واقعیت پشتپرده پول؛ بانکها چگونه از «هیچ» پول میسازند؟
کپی لینک
ورود پول به اقتصاد واقعی چه معنایی دارد؟
تا زمانی که پول جدید در داراییها محبوس بماند، تورم عمومی نیز محدود خواهد بود. اما این وضعیت پایدار نیست. اگر دارندگان بزرگ دارایی تصمیم بگیرند سرمایهی خود را به کالاها، خدمات یا داراییهای امنتر منتقل کنند، سرعت گردش پول بالا میرود.
در این سناریو، تورم از بازارهای مالی به زندگی روزمره نشت میکند. قیمتها بالا میروند، اما اینبار بدون رشد متناسب درآمد. ترکیبی از تورم بالا و رشد پایین شکل میگیرد.
اگر پول از داراییها خارج شود، تورم به خیابان میرسد
اگر به عقب برگردیم، روشن است که مسیر فعلی تنها گزینهی ممکن نبوده است. در دورههایی که اعتبار ارزان بهوفور در اختیار نظام مالی قرار میگیرد، میتوان آن را بهسمت فعالیتهایی مانند آموزش، پژوهش، تولید، زیرساخت و کسبوکارهای کوچک و متوسطی هدایت کرد که ثروت واقعی تولید میکنند.
این مسیر میتواند پایههای اقتصادی مقاومتری بسازد، اما پرزحمتتر است، ریسک بیشتری برای بانکها دارد و بازده آن فوری و نمایشی نیست.
به همین دلیل، تریلیونها دلار پولی که از سال ۲۰۰۸ تا امروز خلق شد، به نجات بانکهای ورشکسته، خرید اوراققرضه و بادکردن حباب مسکن اختصاص یافت. اشتغال شکننده، بدهی سنگین و تابآوری پایین در برابر شوکها، محصول همین انتخابهاست.
کپی لینک
سناریوهای پیش رو در آینده
دربارهی آینده اجماعی وجود ندارد. رکود تورمی در اقتصاد جهانی بدترین سناریو شناخته میشود، ترکیبی از گرانی شدید و تورم بالا، بیکاری و رکود بازارها، شرایطی که دستکم برای ما غریبه نیست.
در سطح سایر کشورها، برخی میگویند در جهانی که همهی اقتصادها درگیرند، دلار همچنان امنترین گزینه باقی میماند و حتی تقویت میشود. نظریههایی مطرح شدهاند که از امکان چاپ نامحدود پول دفاع میکنند، مشروط بر اینکه تولید ادامه یابد و فقط بهرهی بدهی پرداخت شود.
در سناریو سوم نیز مردم اعتمادشان را به پول فیات از دست میدهند و طلا و بیتکوین بهعنوان پناهگاه امن مطرح میشوند. بانکها هم سعی میکنند ارز دیجیتال خودشان را بسازند تا کنترل را حفظ کنند. ارزهای محلی و تلاش برای بازتعریف رابطهی دولت، بانک و شهروند نیز گزینههای احتمالی دیگرند.
گرچه هیچکدام از این راهکارها پاسخ قطعی نیستند. برخی ممکن است بخشی از مشکل را حل کنند و برخی، مسئلهای تازه بیافرینند.