چرا تلویزیونهای سهبعدی شکست خوردند؟ بحران فناوری سهبعدی در هالیوود
ظهور فناوری OLED و کمبود محتوا، تلویزیونهای سهبعدی را به یک موج زودگذر تبدیل کردند.
در حالی که صنعت فناوری خود را برای ظهور احتمالی تلویزیونهای Micro RGB و تکامل پنلهای OLED آماده میکند، بهراحتی فراموش میشود که زمانی، هرچند کوتاه، تلویزیونهای سهبعدی (3D) در همهجا حضور داشتند. در اوایل دهه ۲۰۱۰ و در پی استقبال بیسابقه هالیوود از آثار سهبعدی مانند Avatar و How to Train Your Dragon، سازندگان تلویزیون این فناوری را در بیشتر محصولات خود گنجاندند. اما تا سال ۲۰۱۵ و با معطوف شدن تمرکز صنعت بر تلویزیونهای 4K و مجهز به HDR، فناوری سهبعدی بهطور کامل از خانهها ناپدید شد. اما چه مشکلی پیش آمد؟
پاسخهای سادهای برای این پرسش وجود دارد: استفاده از تلویزیونهای سهبعدی در خانه بسیار دردسرساز بود و هالیوود نیز با عرضه فیلمهای سهبعدی کمکیفیت (صرفا برای دریافت مبالغ بیشتر بابت بلیط)، بازار را اشباع کرد. در سرگرمیهای خانگی، راحتی کاربر حرف اول را میزند؛ ویژگیای که تلویزیونهای سهبعدی فاقد آن بودند.
دردسرهای استفاده از تلویزیونهای سهبعدی در خانه

اگرچه بسیاری از تلویزیونهای عرضهشده بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ از قابلیت سهبعدی پشتیبانی میکردند، اما استفاده از این ویژگی نیازمند عبور از چندین مانع آزاردهنده بود. شما باید عینکهای سهبعدی اختصاصی خریداری میکردید که قیمت آنها از ۱۰ تا ۲۰ دلار برای مدلهای پسیو و تا بیش از ۵۰ دلار برای عینکهای اکتیو با نیاز به شارژ مداوم، متغیر بود. همچنین باید مطمئن میشدید که دستگاه بلوری شما از دیسکهای سهبعدی پشتیبانی میکند و البته برای خرید خود این دیسکها نیز – به فرض پیدا شدن در بازار – باید هزینه بیشتری پرداخت میکردید.
برای بخش محدودی از علاقهمندان جدی رسانه که این موانع را پشت سر گذاشتند، دیسکهای بلوری سهبعدی تا حدودی تجربه تماشای فیلم در سینما را بازسازی میکردند. با این حال، نتیجه کار بهشدت به اندازه تلویزیون و فاصله شما از آن بستگی داشت. اگر فاصله زیادی از یک تلویزیون ۴۲ یا حتی ۵۰ اینچی داشتید، هرگز نمیتوانستید غرق در دنیای پاندورا در فیلم آواتار شوید. علاوه بر این، تماشای دستهجمعی فیلم سهبعدی در مهمانیها کار سختتری بود؛ چرا که یا باید تعداد زیادی عینک اضافی میخریدید یا امیدوار میبودید که دوستانتان عینکهای خودشان را همراه بیاورند.
بدتر از همه اینکه تلویزیونهای سهبعدی با عینکهای پسیو، رزولوشن 1080p را عملا به نصف کاهش میدادند؛ زیرا باید دو تصویر مجزا را برای هر چشم ارسال میکردند. ویدیوپروژکتورهای سهبعدی و تلویزیونهای ردهبالا با استفاده از عینکهای اکتیو از این مشکل جلوگیری میکردند، اما هزینه بالا و محدودیت باتری این عینکها، تماشای دستهجمعی را غیرممکن میساخت.
جدا از دیسکهای بلوری، پیدا کردن محتوای سهبعدی دیگر نیز کار دشواری بود. شبکههایی مانند BBC و ESPN چند برنامه و مسابقه ورزشی سهبعدی پخش کردند، اما هر دو در سال ۲۰۱۳ این فرمت را رها کردند. کیم شیلینگلاو، مدیر وقت بخش سهبعدی BBC، در مصاحبهای در سال ۲۰۱۳ با رادیو تایمز اظهار داشت:
«من هرگز اشتیاق چندان بزرگی برای تلویزیونهای سهبعدی در بریتانیا ندیدم. تماشای آثار سهبعدی در خانه تجربه بسیار پردردسری است. شما باید قبل از روشن کردن تلویزیون، عینک خود را پیدا کنید. فکر میکنم تمرکز مردم هنگام تماشای تلویزیون متفاوت است. وقتی به سینما میروند، عادت دارند که فقط یک کار انجام دهند (فیلم ببینند). به نظرم این یکی از دلایلی است که استقبال از تلویزیونهای سهبعدی ناامیدکننده بود.»
با فروکش کردن تب تلویزیونهای سهبعدی، نمایشگرهای 4K مجهز به HDR با مزایای ملموستر و فوری وارد بازار شدند. آنها بهوضوح شفافتر و روشنتر از تلویزیونهای HD قدیمی بودند و با حجم انبوهی از محتوای 4K در نتفلیکس و سایر سرویسهای استریم پشتیبانی میشدند. دیگر نیازی به خرید پخشکننده بلوری، گذاشتن عینک و جستجوی سخت برای محتوای خاص نبود؛ بنابراین تعجبی ندارد که فناوری 4K بهسرعت جای خود را باز کرد.
بر اساس مطالعه مؤسسه Precision Reports، حدود ۲۵ درصد از خانوارهایی که تلویزیون سهبعدی داشتند، در دوره اوج این فناوری یعنی بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۸ واقعا از آن استفاده میکردند. کمتر از ۱۰ درصد از خانوارها پس از سه سال همچنان به استفاده از این فناوری ادامه دادند. این گزارش همچنین نشان داد که ۶۵ درصد از کاربران به دلیل کمبود محتوا، ۵۰ درصد به دلیل ایجاد احساس ناخوشایند و خستگی چشم در جلسات تماشای طولانیمدت و ۴۲ درصد به دلیل هزینههای بالای تجهیزات، استفاده از فناوری سهبعدی را کنار گذاشتند.
با وجود این مشکلات، مؤسسه Precision Reports پیشبینی میکند که بازار تلویزیونهای سهبعدی تا سال ۲۰۳۶ به لطف ظهور نمایشگرهای سهبعدی بدون نیاز به عینک، کاربردهای تجاری و بازیهای ویدیویی، رشد ۱۵ درصدی را تجربه کند. با این حال، این فناوریها هنوز در جلب رضایت عموم موفق نبودهاند و معمولا از تماشای دستهجمعی پشتیبانی نمیکنند، زیرا برای کارکرد خود به سیستمهای پیشرفته ردیابی چشم متکی هستند.
چالشهای فناوری سهبعدی در هالیوود

پس از موج اولیه فیلمهای پرفروش سهبعدی مانند آواتار و Alice in Wonderland در سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰، استودیوهای فیلمسازی با جذابیتهای بصری سهبعدی جسارت پیدا کردند. این فناوری یک ابزار نوظهور و جذاب بود که میتوانست مخاطبان را به سینما بکشاند و مهمتر از آن، سالنهای سینما میتوانستند بابت آن بهای بیشتری برای بلیط دریافت کنند. اما طولی نکشید که تماشاگران روی گرداندند. به گزارش هالیوود ریپورتر، تا سال ۲۰۱۲ فیلمهای بزرگی مانند انیمیشن Brave محصول پیکسار و Madagascar 3 با افت شدید فروش بلیطهای سهبعدی مواجه شدند.
یک توزیعکننده استودیویی در سال ۲۰۱۲ به هالیوود ریپورتر گفت:
«قیمتها بسیار بالا است. ما کسبوکار خود را، حداقل در بازار داخلی، به یک قرار ملاقات خاص و گرانقیمت برای فیلم دیدن تبدیل کردهایم؛ دیگر خبری از فیلم رفتنهای معمولی و همیشگی نیست.»
کاهش شدید کیفیت فیلمهای سهبعدی نیز به این وضعیت دامن زد، چرا که استودیوها این فناوری را به ابتذال کشاندند. در حالی که جیمز کامرون با ظرافت تمام فیلم آواتار را بر پایه یک سیستم دوربین سهبعدی استریوسکوپی واقعی ساخت، آثار دیگری مانند آلیس در سرزمین عجایب و Clash of the Titans صرفا از فرمت دوبعدی به سهبعدی ارتقا یافته بودند. نتایج این فناوری تبدیل تصویر بسیار ضعیف بود و در بیشتر موارد منجر به تولید فیلمهای سهبعدی میشد که فاقد عمق واقعی تصاویر بودند.
جفری کاتزنبرگ، تهیهکننده سرشناس، در سال ۲۰۱۱ در این رابطه گفت:
«ما تاکنون چندین بار مخاطبان خود را ناامید کردهایم و به همین دلیل یک بیاعتمادی واقعی شکل گرفته است؛ در حالی که تا پیش از آن، هیجان و اشتیاق زیادی برای اولین گروه از فیلمهای سهبعدی که تجربه باکیفیتی ارائه دادند، وجود داشت. تماشای اینکه یکی از بزرگترین فرصتهای صنعت سینما در بیش از یک دهه اخیر چطور لطمه میبیند، واقعا دردناک است. مخاطبان حرف خود را زدهاند و آن را با صدای بسیار بلند اعلام کردهاند.»
در دوران اوج سینمای سهبعدی، تنها چند فیلم محدود توانستند پتانسیل واقعی این فناوری را شکوفا کنند. جدا از آواتار، میتوان به Gravity اثر آلفونسو کوارون، Hugo ساخته مارتین اسکورسیزی، Life of Pi از انگ لی و The Martian ریدلی اسکات اشاره کرد. هر یک از این فیلمها بهطور بومی با دوربینهای سهبعدی فیلمبرداری شده بودند. این آرشیو کوچک از آثار واقعا برجسته، دلیل دیگری بود که تلویزیونهای سهبعدی هرگز نتوانستند به موفقیت بزرگی دست یابند؛ چرا که حتی سرسختترین طرفداران این فناوری نیز گزینههای زیادی برای تماشا در اختیار نداشتند.
امروزه همچنان شاهد اکران فیلمهای بزرگ سهبعدی در سینماها هستیم، اما بهجز دنبالههای آواتار، عملا هیچکس بهطور بومی سهبعدی فیلمبرداری نمیکند. در عوض، به لطف آثار کریستوفر نولان، امروزه هیجان و تمرکز بیشتری روی فناوری فیلمهای دوبعدی ابعاد بزرگ IMAX وجود دارد.
امروزه چطور میتوان فیلمهای سهبعدی را در خانه تماشا کرد؟

مگر اینکه یک تلویزیون سهبعدی و پخشکننده بلوری قدیمی را نگه داشته باشید، در غیر این صورت راههای آسان زیادی برای تماشای فیلمهای سهبعدی در خانه وجود ندارد و بیشتر گزینههای موجود بسیار هزینهبر خواهند بود:
- ویدیوپروژکتورها: بسیاری از پروژکتورهای مدرن از قابلیت سهبعدی پشتیبانی میکنند و در این میان مدلهای برند BenQ با استقبال خوبی مواجه شدهاند. پروژکتور گرانقیمت XGIMI Titan Noir Max نیز با محتوای سهبعدی سازگار است، اما خرید آن حدود ۶,۰۰۰ دلار هزینه دارد و باید عینکهای اکتیو شاتر را نیز جداگانه تهیه کنید.
- واقعیت مجازی (VR): هدست ویژن پروی شرکت اپل از فیلمهای سهبعدی در اپلیکیشنهای TV و دیزنی پلاس پشتیبانی میکند و تجربه فوقالعادهای ارائه میدهد؛ اما خرید آن ۳,۶۹۰ دلار هزینه در بر دارد.
- سایر هدستها و عینکهای هوشمند: شما میتوانید فیلمهای سهبعدی را با برنامههای مختلف روی هدستهای متا کوئست (مانند Bigscreen VR) یا عینکهای هوشمندی مانند Xreal’s One Pro تماشا کنید، هرچند فرآیند یافتن و اجاره فیلمها در آنها به آسانی ویژن پرو نیست.
شاید روزی بالاخره تلویزیونهای سهبعدی بدون نیاز به عینک عرضه شوند که بتوانند برای چندین تماشاگر همزمان کار کنند؛ اما تا آن زمان، برای یک تجربه سهبعدی بینقص خانگی، باید منتظر واقعی شدن تلویزیونهای هولوگرافیک بمانیم.