داستان Bloodborne ؛ تاوان درک حقیقت
ابتدای بازی از پشت پنجرهی کلینیک، با یوسفکا، زن خوش برخورد و مهربانی صحبت کردیم که تلاش میکرد تا در حد توان خود شهروندان را از بیماری و مصیبتهای یارنام نجات دهد. کلینیک Iosefka ظاهراً جایی برای درمان بیماران است، ولی در واقع، مکانی برای آزمایش روی انسانها با استفاده از خون Great Ones است که اتفاقات غیرانسانی زیادی در آن رخ داده است. این آزمایشها احتمالاً تلاشی برای ایجاد «تکامل اجباری» از طریق تماس با Eldritch Truth است — شبیه کاری که School of Mensis به دنبال آن بود.
اما کاشف به عمل میآید که در واقع ما با دو نسخهی متفاوت از این شخصیت هم صحبت شدیم. یک یوسفکای اصلی (واقعی) و یک یوسفکای جعلی (Impudent Impostor) و با شخصیت سرد و غیرانسانی.
شکارچی در طول مسیر خود انسانهای نیازمند کمک را به کلینیک میفرستاد تا یوسفکا که خود خواستار کمک به آنها بود، برای نجات آنها تلاش کند؛ اما در اینجا مشخص میشود که یوسفکای جعلی، کسانی را که توسط شما به او معرفی میشوند را به موجوداتی کیهانی (Celestial Emissaryها) تبدیل میکند. هیولاهای آبیرنگ و با سری بزرگ که از طریق تماس با Eldritch Truth با این وضعیت دچار شدند.
بعد از مدتی از پیشروی در بازی، صدای یوسفکا تغییر میکند (و جنبهی رسمیتر و سردتری به خود میگیرد). در واقع، او یک دانشمند یا مأمور کلیسای Healing Church یا School of Mensis است که مردم را آزمایش میکند.
بعد از این که با یوسفکای جعلی رو به رو میشویم، شکارچی را تهدید میکند که این مکان را ترک کند؛ اما این برخورد نهایتاً به درگیری و کشته شدن او منجر میشود. در واقع یوسفکای جعلی با تبدیل کردن خود او به یکی از این Celestialها که ابتدای ورود به کلینیک مجبور به کشتن آن شدیم، خود را به جای او جا زده بود.
بعد از اتمام کار در کلینیک، دوباره به مسیر خود در جنگل برمیگردیم.