جام جهانی موضوع هویت ملی را به تناقض میکشد؛ 48 تیم با بازیکنانی از ملیتهای مختلف
جام جهانی همواره موضوعی را در کانون توجه قرار میدهد که گاهی بهعنوان خالصترین و سرراستترین شکل هویت در نظر گرفته میشود: هویت ملی. اما مسابقات سال ۲۰۲۶ واضحتر از هر رویداد جهانی دیگری نشان داد که هویت ملی در دوران کنونی، مفهومی پیچیده، بحثبرانگیز و بهدور از سادگی است.
تیمهایی که بر پایه مهاجرت و جوامع دور از وطن شکل گرفتهاند، معمولا دیدگاههای انحصارطلبانه درباره تعلق ملی را به چالش میکشند. مثلا ترکیب تیم ملی مراکش شامل ۱۹ بازیکن از ۲۶ بازیکن است که در خارج از مراکش متولد شدهاند و زادگاه بسیاری از آنها اسپانیا یا فرانسه بوده است؛ دو قدرت اروپایی که پیشتر این کشور را استعمار کرده بودند. ترکیب این تیم پرسشهای تأملبرانگیزی را درباره تابعیت دوگانه، وفاداری، هویت ملی، جوامع دور از وطن (دیاسپورا) و میراث ماندگار استعمار مطرح کرده است.
این موضوع چالش برانگیز در سایر تیمهای جام جهانی از جمله ایالات متحده، کانادا، فرانسه، انگلستان، آلمان، بلژیک، هلند و استرالیا به چشم میخورد، تیمهایی که برخاسته از خانوادههای مهاجر هستند.
افزون بر این، در بسیاری از تیمهای آمریکای شمالی و اروپایی، بیشتر بازیکنان دارای خانوادههای مهاجر، متعلق به اقلیتهای نژادی هستند که در جوامعی با اکثریت سفیدپوست زندگی میکنند. و اینجاست که تلاقی هویت ملی و نژادی رقم میخورد منجر به بروز تنشها و تناقضهایی عجیب میشود.

بهعنوان مثال، پس از حذف هلند توسط مراکش در ضربات پنالتی در جام جهانی امسال، سه بازیکن سیاهپوست هلندی که پنالتیهای خود را از دست داده بودند، بلافاصله در فضای مجازی هدف توهینهای نژادپرستانه قرار گرفتند. این حادثه، تناقضی تکرارشونده در قلب هویت ملی مدرن را برملا کرد: بازیکنان اقلیت تا زمانی که موفق میشوند، بخشی از ملت به شمار میروند، اما به محض شکست، با آنها مانند بیگانگان رفتار میشود.
تناقض در ایالات متحده

مورد ایالات متحده که همراه با کانادا و مکزیک میزبان مشترک این مسابقات است، مثال بسیار روشنی در این زمینه است.
برنامه سیاسی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، دستکم تا حدودی با سیاستهای مبتنی بر نارضایتی سفیدپوستان و رویکردهای ضدمهاجرتی تعریف شده است.
ترامپ بارها به مفاهیم قربانی بودن سفیدپوستان متوسل شده و دور دوم ریاستجمهوری خود را با مجموعهای از اقدامات آغاز کرد که به گفته سازمان عفو بینالملل، منجر به برتریجویی سفیدپوستان و مترادف قرار دادن آنها با هویت آمریکایی شده است.
ترامپ پس از تعلیق برنامه پناهندگان آمریکا در نخستین روز از دور دوم ریاستجمهوریاش، فرمان اجرایی جدیدی صادر کرد که اسکان مجدد آفریکانرها (Afrikaners – سفیدپوستان آفریقای جنوبی) را در اولویت قرار میداد. دولت او اخیرا این برنامه را گسترش داده و با وجود حذف پناهجویان غیرسفیدپوست، ۱۰ هزار ظرفیت جدید برای پناهندگان سفیدپوست آفریقای جنوبی ایجاد کرده است.

دولت ترامپ همچنین سرکوب بیسابقهای را علیه مهاجران عمدتا غیرسفیدپوست به اجرا گذاشته است. در سال ۲۰۲۵، سازمان اعمال مقررات مهاجرت و گمرک ایالات متحده (ICE) حدود ۴۰۰ هزار مهاجر را دستگیر و بیشتر آنها را اخراج کرد. این سازمان اخیرا تلاشهای خود را تشدید کرده و در اواخر ماه ژوئن، ۱۰ هزار مهاجر را تنها در یک بازه پنج روزه بازداشت کرده است.
این سرکوبهای گسترده، این نگرانی را به وجود آورد که جام جهانی ۲۰۲۶ بیشتر با مفهوم «طرد شدن» گره بخورد تا شمول و همبستگی. این وضعیت به جایی رسید که در هفتههای منتهی به مسابقات، بیش از ۱۲۰ گروه برجسته حقوق بشری، از جمله عفو بینالملل، انجمن ملی پیشرفت رنگینپوستان (NAACP) و اتحادیه آزادیهای مدنی آمریکا (ACLU)، در بیانیهای مشترک یک هشدار مسافرتی برای جام جهانی صادر کردند.

به نظر میرسد این نگرانیها دستکم تا حدودی بهجا بوده است. دولت ترامپ از ورود عمر عبدالقادر آرتان، داور پرافتخار سومالیایی جلوگیری کرد، محدودیتهای مسافرتی شدیدی برای تیم ملی ایران وضع نمود و ایمن حسین، مهاجم تیم ملی عراق را در بدو ورود به آمریکا به مدت 7 ساعت بازداشت کرد.
در میان این شرایط آشفته، تیم ملی آمریکا پیش از حذف توسط بلژیک، توانست به مرحله یک هشتم نهایی راه یابد. تیمی که شش عضو آن خارج از آمریکا متولد شدهاند و بیش از نیمی از بازیکنانش دارای تابعیت دوگانه هستند.
در میان هواداران سفیدپوست آمریکایی که سکوهای استادیومها را در بوستون، دالاس، آتلانتا، هیوستون، لسآنجلس، سیاتل و دیگر شهرهای آمریکا پر کرده بودند، حامیان ترامپ نیز حضور داشتهاند که طنز تلخ و عجیبی را به تصویر میکشد: اعضای یک جنبش سیاسی که بخشی از هویت آن با سیاستهای نارضایتی سفیدپوستان تعریف میشود، در استادیومها ایستادهاند و برای تیم ملی کشوری که بازیکنانی چون فولارین بالوگون، آلخاندرو زندیخاس، حاجی رایت و دیگر فرزندان خانوادههای مهاجر در آن حضور دارند، فریاد «آمریکا، آمریکا» سر میدهند.
این تناقض در هیچکجا به اندازه کشور میزبان اصلی این مسابقات مشهود نیست. این دوره از جام جهانی، شاید بیش از هر دوره دیگری در گذشته، بیثباتی و تضادهای ناسیونالیسم مدرن را عیان کرده است. جنبشهای سیاسی ممکن است ملتها را بهعنوان موجودیتهایی منسجم از نظر قومی و نژادی، یا دارای ثبات فرهنگی تصور کنند، اما تیمهایی که نماینده این ملتها هستند، داستان کاملا متفاوتی را روایت میکنند. تیمهای ملی فوتبال، محصول مهاجرت، جوامع دور از وطن، تاریخ استعمار و ایدههای چالشبرانگیز درباره مفهوم ما و آنها هستند.
شاید در نهایت، مهمترین درس جام جهانی ۲۰۲۶ هیچ ارتباطی با استعداد فوتبالی، سبک بازی یا استراتژی مربیان نداشته باشد. شاید ماندگارترین پند این تورنمنت آن باشد که هویت ملی به شکلی که بسیاری از ملیگرایان تصور میکنند، مفهومی ثابت یا سرراست نیست.