همیشه عامل دیابت قند خون بالا نیست
تنها قندخون بالا نشانه دیابت نیست. مقاومت به انسولین ممکن است سالها پیش از بروز دیابت، بدون علامت مشخص در بدن شکل بگیرد. این اختلال با عواملی مانند چربی شکمی، تغذیه و سبک زندگی ارتباط دارد و شناسایی زودهنگام آن میتواند نقش مهمی در پیشگیری از دیابت نوع ۲ و دیگر بیماریهای متابولیک داشته باشد.
به گزارش سیناپرس، بدن برای اینکه بتواند از قند موجود در خون بهعنوان منبع انرژی استفاده کند، به عملکرد هماهنگ هورمونی به نام انسولین وابسته است. اما گاهی سلولهای بدن بهتدریج نسبت به این هورمون پاسخ کمتری میدهند؛ وضعیتی که به آن «مقاومت به انسولین» گفته میشود. این اختلال معمولاً در ابتدا علامت مشخصی ندارد، اما اگر بهموقع شناسایی و کنترل نشود، میتواند خطر ابتلا به پیشدیابت، دیابت نوع ۲، کبد چرب و برخی بیماریهای قلبیعروقی را افزایش دهد.
شناخت نحوه شکلگیری مقاومت به انسولین و عواملی که در بروز آن نقش دارند، میتواند به پیشگیری از بسیاری از مشکلات متابولیک کمک کند. آگاهی و علم به این موضوع، نخستین گام برای انتخاب سبک زندگی سالمتر و کاهش خطر ابتلا به این بیماریهاست.
برای بررسی مفهوم مقاومت به انسولین و سازوکار ایجاد آن با دکتر «فرناز شهدادیان» استادیار گروه تغذیه بالینی دانشکده تغذیه و علوم غذایی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، متخصص و پژوهشگر تغذیه به گفتوگو نشستیم.
مقاومت به انسولین دقیقاً به این معناست که بدن به چه چیزی بهدرستی پاسخ نمیدهد؟
فرناز شهدادیان: در شرایط مقاومت به انسولین، اگرچه انسولین در بدن وجود دارد و حتی ممکن است میزان آن بیشتر از حد طبیعی باشد، اما سلولها به پیام این هورمون بهخوبی پاسخ نمیدهند
مقاومت به انسولین به این معناست که سلولهای بدن نسبت به هورمون انسولین پاسخ طبیعی و مؤثر خود را از دست میدهند. انسولین هورمونی است که توسط لوزالمعده (پانکراس) ترشح میشود و وظیفه اصلی آن کمک به ورود گلوکز (قند) از خون به داخل سلولها برای تولید انرژی یا ذخیرهسازی است.
در شرایط مقاومت به انسولین، اگرچه انسولین در بدن وجود دارد و حتی ممکن است میزان آن بیشتر از حد طبیعی باشد، اما سلولها به پیام این هورمون بهخوبی پاسخ نمیدهند. در نتیجه، ورود گلوکز به سلولها کاهش مییابد و بدن برای حفظ طبیعی بودن قند خون، ناچار میشود انسولین بیشتری ترشح کند. این وضعیت در مراحل اولیه ممکن است باعث شود قند خون هنوز در محدوده طبیعی باقی بماند، اما سطح انسولین خون افزایش یابد.
اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، چه پیامدهایی برای بدن خواهد داشت؟
اگر این روند ادامه پیدا کند، سلولهای تولیدکننده انسولین در لوزالمعده بهتدریج توان جبران خود را از دست میدهند. در این مرحله، قند خون شروع به افزایش میکند و فرد ابتدا ممکن است به پیشدیابت و در ادامه به دیابت نوع ۲ مبتلا شود.
بنابراین، مقاومت به انسولین به معنای «کمبود انسولین» نیست، بلکه به معنای کاهش حساسیت سلولهای بدن به اثر انسولین است. این اختلال علاوه بر افزایش خطر دیابت نوع ۲، با افزایش احتمال بیماریهای قلبیعروقی، کبد چرب غیرالکلی و برخی اختلالات متابولیک نیز ارتباط دارد.
چه نشانههایی وجود دارد که ممکن است نشاندهنده شروع مقاومت به انسولین باشد، اما معمولاً نادیده گرفته میشوند؟
فرناز شهدادیان: افرادی که اضافهوزن، سابقه خانوادگی دیابت، فشار خون بالا، اختلال چربی خون یا کبد چرب دارند، بهتر است حتی در صورت نداشتن علامت، بهطور منظم از نظر اختلالات قند خون و عوامل خطر متابولیک غربالگری شوند
یکی از مهمترین نکاتی که باید به آن توجه کرد، این است که مقاومت به انسولین در مراحل اولیه معمولاً بدون علامت است و بسیاری از افراد تا زمانی که آزمایش خون انجام ندهند یا به مرحله پیشدیابت و دیابت نوع ۲ نرسند، از وجود آن آگاه نمیشوند. به همین دلیل، تشخیص صرفاً بر اساس علائم امکانپذیر نیست.
با این حال، برخی نشانهها و تغییرات میتوانند زنگ هشدار باشند، بهویژه اگر فرد سابقه خانوادگی دیابت، اضافهوزن یا چاقی شکمی داشته باشد. از جمله این موارد میتوان به افزایش چربی در ناحیه شکم و دور کمر اشاره کرد. تجمع چربی احشایی، یکی از مهمترین عوامل مرتبط با کاهش حساسیت سلولها به انسولین است.
خستگی یا احساس خوابآلودگی پس از مصرف وعدههای غذایی، بهویژه غذاهای پرکربوهیدرات، نیز ممکن است در برخی افراد دیده شود، اگرچه این علامت اختصاصی مقاومت به انسولین نیست و میتواند علل دیگری نیز داشته باشد.
برخی افراد احساس گرسنگی زودهنگام یا تمایل زیاد به مصرف شیرینی و مواد قندی را تجربه میکنند که میتواند با نوسانات قند خون و انسولین مرتبط باشد، اما بهتنهایی نشانه قطعی این اختلال محسوب نمیشود.
همچنین، ممکن است فرد بهتدریج با افزایش فشار خون، افزایش تریگلیسرید، کاهش کلسترول مفید (HDL)، افزایش دور کمر یا کبد چرب غیرالکلی مواجه شود. این تغییرات اغلب بهعنوان «سندرم متابولیک» شناخته میشوند و معمولاً با مقاومت به انسولین همراه هستند.
در زنان، مقاومت به انسولین میتواند با قاعدگیهای نامنظم، افزایش رشد موهای زائد و «سندرم تخمدان پلیکیستیک» (PCOS) نیز همراه باشد.
نکته مهم این است که هیچیک از این علائم بهتنهایی تشخیصدهنده مقاومت به انسولین نیستند. بر اساس توصیههای گایدلاینها یا دستورالعملهای معتبر، تشخیص باید بر اساس ارزیابی پزشک، بررسی عوامل خطر و انجام آزمایشهای مناسب، مانند قند خون ناشتا، «هموگلوبین اِیوانسی» (HbA۱c) و در صورت نیاز سایر ارزیابیهای متابولیک، انجام شود. به همین دلیل، افرادی که اضافهوزن، سابقه خانوادگی دیابت، فشار خون بالا، اختلال چربی خون یا کبد چرب دارند، بهتر است حتی در صورت نداشتن علامت، بهطور منظم از نظر اختلالات قند خون و عوامل خطر متابولیک غربالگری شوند.
چرا چربی شکمی تا این حد با مقاومت به انسولین ارتباط دارد؟
همه چربیهای بدن از نظر تأثیر بر سلامت یکسان نیستند. آنچه بیش از همه با مقاومت به انسولین ارتباط دارد، چربی احشایی یا همان چربی تجمعیافته در عمق شکم و اطراف اندامهای داخلی، مانند کبد، پانکراس و رودهها، است؛ نه صرفاً چربی زیر پوست.
چربی احشایی یک بافت فعال متابولیک است و تنها محل ذخیره انرژی نیست. این بافت انواع مختلفی از مواد زیستی، از جمله اسیدهای چرب آزاد، هورمونها و ترکیبات التهابی، را ترشح میکند که میتوانند عملکرد طبیعی انسولین را در سلولهای بدن مختل کنند. در نتیجه، سلولهای بدن به پیام انسولین کمتر پاسخ میدهند و بدن برای حفظ قند خون در محدوده طبیعی، ناچار میشود انسولین بیشتری تولید کند.
از سوی دیگر، ورود بیش از حد اسیدهای چرب آزاد به کبد، تولید گلوکز توسط کبد را افزایش میدهد و زمینه را برای تجمع چربی در کبد یا کبد چرب غیرالکلی فراهم میکند. این تغییرات به تشدید مقاومت به انسولین و افزایش خطر پیشدیابت و دیابت نوع ۲ منجر میشوند.
آیا کاهش وزن بهتنهایی برای کاهش خطر مقاومت به انسولین کافی است یا محل تجمع چربی هم اهمیت دارد؟
فرناز شهدادیان: نکته امیدوارکننده این است که چربی احشایی، پاسخ مناسبی به اصلاح سبک زندگی میدهد؛ بهطوریکه حتی کاهش ۵ تا ۱۰ درصد وزن بدن در افراد دارای اضافهوزن یا چاقی میتواند مقدار چربی احشایی را کاهش دهد
به همین دلیل، اندازه دور کمر در بسیاری از گایدلاینهای معتبر، شاخص مهمتری از وزن یا حتی شاخص توده بدنی (BMI) برای ارزیابی خطر اختلالات متابولیک محسوب میشود. ممکن است دو فرد BMI مشابهی داشته باشند، اما فردی که چربی بیشتری در ناحیه شکم دارد، در معرض خطر بالاتری برای مقاومت به انسولین، دیابت نوع ۲ و بیماریهای قلبیعروقی باشد.
به نقل از آنا، نکته امیدوارکننده این است که چربی احشایی، پاسخ مناسبی به اصلاح سبک زندگی میدهد؛ بهطوریکه حتی کاهش ۵ تا ۱۰ درصد وزن بدن در افراد دارای اضافهوزن یا چاقی میتواند مقدار چربی احشایی را کاهش دهد، حساسیت بدن به انسولین را بهبود ببخشد و خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ و عوارض قلبیعروقی را بهطور قابلتوجهی کاهش دهد.
بنابراین، آنچه اهمیت دارد، صرفاً عدد وزن نیست، بلکه محل تجمع چربی در بدن است. هرچه میزان چربی احشایی کمتر باشد، عملکرد انسولین معمولاً بهتر خواهد بود و سلامت متابولیک فرد در وضعیت مطلوبتری قرار میگیرد.