نقد فیلم بازگشت به سایلنت هیل (Return to Silent Hill) | یک فاجعهی مهآلود؟
بیراه نیست که چه در بازی Silent Hill 2 (۲۰۰۱) و چه در SH2 Remake (۲۰۲۴)، داستان تا جای ممکن از کالت و کلیسای سایلنت هیل دور میماند، چون هیچ کمکی به درکِ وضعیت یا ارتباط ما با جیمز نمیکند. اما آنقدر برای کریستف گان، وحشتِ کالت (Cult Horror) اهمیت دارد که زمین و زمان را باید به کالتِ سایلنت هیل ربط دهد. جای تعجبی هم ندارد که ضعیفترین و گسستهترینِ لحظات فیلم همین صحنههای کالت هستند، چون نه تمهیدی ایجاد میکنند و نه تعلیقی. صرفاً آنجا هستند تا بزرگترینِ پیچشِ داستانی – از نظرِ نویسندگانِ فیلم – را به خوردِ تماشاگر دهند. اما قبل از اینکه به آن پیچش برسیم، بگذارید این سوال را بپرسم که واقعاً در ذهن یک نویسنده چه رخ میدهد که با خود فکر کند جیمز ساندرلند باید در قرن بیستویکم یک تراپیست داشته باشد تا سایکوتیک (Psychotic) بودنش توجیه شود؟ خلقِ نه یک خطِ داستانی جدید، بلکه دو تا (!) برای منطقینما کردن اتفاقاتِ داستان، همهی سفرِ برزخیِ جیمز را بیمعنی میکند و حتی چرایی عذاب او را زیر سوال میبرد.
طاقتفرسایی جنگلِ سایلنت هیل و گمگشتگی جیمز چیزی بود که در گیمپلی معنا میشد نه در دُرونشاتهایی (Drone Shot) با کاتهای پیاپی از جنگلی مصنوعی که جیمز در آن آرام قدم میزند
متأسفانه این الگویی است که بارها و بارها در فیلم تکرار میشود؛ نویسندگان دائماً در حال آوردن دلایل عامهپسند و سادههضم کردن داستان و شخصیتهایش هستند. درحالی که بازی از همان اولین تعامل با آنجلا (Angela)، شکنندگی و تنشاش را نسبت به مردان نشان میدهد، در فیلم او باید فریاد بزند: «به من دست نزن، هیچکس دیگری به من دست نخواهد زد!». در فیلم، هیولایی با سَری به شکل مِری (Mary) در راهروی آپارتمان است و جیمز از خود میپرسد: «مِری؟». بعد هم کلههرمی از راه میرسد و آن صحنهی پشتِ پستو رخ میدهد تا سازندگان بیش از پیش داد بزنند: «جیمز همان کلههرمی است!». از آن طرف، ماریا پس از یک ساعت بالاخره اسمش را به زبان میآورد، جیمز را میبوسد و چند دقیقه بعد، جیمز تصمیم میگیرد با کنترل ذهنش، کلههرمی را فرا بخواند، ماریا را از وسط پاره کند تا شاید یک قدم به حقیقت نزدیک شود. بدتر این است که جیمز دوباره به گالری نقاشیاش میرود و در استودیو، تصویر خود را با رنگ قرمز به شکل کلههرمی درمیآورد تا این فیلم را به یک مضحکهی تمامعیار تبدیل کند. انگار این حجم از افشاگری برای هویتِ او در طولِ یک ساعتِ اول کافی نبوده است.