام و i8 روانه نمایشگاه های تهران شد و پس از حرف و حدیث های فراوان و دریافت پلاک ملی شاهد عرضه این خودرو با قیمت های نجومی نزدیک به ۲ میلیارد تومان بودیم که نشان دهنده نبود هیچ گونه قانون و ضابطه مشخصی چه در زمان ورود و چه در زمان عرضه و قیمت گذاری این خودرو بوده است.

در هر صورت پای این خودرو به خیابان ها باز می شود و در فرصتی که دست داد به بررسی آن پرداختیم. در ادامه با ما همراه باشید تا برایتان از تجربه سواری با خودرویی که پیش نمایشی از آینده را به ما نشان می دهد بگوییم.

از معرفی آن بیش از ۴  سال می گذرد

در چنین روزهایی در سال ۲۰۱۳ میلادی در نمایشگاه فرانکفورت آلمان i8 به صورت رسمی  رونمایی شد. گرچه پیش از آن بی ام و کانسپت هایی را از این خودرو به نمایش گذاشته بود، اما تا دیدن محصول نهایی، طرفداران باید تا نمایشگاه فرانکفورت صبر می کردند.

این خودرو تنها در سایت تولیدی این شرکت در لایپزیک آلمان تولید می شود و با طول کلی ۴٫۶۸۹ mm و عرض ۱٫۹۴۲ mm و ارتفاع ۱٫۲۹۸  mm تنها محصول شرکت بی ام و با ظاهری شبیه به یک خودروی سوپراسپرت موتور وسط است. وزن این خودرو نیز به ۱۵۳۹ کیلوگرم می رسد و تقسیم وزن آن به صورت ۵۰/۵۰ است. i8 در کلاس محصولات کوپه ۲+۲ قرار می گیرد که فضا برای ۴ سرنشین را عرضه کرده است.

طراحی شجاعانه و بی مانند

بی ام و با ساخت این محصول ریسک بسیار زیادی را برای خود خرید و از آن جا که چنین ریسک هایی نیاز به تصمیمات شجاعانه دارد، طراحی این محصول نیز به گونه ای صورت پذیرفته تا شبیه به هیچ خودروی دیگر نباشد و در کنار خودروهای معمولی به مثابه یک فضا پیما جلوه کند.

در نمای جلو، جلو پنجره تو پر کلیوی شکل بی ام و با طراحی کشیده خود نمایی می کند که در وسط آن ها نیز دوربین دید جلو قرار گرفته است. چراغ ها نیز گرچه به جلو پنجره نچسبیده اند اما قرار گیری آن ها در یک پنل کلی این حس را به بیننده تداعی می کند. استفاده از چراغ LED و دی لایت و طراحی تهاجمی سپر جلو، کمتر نقصی را می توان به این بخش وارد کرد. کاپوت خودرو نیز در مرکز خود شاهد خروجی هوا است که به منظور خنک کاری و بهبود جریان هوا بر روی بدنه تعبیه شده است و بیشتر به مسائل فنی باز می گردد.

طراحی پنل های کناری و درب بدنه به نسبت ساده به نظر می رسند اما با باز شدن درب ها به صورت پروانه ای، شما را شگفت زده خواهند کرد. به گونه ای که ابهت آن را به رخ بیننده می کشند. ستون های باریک جلو که با شیب به نسبت نرم سقف به سمت ستون های C کشیده شده اند و یک فضای خالی برای گذر جریان هوا بین چراغ های LED عقب و بخش انتهایی ستونC به وجود آورده است.

این مسئله در بخش زیرین و پیش از چرخ های عقبی نیز مشاهده می شود تا جریان هوا را بهبود بخشند. با تمامی اوصاف بی ام و توانسته است به ضریب درگ ۰٫۲۶ cd برسد تا جای ممکن مصرف انرژی را کاهش دهد. اما نکته خاصی که در بخش عقبی جلب توجه می کند طراحی سپر عقب است که نمای کلی آن یاد آور طراحی عقب پورشه ۹۱۱ ها است و از آن جا که طرح کلی این بخش چندان سنخیتی با دیگر بخش ها و المان ها ندارد، عمدی بودن این مسئله را تشدید می کند. این بخش به کمک المان ها با رنگ متفاوت به نسبت بدنه جدا شده است و حکم چراغ دنده عقب را بازی می کند.

چرخ های ۲۰ اینچی با پهنای کم ۲۱۵ در جلو و ۲۴۵ در عقب و فاق کوتاه نیز به بهبود وضعیت آیرودینامیکی خودرو کمک می کنند.

با باز کردن درب بدنه اولین نکته قابل توجه استفاده از قطعات فیبرکربنی است. بی ام و اتاقک این خودرو را به کلی از فیبرکربن پلاستیکی که با نام CFRP شناخته می شود، ساخته است. این قطعات به دلیل قیمت پایین تر تولید، قابلیت استفاده گسترده تری را به بی ام و می دهد. شاسی خودرو نیز تمام آلومینیومی است.

در هر صورت برای ورد به اتاق در بار اول قطعا دچار مشکل خواهید شد. زیرا فاصله بین صندلی و درب خودرو زیاد است. زبان طراحی داخلی بی ام و i8 نیز تا جای ممکن آینده نگرانه به نظر می رسد که گرچه همچنان می توان رگه هایی از طراحی دیگر محصولات بی ام و را در آن دید اما در جزئیات تفاوت های بسیاری وجود دارد.

بی ام و حتی طراحی جوی استیک دنده را به نسبت دیگر محصولات این شرکت متفاوت طراحی کرده است و طرح کلی فرمان، کنسول وسط و خروجی سیستم تهویه مطبوع را نیز باید اضافه کرد. صفحه نمایش Lcd پشت آمپری ۸٫۸ اینچی با توجه به مود رانندگی تغییر رنگ می دهد. صفحه نمایش ۱۰٫۲۵ اینچی نیز سیستم iDrive را به نمایش می گذارد. فضای کابین برای دو سرنشین جلو کافی به نظر می رسد و فضای سر بسیار زیادی وجود دارد، اما در هر صورت صندلی های عقب چندان مناسب افراد بزرگسال نیستند و بیشتر جنبه استفاده در شرایط اضطراری را دارند.

وضعیت کیفیت کلی کابین را نیز نمی توان در حد یک خودروی ۱۴۰ هزار دلاری قلمداد کرد. گرچه بی ام و با استفاده از قطعات تا حد ممکن سبک سازی شده با قابلیت بازیافت را در داخل اتاق استفاده کرده است که خود می تواند دلیلی بر این حس استفاده از قطعات ارزان قیمت باشد.

سطح امکانات بالا برای یک خودروی اسپرت

بی ام و سعی کرده تا جای ممکن در بخش امکانات رفاهی و سرگرمی تعادلی مناسب را برقرار کند و با عرضه فن آوری های هوشمند همچون I remote  خودرو را به تلفن هوشمند شما متصل کند.

گرچه ریموت i8 را باید به تنهایی یک گجت جذاب قلمداد کرد که در نسل جدید بی ام و سری ۷ به تکامل کامل رسیده است. از امکانات بی ام و i8 می توان به موارد کلی زیر اشاره کرد. سیستم تهویه مطبوع دو منطقه ای، صندلی های تمام برقی، هدآپ دیسپلی،کروز کنترل هوشمند، دوربین دید جلو و عقب، کامپیوتر مسافرتی، سیستم صوتی با ۱۱ اسپیکر، ایربگ دوگانه جلو،ایربگ سر،ایربگ جانبی و…

قوای محرکه هوشمندانه بی ام و i8

شاید یکی از مهم ترین دلایلی که این مدل را از دیگر خودروها جدا می سازد، قوای محرکه بی مانند آن باشد. استفاده از یک موتور ۳ سیلندر آن هم به حجم تنها ۱٫۵ لیتر در نگاه اول مسخره به نظر می رسد و اگر آن را با سوپراسپرت ها با موتورهای حجیم و تعداد سیلندر بالا مقایسه کنیم، همینطور است. اما بی ام و با استفاده از موتور با کد B38 تمامی قواعد بازی را عوض کرده است. این موتور با استفاده از یک توربوشارژر دو بخشی با بوست ۲۲ psi، توانایی تولید ۲۲۸ اسب بخار قدرت در حداکثر دور ۵۸۰۰ و حداکثر گشتاور ۳۲۰ نیوتن متر در دور ۳۷۰۰ را دارا است. برای مقایسه می توان این موتور را با موتور بی ام و های ۵۲۸ و ۳۲۰ نسل جدید مقایسه کرد که در عمل چیزی از آن ها کم ندارد.

با نسبت تراکم ۱۱ به ۱ و استفاده از سیستم تزریق مستقیم سوخت و تایمینگ متغیر سوپاپ ها موسوم به dual-vanos یکی از فن آور ترین موتورهای بنزین سوز به شمار می رود. بی ام و برای این موتور یک ژنراتور برقی را نیز قرار داده است که به یک جعبه دنده ۶ سرعته ساخت شرکت آیسین ژاپن کوپل می شوند. محل قرار گیری این موتور در وسط  شاسی است و تمامی این قدرت را به چرخ های عقبی منتقل می کند. همچنین بی ام و برای این موتور یک باک به ظرفیت ۴۲ لیتر را قرار داده است. اما تغییر دهنده بازی موتوری است که بر روی محور جلو قرار گرفته و i8 را تبدیل به یک خودروی هیبرید می کند. این موتور الکتریکی با توانایی تولید قدرتی معادل ۱۲۸ اسب بخار و ۲۴۹ نیوتن متر گشتاور از باتری های به ظرفیت ۷٫۱ kwh لیتیوم یونی تغذیه می شود که قابلیت شارژ مجزا با اتصال به برق شهری را دارند برای این موتور نیز بی ام و یک جعبه دنده خودکار ۲ سرعته را در نظر گرفته که به صورت کامپیوتری کنترل می شوند. در مجموع قدرت به ۳۵۶ اسب بخار و مجموع گشتاور نیز به رقم بالای ۵۷۰ نیوتن متر می رسد.

سیستم تعلیق جلو از نوع مولتی لینک و در عقب از نوع ۵ اتصاله است و از این نظر i8 مجهز به یک سیستم تعلیق کامل است. در حالت تمام الکتریکی وشارژ بودن باتری ها، برد باتری ها در حدود ۳۵ کیلومتر است. با توجه به ظرفیت بسیار پایین تر باتری های این خودرو به سنبت رقبای تمام الکتریکی همچون تسلا نمی توان انتظار برد بیشتری را داشت. طبق ادعای شرکت این خودرو در عرض ۴٫۴ ثانیه از صفر به ۱۰۰ کیلومتر می رسد.

تجربه رانندگی با بی ام و i8

تقریبا چیزی به اسم دکمه استارت موتور وجود ندارد و با فشردن دکمه استارت، بدون هرگونه صدایی می توانید حرکت را آغاز کنید. با قرار گیری در صندلی راننده و ارتفاع به نسبت پایین آن بیش از هر خودروی دیگری نزدیک به زمین خواهید بود. دید رو به بیرون نیز به نسبت مناسب ارزیابی می شود.

گرچه دید عقب تعریفی ندارد و مجبور به کمک گرفتن از دوربین عقب هستید. در زیر دکمه استارت/استاپ،  دکمه eDrive قرار دارد که با فشردن آن خودرو تنها از قوای محرکه الکتریکی استفاده خواهد کرد.

بی ام و ۳ حالت کلی رانندگی را برای i8 در نظر گرفته است. comfort، Eco pro و sport حالت های قابل انتخاب است که بسته به سبک رانندگی می توانید آن را تغییر دهید. تجربه رانندگی با i8 را باید متفاوت با هر خودروی دیگری دانست. گرچه از نظر سواری بدون تولید هرگونه صدا می توان آن را با خودرویی همچون تویوتا پریوس قلمداد کرد. اما به محض فشردن پدال گاز موتور بنزینی همانند یک ستاره معجزه آسا وارد عمل می شود و به مدد شتاب اولیه موتور برقی، شاهد یک شتاب گیری طوفانی خواهید بود.

گرچه هرگز نمی توان انتظار شتاب گیری خودرویی همچون تسلا مدل S را از i8 داشت، اما بی ام و به مدد وزن بسیار پایین تر در حدود ۷۰۰ کیلوگرم و هنر شرکت بی ام و در ساخت خودروهای با هندلینگ بالا، تسلا را در جاده های پر پیچ و خم با چالشی اساسی رو به رو خواهد کرد.

همچنین شیفتر های پشت فرمان به شما اجازه می دهد تا نهایت لذت رانندگی در حالت دستی را با بی ام و i8 ببرید. در حالت اسپرت پس از فشار پدال گاز صدای اگزوز به صورت تصنعی از طریق اسپیکرها در داخل اتاق پخش می شود تا حس هیجان بیشتری به شما تزریق کند. گرچه به شخصه طرفدار این قضیه نیستم و صدای معمول موتور ۳ سیلندر که اتفاقا صدای تند و تیز و خوبی برخلاف ظاهرش تولید می کند را می پسندم.

از نظر دینامیک رانندگی i8 به دلیل استفاده از لاستیک های باریک و نبود چسبندگی بالا نمی تواند همانند یک خودروی اسپرت واقعی همچون پورشه ۹۱۱ باشد. مصرف سوخت خودرو نیز در خارج از ایران در حدود ۴٫۱ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر ارزیابی شده است که به دلیل کیفیت پایین تر بنزین در ایران رقم ۶ لیتر را رد می کند. کیفیت سواری با توجه به تعلیق پیشرفته خودرو مناسب ارزیابی می شود اما انتظار نرمی بیش از حد را از آن نداشته باشید، در حین گذر از دست اندازها نیز کوبش احساس می شود. برای شارژ باتری ها نیز به زمانی بیش از ۷ ساعت نیاز است که یکی از دلایل آن افت آمپراژ برق شهری ایران است.

بی ام و i8 را نه می توان یک خودروی اسپرت واقعی قلمداد کرد و نه می توان از آن انتظار یک خودروی فوق هوشمند همچون محصولات تسلا را داشت. در واقع بی ام و با عرضه این خودرو سعی کرده تا ترکیبی از قابلیت خودروهای مختلف را در یک محصول با ظاهر اسپرت و خاص ارائه کند، تا از آن چه که در آینده صنعت خودروسازی به وقوع خواهد پیوست را به نمایش بگذارد. همانند تلفن های هوشمند که امکانات فراوانی را در یک عنصر واحد به مخاطب عرضه می کنند.

محصولات میلیون دلاری همچون فراری لفراری و مک لارن P1 و حتی پورشه ۹۱۸ نیزاز قوای محرکه هیبریدی همچون i8 بهره می برند، اما تولید بسیار محدود آن ها از آن جا که در رده ابرخودروها به حساب می آیند باعث می شود بی ام و i8 را به واقع یک نسخه با قیمت بسیار کمتر و کاربردی تر این ابر خودرو ها دانست.

خودرویی بدون گارانتی با آینده ای نامعلوم

در حال حاضر بی ام و i8 در نمایشگاه های تهران در حدود ۷۵۰ میلیون تا ۱ میلیارد تومان قیمت گذاری شده است و از بازار چندان پر رونقی هم بهره نمی برد و افت قیمتی چند صد میلیونی را نسبت به زمان عرضه اولیه این خودرو نشان می دهد.

همچنین کاربردی بودن i8 در خیابان های ایران نیز با چالش هایی همراه است، برای مثال به دلیل ارتفاع بسیار اندک خودرو، امکان گذر از روی سرعت گیرهای غیر استاندارد برای i8 وجود ندارد و مالکین علاقه مند به سفر، گاها ناچار به استفاده از خودرو بر برای انتقال ب ام و جذاب خود به مناطق شمالی هستند.

بنابراین می توانید تصور کنید که تجربه اوج لذت رانندگی در جاده های کوهستانی عملا برای مالکین این ب ام و گران قیمت، دست یافتنی نیست و چنین خودرویی در جاده های غیر استاندارد کشورمان بیش از آنکه لذت بخش باشد، دردسر ساز ظاهر می شود.

از آن جا که این خودرو توسط نمایندگی بی ام و در ایران پوشش داده نمی شود و خدمات گسترده ای نیز برای آن وجود ندارد قطعا مالکان خود را پس از برخورد با یک مشکل کوچک به دردسر خواهد انداخت.

این خودرو به دلیل این که از سیستم های پیشرفته و پیچیده ای در بخش فنی سود می برد، نیازمند خدمات ویژه ای است به گونه ای که در کشورهای دارای نمایندگی رسمی نیز با مشکلاتی همراه بوده است که باعث شده تا تمامی نمایندگی های این شرکت صلاحیت ارائه خدمات به این خودرو را نداشته باشند و نمایندگی های مخصوصی که دوره های لازم را گذرانده اند تنها قادر به ارائه خدمات هستند.

Let’s block ads! (Why?)

رفیق راه؛ ۱۰ همراه برتر در بازی های ویدیویی

دنیای بازی های ویدیویی پر است از دشمنان تشنه به خون شما و یا سرزمین هایی با مسیر های صعب العبور. اما نیازی نیست تا همیشه تنها به جنگ هیولاها بروید و یا با معماها دست و پنجه نرم کنید؛ در بسیاری از بازی ها کاراکتری در طول بازی همراه شما است و به شما کمک می کند تا موانع را یکی پس از دیگری پشت سر بگذارید.

حتی تعدادی از آن ها در راهبرد داستان بازی نقش حیاتی ایفا می کنند و فراتر از یک همراه صرف ظاهر می شوند. پردازش و اجرای این شخصیت ها اگر به طور درست انجام شود می تواند موجب این باشد که یک کاراکتر به یاد ماندنی در کنار شخص اول داستان پدید آید که ناخودآگاه به موفقیت بیشتر بازی و نویسندگان می انجامد.

در مواقعی ممکن است محبوبیت این همراهان چنان فراگیر شود که شخص اول داستان زیر سایه آن ها قرار بگیرد. در ادامه به معرفی به یاد ماندنی ترین همراهان بازی های ویدیویی می پردازیم.

۱۰٫ Borderlands – CL4P-TP یا Claptrap

کلپ ترپ به ذات موجود اعصاب خرد کن و پر حرفی است؛ اما همین ربات دیوانه در طول بازی آن قدر به شما کمک می کند که کم کم احساس نیاز به او در شما بر انگیخته می شود. صد البته شما هم به این روبات دست پا چلفتی بسیار کمک می کنید و یک رابطه دو طرفه بر اساس نیاز به زنده ماندن شما را در کنار یکدیگر نگه می دارد.

نکته جالب اینجاست تقریبا هر کسی که در طول بازی با کلپ ترپ برخورد دارد از او اعلام انزجار می کند، چه دوست و چه دشمن.

همین باعث می شود در خیلی از مواقع تنها به دلیل این که این حجم فلزی سخنگو شما را همراهی می کند وارد موقعیت های خطرناک و مرگبار شوید.

با تمام نکته های گفته شده باز هم نمی توان این ربات دیوانه را دوست نداشت و همین امر او را مستحق یکی از جایگاه های این مطلب می کند.

۹٫ Prince of Persia – Elika

بازی پرنس او پرشیا که در سال ۲۰۰۸ عرضه شد به نحوی شروعی دوباره برای این سری بود. بستر داستانی متفاوت، شاهزاده ای در قالب یک چوپان، گرافیک سل شید زیبا، طراحی هنری فوق العاده و طراحی شخصیت عالی همه و همه از مشخصه های این بازی بودند. در کنار تمام این نکات مثبت، گیم پلی روان بازی قرار گرفته است تا با یک عنوان کم نقص رو به رو باشیم.

اما همین گیم پلی روان که از حل معماهای محیطی و پلتفرمینگ تشکیل شده بود هم ممکن بود برای بعضی از بازیکنان سخت و طاقت فرسا به نظر آید. برای همین منظور، سازندگان یک فرشته نجات برای همراهی شاهزاده داستان طراحی کردند تا تجربه این بازی کاملا لذت بخش باشد.

الیکا در تمامی مراحل به کمک شما می آید و در طول مبارزات نیز نقش یک مبارز را بر عهده می گیرد؛ در حل معما ها پا به پای شما تلاش می کند و در بالا رفتن و یا رد شدن از موانع یاری رسان شاهزاده است.

صد البته دیالوگ های فارسی الیکا که با صداگذاری بسیار خوب شکل گرفته بود برای ما فارسی زبانان از جذابیت های بازی به شمار می رود. الیکا تمام چیزی است که یک همراه باید باشد و همین موضوع از او یک شخصیت به یاد ماندنی ساخته است.

۸٫ Bishock Infinite – Elizabeth

الیزابت بیشتر از یک همراه صرف ایفای نقش می کند؛ داستان حول محور شخصیت او بنا شده و در اصل ماموریت ما مراقبت از او است. شاید اگر قابلیت های برای ایجاد حفره در زمان و فضا نبود، بوکر نمی توانست موفق شود تا نقشه های پلید کامستاک را مهار کند.

همچنین در طول مبارزات او مهمات و معجون سلامتی و سلاح برای شما فراهم می کند که همین باعث می شود از به همراه داشتن او در طول بازی خرسند و راضی باشیم. او همچنین می تواند قفل ها را با استفاده از قابلیت هایش باز کند که این نکته ارزش همراهی او را چند برابر می کند.

۷٫ Portal – Weighted Companion Cube

عجیب ترین نکته در رابطه با این مکعب این است که چطور یک جسم بی جان می تواند با مخاطب ارتباط برقرار کند. در عین حال که تعریف صحیح از این مکعب این است که «تنها یک جسم جامد همراه شماست».

اما آن قدر میزان وابستگی در طول بازی به همین جسم در بازیکن برانگیخته می شود که لحظه خداحافظی با این مکعب خاکستری و پرتاب او درون کوره را به یکی از تراژیک ترین تجربه های هر بازیکنی تبدیل می کند.

۶٫ Fallout – Dogmeat

عبارت معروف «بهترین دوست انسان» که در رابطه با سگ ها به کار می رود، در سری فال آوت کاملا ملموس است. در تمامی عناوین این سری یک سگ وجود دارد که بتوان به عنوان همراه انتخاب کرد.

یقینا انتخاب این موجود دوست داشتنی به تمامی انسان ها و یا ربات ها ارجحیت دارد؛ تمامی آن ها برای شما ماموریتی در نظر می گیرند تا وفاداریتان را بسنجند، و یا ممکن است از اعمال شما در طول بازی رنجیده شوند و شما را در میانه راه رها کنند؛ اما سگ با وفای بازی هیچگاه از چیزی آزرده خاطر نمی شود و بدون هیچ توقعی در تمام طول ماجراجویی شما را همراهی می کند.

او می تواند اضافه بار شما را حمل کند، به دشمنان از هر جنس و نژادی، بدون ترس و فارق از زمان و مکان حمله ور شود تا از آسیب دیدن شما جلوگیری کند. بدون شک سگ های سری فال آوت یکی از بهترین همراهان در تاریخ بازی های ویدویی هستند.

۵٫ Halo – Cortana

کورتانا یک هوش مصنوعی یا به تعریفی یک ابر کامپیوتر است که به مستر چیف در راه شکست بیگانگان مهاجم و نجات نسل بشر کمک می کند. او قابلیتی دارد که سیستم های ناشناخته را هک کرده و اطلاعات آن را به شما منتقل کند.

این در حالی است که می توان گفت مستر چیف هیچ همراه مطمئنی در بین تمامی عناوین سری هیلو ندارد و این هوش مصنوعی تنها یاور همیشه حاضر و مطمئن او در ماجراجویی هایش است.

۴٫ Metal Gear Solid – Otacon یا Hal Emmerich

اوتاکان هیچگاه به غیر از چند کات سین به طور فیزیکی شما را همراهی نمی کند اما حضورش در پشت بی سیم همان قدر اهمیت دارد که حضور اسنیک در میدان مبارزه. در اولین برخورد اسنیک و ما با او شاید تنها یک دانشمند دست پا چلفتی و ترسو به نظر آید اما زمانی که شروع به ایفای نقش به عنوان همراه و یار اسنیک می کند، می فهمیم که چقدر حضورش مهم و حیاتی است.

چیزی که او را حتی شگفت انگیزتر می سازد این است که در عین احساسی بودن بسیار قوی ظاهر می شود. در طول داستان معشوقه هایش یکی پس از دیگری قربانی جنگ های مختلف می شوند اما او خود را کنترل می کند و اسنیک را تنها نمی گذارد.

شاید اوتاکان برای همراهی در میدان مبارزه اصلا انتخاب خوبی نباشد، اما او کسی است که می خواهید در پشت صحنه هوای شما را داشته باشد و مسئول تدارکات و یافتن اطلاعات باشد.

۳٫ Mass Effect – Garrus Vakarian

مس افکت عنوانی است که بر اساس انتخاب همراهان بنا شده است و شاید در هیچ بازی ای این که چه کسی در کنار شما مبارزه می کند این قدر اهمیت نداشته باشد. اما در میان سیل شخصیت های مختلف تنها یک کاراکتر وجود دارد که بی شک روحیات و رفتار هایش با فرمانده شپرد تلاقی کامل دارد.

گروس وقتی که به او نیاز دارید در کنار شما است و در مواقع دیگر مشغول به کالیبره کردن سفینه. در میدان مبارزه در قالب یک همراه کاملا مطمئن برای شپرد ظاهر می شود و در خارج از غوغای تیر و امواج انرژی، یک مشاور معتمد و دلسوز.

گروس از آن دست همراهانی است که همه دلشان می خواهد در تمامی حوادث در کنار خود داشته باشند.

۲٫ Gears of War – Dominic Santiago

در سری گرز او وار هم همراهان زیادی دوشادوش شما مبارزه می کنند و لوکاست ها را به خاک و خون می کشند. اما دام مانند یک برادر برای مارکوس می ماند که در تمامی مراحل سخت زندگی تکیه گاه او به شمار رفته است.

دیدن سرانجام غم انگیز همسرش در شماره دوم و غلبه کردن او بر احساساتش یکی از احساسی ترین صحنه های سری را شکل می دهد.

دام همراهی است که به معنای واقعی کلمه تا آخرین نفسش در کنار شما می جنگد و برادری و وفاداریش را به شما ثابت می کند. او از آن دسته همراهانی است که هیچگاه در حضورش احساس ناامنی نمی کنید.

تمام این مولفه های شخصیتی از دام یک شخصیت همراه به یاد ماندنی و فراموش نشدنی ساخته است.

۱٫ The Last of Us – Ellie Williams

به عنوان دومین شخصیت قابل بازی، الی بخش زیادی از بازی را به عنوان همراه در کنار شماست. امکان این وجود داشت تا شخصیت الی، تنها یک بچه اعصاب خرد کن باشد که شما عهده نگهداری اش را به دوش بکشید؛ اما هنر پردازش شخصیت نویسندگان از او یک کاراکتر بی نظیر و فراموش نشدنی ساخته است.

روابط پدر-دختری که در طول بازی بین الی و جول شکل می گیرد یکی از بهترین تیم های تاریخ بازی های ویدیویی را می سازد.

هر چقدر که او در بازی از نظر رفتاری و همچنین در مبارزه کردن و برخورد با مسائل پخته تر و بهتر می شود، میزان علاقه و ارتباط پذیری مخاطب هم با الی رشد می کند تا به جایی می رسد که حتی انتخاب پایانی جول بسیار منطقی و معقول به نظر می رسد.

حال همه منتظر این هستند که ببیند حضور او در نسخه دوم بازی به عنوان شخص اول ماجرا به چه نحوی صورت می گیرد و سرانجام دختر شجاع و تنهای داستان به کجا می رسد.

کدام یک از همراه ها در بازی های ویدیویی هستند که شما با آن ها خاطرات بسیار دارید؟

Let’s block ads! (Why?)

سیستم برق خورشیدی خانگی به همراه برآورد هزینه ی آن

بسیاری از مشکلات در زمینه‌ ی انرژی و مسائل مرتبط با آن، مانند محیط زیست می توانند با به کارگیری خورشید به عنوان یک منبع انرژی برطرف شوند. اگرچه تقریباً همگان آگاهند که انرژی خورشید یک منبع پایان ناپذیر انرژی است و می تواند بسیاری از مشکلات مربوط به آلودگی محیط زیست را برطرف نماید، با این حال به علت قیمت پایین دیگر منابع انرژی و همچنین بالا بودن سود بانکی در کشور ما، برای بسیاری از افراد مقرون به صرفه نیست که استفاده از انرژی خورشیدی را جایگزین سوخت های فسیلی نمایند. در ادامه به بررسی سیستم برق خورشیدی خانگی به همراه براورد هزینه های آن می پردازیم.

گویا آی تی – در یک روز آفتابی و بدون آلاینده های هوا، هر متر مربع از سطحی که در معرض تابش نور خورشید قرار گیرد، می تواند در حدود ۱۰۰۰ وات توان تابشی دریافت کند. این میزان به طور متوسط در ایران در حدود ۸۵۰ وات بر متر مربع است. البته باید توجه داشت که پنل های خورشیدی که نور خورشید را به دیگر انواع انرژی تبدیل می کنند، بازدهی ۱۰۰درصد ندارند. گذشته از بازدهی این پنل ها، میزان انرژی دریافت شده توسط آن ها به زاویه ی تابش خورشید نیز وابسته است. این پنل ها به صورت متوسط بین ۱۲ تا ۱۷ درصد بازدهی دارند. هر متر مربع از پنل های خورشیدی- با در نظر گرفتن این نکته که تمام سطح یک پنل دارای سیلیکون دریافت انرژی نیست- در حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ وات انرژی از نور خورشید دریافت می کند. همان طور که گفته شدف زاویه ی تابش نور خورشید در میزان انرژی دریافت شده ی پنل های خورشیدی مؤثر است و از این رو این پنل ها در فصول مختلف سال باید در زاویه ای تنظیم شوند که نور خورشید بتواند به صورت عمود بر آن ها بتابد.

تبلیغات

سیستم برق خورشیدی خانگی متصل به شبکه (On Grid)

در این سیستم برق تولید شده توسط پنل های دریافت انرژی خورشیدی به شبکه ی برق سراسری متصل هستند. در این سیستم برق تولید شده توسط پنل های خورشیدی توسط یک اینورتر و با استفاده از کنتورهای مخصوص دوطرفه به برق سراسری متصل می شود. وظیفه‌ی اینورتر این است که برق مستقیم را به برق متناوب تبدیل نماید. در واقع می توان گفت افرادی که چنین سیستمی را در خانه ی خود پیاده می کنند، یک نیروگاه کوچک برق دارند که می توانند برق تولید شده در آن را به سازمان های انرژی بفروشند. میزان برق تولید شده با استفاده از این سیستم، با توجه به فضای خانه و سرمایه ی به کار رفته در آن، بین ۱ تا ۲۰ کیلووات است.

سیستم برق خانگی منفصل از شبکه (Off Grid)

در این سیستم برق تولید شده توسط پنل های دریافت انرژی خورشیدی به جریان برق اصلی متصل نیستند. در این روش برق تولید شده از نور خورشید در یک باتری ذخیره می شود و پس از آن که این برق توسط یک اینورتر به برق متناوب تبدیل شد، می تواند وارد مدار برق خانه شده و بخشی از برق مورد نیاز افراد آن خانه را تأمین نماید.

سیستم برق خانگی منفصل از شبکه (Off Grid) چه اجزایی دارد؟

پنل (سلول های فتوولتائیک)
منظور از پنل یا سلول مربع های نازک دیسک ها هستند که از جنس نیمه هادی ساخته شده اند. این مربع ها قادرند تا در زمان قرار گرفتن در معرض تابش نور خوشید، برق تولید کنند. سلول های فتوولتائیک به طور کلی به دو دسته ی پلی کریستال و مونوکریستال تقسیم می شوند. نوع دوم یعنی سلول های مونوکریستال، تقریباً بهتر از نوع اول هستند. پنل های رایج برای استفاده از منازل عموماً به صورت ۹۰، ۱۰۰، ۲۰۰، ۲۵۰ و ۳۰۰ واتی هستند.
معتبرترین پنل های خورشیدی موجود در ایران برندهای زیر هستند:
• Sharp
• Shine Solar
• Ja Solar
• Yingi solar
• شرکت پاک آتیه

مبدل (اینورتر)

همان طور که گفته شد وظیفه ی اینورتر این است که جریان برق مستقیم DCرا به جریان برق متناوب AC تبدیل کند. اینورتر به کار رفته در سیستم منفصل از شبکه برق ذخیره شده در باتری را از ۱۲ ولت جریان برق مستقیم به ۲۲۰ ولت جریان برق متناوب تبدیل می کند. برای این که جریان برق ذخیره شده در باتری متصل به پنل ها برای استفاده در مصارف خانگی مناسب باشد، وجود اینورتر ضروری است.
دو پارامتر مهم در انتخاب اینورتر شامل ولتاژ ورودی به اینورتر و توان خروجی آن است. منظور از ولتاژ ورودی در شبکه های تولید برق خورشیدی خانگی منفصل همان ولتاژ باتری و منظور از توان خروجی حداکثر توانی است که برای اینورتر درنظر گرفته شده است. توان اینورترهای سیستم های منفصل معمولاً بین ۲۰۰ تا ۳۰۰۰ وات است. معروف ترین اینورترهای حال حاضر اینورترهای شرکت های Cotek و EP Solar هستند.

نکته ای در مورد اینورتر در شبکه های متصل

در مورد اینورترهای شبکه متصل باید توجه داشت که این اینورترها با یک جریان یکسان برق مواجه نیستند. علت این امر آن است که این اینورترها از یک باتری، برق را تبدیل نمی کنند، بلکه در شبکه های متصل اینورتر به طور مستقیم به پنل خورشیدی متصل است و در نتیجه جریان برقی که وارد آن می شود مدام در حال کم و زیاد شدن است.

شارژ کنترلر

می توان گفت که منظور از شارژ کنترلر همان شارژر باتری با استفاده از پنل های خورشیدی است. شارژ کنترلر خورشیدی علاوه بر اینکه بایستی الگوی شارژ باتری را رعایت کند، لازم است تا توانایی هماهنگ شدن با توان متغیر پنل خورشیدی را نیز داشته باشد. نکته ای که باید به آن توجه داشت اینکه شارژ کنترلر باتری سرب اسیدی متفاوت از باتری لیتیومی است و الگوی شارژ ان دو نیز با یکدیگر فرق دارد. شارژ کنترلرها به طور کلی به دو دسته ی PWM و MPPT تقسیم می شوند. الگوی مدل MPPT به صورتی است که با تغییر دائمی در تغییر ولتاژ همواره در توان ماکزیمم کار می کند. این ویژگی باعث می شود تا این مدل از مدل PWM گران تر باشد.
شارژ کنترلرها معمولاً ۱۲ یا ۲۴ ولت مستقیم هستند و توان آنها بین ۵ تا ۴۰ آمپر است.

در هنگام خرید شارژ کنترلر، باید ولتاژ باتری و توان پنل را مد نظر داشت. برندهای معتبر تولیدکننده ی شارژ کنترلر عمدتاً شرکت های Caespa، EP Solar و Phocos هستند.

باتری

باتری منبعی است که در آن توان تولیدی توسط سلول های فتوولتائیک، ذخیره می گردد. همان طور که پیش تر، به صورت ضمنی گفته شده است این باتری ها قابل شارژ شدن هستند. باتری ها مورد استفاده در سیستم تولید برق خورشیدی به دو دسته ی لیتیمومی و سرب اسیدی تقسیم می شوند. نوع باتری سرب اسیدی برای استفاده در شبکه های تولید برق خورشیدی خانگی منفصل مورد استفاده قرار می گیرند. باتری های اسیدی ای که در حال حاضر متداول هستند از نوع ژله ای می باشند.

طول عمر قطعات مورد استفاده در سیستم برق خانگی منفصل از شبکه (Off Grid) چقدر است؟
در جدول زیر می توانید طول عمر و دوره های مورد نیاز به بازبینی قطعات نام برده شده را مشاهده نمایید:

هزینه ی تأمین برق خانه با استفاده از سیستم تولید برق خورشیدی چقدر است؟

برای محاسبه ی هزینه ی تأمین برق خانه با استفاده از سیستم تولید برق خورشیدی، توجه به منطقه ی جغرافیایی بسیار مهم است. منطقه ی جغرافیایی از این نظر حائز اهمیت است که بر توان تولیدی سلول های خورشیدی اثر می گذارد. مناظقی که در آن متوسط تابش خورشید بر حسب ساعت بالاست، مناطق مناسبی برای استفاده از انرژی خورشیدی در تولید برق هستند. خوشبختانه معیار متوسط تابش خورشید بر حسب ساعت در ایران از مقدار مناسبی برخوردار است.
یکی از دیگر عوامل مؤثر بر هزینه ی تأمین برق خانه توسط سیستم خورشیدی میزان برق مصرفی آن خانه است. بدیهی است که هرچه میزان مصرف برق بیشتر شود، به توان بیشتری نیاز است و درنتیجه هزینه ها نیز افزایش می یابد. برای محاسبه ی میزان برق مورد نیاز یک خانه می توان به قبض برق دوره های گذشته مراجعه کرده و میزان کیلووات مصرفی را از روی آن خواند. این میزان به صورت میانگین برای یک خانه ی ۹۰ متری در حدود ۱۶۵ کیلووات سالانه است.
در جدول زیر توان مصرفی وسایل برقی مختلف به صورت میانگین آورده شده است:

برآورد هزینه سیستم خورشیدی مورد نیاز در یک خانه ی ۹۰ متری با ۳۸۰۰ وات برق مورد نیاز

بر اساس داده های تجربی موجود، یک نیروگاه برق خورشیدی در تهران با یک پنل خورشیدی ۲۵۰ واتی می تواند بین ۹۵۰ تا ۱۲۰۰ وات ساعت در روز برق تولید کند. بنابراین برای تأمین حداقل انرژی مورد نیاز یک خانه به ۴ پنل خورشیدی ۲۵۰ واتی نیاز است.
برای شارژ کردن برق تولید شده در این شرایط با شارژ کنترلر مدل ۱۲ ولت و ۴۰ آمپر نیاز است. علاوه بر این اینورتری یک کیلوواتی برای تبدیل برق به جریان ۲۲۰ ولت متناوب باید در سیستم نصب شود. باتری مورد نیاز برای ذخیره ی انرژی تولید شده نیز نیاز به یک باتری ۱۲ ولتی با ظرفیت ۴۰۰ آمپر ساعت است. برای این کار می توان از ۴ باتری ۱۰۰ آمپر ساعتی استفاده کرد.
جدول زیر قیمت اجزای مورد نیاز فوق را نشان می دهد:

هزینه ی نصب یک سیستم تولید برق منفصل خانگی نیز در حدود ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار تومان هزینه می برد. گذشته از این موارد استند فلزی برای قرار گرفتن پنل های خورشیدی خود در حدود ۵۰۰ هزار تومان قیمت دارد.

تبلیغات

Let’s block ads! (Why?)

مقایسه ایمیل مارکتینگ با رسانه های اجتماعی: کدامیک موثرتر است؟

هنگامی در منابع مالی و زمان خود محدودیت دارید، چگونه مسیری را انتخاب می کنید که منحصراً یا بیشتر روی آن تمرکز کنید؟ در این مطلب از سلسله مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ به ذکر و مقایسه نقاط قوت و ضعف ایمیل مارکتینگ و بازاریابی از طریق رسانه های اجتماعی می پردازیم تا به تصمیم گیری شما کمک کنیم.

تبلیغات

اگر سرتان به شدت شلوغ است و منابع محدودی را در اختیار دارید، احتمالاً بارها و بارها به این فکر کرده اید که این منابع محدود را روی چه بخشی متمرکز کنید. ایمیل مارکتینگ و بازاریابی رسانه های اجتماعی هر دو از روش های محبوب بازاریابی به شمار می روند، اما کدامیک موثرتر است و نتایج بهتری را برای شما فراهم می کند؟

ایمیل مارکتینگ و بازاریابی رسانه های اجتماعی دو غول کاملاً متفاوت هستند و هر یک می تواند نقش کاملاً متفاوتی را در استراتژی کلی شما بر عهده بگیرد. برای محدودتر کردن دامنه تمرکز، ابتدا باید ببینید که به دنبال چه چیزی هستید.

البته باید به خاطر داشته باشید که لزومی ندارد که یکی از این دو را انتخاب کنید؛ هر یک از این دو جایگاه و مزایای خاص خود را دارد و به منظور توسعه کسب و کار به سمت مخاطبان و موفقیت های تازه باید از هر دوی این روشها در کنار هم استفاده کنید. اما اینکه بدانید که تمرکز اصلی خود را در کجا باید قرار بدهید و کدام ابزارها بیشترین بازگشت سرمایه را عایدتان می کنند همیشه سودمند است.

ایمیل مارکتینگ یک اهرم قوی و مستحکم است

ایمیل مارکتینگ موتوری است که خاموش نمی شود. در واقع، ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی تنها استراتژی ماندگاری است که از زمانی که اینترنت پا به عرصه وجود گذاشت نقش مثبت خود در بازاریابی را به طور مستمر و لاینقطع ایفا کرده است.

بر طبق گزارش سال ۲۰۱۷ گروه رادیکاتی، تعداد کاربران ایمیل در سال جاری به ۳٫۷ میلیارد نفر خواهد رسید. این رقم تا سال ۲۰۲۱ میلادی به ۴٫۱ میلیارد کاربر خواهد رسید.

جیمیل به تنهایی یک میلیارد نفر از این کاربران را در اختیار دارد.

اگر این رقم را با دامنه دسترسی رسانه های اجتماعی مقایسه کنیم که چیزی نزدیک به ۲٫۵ میلیارد کاربر است، پر واضح است که برنده این قسمت از رقابت، ایمیل مارکتینگ خواهد بود. بر طبق پیش بینی اِستاتیستا، تعداد کاربران رسانه های اجتماعی تا سال ۲۰۲۰ به ۲٫۹۵ میلیارد نفر خواهد رسید که این رقم هنوز هم با دامنه دسترسی به ایمیل فاصله فاحشی دارد.

یکی از بزرگترین مزایای ایمیل نسبت به رسانه های اجتماعی این است که تقریباً در ۹۰ درصد موارد، پیام های ارسالی مستقیماً به دست مخاطبان موردنظر می رسند.

با این حال، ایمیل مارکتینگ به آن آسانی که به نظر می رسد نیست.

اول اینکه دسترسی به همه آن ۳٫۷ میلیارد کاربر ایمیل به روشی که در رسانه های اجتماعی امکانپذیر است میسر نیست.

به علاوه، فهرست های ایمیل باید به دقت اصلاح شوند تا ایمیل های بازاریابی فقط به دست مناسب ترین و علاقمندترین مشتریان احتمالی برسند؛ این به آن معنی است که نمی توانید فقط یک فهرست از آدرسهای ایمیل را خریداری  کنید و انتظار داشته باشید که ارسال انبوه ایمیل به آنها سودی را نصیب شما کند؛ فهرستهای ایمیل باید فقط حاوی افرادی باشند که واقعاً به دریافت ایمیل از شما تمایل دارند.

یکی دیگر از نقاط ضعف ایمیل این است که پیش از آنکه ایمیل به سلامت در اینباکس مخاطب هدف قرار بگیرد، باید از چند سد عبور کند. علیرغم اینکه در نهایت پیام شما به دست اغلب مخاطبان تان خواهد رسید، اما طراحی و محتوای نامناسب می تواند باعث شود که پیام های ایمیلی شما با عنوان اسپم یا هرزنامه تشخیص داده شوند. این باعث می شود که همه تلاشهای شما وارد زباله دادن دیجیتالی نرم افزار ایمیل خوان مخاطب شما شود. هنگامی که چالش های ایجاد یک فهرست ایمیل و جذب مشترکان جدید را در نظر می گیرید، این هم به اصطلاح قوز بالای قوز می شود.

یکی از بزرگترین مسائلی که کسب و کارها با آن روبرو هستند، شناخت مشتریان تا به آن حدی است که بتوانند پیام های خود را به نحوی با نیازها و علایق آنها تطبیق بدهند که در نهایت باعث تبدیل شان به مشتری شود؛ برای اینکه شرکتها بتوانند مشتریان احتمالی را به درستی بخش بندی کنند و پیشنهادات مرتبط و مناسبی را به آنها ارائه کنند باید عادتها و تمایلات آنها را درک کنند.

علاوه بر این، این برندها باید به طور پیوسته نرخ بازشدن ایمیل های خود را زیر ذره بین قرار بدهند تا بهترین زمان برای ارسال پیام های خود را پیدا کنند و از این طریق شانس تبدیل مشتری بالقوه به مشتری بالفعل را افزایش بدهند.

علاوه بر اینها و مخصوصاً برای شرکت هایی که مستقیماً با مصرف کننده نهایی سر و کار دارند، مولفه هایی مانند متن جذاب، فراخوان به عمل های مرتبط و متناسب، ذکر ویژگیها و بهینه سازی های ضروری و لازم برای موبایل در زمره چالش های اساسی جای می گیرند.

بدون توجه به همه این موارد احتمال اینکه دریافت کنندگان ایمیل های بازاریابی شما آنها را باز کنند، روی لینک درون آنها کلیک کرده و از فروشگاه آنلاین شما چیزی را خریداری کنند نزدیک به صفر است.

ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی رسانه های اجتماعی

رسانه های اجتماعی جزو ابرقدرتهای دنیای بازاریابی هستند

از هنگامی که انقلاب Web 2.0 آغاز شد، رسانه های اجتماعی با تکامل مستمر خود به یک ضرورت ریشه دار در بازاریابی و به یک پدیده فرهنگی تبدیل شده اند.

از آن زمان، پلتفُرم های رسانه های اجتماعی بالغ تر شده و تحول پیدا کرده اند و به بهترین یار و یاور بازاریاب ها مبدّل شده اند.

امروزه همه سرویس دهندگان عمده از تبلیغات هدفمند، محتوای مفرح و پویا، امکانات خاص برای دسترسی به مخاطب و کانال ها و روشهای متنوع برای تبلیغات و فعالیت های ترویجی و بازاریابی پشتیبانی می کنند. به علاوه، اغلب پلتفرم ها فرصت ارزشمند فروش اجتماعی (Social Selling) را نیز در اختیار بازاریاب قرار می دهند.

این ویژگیها به کسب و کارها این امکان را می دهند تا به راحتی محصولات خود را در برابر دیدگان مخاطب هدف خود قرار بدهند.

علاوه بر اینها، رسانه های اجتماعی به گونه ای باعث افزایش brand awareness یا آگاهی نسبت به برند می شوند که هرگز با این کیفیت و کمّیت امکانپذیر نبوده است. کسب و کارها می توانند پست های وبلاگی، آپدیت ها، ویدیوها و سایر انواع محتوا را در صفحات خود ارسال کنند و کاربران هم به نوبه خود می توانند آنها را با دوستان خود به اشتراک بگذارند و دوستان آنها هم محتوای به اشتراک گذاری شده را با دوستان خود به اشتراک می گذارند و این زنجیره ادامه پیدا می کند.

از این طریق نه تنها مصرف کنندگان به طور مستمر در جریان آخرین اخبار و اطلاعات قرار می گیرند، بلکه با ایجاد آگاهی و علاقمندی بیشتر تعداد بیشتری از کاربران به قیف فروش وارد می شوند و حتی امکان ویروسی شدن (viral) محتوا نیز مهیا می شود.

به علاوه، محتوای آپلودشده در رسانه های اجتماعی و سهولت ذاتی دسترسی به این پلتفرم ها باعث افزایش ترافیک وبسایت کسب و کار شده و پتانسیل افزایش نرخ تبدیل و کسب رتبه های بهتر در صفحه نتایج موتورهای جستجو را فراهم می کند.

در اینجا این نکته را هم باید مد نظر قرار داد که اگر از تبلیغات پولی استفاده نکنید، استفاده از رسانه های اجتماعی برای شما کاملاً رایگان تمام خواهد شد.

در عین حال، برخی مسائل عمده نیز در رابطه با رسانه های اجتماعی وجود دارد که باید به آنها توجه شود.

در طول چند سال گذشته و همگام با بروزرسانی های مختلف الگوریتم های موتورهای جستجو،Organic Reach یا میزان دسترسی طبیعی کاربران (بدون استفاده از تبلیغ و ترویج) در رسانه های اجتماعی به طرز هشداردهنده ای کاهش یافته است. در اواخر سال ۲۰۱۶ میلادی، مشخص شد که در طول این سال ناشران محتوای دیجیتال در رسانه های اجتماعی شاهد یک افت ۵۲ درصدی در نرخ دسترسی طبیعی به محتوای خود بوده اند.

تنها سه ماه بعد، وال استریت جورنال مقاله ای را منتشر کرد که نشان می داد که فیسبوک به اشتباه محاسباتی خود در میزان دسترسی طبیعی کاربران در قسمت Page Insights داشبورد مدیران صفحات اعتراف کرده است:

… فیسبوک دریافته است که تعداد افرادی که در معرض پست های طبیعی (یعنی پست های معمولی که تبلیغات پولی نیستند) بازاریاب ها قرار گرفته اند را بیش از میزان درست ثبت کرده است، زیرا در دوره های خاصی بدون توجه به بازدیدکنندگان تکراری به رقم دسترسی روزانه به محتوا اضافه کرده است. رقم تصحیح شده به طور متوسط برای دوره های هفت روزه ۳۳ درصد و برای دوره های ۲۸ روزه ۵۵ درصد کمتر از میزان اعلام شده خواهد بود…

با این وجود، حتی اگر مخاطب مورد نظر، پست ارسال شده توسط برند را هم مشاهده کند، باز هم تبدیل جمعیت حاضر در رسانه های اجتماعی به مشتری مستلزم تلاشهای فراوان است. غالباً در این راستا باید متحمل هزینه های سرسام آوری در رابطه با تبلیغات اجتماعی و تأمین تصاویر، ابزار، محتوا و سایر آیتم های اطلاع رسانی یا فروش محور شوید.

به علاوه، از آنجایی که ۷۸ درصد از مصرف کنندگان پیش از خرید به سراغ نظرات مشتریان می روند، اگر به دنبال جذب مشتریان جدید هستید باید نظرات موجود در صفحه برند شما چیزی کمتر از خارق العاده نباشد.

جدا از فضای پول محور حاکم بر رسانه های اجتماعی که به طور فزاینده ای در حال گسترش است و سایر چالش های موجود، یکی از آخرین نقط ضعف این بخش، روش مدیریت حضور اجتماعی کسب و کارها است.

در موارد متعددی شاهد هستیم که برندها در تلاش برای فعالیت در فیسبوک، توییتر، اینستاگرام، گوگل پلاس، تلگرام، لینکدین و سایر شبکه ها از تمام منابع و توان خود استفاده می کنند؛ اما بدون یک استراتژی مدوّن و حساب شده، گم شدن صدای برند شما در میان همهمه دیجیتال کاملاً قریب به یقین به نظر می رسد.

شما باید از کدامیک استفاده کنید؟ رسانه های اجتماعی یا ایمیل مارکتینگ؟

در مورد سازمانهایی که با مصرف کننده نهایی در ارتباط هستند، استفاده از ایمیل مارکتینگ برای جذب فروش بیشتر و ایجاد حس وفاداری در میان مشتریان فعلی، روش سودمندتر و موفقیت آمیزتری خواهد بود. در عین حال و با توجه به اینکه ایمیل ها غالباً در اینباکس مخاطب جای می گیرند (البته با استفاده از استراتژی های مناسب و درست)، به منظور درگیرسازی و تعامل و تبدیل بیشتر باید مخاطب خود را مورد مطالعه و بررسی قرار بدهید و پیام های شخصی سازی شده و متناسب تری را در زمان مناسب ارسال کنید و از قالب ها و ساختارهای مناسبی استفاده کنید.

با وجود اینکه ایمیل مارکتینگ برای اغلب کسب و کارها مثمر ثمرتر است، بازاریابی از طریق رسانه های اجتماعی هنوز هم در بخش هایی همچون ایجاد آگاهی نسبت به برند، جذب بازدید به وبسایت کسب و کار، افزایش مشترکان ایمیل مارکتینگ و ایجاد و تقویت وفاداری به برند و تعامل دوجانبه با مصرف کنندگان وزنه سنگینی به شمار می آید.

اگر فقط امکان استفاده از یکی از این دو گزینه را دارید، ایمیل مارکتینگ بهترین انتخاب است. اما در صورتی که می توانید از هر دو استفاده کنید شرایط برای جذب، پرورش و تبدیل مشتریان راغب به صورت تصاعدی و موثر مهیا خواهد شد.

ما در این مقاله از مجموعه مطالب آموزش ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی به مقایسه میزان اثربخشی ایمیل مارکتینگ در مقایسه با رسانه های اجتماعی پرداختیم. شما کدامیک را انتخاب می کنید؟ لطفاً ایده های خود را در بخش دیدگاه ها با ما در میان بگذارید.

تبلیغات

Let’s block ads! (Why?)

لیست قیمت آیفون ۸ و آیفون ۸ پلاس در ایران

تقریباً دو روز پس از عرضه ی آیفون ۸ و آیفون ۸ پلاس در بازارهای جهانی، این دو گوشی در ایران با قیمت هایی بسیار بالا نیز عرضه شده اند. به رغم پیش فروش ده میلیونی این گوشی ها به وسیله ی بعضی از فروشندگان، بازه ی قیمت آیفون ۸ و آیفون ۸ پلاس به نسبت ظرفیت حافظه داخلی، بین ۴ میلیون و ۵۰۰ هزار و ۷ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان بوده است. بر طبق گفته های برخی از فروشندگان، قیمت ها به گونه ای عجیب، از نوسان بسیاری برخوردار بوده اند.

گویا آی تی – تقریباً دو روز پس از عرضه ی آیفون ۸ و آیفون ۸ پلاس در بازارهای جهانی، این دو گوشی در ایران با قیمت هایی بسیار بالا نیز عرضه شده اند. به رغم پیش فروش ده میلیونی این گوشی ها به وسیله ی بعضی از فروشندگان، بازه ی قیمت آیفون ۸ و آیفون ۸ پلاس به نسبت ظرفیت حافظه داخلی، بین ۴ میلیون و ۵۰۰ هزار و ۷ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان بوده است. بر طبق گفته های برخی از فروشندگان، قیمت ها به گونه ای عجیب، از نوسان بسیاری برخوردار بوده اند.

تبلیغات

در حال حاضر، قیمتهای آیفون ۸ و آیفون ۸ پلاس به قرار زیر هستند:

  • آیفون ۸ خاکستری (۲۵۶ گیگابایت): ۶ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان
  • آیفون ۸ پلاس خاکستری (۶۴ گیگابایت): ۶ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان
  • آیفون ۸ پلاس طلایی (۲۵۶ گیگابایت): ۷ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان
  • آیفون ۸ پلاس خاکستری (۲۵۶ گیگابایت): ۷ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان

گفتنی است که پارت های وارد شده به ایران، پارتهای استرالیا،  مالزی و سایر کشورهای شرق آسیا است و پارت های کانادا و آمریکا تا چند روز دیگر به کشور وارد خواهند شد.

تبلیغات

Let’s block ads! (Why?)