منطق پشت اتصالات ناپایدار فیلترشکنها چیست؟ کوچههای باریک اینترنت باز شدهاند، نه بزرگراهها
ما در روزهای اخیر با موج جدیدی از فیلترشکنها روبهرو هستیم که شبیه موارد قبلی نبوده و نیستند. برخی از این ابزارها برخلاف فیلترشکنهای قدیمی از دامنههای عمومی و شناختهشده استفاده نمیکنند و وابسته به CDNهای بزرگ نیستند.
این ابزارها در عوض، تلاش میکنند ترافیک را کاملا شبیه یک اتصال HTTPS معمولی نشان دهند؛ همان چیزی که هر روز میلیونها بار در شبکه اتفاق میافتد. نتیجه این میشود که سیستم فیلترینگ برای مسدود کردن آنها باید یا بسیار تهاجمی عمل کند (و هزینه بدهد)، یا موقتا از کنارشان عبور کند.
کپی لینک
تنفس مصنوعی اینترنت
نکته مهم این است که این روشها پایدار نیستند و این یک راهحل دائمی نیست. اگر هم فیلترشکنی وصل شود پهنای باند بسیار پایین است و اتصالها بگیر و نگیر دارند. ضمن این که هر تغییر کوچک در سیاست شبکه میتواند همه چیز را از کار بیندازد. همه اینها بیشتر شبیه «تنفس مصنوعی اینترنت» هستند، نه بازگشت آن به حالت عادی.
این که بعضی فیلترشکنها در شرایط اختلال شدید اینترنت کار میکنند، نه معجزه است و نه ضعف امنیتی و نه بازگشایی؛ بلکه همه چیز بوی فیلترینگ مرحلهای و نابرابر میدهد. در هر حال نباید فراموش کرد اینترنت را میشود محدود کرد، اما مهندسی معکوسِ کاملِ رفتار کاربران و پروتکلها کار سادهای نیست. تا وقتی شبکه زنده است — هرقدر ضعیف — همیشه کسانی هستند که راههای عبور موقت را پیدا میکنند.
خطر اصلی در عادیسازی یک دسترسی ناقص و مهندسیشده نهفته است. اینترنتی که آهسته، ناپایدار و گزینشی کار میکند، میتواند فشار اجتماعی را کاهش دهد بیآن که حق دسترسی آزاد را بازگرداند.
اگر مسیر کنونی ادامه یابد، جامعه بهتدریج به اینترنتی عادت خواهد کرد که «کار میکند، اما فقط تا جایی که اجازه داده شده است». این دقیقا همان نقطهای است که فیلترینگ از یک اقدام مقطعی به یک سازوکار پایدار و نامرئی تبدیل میشود؛ سازوکاری که تشخیصش دشوارتر، اعتراض به آن سختتر و بازگشت از آن پرهزینهتر است.
با توجه به الگوی فعلی، محتملترین سناریو حرکت بهسمت تثبیت یک اینترنت نیمهفعال و مبتنی بر وایتلیست است؛ وضعیتی که در آن دسترسی کاربران عادی به وبسایتها و سرویسهای مشخصشده ادامه دارد، اما ارتباطات زیرساختی، دیتاسنتری و هر گونه تلاش برای ایجاد تونل یا اتصال غیرمستقیم به اینترنت آزاد بهتدریج پرهزینهتر و ناپایدارتر میشود.
در چنین مدلی، فیلترینگ دیگر با «قطع ناگهانی» اعمال نمیشود، بلکه با افت کیفیت، تاخیر و ناپایداری هدفمند، رفتار کاربران را فرسایش میدهد و آنها را به استفاده از مسیرهای ازپیشتعریفشده سوق میدهد.
اگر این روند ادامه پیدا کند، مساله اصلی نه پیدا کردن راههای موقت عبور، بلکه حفظ امکان دسترسی پایدار، مستقل و غیرگزینشی به اینترنت جهانی خواهد بود؛ چالشی که بیش از آن که فنی باشد، به تصمیمهای کلان سیاستگذاری و مراجع ذیصلاح گره خورده است.
حالا هم شاید اینترنت بینالملل طبق وعدههای مطرحشده، همین امروز یا فردا دوباره متصل شود اما شواهد فنی وضعیتی که در روزهای اخیر تجربه کردیم همین رفتن به سوی وایتلیستینگ اینترنت است تا در قطعیهای بعدی اینترنت بینالملل وضعیت پیچیدهتری بر اینترنت اعمال شود و قطع کردن اتصال جهانی کاربران شدیدتر و گزینه دمدستیتری شود.
کپی لینک
بازی موش و گربه
باید گفت با وجود تشدید کنترلها و سختگیریهای فنی بر شبکه ملی اطلاعات، وضعیت اینترنت در ایران وارد فاز تازهای از یک «بازی موش و گربه» شده است؛ جایی که هر دیوار جدید فیلترینگ با راهی پیچیدهتر برای دور زدن آن پاسخ داده میشود.
در حالی که سیاستگذاران با تغییرات مسیریابی، محدودسازی DNS و نظارت عمیق بر ترافیک تلاش میکنند جریان ارتباطات را مهار کنند، بخشی از کاربران با پنهانسازی هوشمند ترافیک، استفاده از مسیرهای ظاهرا مجاز و حتی خروج کامل از گلوگاههای داخلی، همچنان به اینترنت جهانی دسترسی پیدا میکنند.
حالا باید دید تصمیم مراجع امنیتی چه خواهد بود، چراکه در روزهای اخیر بارها و بارها وعده بازگشایی اینترنت و برگشت به شرایط عادی شبکه جهانی از سوی آنها مطرح شده است.