بهایی که برای پیر شدن می پردازیم
در طول یکصد سال اخیر جمعیت جهان از نظر تناسب سنی تغییراتی جدی داشته و انسانها بیش از هر زمانی در طول تاریخ، عمر طولانیتری دارند و افراد مسن بخش بزرگتری از جمعیت سیاره را تشکیل میدهند. کافی است تصور کنید میانگین امید به زندگی انسان پیش از جنگ جهانی اول بین ۳۰ الی ۴۰ سال بوده و این رقم در حال حاضر دو برابر شده است. البته این افزایش عمر تبعاتی جدی نیز در پی داشته و روند دگرگشت، بهای گزاف آن را از ما دریافت می کند.
به گزارش سیناپرس، انسان در قرن بیست یکم بیش از هر دوره دیگری در طول تاریخ حیات خود به عنوان یک موجود زنده ساکن کره زمین، عمر می کند با این حال، این سالهای اضافی لزوماً با سلامت و تندرستی همراه نیستند. به همین دلیل پژوهشگران در تلاش هستند تا دریابند چگونه پیری به عنوان مفهومی نسبتاً جدید در تاریخ گونه انسان خردمند (هومو ساپینس) ممکن است گونه ما را تغییر دهد و آیا ارتباط میان پیر شدن و کاهش سلامت اجتنابناپذیر است؟
برای پاسخ به این پرسشها، دو متخصص ژنتیک تکاملی به نامهای هندان ملیکه دونرتاش (Handan Melike Dönertaş) و لیندا پارتریج (Linda Partridge) چندین مجموعه داده ژنتیکی بزرگ و مدرن را بررسی کردند تا ایدهای را آزمایش کنند که از میانه قرن بیستم مطرح بوده است: مفهوم «سایه انتخاب»
محققان در این رابطه می گویند: «پیشرفتها در ژنومیک مقایسهای، مطالعات ژنتیکی انسانی در مقیاس بزرگ و نشانگرهای پیری، اکنون امکان آزمایش دقیق پیشبینیهای تکاملی را فراهم کرده است.»
مفهوم سایه انتخاب بر این ایده استوار است که فیلتر طبیعی ناشی از فشارهای تکاملی و شعار کلاسیک «بقای شایستهترین» عمدتاً توسط نیاز گونه به تولید مثل هدایت میشود.
پس از آنکه نسل بعدی به دنیا آمد، تناسب یا عدم تناسب ما از نظر تکاملی اهمیت بسیار کمتری پیدا میکند.
این موضوع سلامت در سنین بالا را به دو شکل تحت تأثیر قرار میدهد. نخست، جهشهای ژنتیکی مضر که در پیری ظاهر میشوند، توسط روند به اصطلاح تکامل حذف نمیشوند، زیرا در آن مرحله ما فرزندآوری کرده و وظیفه زیستی خود را انجام داده ایم. دوم اینکه، ژنهایی که در جوانی مفیدند اما در پیری آسیبرسان هستند، همچنان حفظ میشوند، چون روند تکامل به شدت مزایای اولیه را ترجیح میدهد.
برای مثال، اگر ژنی خطر ابتلا به سرطان را در سنین بالا افزایش دهد اما در دهههای بیست و سی سالگی به تولید مثل کمک کند، از دیدگاه تکاملی معاملهای مطلوب محسوب میشود.
دکتر دونرتاش از مؤسسه فریتز لیپمان آلمان در این رابطه میگوید: «دیدگاه تکاملی به پیری فقط یک کنجکاوی تاریخی نیست. این دیدگاه به مسیرهای باستانی و حفظشدهای اشاره دارد که فعالیت مداوم آنها در مراحل بعدی زندگی به بیماریهای مرتبط با سن کمک میکند و بنابراین، مداخلات احتمالاً در آنجا مؤثرتر خواهند بود.
پژوهشگران به چندین مطالعه با صدها هزار فرد اشاره کردند که ضعف انتخاب طبیعی در سنین بالا را برجسته میکنند و عملاً وجود «سایه انتخاب» را تأیید مینمایند.
دونرتاش و پارتریج همچنین بررسی کردند که پیری در گونههای مختلف مانند موش کور چگونه ظاهر میشود. ترفندهای بیولوژیکی این گونهها برای غلبه بر سایه انتخاب میتواند راهنمایی برای پژوهشهای مربوط به پیری سالم در انسان باشد. به عبارت دیگر، درک عمیقتر پیری از منظر تکاملی، سرنخهایی درباره چگونگی تعدیل پیری به ما خواهد داد.
لیندا پارتریج از دانشگاه کالج لندن میگوید: «این دیدگاه، هدف را نیز بازتعریف میکند: نه صرفاً عمر، بلکه تا حدی کاهش هزینههای دیررس بیولوژی که انتخاب طبیعی برای زندگی اولیه بهینهسازی کرده است تا بخش بیشتری از زندگی با سلامت سپری شود.»
در اساس، این یک واقعیت است که ما پیر میشویم و سرانجام میمیریم زیرا سلولهایمان فرسوده میشوند. اما چشمانداز جذابی وجود دارد که ممکن است بتوانیم اولویتهای بدن را تا حدی تغییر دهیم و این مرور، زاویه جدیدی برای انجام این کار ارائه میدهد.
محققان در این رابطه می گویند: سایه انتخابی که اجازه داد پیری تکامل یابد، اکنون چارچوبی برای معکوس کردن پیامدهای آن فراهم میکند. هماهنگسازی نظریه تکاملی با مطالعات مکانیسمی و ژنومیک انسانی، پژوهش را از فهرستبرداری تغییرات مرتبط با سن به سمت هدفگیری منطقی علل بالادستی آنها سوق خواهد داد، تا بتوان به کمک آن دوره سلامتی را طولانی تر کرده و دوره بیماری های پیری را کاهش داد. مسیری که شاید بتواند در پایان به نقطه افزایش طول عمر و حتی نامیرایی انسان منتهی شود.
شرح کامل این پژوهش در آخرین شماره مجله تخصصی Nature Reviews Genetics منتشر شده است.
مترجم: احسان محمدحسینی