در تاریخ پرفرازونشیب اپرا، کمتر صدایی بهاندازهٔ صدای لوچیانو پاواروتی توانسته است مرزهای صحنهٔ اپرا را درنوردد و در قلب میلیونها نفر در سراسر جهان طنینانداز شود. از کوچههای خاکی مودنای ایتالیا تا درخشش خیرهکنندهٔ سالنهای اپرای جهان، زندگی پاواروتی خود همچون یک آریا، پر از اوج و فرود، شور و اشتیاق، و لطافت و قدرت بود. او یک خوانندهٔ برجسته بود و پدیدهای فرهنگی که با صدای گرم و کاریزمای بینظیرش، اپرا را از یک هنر «نخبهگرا» بهپدیدهٔ مردمی و دوستداشتنی تبدیل کرد و آن را بهخانههایی آورد که هرگز بهفکر رفتن بهاپرا نبودند، در آرزویش بودند و توانش را نداشتند.
«آریا» که در پاراگراف پیش نامش بردیم، در موسیقی کلاسیک، بهویژه در اپرا، بهیک قطعهٔ آوازی انفرادی گفته میشود که معمولاً توسط یک خوانندهٔ اصلی و با همراهی ارکستر اجرا میشود. نقش اصلی آریا، بیان احساسات عمیق و درونی شخصیت است؛ برخلاف «رسیتاتیف» که بهپیشبرد داستان و دیالوگها میپردازد، آریا لحظهای است که داستان متوقف شده و خواننده با ملودیهای پیچیده و زیبا، عواطفی چون عشق، غم، یا شادی را بهنمایش میگذارد. این قطعات از نظر موسیقایی ساختاریافتهتر و ملودیکتر هستند و فرصتی برای خواننده فراهم میکنند تا مهارتهای صوتی خود را بهاوج برسانند. از دوران باروک تا رمانتیک، آریا همواره قلب تپندهٔ اپراها بوده و بسیاری از ماندگارترین لحظات موسیقی کلاسیک را خلق کرده است.
زندگی شخصی پاواروتی، بههمان اندازه که هنر او پرفرازونشیب بود، پیچیدگیها و زیباییهای خاص خود را داشت. او مردی بود که عشق عمیقی بهخانوادهاش داشت، حتی با وجود شهرت و فشارهای زندگی عمومی. رابطهٔ او با همسر اولش، آدوا ورونی، که از دوران جوانی همراه و حامی او بود، فصلی مهم از زندگیاش را تشکیل میداد. آدوا نه تنها شریک زندگی، بلکه ستون فقراتی بود که پاواروتی را در مسیر کشنده شهرت جهانی حمایت میکرد. این مستند بهخوبی نشان میدهد که چگونه پاواروتی با وجود موفقیتهای بیشمار، همیشه بهریشههای خود وفادار ماند و سادگی و مهربانی ذاتیاش را حفظ کرد، ویژگیهایی که او را برای مردم بسیار دوستداشتنی میساخت.
هنر پاواروتی، فراتر از تکنیک بینظیر و وسعت صدای او، در احساس و شور بیپایانی بود که بههر نت و هر کلمه میبخشید. او توانایی بینظیری در برقراری ارتباط با مخاطب داشت و میتوانست احساسات شخصیتهای اپرایی را با چنان صمیمیتی بهتصویر بکشد که گویی خودش در حال تجربهٔ آنها است. اجراهای او در نقشهایی چون رادامس در «آیدا»، نمرینو در «اکسیر عشق» و کالاف در «توراندخت»، بهدلیل قدرت صوتی و بهخاطر تفسیرهای عمیق و انسانیاش بهیاد ماندنی شدند. آریایِ Nessun Dorma از اپرای «توراندخت» با صدای او بهنمادی از اپرا تبدیل شد و توانایی او را در لمس قلب شنوندگان بهاثبات رساند.