طب ایرانی؛ میراثی کهن در کنار پزشکی نوین
طب ایرانی بهعنوان یکی از قدیمیترین مکاتب پزشکی جهان، همچنان جایگاه خود را در نظام سلامت کشور حفظ کرده است. کارشناسان معتقدند این شیوه درمانی با تکیه بر اصلاح سبک زندگی، پیشگیری از بیماریها و بهرهگیری از ظرفیتهای طبیعی، میتواند در کنار پزشکی نوین به ارتقای سلامت جامعه کمک کند؛ با این حال، تأکید دارند که درمان بیماریهای جدی باید بر پایه پزشکی مبتنی بر شواهد انجام شود و طب ایرانی در نقش مکمل مورد استفاده قرار گیرد.
به گزارش سیناپرس، طب ایرانی که پیشینه آن به قرنها پیش بازمیگردد، بر مبنای نظریه مزاج و اخلاط چهارگانه شکل گرفته است. در این مکتب، سلامت انسان در گرو تعادل مزاج و اخلاط بدن دانسته میشود و هرگونه برهم خوردن این تعادل میتواند زمینهساز بروز بیماریهای جسمی و روانی باشد. طبیبان قدیم با بررسی ویژگیهای مزاجی افراد، تلاش میکردند منشأ بیماری را شناسایی کرده و با ایجاد تعادل دوباره در بدن، روند درمان را پیش ببرند.
در سالهای اخیر، همواره بحثهایی درباره تقابل یا همپوشانی طب سنتی و پزشکی نوین مطرح بوده است، اما متخصصان حوزه سلامت بر این باورند که این دو شیوه درمانی در تضاد با یکدیگر قرار ندارند. به گفته آنان، پزشکی نوین با اتکا به پژوهشهای علمی و روشهای مبتنی بر شواهد، نقش اصلی را در تشخیص و درمان بیماریها بر عهده دارد و طب ایرانی نیز میتواند در حوزههایی مانند اصلاح تغذیه، بهبود سبک زندگی، پیشگیری از بیماریها و کاهش برخی عوارض درمان، نقش مؤثری ایفا کند.
کارشناسان همچنین توصیه میکنند بیماران، بهویژه افرادی که با بیماریهای مزمن یا خطرناک مواجه هستند، از خوددرمانی یا جایگزین کردن روشهای سنتی به جای درمانهای علمی خودداری کنند و تنها با نظر پزشک متخصص از ظرفیتهای طب ایرانی بهعنوان درمان کمکی بهره ببرند.
یکی از ویژگیهای مهم طب ایرانی، توجه همزمان به سلامت جسم و روان است. در این مکتب، بسیاری از اختلالات روانی نیز نتیجه برهم خوردن تعادل اخلاط بدن تلقی میشود و بر همین اساس، اصلاح مزاج، تغییر شیوه تغذیه، استفاده از گیاهان دارویی و برخی روشهای درمانی سنتی برای بازگرداندن سلامت جسم و روان مورد توجه قرار میگیرد.
بررسی تاریخ پزشکی نشان میدهد تمدنهای کهنی مانند ایران، چین، هند، مصر و ژاپن، هر یک نظامهای درمانی سنتی ویژهای داشتهاند که بخشهایی از آنها همچنان در کنار پزشکی نوین مورد استفاده قرار میگیرد. همچنین نتایج برخی پژوهشها حاکی از آن است که استفاده اصولی از طب سنتی میتواند در پیشگیری از برخی بیماریها، مدیریت بیماریهای خفیف و کاهش هزینههای مراقبتهای سلامت مؤثر باشد.
در طب ایرانی، بیماریها بر اساس سوءمزاجهای گرم، سرد، ساده و مرکب دستهبندی میشوند و پزشک با توجه به شرایط جسمی بیمار، اقلیم، فصل و عوامل محیطی، شیوه درمان مناسب را انتخاب میکند. در این روش درمانی، از فرآوردههای گیاهی، معدنی و حیوانی برای بازگرداندن تعادل بدن استفاده میشود و وضعیت اندامهایی مانند کبد نیز در تشخیص و درمان اهمیت ویژهای دارد.
یکی از اصول مورد تأکید حکمای طب ایرانی، از جمله ابنسینا، پرهیز از مصرف بیرویه داروهای ترکیبی است. وی در آثار خود توصیه کرده است که اگر یک داروی ساده توان درمان بیماری را داشته باشد، نباید از داروهای متعدد یا پیچیده استفاده شود؛ اصلی که امروزه نیز در قالب تجویز منطقی دارو مورد توجه قرار دارد.
در عین حال، متخصصان هشدار میدهند که نباید گیاهدرمانی را معادل طب ایرانی دانست. گیاهان دارویی تنها بخشی از این مکتب پزشکی هستند و طب ایرانی مجموعهای از اصول مرتبط با تغذیه، سبک زندگی، پیشگیری، تشخیص و درمان را در بر میگیرد. همچنین آنان نسبت به فعالیت افراد فاقد صلاحیت که با عنوان طب سنتی اقدام به تجویز درمانهای غیرعلمی و گاه خطرناک میکنند، هشدار داده و از مردم میخواهند تنها به پزشکان و مراکز دارای مجوز مراجعه کنند.
طب ایرانی در سالهای اخیر بهصورت رسمی در نظام سلامت کشور جای گرفته و تعرفه خدمات تشخیصی و درمانی آن هر سال از سوی وزارت بهداشت اعلام میشود. مسئولان حوزه سلامت نیز معتقدند توسعه خدمات طب ایرانی، همراه با نظارت علمی و استفاده از ظرفیتهای پزشکی نوین، میتواند زمینه تولید فرآوردههای گیاهی استاندارد، توسعه خدمات درمانی و ارتقای سلامت عمومی را فراهم کند.
کارشناسان در پایان تأکید میکنند آینده نظام سلامت در بهرهگیری از ظرفیتهای علمی هر دو حوزه نهفته است؛ بهگونهای که پزشکی نوین مسئولیت اصلی تشخیص و درمان بیماریها را بر عهده داشته باشد و طب ایرانی نیز با تکیه بر اصلاح سبک زندگی، پیشگیری از بیماریها و مراقبتهای مکمل، در ارتقای کیفیت زندگی و سلامت جامعه نقشآفرینی کند.