رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک) از راهاندازی سامانه «دوآجی» خبر داد.
به گزارش سیناپرس، پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران اعلام کرد فهرست نشریات دسترسی آزاد ایران به نشانی doaji.irandoc.ac.ir در ایرانداک راهاندازی شده است. هم اکنون بیش از نیم میلیون مقاله علمی و پژوهشی منتشر شده (۵۵۵۶۰۸) در بیش از ۲۲۱۷ مجله کشور از ۶۴۲ ناشر به صورت رایگان در این گنجینه علمی در دسترس قرار گرفته است.
این سامانه بهعنوان پایگاه نشریههای دسترسی آزاد ایران، با هدف توسعه علم باز، افزایش دسترسی پژوهشگران به منابع علمی، و ارتقای رؤیتپذیری نشریات علمی کشور راهاندازی شده است.
محمد حسنزاده، رئیس پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک) اعلام کرد «دوآجی» بستری ملی برای نمایهسازی و مدیریت اطلاعات نشریات علمی دسترسی آزاد ایران فراهم میکند و امکان جستجو، مشاهده و بهرهبرداری از مقالات علمی را برای پژوهشگران، استادان، دانشجویان و سیاستگذاران علمی تسهیل میسازد.
از مهمترین قابلیتهای این سامانه میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
– نمایهسازی نشریات علمی دسترسی آزاد
– جستجوی پیشرفته مقالات و نشریات
– دسترسی آسان به اطلاعات علمی
– استانداردسازی فرادادههای نشریات
– افزایش مشاهدهپذیری و استنادپذیری نشریات ایرانی
به نقل از ایرنا، راهاندازی این سامانه در راستای سیاستهای ملی علم باز و تحول دیجیتال در نظام پژوهش و نشر علمی کشور انجام شده و میتواند نقش مؤثری در توسعه زیرساختهای اطلاعات علمی ایران ایفا کند.
انتظار میرود «دوآجی» با تجمیع اطلاعات نشریات علمی کشور، زمینه تعامل بیشتر ناشران علمی، پژوهشگران و مراکز علمی را فراهم ساخته و به ارتقای جایگاه علمی ایران در عرصه بینالمللی کمک کند.
مهدی نجفی، مدیرعامل «سفرمارکت»، در سخنرانی خود در رویداد IRAN AI 2025 تأکید کرد که آینده هوش مصنوعی در ایران همزمان با فرصتهای بزرگ، با چالشهای جدی نیز مواجه است. او گفت:«همه درباره اهمیت هوش مصنوعی حرف میزنند، اما سؤال اصلی این است که زیرساختها و تصمیمات کلان برای اجرایی کردن آن کجاست؟»
نجفی با اشاره به تجربه سفرمارکت از سال ۱۳۹۰ در توسعه فروش آنلاین سفر در کشور، گفت ایران از نظر پذیرش فناوریهای نو شرایط ویژهای دارد:«ایرانیها حتی با وجود محدودیتها، دوست دارند فناوریهای جدید را تجربه کنند. این ضریب نفوذ بالا، فرصت بزرگی برای رشد سریع هوش مصنوعی در جامعه ماست.»
او همچنین بر مزیت محلیسازی خدمات در برابر غولهای جهانی مانند گوگل و بوکینگ داتکام تأکید کرد:«شرکتهای بزرگ جهانی نمیدانند خشکشویی محله شما چه ساعتی باز است. این همان جایی است که شرکتهای ایرانی میتوانند مزیت رقابتی داشته باشند و تجربه شخصیسازیشده برای کاربر بسازند.»
مدیرعامل سفرمارکت اما در بخش عمدهای از سخنانش به چالشهای عمیق پرداخت. به گفته او، نبود مراکز داده و ضعف زیرساختهای پردازشی، مهمترین مانع توسعه هوش مصنوعی در کشور است:«امروز هر مجموعه برای خودش دو یا سه GPU خریده، اما این برای یک اکوسیستم کافی نیست. هیچ برنامه کلانی برای توسعه زیرساختهای ملی در حوزه پردازش وجود ندارد. ما با اینترنتی کار میکنیم که هر لحظه ممکن است قطع شود و هیچ پاسخگویی هم نیست.»
نجفی در ادامه یکی از موانع مهم را بیتصمیمی در سطح اجتماعی و مدیریتی دانست:«وقتی مسئولان خودشان نمیتوانند بگویند ۴۰ روز دیگر چه خواهد شد، این یعنی ما در یک فضای بلاتکلیفی کار میکنیم. این بزرگترین چالش توسعه فناوری در کشور است.»
به گفته نجفی، ایران همزمان با چالشهای زیرساختی و مدیریتی، فرصت منحصربهفردی برای پیشگامی در هوش مصنوعی محلی دارد. او آینده این فناوری را اجتنابناپذیر دانست و هشدار داد که اگر تصمیمگیریهای کلان در کشور به تعویق بیفتد، «قصه رقابت شرکتهای ایرانی با غولهای جهانی، بیش از پیش شبیه داستان داوود و جالوت خواهد شد.»
رئیس پردیس هوش مصنوعی و نوآوری دیجیتال ایران با تأکید بر اهمیت زیرساختهای ملی، از نیاز کشور به ایجاد «اپراتور هوش مصنوعی ملی» خبر داد و هشدار داد که بدون همگرایی و سرمایهگذاری متمرکز، توسعه مدلها و دسترسی کاربران ایرانی به ابزارهای هوش مصنوعی با محدودیت مواجه خواهد بود.
رئیس پردیس هوش مصنوعی و نوآوری دیجیتال ایران، علی محمد مصباحینیا، با اشاره به تحولات زیرساختهای فناوری اطلاعات در کشور، بر نقش حیاتی این زیرساختها در توسعه هوش مصنوعی تأکید کرد.
او توضیح داد که با وجود پیشرفتهای صورتگرفته در اینترنت و منابع پردازشی، دسترسی نخبگان و دانشجویان به سرورهای پرقدرت برای پیادهسازی مدلهای هوش مصنوعی همچنان محدود است و بدون سرمایهگذاری همگرا و ایجاد یک اپراتور هوش مصنوعی ملی، پیشرفت حوزههای داده، توسعه مدلها و اپلیکیشنها با کندی مواجه خواهد شد.
مصباحینیا با اشاره به تجربه موفق شرکتها و نخبگان داخلی در زمینه هوش مصنوعی، بر ضرورت ایجاد زیرساختهای متمرکز و فرهنگسازی برای استفاده از مدلهای داخلی تأکید کرد و هشدار داد که توسعه پراکنده و بدون هماهنگی نمیتواند پاسخگوی نیاز میلیونها کاربر ایرانی باشد؛ مشروح گفتوگوی علی محمد مصباحینیا با هوشیو را در ادامه بخوانید:
از وضعیت زیرساختهای فناوری اطلاعات و اینترنت کشور در چند سال اخیر شروع کنیم. این زیرساختها چه تغییراتی داشتهاند و چقدر در توسعه صنعت هوش مصنوعی اثرگذار هستند؟
مصباحینیا: تهیه و تأمین زیرساختهای پردازشی به دلیل هزینههای بسیار بالا، باید توسط دولت و حاکمیت انجام شود. این زیرساختها باید تحت قالب خدمات ابری در اختیار شرکتها، هستههای فناوری و حتی دانشجویان قرار بگیرد تا بتوانند مدلهای هوش مصنوعی را بارگذاری و اجرا کنند. اما واقعیت این است که دسترسی به این منابع هنوز محدود است و بسیاری از فعالان حوزه هوش مصنوعی با دشواری مواجهاند.
برای حل این مسئله، نیازمند سرمایهگذاری همگرا و مشخص در حوزه هوش مصنوعی هستیم، با محوریت یک نهاد مشخص. ما در پردیس در حال پیگیری ایجاد «اپراتور هوش مصنوعی ملی» هستیم تا زیرساختها در یک محل متمرکز شده و تمام کشور بتواند بسته به نیاز خود از آن استفاده کند. این زیرساختها باید توسط دولت پشتیبانی شوند، زیرا هزینهها بسیار بالا است و تأمین آنها برای توسعه مدلها، دادهها، اپلیکیشنها و کسبوکارهای هوش مصنوعی ضروری است.
درباره دسترسی کاربران ایرانی به ابزارهای هوش مصنوعی جهانی مانند چتباتها چه دیدگاهی دارید؟
مصباحینیا: این ابزارها مثل ChatGPT، حتی در چین با الگوریتمها و زیرساختهای ملی خود توسعه یافتهاند. کشورهایی که به دنبال قدرت اقتصادی هستند، توجه ویژهای به امنیت دادهها دارند. ما هم استفاده از این ابزارها را داریم، اما به نظر من لازم است یک چتبات پایهای ایرانی توسعه داده شود که از صفر و با زیرساختهای ملی پیادهسازی شود.
هدف این است که دانشجویان و نخبگان بتوانند مدلهای خود را روی این پلتفرم اجرا کنند و پروژههای دانشجویی، فنی و کسبوکاری خود را پیش ببرند. در پردیس، ما این کار را با استفاده از توان نخبگان آغاز کردهایم، هرچند در مقیاس محدود، اما توسعه آن ادامه دارد. برای کاربری وسیع، مانند چند ده میلیون نفر، حتماً زیرساخت مناسب لازم است.
پس به نظر شما، ایجاد زیرساخت و اپراتور ملی هوش مصنوعی الزامی است؟
مصباحینیا: بله، زیرساخت و اپراتور ملی بسیار حیاتی است. این اپراتور باید شامل سختافزار و پلتفرم نرمافزاری باشد و امکان استفاده کاربران از مدلها فراهم شود. همگرایی و محوریت مشخص در این حوزه بسیار مهم است، زیرا فعالیتهای پراکنده و متکثر پاسخگوی نیاز کشور نیستند. تجربه پیامرسانها هم نشان داد که پراکندگی و تأخیر در هماهنگی، نتیجه مطلوب ندارد.
نقش فرهنگسازی و اعتماد عمومی در توسعه این چتباتها چقدر مهم است؟
مصباحینیا: بسیار مهم است. دادهها و مدلها پشتوانه قدرت ملی هستند و ایجاد اعتماد عمومی ضروری است. فرهنگسازی باید همراه با توسعه سازوکارهای شفاف و قابل اعتماد انجام شود. تنها با ترکیب زیرساخت مناسب، پلتفرم ملی و اعتماد عمومی، میتوانیم در حوزه هوش مصنوعی به موفقیت برسیم.
تجربیات تاریخی نشان میدهد که اعتماد به فناوری هیچگاه مسیری ساده نبوده و با گسترش روزافزون هوش مصنوعی، پرسشی بنیادین در برابر جامعه قرار گرفته است: آیا میتوانیم روزی با سپردن تصمیمها و وظایف مهم به ماشینها احساس آرامش و اطمینان کنیم؟
تصور کنید نقشهای از جهان پیش روی شماست که با مرزهای سیاسی تقسیم شده است. چند رنگ لازم دارید تا همه کشورها و همچنین دریاها را رنگآمیزی کنید، بهطوری که هیچ دو منطقه هممرز، رنگ یکسان نداشته باشند؟ پاسخ شگفتانگیز است: تنها چهار رنگ کافی است. در واقع، فارغ از اینکه نقشه چه شکلی داشته باشد، همیشه چهار رنگ جواب میدهد. اما اثبات این موضوع به یک شکاف مهم در دنیای ریاضیات منجر شد.
«قضیه چهار رنگ» (Four Colour Theorem) نخستین نتیجه بزرگی بود که با کمک رایانه اثبات شد. اثبات سال ۱۹۷۶ این قضیه مسئله را به چند هزار حالت ممکن از نقشهها کاهش داد و سپس هر حالت توسط نرمافزار بررسی شد.
در آن زمان، بسیاری از ریاضیدانان بسیار مخالف بودند. آنها میپرسیدند: «چطور میتوان چیزی را اثباتشده دانست، وقتی بخش اصلی اثبات درون ماشینی پنهان است که ما نمیتوانیم آن را به طور کامل درک کنیم؟» شاید همین واکنشها باعث شد که اثباتهای رایانهای تا مدتها در حاشیه بمانند و به جریان اصلی پژوهشهای ریاضی راه پیدا نکنند.
اما امروزه اوضاع در حال تغییر است و نسل جدید هوش مصنوعی ورق را برگرداندهاند. حامیان این فناوری میپرسند: چرا باید به ریاضیات انسانی؛ با همه خطاها، فرضیات ناقص و میانبُرهایش بیشتر اعتماد کنیم، درحالیکه میتوانیم بررسی درستی اثباتها را به ماشین بسپاریم؟
بحثی که اکنون در حوزه ریاضیات بر سر هوش مصنوعی جریان دارد، در واقع نمونه کوچکی از پرسش بسیار بزرگتری است که کل جامعه با آن روبهروست؛ چه زمانی مناسب است که اختیار کارها را به ماشینها واگذار کنیم؟
شرکتهای فناوری روزبهروز بیشتر وعده میدهند که عاملهای هوش مصنوعی کارهای خستهکننده و روزمره؛ از پردازش صورتحسابها تا رزرو تعطیلات را بر عهده خواهند گرفت. بااینحال، وقتی خودمان در تجربهای آزمایشی به آنها اجازه دادیم تا یک روزمان را مدیریت کنند متوجه شدیم که این عاملها هنوز برای انجام کامل چنین وظایفی آماده نیستند.
سپردن کنترل کارتهای اعتباری یا گذرواژههایمان به یک هوش مصنوعی غیرشفاف، همان احساس ناآرامیای را ایجاد میکند که ریاضیدانان در برابر اثبات قضیه چهار رنگ داشتند. اما این بار، مسئله دیگر رنگآمیزی نقشه نیست؛ بلکه یافتن مرزهای ناشناختهای است که با ورود به قلمروی جدید فناوری در برابر ما قرار گرفتهاند. آیا شواهدی در افق پیش رو هست که نشان دهد میتوانیم به ماشینها تکیه کنیم؟
ارزیابی مردم از هوش مصنوعی صرفاً در دو قطب خوشبینی بیقیدوشرط یا مخالفت سرسختانه جای نمیگیرد. در واقع، افراد هنگام مواجهه با هوش مصنوعی بر اساس دو معیار کلیدی به قضاوت میپردازند: توانمندی درکشده آن در مقایسه با انسان و نیاز به شخصیسازی در موقعیتهای خاص. این چارچوب به پژوهش جدیدی به رهبری «جکسون لو»، استاد مطالعات کار و سازمان در دانشکده مدیریت اسلون MIT، بازمیگردد.
پذیرش یا مقاومت: تأثیر توانمندی و شخصیسازی
بر اساس این پژوهش که با عنوان پرهیز یا پذیرش هوش مصنوعی؟ چارچوب توانمندی–شخصیسازی و مرور فراتحلیلی در مجله Psychological Bulletin منتشر شده است، مشخص شد که پذیرش هوش مصنوعی عمدتاً به این بستگی دارد که آیا افراد آن را در یک وظیفه خاص از انسان توانمندتر میدانند و تا چه میزان نیازی به شخصیسازی در آن وظیفه احساس میشود.
«جکسون لو» میگوید: «پذیرش هوش مصنوعی زمانی رخ میدهد که افراد آن را از انسان توانمندتر بدانند و در عین حال، نیازی به شخصیسازی در موقعیت تصمیمگیری احساس نکنند. اما در مواردی که این دو معیار با نیازهای افراد همخوانی نداشته باشد، احتمالاً تمایل آنها به استفاده از هوش مصنوعی کاهش مییابد یا بهطور کامل کنار گذاشته میشود.»
پژوهش فراتحلیلی: در جستجوی پاسخی برای تناقضها
مطالعات پیشین اغلب نتایج متناقضی درباره واکنش افراد نسبت به هوش مصنوعی به همراه داشتهاند. بهعنوان مثال، مطالعهای در سال ۲۰۱۵ نشان داد که افراد خطاهای هوش مصنوعی را سختتر از خطاهای انسانی میبخشند (گریز از الگوریتم)، در حالی که پژوهشی در سال ۲۰۱۹ بیان کرد که افراد مشاورههای ارائهشده توسط هوش مصنوعی را به مشاوره انسانی ترجیح میدهند (پذیرش الگوریتم).
برای رفع این تناقضها، «لو» و همکارانش یک فراتحلیل از ۱۶۳ مطالعه پیشین انجام دادند. این تحلیل شامل ۹۳ موقعیت تصمیمگیری مختلف و بیش از ۸۲,۰۰۰ واکنش بود و نشان داد که چارچوب توانمندی–شخصیسازی میتواند ترجیحات افراد در مواجهه با هوش مصنوعی را توضیح دهد.
چارچوب توانمندی–شخصیسازی: ترجیحات کاربران را چگونه شکل میدهد؟
فراتحلیل نشان داد که دو عامل کلیدی، یعنی «توانمندی» و «شخصیسازی»، نقش تعیینکنندهای در ترجیحات افراد دارند. توانمندی به این معناست که آیا هوش مصنوعی در یک وظیفه خاص بهتر از انسان عمل میکند یا خیر، و شخصیسازی به میزان نیاز به توجه به شرایط منحصربهفرد فرد یا وظیفه اشاره دارد.
به گفته «لو»: «هوش مصنوعی تنها زمانی ترجیح داده میشود که هم توانمندتر تلقی شود و هم وظیفه، غیرشخصی باشد.» به این معنا که توانمندی بالای هوش مصنوعی بهتنهایی کافی نیست و نیاز به شخصیسازی نیز در پذیرش یا رد آن نقش کلیدی دارد.
کاربردها و محدودیتهای چارچوب پیشنهادی
وظایف با برتری هوش مصنوعی: افراد تمایل دارند در وظایفی مانند کشف تقلب یا تحلیل مجموعههای بزرگ داده که هوش مصنوعی از نظر سرعت و دقت مزیت دارد، از آن استفاده کنند. در این وظایف، نیاز به شخصیسازی کمتر احساس میشود.
وظایف با تمرکز بر شخصیسازی: در حوزههایی مانند رواندرمانی، مصاحبههای شغلی یا تشخیص پزشکی، که نیاز به درک شرایط منحصربهفرد و شخصی است، افراد عموماً تمایل به اعتماد بیشتر به انسان دارند. به گفته «لو»: «مردم بهطور ذاتی خود را منحصربهفرد میبینند و معتقدند که هوش مصنوعی، حتی با داشتن دادههای عظیم، نمیتواند شرایط خاص آنها را درک کند.»
این یافتهها میتواند توسعهدهندگان را به طراحی سیستمهای هوش مصنوعی سازگارتر با نیازها و انتظارات کاربران هدایت کند. برای مثال، در حوزههایی که نیاز به شخصیسازی وجود دارد، افزودن قابلیتهایی برای تعامل انسانی بیشتر میتواند مقاومت کاربران را کاهش دهد.
عوامل زمینهای در پذیرش یا مقاومت در برابر هوش مصنوعی
پژوهش «لو» و تیمش همچنین به نقش عوامل زمینهای مانند ملموس بودن و شرایط اقتصادی در ترجیحات کاربران نسبت به هوش مصنوعی پرداخته است.
ملموس بودن: افراد وقتی با رباتهای فیزیکی و ملموس بهجای الگوریتمهای انتزاعی مواجه میشوند، تمایل بیشتری به پذیرش هوش مصنوعی دارند. این مسئله نشان میدهد که تجربه کاربر از تعامل با هوش مصنوعی میتواند تأثیر قابلتوجهی بر ارزیابی او داشته باشد.
شرایط اقتصادی: در کشورهایی با نرخ بیکاری پایینتر، پذیرش هوش مصنوعی بیشتر است. «لو» این موضوع را منطقی توصیف میکند: «اگر افراد نگران جایگزینی شغلشان با هوش مصنوعی باشند، طبیعی است که احتمال کمتری برای پذیرش آن وجود داشته باشد.»
محدودیتهای چارچوب توانمندی–شخصیسازی
هرچند چارچوب پیشنهادی بینشی عمیق درباره رفتار مردم نسبت به هوش مصنوعی ارائه میدهد، اما محدودیتهایی نیز دارد. «جکسون لو» تأکید میکند: «ما ادعا نمیکنیم که توانمندی و شخصیسازی تنها عوامل تعیینکننده هستند، اما فراتحلیل ما نشان میدهد که این دو بُعد نقش مهمی در شکلگیری ترجیحات افراد دارند.»
نویسندگان و منابع پشتیبان پژوهش
این مقاله با همکاری نویسندگانی از دانشگاههای Sun Yat-sen، Shenzhen و Fudan، از جمله «شین چین»، «چن چن»، «هانسن ژو»، «شیاووی دونگ» و «لیمی کائو» تهیه شده است. این پژوهش همچنین از حمایت مالی بنیاد ملی علوم طبیعی چین بهرهمند بوده است.
نتیجهگیری
پژوهش ارائهشده نشان میدهد که پذیرش یا مقاومت در برابر هوش مصنوعی موضوعی پیچیده و وابسته به زمینه است. چارچوب توانمندی–شخصیسازی ابزاری ارزشمند برای درک این ترجیحات ارائه میدهد و به توسعهدهندگان کمک میکند تا سیستمهای هوش مصنوعی را به گونهای طراحی کنند که با نیازهای کاربران تطبیق بیشتری داشته باشد. در نهایت، این پژوهش تأکید دارد که پذیرش فناوری نه امری مطلق، بلکه وابسته به توازن میان کارایی هوش مصنوعی و توجه به ویژگیهای انسانی است.
آیا به خاطر دارید زمانی را که شرکت OpenAI مجبور شد یکی از بهروزرسانیهای خود را بازگرداند، زیرا نسخه جدید چتجیپیتی بیش از حد مودب شده بود؟ در ماه ژوئن، «سم آلتمن»، مدیرعامل OpenAI، بهطور ضمنی تأیید کرد که مدل پیشرفتهی GPT-4o بهجای پاسخهای دقیق و متعادل، بیش از اندازه کاربران را تحسین میکرد، تا جایی که این رفتار برای برخی کاربران آزاردهنده شده بود. شرکت این مشکل را با عبارت «بیش از حد حمایتگر، اما غیرصادقانه» توصیف کرد.
خود آلتمن هم آن را «متملق و آزاردهنده» خواند؛ و اشتباه نمیکرد؛ چتجیپیتی دیگر یک چتبات نبود، بلکه بیشتر شبیه یک کارآموز مضطرب بود که میخواست اخراج نشود. اما این مشکل فقط به OpenAI محدود نمیشود.
مسئله اصلی این است که تقریباً تمام مدلهای زبانی بزرگ (LLM) ذاتاً دچار یک مشکل هستند و مانند افراد تأییدگر رفتار میکنند. این مدلها به صورتی طراحی میشوند که هر چیزی را که به آنها بدهید، بازتاب کنند، نه اینکه آن را به چالش بکشند. برای مثال حرف نادرستی بزنید؛ با نهایت توافق سر تکان میدهند. ایده ناقص ارائه کنید؟ برای نبوغ شما را تحسین میکنند.
چتباتهای تاییدگر؛ چالش مدلهای زبانی بزرگ
بزرگترین نقص LLMها این است که با همه چیز موافقت میکنند. هر کسی که مدتی با ChatGPT، Gemini، Claude یا Mistral کار کند، متوجه میشود که در تلاش برای ساخت دستیاران هوش مصنوعی که مفید و همدل به نظر برسند، ناخواسته آنها را به تأییدگرهای دیجیتال همیشه موافق و به ندرت مخالف تبدیل کرده. این فقط یک نقص طراحی نیست، بلکه یک مشکل ساختاری است.
این مدلها معمولاً بر اساس تعاملات انسانی مؤدبانه و بدون تنش آموزش میبینند و سپس با استفاده از یادگیری تقویتی مبتنی بر بازخورد انسانی (RLHF) تنظیم میشوند؛ روشی که بر ایجاد احساس مثبت و رفتار حمایتگرانه تأکید دارد. اما در دنیای واقعی، مفید بودن گاهی مستلزم مخالفت و ابراز نظر متفاوت است.
یکی از کاربران پلتفرم X نوشت: «بزرگترین ایراد LLMها خیالبافی نیست، بلکه این است که با هر چیزی که بگویید موافقت میکنند. چه کسی روی این مشکل کار میکند؟ دستیابی به ابر هوش میتواند به تعویق افتد.»
«گرگ آیزنبرگ»، مدیرعامل شرکت Late Checkout، میگوید: «ترجیح میدهم مدل در مکالمه بیشتر مخالفت کند. بهجای اینکه صرفاً منتظر دستور من بماند، باید گاهی بگوید این درخواست بیارزش است، چون از نظر دلایل X ،Y و Z منطقی نیست.»
مسئله مهمتر این است که مدل نه تنها با کاربر، بلکه حتی با نسخه قبلی خودش نیز موافقت میکند. همانطور که یکی از کاربران در شبکه اجتماعی X اشاره کرده: «این مدلها با هر چیزی که در متن زمینهای آنها باشد موافقت میکنند، حتی اگر پاسخهای قبلیشان غیرمنطقی باشد.»
نکته مهم این است که مدلهای زبانی فقط دیدگاه شما را تقویت نمیکنند، بلکه دیدگاه خیالی خود را هم تقویت میکنند. با این حال، «کوین اسکات» از شرکت Microsoft پیشتر خیالپردازی مدلها را با این ویژگی مقایسه کرده بود. او گفت: «هرچه بیشتر سعی کنید مدل را در مسیر خیالپردازی جلو ببرید، از واقعیت مبتنی دورتر و دورتر میشود.»
«سباستین برنس»، پژوهشگر دکتری در دانشگاه کوئین مری لندن، نیز با این دیدگاه موافق است. او پیشنهاد داده که مدلهایی که با گرایش به خیالپردازی میتوانند به عنوان «شریک خلاق مشترک» مفید واقع شوند. مثلاً وقتی درجه دمای ChatGPT بالا برده میشود، مدل به جای پاسخ واقعی، روایتهای خلاقانه و تخیلی تولید میکند. این چرخه بازخوردی بسیار ظریف، اما فریبنده است. در واقع این چرخه به افراد اجازه میدهد تا استدلالهایی با اشکال فزاینده بسازند، بدون اینکه هرگز با مقاومتی روبهرو شوند. برنس میگوید: «این مدلها ممکن است خروجیهایی تولید کنند که کاملاً دقیق نباشند، اما همچنان حاوی ایدههایی سودمند برای بررسی و کاوش باشند. بهکارگیری خیالپردازی به شیوه خلاقانه، میتواند به نتایج یا ترکیبهایی از ایدهها منجر شود که بهصورت طبیعی به ذهن بسیاری از افراد نمیرسد.»
«پتری کوئیتینن»، مدرس و برنامهنویس در دانشگاه علوم کاربردی هامک (HAMK)، در این بحث چنین میگوید: «اغلب سرویسهای گفتوگوی هوش مصنوعی کمابیش چاپلوس هستند و سعی میکنند کاربر را راضی نگه دارند یا حتی با شیوه صحبت او هماهنگ شوند. این موضوع تا جایی پیش میرود که حتی حقیقت کامل را نمیگویند، چون در مرحله پس از آموزش، تیم امنیتی تصمیم گرفته که برخی مدلها نباید درباره موضوعات خاصی صحبت کنند.» این همان روشی است که مدلهای زبانی طبق آن کار میکنند، آنها بر پایه زمینه، نه بر پایه تفکر انتقادی عمل میکنند.
بخشی از این موضوع به این واقعیت برمیگردد که «درست به نظر رسیدن» بیش از «درست بودن» پاداش میگیرد. این همان چیزی است که باعث میشود مدلها در معقول جلوه دادن موضوعهای غیرمنطقی خیلی خوب عمل کنند. اگر درخواستی با اطمینان مطرح شود، مدل نیز همان اعتمادبهنفس را بازتاب میدهد. اگر ابهامی در درخواست احساس کنند، شکافها را با چیزی که به نظرش بهترین است پر میکند و این بدین معناست که شاید بر یک ایده اشتباه پافشاری کنند. همه اینها در حالی است که «یان لیکان»، مدیر ارشد هوش مصنوعی در Meta، بارها تأکید میکند که LLMها منجر به هوش عمومی مصنوعی (AGI) نخواهند شد و پژوهشگران تازه وارد به حوزه هوش مصنوعی نباید روی مدلهای زبانی کار کنند، زیرا آنها صرفاً «طوطیهای تصادفی» هستند و فاقد توانایی استدلال هستند.
وابستگی کاربران، مهمتر از چالشگر بودن مدل است
حتی زمانی که این مدلها با کاربر مخالفت میکنند، معمولاً نیاز به درخواست صریح و تنظیمات سیستم محور را دارند. در چنین شرایطی، باید از دستوری مانند این استفاده کنند: «شما یک متخصص در زمینه مورد نظر هستید و چاپلوس نیستید. اگر مشکلی دیدید، آن را به چالش بکشید.» اما این نوع دستور دادن، چیزی نیست که به ذهن یک کاربر عادی خطور کند. رفتار پیشفرض همچنان این است که اول موافقت و بعد شفافسازی کنند.
باید در پرامپتی صراحتا به هوش مصنوعی توضیح دهید که چاپلوسی نکند و صرفا تاییدگر نباشد تا اون اینکار را نکند. اما این کاری نیست که عامه مصرف کنندگان این فناوری مطلع باشند. تصویر: Calex Guimaraes
OpenAI در این مسئله تنها نیست. Gemini نیز به عنوان یک مدل «مورد پسند مردم» شناخته شده است و ظاهراً DeepSeek R1 یکی از معدود مدلهایی محسوب میشود که «کمترین میزان سازشپذیری» را دارد.
شرکتها حتی انگیزه برای ساخت هوش مصنوعی منتقد و چالشگر ندارند، زیرا هدف آنها این است که کاربران در بلند مدت به مدلهای آنها وابسته شوند. همانطور که کاربران از Google میخواهند نتایجی را ارائه دهد که برای آنها خوشایند باشد، از هوش مصنوعی هم انتظار دارند همان پاسخهایی را بدهند که دلخواه آنها باشند.
«دیدی داس» از شرکت سرمایهگذاری Menlo Ventures این موضوع را بهصراحت بیان کرد: «OpenAI میداند که درآمدش از اشتراک کاربران تأمین میشود و برای به حداکثر رساندن آن، باید میزان درگیری و تعامل را افزایش دهد. دیدگاههای مخالف، همانطور که در شبکههای اجتماعی هستند، چنین اثری ندارند»، بنابراین با یک تضاد مواجه هستیم. کاربران میگویند: خواهان نقد، چالش و مخالفت فکری هستند، اما پلتفرمها برای لبخند و اشتراک بهینهسازی میشوند.
طراحی یک هوش مصنوعی که احساس خوبی به کاربران بدهد، آسانتر از ساختن مدلی است که کاربر را وادار به تفکر عمیقتر کند. مدلی که همیشه موافقت میکند، نمیتواند در پژوهشها کمک کند؛ نمیتواند ایرادهای موجود در کد، منطق یا طرح کسبوکار شما را تشخیص دهد.
مهندس برنامهنویس میتواند تا حدی این ضعف را جبران کند. برخی کاربران از مدلها میخواهند که دو طرف بحث را به قویترین شکل ممکن بیان کنند و بعد نظر دهند. برخی دیگر نیز در حال طراحی «عوامل نیشزننده» یا سامانههای چندعاملی منتقد هستند که در آنها مدلها با یکدیگر به گفتوگو و چالش میپردازند. با این حال، اینها فقط راهحل موقت و جانبی هستند. چیزی که واقعاً به آن نیاز داریم، یک تغییر بنیادین در نحوه طراحی این مدلها از پایه است. برخی شرکتها از همین حالا در حال فکر کردن به این موضوع هستند. گزارش شده است که شرکت DarkBench در حال ایجاد معیارهایی برای شناسایی الگوهای نادرست در رفتار هوش مصنوعی، مثلا بیش از حد سازگار یا موافق بودند، هستند.
این مطلب نخستین بار، ۱۸ تیر ۱۴۰۴ در «analyticsindiamag» منتشر شده است.
با ظهور ابزارهای قدرتمند هوش مصنوعی مانند «Midjourney» و «Veo 3»، پلتفرمهای بزرگ مانند «متا»، «یوتیوب»، و «تیکتاک» در تلاشاند محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی را شناسایی و برچسبگذاری کنند. با این حال، ابزارهای ناقص و سیاستهای داوطلبانه باعث اشتباهاتی شدهاند؛ محتوای واقعی سازندگان گاهی بهطور نادرست برچسب خورده، در حالی که تبلیغات کاملاً ساختگی بدون هیچگونه اطلاعرسانی منتشر میشوند.
چالش سازندگان محتوا
«نیکولای ساویچ»، ستاره تیکتاک با ۴.۸ میلیون دنبالکننده، از تجربه ناخوشایند خود درباره برچسبگذاری اشتباه آثارش میگوید. بسیاری از ویدئوهای او که شامل انتقالهای جذاب بین صحنهها هستند، بهاشتباه با برچسب «تولیدشده توسط هوش مصنوعی» علامتگذاری شدهاند. این موضوع باعث واکنش منفی برخی از دنبالکنندگانش شده است.
او میگوید: «مردم قبلاً این تصور را دارند که فقط از هوش مصنوعی استفاده میکنم. این موضوع بهشدت به اعتبار من آسیب زده و در تیکتاک کسی به آن توجه نمیکند.»
پلتفرمها در تلاش برای شفافیت
تلاشهای «متا»
«متا»، مالک فیسبوک و اینستاگرام، در سال جاری گزینهای برای تبلیغکنندگان فراهم کرد تا هنگام استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی این موضوع را اعلام کنند. این شرکت در بیانیهای اعلام کرد: «ما همچنان رویکرد خود را در برچسبگذاری محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی، با همکاری کارشناسان، تبلیغکنندگان، سیاستگذاران و شرکای صنعت، مطابق با انتظار مردم و پیشرفتهای فناوری هوش مصنوعی توسعه خواهیم داد.»
تلاشهای یوتیوب و گوگل
گوگل، مالک یوتیوب، واترمارکهای کوچک بصری به اکثر محتوای تولیدشده توسط ابزارهای هوش مصنوعی مانند «Veo» اضافه کرده است. همچنین، این محتوا شامل شناسههای متادیتا است که امکان برچسبگذاری خودکار محتوای هوش مصنوعی را فراهم میکند. با این حال، تبلیغاتی مانند «Kalshi» و «Coign» که با «Veo» تولید شدهاند، بدون هیچ علامت بصری منتشر شدهاند.
تبلیغات هوش مصنوعی، واقعی به نظر میرسند، اما ساختگی هستند
تبلیغات ساختهشده توسط ابزارهای هوش مصنوعی مانند Veo روزبهروز بیشتر میشود. بهعنوانمثال، استارتاپ «Kalshi» تبلیغی کاملاً تولیدشده توسط هوش مصنوعی را در یوتیوب تیوی و طول فینالهای NBA منتشر کرد که هیچگونه برچسبی نداشت.
یک تبلیغ دیگر برای برند کارت اعتباری «Coign» کاملاً ساختگی به نظر میرسید اما هیچ نشانهای از هوش مصنوعی نداشت و در فیسبوک، یوتیوب و لینکدین پخش شد.
واکنشها به شفافیت
Ritual: استقبال از شفافیت
«کاترینا اشنایدر»، بنیانگذار برند مولتیویتامین «Ritual»، که تبلیغی با حضور شخصیتهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی منتشر کرده است، تأکید میکند که آنها آماده اضافه کردن برچسبگذاری شفافتر هستند.
بازی برچسبگذاری
گامهای «تیکتاک»
«تیکتاک» بهعنوان یکی از نخستین شرکتها، در سال ۲۰۲۳ ابزاری برای شناسایی و برچسبگذاری محتوای هوش مصنوعی معرفی کرد. همچنین گزینهای به سازندگان ارائه شد تا استفاده خود از ابزارهای هوش مصنوعی شخص ثالث را اعلام کنند.
بهروزرسانی سیاستهای «متا»
متا سیاستهای خود را بهروزرسانی کرد تا تفاوت بین محتوای کاملاً تولیدشده توسط هوش مصنوعی و محتوایی که فقط ویرایش شده است را مشخص کند.
چالشها و آینده شفافیت در فضای دیجیتال
در حالی که تلاشها برای شفافیت در حال پیشرفت است، هنوز راه زیادی باقی مانده است. اگر پلتفرمها نتوانند ابزارهای دقیقتری برای شناسایی و برچسبگذاری محتوا ارائه دهند، ممکن است اعتماد کاربران آسیب ببیند.
پلتفرمهای فناوری باید بهطور مداوم سیاستهای خود را با توجه به پیشرفتهای فناوری هوش مصنوعی و انتظارات کاربران بهروزرسانی کنند و بین محتوای واقعی و مصنوعی مرز روشنی ایجاد کنند.
در حالی که کیفیت جستوجوی اینترنتی زیر سایه تغییرات گوگل و سیل محتوای کمکیفیت رو به افول گذاشته است، استارتاپ آمریکایی Perplexity AI با هدف بازتعریف تجربه جستوجو وارد میدان شده است.
بحران جستوجوی اینترنتی و فرصت نوآوری
همانطور که کاربران قدیمی اینترنت میدانند، گوگل دیگر مثل قبل کار نمیکند. تغییرات اخیر در سازوکار Google Search، از کنار گذاشتن جستوجوی دقیق (Verbatim) و بولی (Boolean) گرفته تا اضافه شدن دستیارهای مبتنی بر هوش مصنوعی با نتایج ضعیف، بسیاری از کاربران را ناامید کرده است.
همزمان، رشد محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی برای اهداف سئو، کیفیت مطالب موجود در وب را بهشدت کاهش داده است. این شرایط، نیاز به یک رویکرد تازه و کارآمدتر در جستوجوی اینترنتی را آشکار کرده و فضا را برای ظهور راهحلهای نوآورانه فراهم آورده است.
پرپلکسیتی؛ هوش مصنوعی در قلب موتور جستوجو
Perplexity AI با کنار گذاشتن مدل سنتی موتورهای جستوجو، هوش مصنوعی را نه بهعنوان یک افزونه جانبی، بلکه بهعنوان بخش اصلی و مرکزی سامانه خود به کار گرفته است. این سرویس که به عنوان «چاقوی سویسی اطلاعات» شناخته میشود، بر پایه معماری Generative Pre-trained Transformer (GPT) توسعهیافته و از موتور جستوجوی Bing، زیرساخت ابری Microsoft Azure و سرمایه تبلیغاتی Amazon بهره میبرد.
نتایج محصولات Amazon و Shopify نیز در قالب کارتهای تبلیغاتی ویژه درون نتایج گنجانده میشوند، که نشاندهنده مدل درآمدی ترکیبی این پلتفرم است.
فناوری پشتیبان و مدلهای انتخابی
نسخه رایگان پرپلکسیتی بر پایه مدل زبانی اختصاصی این شرکت و GPT-3.5 با قابلیت مرور وب کار میکند. این ویژگی، با ارائه اطلاعات بهروز و امکان تعریف منابع مورد اعتماد، مشکل قدیمی چتباتها در ارائه دادههای منسوخ را حل کرده است.
کاربران حرفهای و سازمانی، امکان انتخاب مدل مورد نظر خود برای هر پرسش را دارند. فهرست مدلهای پشتیبانی شده (تا آگوست ۲۰۲۵) عبارت است از:
o3-mini – مدل پیشرفته OpenAI
GPT-4o – نسخه بهینهشده GPT-4
GPT-4.5 – آخرین نسل مدلهای OpenAI Claude Sonnet 3.7 – مدل پیشرفته Anthropic
Gemini Flash 2.0 – مدل سریع Google
Llama 3 – مدل متنباز Meta
DeepSeek R1 – مدل تخصصی تحقیقاتی
تجربه کاربری ساده اما قدرتمند
برای شروع کار، کافی است به نشانی perplexity.ai مراجعه و پرسش خود را در کادر جستوجو وارد کنید. این سرویس همچنین جستوجوهای پیشنهادی مبتنی بر رویدادها و روندهای روز را ارائه میدهد که بهصورت پویا تغییر میکنند.
برخلاف موتورهای جستوجوی سنتی که فهرستی از لینکها ارائه میدهند، پرپلکسیتی پاسخهای جامع و منسجم به همراه ارجاع به منابع معتبر ارائه میکند. این رویکرد، زمان کاربران را صرفهجویی کرده و تجربهای روانتر فراهم میآورد.
نگاهی رو به آینده
پرپلکسیتی AI میخواهد پاسخی به بحران فعلی جستوجوی اینترنتی باشد؛ ابزاری که با ترکیب سرعت، دقت و بهروز بودن، تجربهای تازه برای کاربران فراهم میکند. با توجه به رشد روزافزون این پلتفرم و استقبال کاربران از آن، اگر این رویکرد موفق شود، شاید در آینده نهچندان دور، معیارهای ما برای «یک جستوجوی خوب» به کلی تغییر کند.
در دنیایی که اطلاعات با سرعت نور تولید میشوند اما کیفیت آنها مدام کاهش مییابد، ابزارهایی مانند پرپلکسیتی ممکن است کلید حل این معضل باشند. آینده نشان خواهد داد که آیا این نسل جدید از موتورهای جستوجو مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند جایگزین مناسبی برای روشهای سنتی باشند یا خیر.
فناوری بینایی کامپیوتری در استراتژیهای تحول دیجیتال روزبهروز اهمیت بیشتری پیدا میکند. این فناوری به سیستمها اجازه میدهد اطلاعات ارزشمندی از تصاویر دیجیتال استخراج کرده و آنها را به دانشی قابلاستفاده برای سازمان تبدیل کنند. به همین دلیل، بینایی کامپیوتری بهعنوان ابزاری مطمئن در صنعت تولید برای پیشبرد پروژهها شناخته میشود.
در همین راستا، «مارگاریتا لیندال» توضیح میدهد که چگونه بینشهای حاصل از بینایی کامپیوتری، چه توسط انسانها و چه توسط سیستمهای هوش مصنوعی، تحلیل شده و به افزایش کارایی، کاهش هزینهها و سادهسازی عملیات منجر میشود. او میگوید: «این ابزار قدرتمند برای بهبود کیفیت محصول و افزایش بهرهوری است.»
ارزش بینایی کامپیوتری در تولید
بینایی کامپیوتری نقش کلیدی در بهبود کارایی، خودکارسازی وظایف و ارتقای ایمنی در تولید ایفا میکند. طبق گفته «پاناسونیک»، انتظار میرود این فناوری طی سه سال آینده بهطور متوسط ۴۲ درصد بهرهوری را افزایش دهد.
«مارگاریتا» بیان میکند: «برخلاف راهحلهای مبتنی بر مدلهای زبانی بزرگ مانند «ChatGPT» که درحالحاضر در اوج تبلیغات گسترده قرار دارند، بینایی کامپیوتری در مسیر توسعه خود بسیار پیشرفتهتر است. انتظار میرود طی دو سال آینده به مرحلهای از بهرهوری برسد که آن را به فناوری قابلاعتماد و بالغتری برای کاربردهای عملی در تولید تبدیل کند.»
مزایای گسترده برای صنعت
پذیرش فناوریهای جدید مانند بینایی کامپیوتری میتواند بهرهوری کلی صنعت را بهطور چشمگیری بهبود بخشد. بهعنوانمثال، این فناوری میتواند:
فرآیندهای تولید را خودکار کند
خطای انسانی را کاهش دهد
ایمنی کارگران را افزایش دهد
زنجیره تأمین را بهینهسازی کند
این طیف گسترده از کاربردها به تولیدکنندگان کمک میکند بدون کاهش کیفیت یا دقت، تولیدشان را سریعتر کنند.
«مارگاریتا» توضیح میدهد: «تصمیمگیرندگان در حوزه تولید بسیار خوشبین هستند و پیشبینی میکنند که بهرهوری در همین مدت ۵۲ درصد افزایش یابد که بالاترین میزان در میان صنایع مختلف است. این افزایش بهرهوری میتواند کارایی عملیاتی و سودآوری را افزایش دهد و به تولیدکنندگان امکان سرمایهگذاری در فناوریها و فرآیندهای جدید را بدهد.»
کاربردهای فعلی
تحقیقات نشان میدهد که ۲۸ درصد از تولیدکنندگان درحالحاضر از بینایی کامپیوتری برای اندازهگیری حجم، مانند حجم پالت در فرآیند بارگیری و حملونقل کارآمد، استفاده میکنند. این امر به تسریع تولید، بدون اینکه کیفیت یا دقت را به خطر بیندازد، کمک میکند.
«مارگاریتا» انتظار دارد که فناوری بینایی کامپیوتری بهویژه در حوزه مونتاژ نهایی الکترونیک، بهسرعت رشد کند. او میگوید: «بینایی کامپیوتری میتواند دقت و حساسیت را در قرار دادن اجزای کوچک یا اتصال زیرمجموعهها به بردهای اصلی افزایش دهد؛ وظایفی که معمولاً انسان انجام میدهد.» همچنین این فناوری میتواند با تجزیهوتحلیل حرکات اپراتورها، کارایی را افزایش دهد و هرگونه مشکل کیفی ناشی از خطای انسانی را شناسایی کند.
مقابله با چالشها: نقش اساسی هوش مصنوعی
علیرغم وعدههای فراوان، تولیدکنندگان همچنان با چالشهایی در استقرار بینایی کامپیوتری روبرو هستند. برخی از این چالشها، طبق گفته «پاناسونیک»، شامل کمبود پشتیبانی شخص ثالث برای پیادهسازی و نگهداری این فناوری و همچنین نگرانیهای اخلاقی درباره حریم خصوصی و امنیت دادهها است.
نگرانیهای امنیتی
«مارگاریتا» تأکید میکند: «۴۶ درصد از تولیدکنندگان از مسائل امنیتی دادهها ابراز نگرانی میکنند و ۳۶ درصد نگران مقررات ابزارهای هوش مصنوعی هستند. برای حل این مشکلات، نیاز به اقدامات امنیتی قوی و چارچوبهای نظارتی واضح است تا از مالکیت معنوی سازمانها محافظت شود.»
نتایج امیدوارکننده
در حالیکه صنعت تولید با چالشهای استفاده از هوش مصنوعی در بهبود فرآیندها و خودکارسازی وظایف دستوپنجه نرم میکند، نتایج امیدوارکنندهای از این فناوری مشاهده میشود. بر اساس گزارشها، تقریباً نیمی از شرکتهای تولیدی پیشرفته، خدمات مبتنی بر هوش مصنوعی را در فرآیند تخصیص سرمایهشان ادغام کردهاند. این شرکتها بهطور فعال در اتوماسیون مبتنی بر هوش مصنوعی سرمایهگذاری کرده و پتانسیل آن را برای بهینهسازی عملیات و کاهش زمان توقف تشخیص میدهند.
آمار پذیرش هوش مصنوعی
«مارگاریتا» میگوید: «هوش مصنوعی نقش کلیدی در تحول کسبوکارها در صنعت تولید ایفا خواهد کرد. در حالیکه ۱۸ درصد از تولیدکنندگان هوش مصنوعی را پیادهسازی کردهاند و مزایای کوتاهمدت آن را تجربه کردهاند، تقریباً یکچهارم آنها در مراحل برنامهریزی هستند. بهطورکلی، ۷۴ درصد تولیدکنندگان معتقدند هوش مصنوعی برای آنها بسیار مهم است و ۲۴ درصد میگویند تا حدی مهم است. این شرکتها، اجرای موفق هوش مصنوعی را مسیری برای بهینهسازی فرآیندها، کاهش زمان توقف و افزایش کیفیت و تولید محصول میدانند.»
نگاهی به آینده
با توجه به پتانسیلهای بالای بینایی کامپیوتری، آینده این فناوری در صنعت تولید بسیار امیدوارکننده به نظر میرسد. «مارگاریتا» پیشبینی میکند که این فناوری به موارد زیر منجر خواهد شد:
افزایش چشمگیر بهرهوری و کارایی
خودکارسازی بسیاری از فرآیندها
بهبود کنترل کیفیت
تسریع نوآوری
او میگوید: «دیدن اینکه بینایی کامپیوتری چگونه طی دو سال آینده به تحول این بخش ادامه خواهد داد و اینکه آیا این انتظارات بلندپروازانه برآورده خواهند شد یا حتی فراتر از آن خواهند رفت، بسیار جذاب خواهد بود.»
در سال 2025، عرصه رباتیک انسانینما با جهشی چشمگیر روبرو شده است. پیشرفتهای هوش مصنوعی، حسگرهای پیشرفته و طراحیهای نوین، رباتهایی را به وجود آورده که نه تنها شبیه انسان حرکت میکنند، بلکه در محیطهای واقعی کار میکنند، تعامل میکنند و حتی تصمیمگیری میکنند. این رباتها از کارخانهها تا خانهها، نقشهای متنوعی ایفا میکنند و وابستگی بشر به ماشینهای هوشمند را بیش از پیش افزایش میدهند. در این گزارش، به معرفی 7 ربات برتر انسانینمای سال 2025 میپردازیم که هر کدام با قابلیتهای منحصربهفرد، آینده فناوری را شکل میدهند.
با ورود هوش مصنوعی پیشرفته مانند مدلهای زبانی بزرگ و یادگیری عمیق، رباتهای انسانینما در سال 2025 از آزمایشگاهها خارج شده و وارد زندگی روزمره شدهاند. شرکتهای پیشرو مانند «بوستون داینامیکس»، «تسلا» و «فیگور AI»، با سرمایهگذاریهای کلان، این ماشینها را برای کارهای صنعتی، خدماتی و حتی سرگرمی بهینه کردهاند. این رباتها نه تنها کارایی را افزایش میدهند، بلکه چالشهایی مانند ایمنی، اخلاقیات و تأثیر بر بازار کار را نیز مطرح میکنند. در ادامه، به بررسی دقیقتر این رباتها میپردازیم.
معرفی 7 ربات انسانینمای برتر سال 2025
Atlas از Boston Dynamics
«Atlas»، یکی از نمادهای رباتیک مدرن، در سال 2025 با نسخه الکتریکی کاملاً جدید خود، مرزهای حرکت انسانی را جابجا کرده است. این ربات که توسط شرکت «بوستون داینامیکس» توسعه یافته، از موتورهای الکتریکی پیشرفته برای حرکات دقیق و چابک استفاده میکند. «Atlas» قادر است دویدن، پریدن، پشتک زدن و حتی تعادل در زمینهای ناهموار را با سرعتی تا 2.5 متر بر ثانیه انجام دهد. با 28 مفصل و حسگرهای مادون قرمز، استریو و عمق، این ربات میتواند محیط را به طور واقعیزمان تحلیل کند و وظایفی مانند جستجو و نجات در مناطق خطرناک را بر عهده بگیرد.
پیشرفتهای سال 2025 شامل بهبود کارایی باتری (تا 4 ساعت فعالیت مداوم) و ادغام AI برای یادگیری از دادههای واقعی است. «Atlas» در صنایع سنگین مانند ساختوساز و امدادرسانی کاربرد دارد و میتواند بارهایی تا 20 کیلوگرم را حمل کند. این ربات، با بدنهای از تیتانیوم و آلومینیوم، وزنی حدود 89 کیلوگرم دارد و ارتفاع آن 1.5 متر است.
Figure 02 از Figure AI
«Figure 02»، محصول شرکت «فیگور AI»، به عنوان یکی از پیشرفتهترین رباتهای تجاری سال 2025 شناخته میشود. این ربات با طراحی sleek و کابلکشی داخلی، از دستهای پنجانگشتی با 16 درجه آزادی بهره میبرد که امکان دستکاری دقیق اشیاء را فراهم میکند. مجهز به شش دوربین RGB، مدل زبانی بینایی و GPUهای NVIDIA، «Figure 02» میتواند مکالمات طبیعی داشته باشد و وظایفی مانند مونتاژ قطعات در کارخانهها را انجام دهد.
در سال 2025، این ربات با ظرفیت باتری 50% بیشتر و توانایی حمل بار تا 25 کیلوگرم، در کارخانههایی مانند BMW تست شده و آماده تولید انبوه است. پیشرفتهای کلیدی شامل ادغام مدلهای OpenAI برای تعامل صوتی و بصری است. کاربردهای آن در لجستیک، تولید و حتی مراقبتهای خانگی برجسته است، جایی که میتواند با انسانها همکاری کند بدون نیاز به نظارت مداوم.
Optimus از Tesla
«Optimus Gen 2»، ربات انسانینمای «تسلا»، در سال 2025 وارد مرحله تولید محدود شده و بیش از 1000 واحد آن برای کارخانههای «تسلا» آماده شده است. توسعهیافته توسط «ایلان ماسک» و تیم «تسلا»، این ربات با سیستم پیادهروی دوپا، حسگرهای فشار برای تعادل و چندین دوربین برای تشخیص اشیاء، قادر به انجام کارهای تکراری مانند مونتاژ خودرو است. باتری 2.3 کیلوواتساعتی آن تا 5 مایل در ساعت سرعت و حمل بار تا 20 کیلوگرم را پشتیبانی میکند.
پیشرفتهای 2025 شامل دستهای بهبودیافته برای کارهای دقیق و شبکه عصبی onboard برای یادگیری از دادهها است. «Optimus» میتواند به دستورات صوتی پاسخ دهد و در آینده، برای خانهها مانند تمیزکاری یا مراقبت از سالمندان استفاده شود. قیمت تخمینی آن حدود 30,000 دلار است، که آن را به گزینهای مقرونبهصرفه تبدیل میکند.
Ameca از Engineered Arts
«Ameca»، رباتی با تمرکز بر تعامل انسانی، در سال 2025 با قابلیتهای expressive بینظیر خود برجسته است. توسعهیافته توسط «Engineered Arts»، این ربات بیش از 50 actuator برای بیانات facial مانند لبخند، اخم و حتی رقص دارد. مجهز به میکروفونها، دوربینهای چشمی و سینهای، و نرمافزار تشخیص چهره، «Ameca» از مدلهای GPT-4 برای مکالمات هوشمند استفاده میکند و میتواند جوک بگوید یا صدا را تقلید کند.
پیشرفتهای امسال شامل بهبود حرکت بدنی سیال و قابلیت ارتقاء مدولار است، هرچند هنوز نمیتواند راه برود. کاربردهای آن در خدمات مشتری، آموزش و سرگرمی است، جایی که تعامل طبیعی با انسانها را فراهم میکند. «Ameca» با بیش از 61 درجه آزادی، یکی از واقعیترین رباتها از نظر ظاهری است.
Apollo از Apptronik
«Apollo»، محصول «Apptronik»، رباتی صنعتی با تمرکز بر ایمنی و همکاری است. در سال 2025، این ربات با ظرفیت حمل بار 25 کیلوگرم و باتری قابل تعویض (4 ساعت فعالیت)، در کارخانههایی مانند «مرسدسبنز» برای کارهای سنگین مانند بلند کردن و مونتاژ استفاده میشود. مجهز به LEDهای نمایش وضعیت، کنترل نیروی پیشرفته و نرمافزار intuitive، «Apollo» میتواند با انسانها بدون خطر همکاری کند.
پیشرفتهای کلیدی شامل طراحی مدولار برای سفارشیسازی و ادغام AI برای کارهای کممهارت است. کاربردهای آن در انبارها، ساختوساز و تولید است، جایی که خستگیناپذیری آن بهرهوری را افزایش میدهد. وزن 72.6 کیلوگرمی و ارتفاع مناسب، آن را برای محیطهای صنعتی ایدهآل میکند.
Digit از Agility Robotics
«Digit»، توسعهیافته توسط «Agility Robotics»، رباتی چابک برای لجستیک است. در سال 2025، با کارخانه «RoboFab» که سالانه 10,000 واحد تولید میکند، «Digit» با پاهای منحنی برای حرکت در سطوح متنوع، حسگرهای Lidar و چهار دوربین عمق، قادر به حمل بستهها و ناوبری در انبارها است. باتری 1.2 کیلوواتساعتی و 16 مفصل مستقل، دوام 8 ساعته را فراهم میکند.
پیشرفتها شامل سیستم عامل واقعیزمان لینوکس و مواد سبک مانند آلومینیوم و کربن فیبر است. کاربردهای اصلی در تحویل بسته و مدیریت انبار است، که میتواند هزینهها را کاهش دهد.
Unitree G1 از Unitree Robotics
«Unitree G1»، ربات مقرونبهصرفه چینی، در سال 2025 با انعطافپذیری خارقالعاده خود شناخته میشود. توسعهیافته توسط «Unitree»، این ربات با 23 درجه آزادی، LiDAR سهبعدی و دوربینهای عمق، میتواند پرشهای بلند و حرکات سریع انجام دهد. باتری 2-3 ساعته و طراحی compact، آن را برای تحقیق و خدمات سبک مناسب میکند.
پیشرفتها شامل هزینه پایین و کاربرد در مراقبت از سالمندان یا آموزش است. «G1» با تمرکز بر سرعت و کارایی، گزینهای ایدهآل برای بازارهای نوظهور است.
آینده همزیستی با رباتها
سال 2025 نقطه عطفی در تاریخ رباتیک انسانینما است، جایی که رباتهایی مانند «Atlas» و «Optimus» نه تنها ابزارهای کمکی، بلکه شرکای هوشمند بشر شدهاند. این پیشرفتها، ضمن افزایش بهرهوری در صنایع، چالشهایی مانند بیکاری و مسائل اخلاقی را مطرح میکنند. با ادامه سرمایهگذاریها، انتظار میرود تا پایان دهه، رباتها بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره شوند. اما کلیدیترین مسئله، اطمینان از ایمنی و همزیستی مسالمتآمیز است تا فناوری در خدمت بشر باقی بماند.