چند ماه پیش، اطلاعات مربوط به حضور Emma Frost در Marvel Rivals لو رفته بود. طبق این گزارشها، Emma Frost قرار بود همراه با دیگر اعضای X-Men از جمله Professor X، Gambit، Nightcrawler و چند شخصیت دیگر به بازی اضافه شود. همچنین حضور Ultron نیز به همراه شخصیت The Thing لو رفته بود؛ که انتظار میرود نقش یک شخصیت پشتیبان با تواناییهای درمانی را ایفا کند.
فصل جدید Marvel Rivals از تاریخ ۱۱ آوریل ۲۰۲۵ (۲۲ فروردین ۱۴۰۴) آغاز میشود و روی پلتفرمهای پلی استیشن ۵، ایکس باکس سری ایکس | سری اس و کامپیوتر قابل اجرا خواهد بود.
بازی South of Midnight را میتوان یکی از آثاری دانست که به دلیل تریلرهای تماشاییاش در سال گذشته، حسابی گیمرها را مشتاق تجربه این بازی کرده بود. اما آیا زیبایی بصری یک بازی میتواند دلیل کافی برای سرگرمکننده بودن آن باشد؟ با ویجیاتو و بررسی بازی South of Midnight همراه باشید.
ناشر بازی:
Xbox Game Studios
مدت زمان بازی:12 ساعت
سازنده بازی: Compulsion Games
کامل کردن بازی:20 ساعت
یکی از سختترین راهها برای ساختن انیمیشن آن است که ابتدا تمام شخصیتها و محیط را به صورت عروسکی ساخته و بعد با تکنیک استاپ موشن، به آنها زندگی ببخشیم. به دلیل سختی بالا و زمانبر بودن این روش، اتفاق معمولی نیست که سازندگان یک بازی ویدیویی، از چنین تکنیکی برای طراحی جهان و انیمیشنهای یک اثر استفاده کنند و سالهاست که تنها عناوین معدودی، به سبک استاپ موشن ساخته میشوند.
شاید به همین دلیل است که South of Midnight، با آن حال و هوای جالب تریلرهایش، حسابی دل گیمرها را به دست آورد و ما را مشتاق تجربه یک اثر متفاوت، با حال و هوای انیمیشنهایی مثل ParaNorman کرده بود. اگر شما هم جزو افرادی بودید که انتظار تجربه این بازی را میکشیدید، برای شما یک خبر خوب و یک خبر بد دارم. خبر خوب آن است که بازی از نظر بصری و روایت داستان دقیقا همان چیزی است که فکر میکردید و قرار است با یکی از زیباترین آثار هنری سال طرف باشید. اما خبر بد آن است که راستش South of Midnight بیشتر از این که یک بازی ویدیویی خوب باشد، یک انیمیشن استاپ موشنِ فانتزی جالب است که به جای تماشا کردن آن، مجبورید به زور در آن قدم بزنید و این یکی از خستهکنندهترین ماجراجوییهایی است که من در سال جاری تجربه کردم.
بازی South of Midnight با روایت یک شب طوفانی از زندگی دختر نوجوان و ورزشکاری به اسم Hazel آغاز میشود که به همراه مادرش، زندگی سادهای را داخل یک کلبه قدیمی میگذراند. متاسفانه ماجرا پس از یک دعوای کوچک میان هیزل و مادرش پیچیده میشود و بعد از آن که هیزل از خانه بیرون میرود، طوفان کلبه را از جا میکند و جریان آب آن را به درون جنگلهای ناشناخته بازی میکشاند. حالا هیزل وظیفه دارد که مسیر رود را دنبال کرده و مادرش را نجات دهد. طی این مسیر، هیزل متوجه میشود که یک Weaver یا بافنده جادو بوده و حالا باید با استفاده از قلابهای مخصوصش، با موجودات شیطانی مثل Haintها دست و پنجه نرم کرده و پلیدیهای جنگل که حاصل خاطرات بد و اشتباهات مردم شهر است را پاک کند.
داستان بازی South of Midnight تشکیل شده از افسانههای مختلف آمریکای جنوبی است که رنگ و روی واقعیت به خود گرفتهاند و به همین دلیل، در طول داستان ما با گذشته شخصیتهای افسانهای مختلف و بامزهای روبهرو میشویم و به مرور، بازی آن حال و هوای تاریک خود را به رخ بازیکن میکشد. در واقع شخصیتهایی که داخل بازی ملاقات میکنیم، از Two-Toed Tom گرفته که یک تمساح غولپیکر است تا Huggin’ Molly که یک موجود افسانهای ترسناک از ایالت آلاباما محسوب میشود، هر یک پرداخت واقعا خوبی دارند و انگیزههای شرور بازی که برای لو ندادن داستان از گفتن نامش صرف نظر میکنیم، واقعا قابل باور بوده و بازیکن را راهی یک سفر پر ماجرا و جالب میکند.
البته که این سطح ماجرا بوده و در صورتی که کمی پیگیر باشید، متنهای داخل بازی را مطالعه کنید و در رابطه با شخصیتهای داستان بیشتر فکر کنید، متوجه میشوید که هر یک نمادگذاری یک گناه مثل پرخوری یا طمع و یا یک پدیده اجتماعی مثل انزوا هستند که اگر چه کمی کلیشهای است، اما سازندگان از افسانهها و شخصیتهای درستی برای بیان آنها استفاده کردهاند.
کافیست تا وارد این تونلهای باد شوید و دسته را رها کنید تا ببینید بازی هیچ نیازی به کنترل شما ندارد و خودش شما را به مقصد میرساند
صداگذاری خوب کاراکترهای بازی، از جمله گربهماهی سخنگو و بامزه آن که نقش راوی را ایفا میکند، به روایت بازی بیشترین کمک را کرده است. هر یک از شخصیتها، عمدتا رگههای آفریقایی یا آمریکای جنوبی دارند که با حال و هوای بازی جور در میآید و صداگذاران شخصیتهایی مثل بانی هم استادانه صورت گرفته است. در کنار این صداگذاری بینقص، ترانهها و موسیقی اورجینال بازی هم نقش مستقیمی در روایت داستان ایفا میکند. در واقع تک به تک ترانههای بازی که در سبک جز و کانتری نواخته شدهاند، روایتگر سرگذشت شخصیتهای بازی هستند و شدت و سرعت موسیقی و حتی آوای خواننده هم بسته به موقعیت بازی و میزان تنش آن تغییر میکند. ماجرا جایی جالب میشود که بدانید حتی پرش و یا ضربه زدن شما هم یک آوای موسیقی تولید میکند که با ترانهها کاملا هماهنگ هستند و به همین دلیل باید به تیم موسیقی بازی حسابی تبریک گفت. اوج این موسیقی را میتوانید در بخش باسفایتها بشنوید که در صورتی که نسخه پریمیوم این اثر را تهیه کنید، به تمامی آنها دسترسی خواهید داشت.
در کنار این روایت جذاب، حال و هوای استاپ موشن، طراحی فوقالعاده شخصیتها از نظر بصری، رنگبندیهای شدیدا گرم و البته تنوع محیطی بسیار خوب بازی را هم در نظر داشته باشید، تا با یک بسته فوقالعاده برای دنبال کردن داستان هیزل روبهرو شوید. تک به تک اشیاء، طرحها، لباسها و حتی دکور خانهها به شکلی استادانه طراحی شده و حتی جنگلهای بازی هم با وجود موجودات دوست داشتنی بسیارش، یک موزه کامل از قابهایی هستند که میتوانید از آنها عکسبرداری کرده و داخل گالری اسکرینشاتهای باارزشتان نگهداری کنید.
یکی از عجیبترین اتفاقات بازی را میتوان این تیغه فلزی دانست. جالب است بدانید که برای استفاده از این تیغه لازم است تا یک آسیاب بادی برای تولید نیروی برق کارخانه بسازید، اما این دستگاه اصلا با برق کار نمیکند!
اما مشکلی که در رابطه با South of Midnight وجود دارد، به بزرگترین کمبود آن باز میگردد. اینطور بگویم که تمام مواردی که تا الان به آنها اشاره کردم را میتوانید داخل یک انیمیشن استاپ موشن باکیفیت هم پیدا کنید. در واقع South of Midnight در مقام اول یک بازی ویدیویی است و باید در کنار روایت مناسب و به تصویر کشیدن یک جهان واقعا زیبا، یک اثر سرگرمکننده باشد که خب، متاسفانه این اتفاق نیفتاده است. گیمپلی بازی از عناصر سادهای مثل دویدنهای طولانی در مسیرهای بدون چالش، مبارزات خستهکننده، پازلهای محیطی واقعا ساده، پلتفرمینگهای تکراری، جمع کردن کالکتیبلهای بیمنطق برای ارتقا مهارتهای هیزل و تکرار این چرخه طی ۱۴ چپتر بازی تشکیل شده است.
فرایند هر مرحله با جمع کردن نامههایی برای آشنایی با مردم و موجودات آن منطقه آغاز میشود و بازیکن با یک سری شیء خیلی ساده در محیط تعامل و مسیر خود برای رسیدن به هدف را بازسازی میکند. جالب است بدانید که حتی این بازسازی هم بدون خلاقیت بوده و برای مثال یک جعبه نامرئی پیدا میکنید، یک دکمه بزنید تا به صورت محدود در دنیای شما حضور پیدا کند و بعد روی آن بپرید و به مسیرتان ادامه دهید. در نهایت هم وارد یک هاب بزرگ میشوید که توسط پلیدیهای بازی و درختهای خاردار محاصره شده و حالا باید با کشتن یک سری دشمن بسیار محدود، خاطرات مختلف هر باس را جمع کنید تا پازل داستان او حل شود. با جمع کردن آخرین خاطره یک تعقیب و گریز واقعا خستهکننده از یک مه سیاه را دنبال خواهید کرد و بعد از اینکه فرار با موفقیت به پایان رسید، وارد یک باسفایت میشوید که احتمالا سرگرمکنندهترین بخش آن مرحله است. این تمام اتفاقاتی است که در تمام زمان بازی تجربه خواهید کرد.
چیدمان محیطها فوقالعاده است
حتی مبارزات بازی هم عمق چندانی ندارد. شما میتوانید حمله کنید، از قابلیتهای سادهای مثل کشیدن دشمن یا پرتاب کردن او استفاده کنید و برای دفاع هم باید با جای خالی دادن مناسب، خودتان را از ضربات آنها در امان نگه دارید. اگرچه یک درخت مهارتها هم وجود دارد که به شما کمک میکند تا یک سری حرکت ویژه خیلی معدود داشته باشید، اما تنوع نیروهای شیطانی بازی واقعا کم است و حتی الگوی ضربات آنها سادهتر از چیزی است که فکر میکنید و بدتر از همه آن که هوش مصنوعی بازی در انجام همین الگوهای ساده بسیار کند و بد عمل میکند و خیلی راحت میتوانید آنها را شکست دهید.
سازندهها سعی کردهاند تا با استفاده از عروسک هیزل یعنی کروتان، که میتونید آن را داخل محیطها و غارهای کوچکتر ببرید، کمی به گیمپلی تنوع ببخشند که متاسفانه حتی این بخش هم بسیار ساده طراحی شده و کافی است تا کروتان را به مکانهای دلخواهتان بفرستید تا از یک سری گیاه خاردار عبور کند و بعد با زدن یک کلیک، ژنراتور برق را روشن کرده یا ریشه یک درخت را از بین ببرید تا مسیر برای هیزل باز شده و بعد به مسیر خود ادامه دهید. شاید تنها استفاده مفید کروتان داخل مبارزهها باشد که به شما کمک میکند تا بتوانید برخی از دشمنان را در زمانی محدود ستخیر کرده و از آنها برای کشتن باقی شیاطین جنگل استفاده کنید. در نهایت میتوان گفت که اگرچه South of Midnight از نظر گیمپلی تجربه فاجعهای نیست، اما تنها سعی کرده تا سادهترین استانداردهای یک اثر ماجراجویی را به تصویر بکشد و هیچ قدمی برای ارائه یک گیمپلی خلاقانه برنمیدارد.
هر قاب از باازی یک تابلوی نقاشی است
اما شاید بزرگترین نقطه قوت South of Midnight را بتوان تجربه فنی بازی، خصوصا روی کامپیوتر دانست. بازی میتواند به راحتی روی یک سیستم متوسط، تجربهای عالی را آن هم روی بالاترین تنظیمات گرافیکی و البته فریم ریتی مناسب اجرا شود و این اتفاقی است که در بازیهای امروزی کمتر پیش میآید. بازی تقریبا هیچ باگ یا مشکل فنی به خصوصی ندارد و به روانترین شکل ممکن اجرا میشود.
بررسی بازی South of Midnight براساس کد ارسالی ناشر (Xbox Game Studios) برای ویجیاتو روی پلتفرم PC انجام شده است.
میخرمش…
اگر یک سیستم متوسط دارید و میخواهید یکی از جدیدترین بازیهای ایکس باکس را تجربه کنید، South of Midnight یکی از بهینهترین آثاری است که میتوانید انتخاب کنید. موسیقی و هنر در تک به تک اجزای این بازی دیده میشود و گوش دادن به داستان هیزل و دوستانش، خالی از لطف نخواهد بود.
نمیخرمش…
به دنبال یک گیمپلی سرگرمکننده هستید و از تجربه یک بازی ساده عذاب میکشید، همین حالا بیخیال تجربه South of Midnight بشوید!
70
امتیاز ویجیاتو
بازی South of Midnight ثابت میکند که چرا وارد شدن به جهان یک انیمیشن فوقالعاده زیبا، چندان هم سرگرمکننده نیست. بازی داستان خوبی دارد، از نظر بصری فوقالعاده است و موسیقیاش گوشهای شما را نوازش میدهد، اما مهمترین فاکتور یک بازی در آن دیده نمیشود و گیمپلی بازی، به هیچ عنوان سرگرمکننده نیست!
به نوشته گیمینگبولت، استودیو فرامسافتور تریلر تازهای از گیمپلی بازی Elden Ring Nightreign را به اشتراک گذاشته است که در آن سبک مبارزه یک Nightfarer جدید به نام Ironeye را به نمایش میگذارد. همانطورکه در تریلر میتوانیم ببینیم، تیر و کمان سلاح اصلی مبارز این کلاس است. همچنین استفاده از خنجر در کنار اجرای فنون سریع از دیگر ویژگیهای سبک مبارزه این کلاس به شمار میآیند.
Ironeye میتواند روی زمین سر بخورد و بهسرعت سه تیر همزمان را به سمت دشمنان پرتاب کند. همچنین امکان استفاده از هدفگیری با زاویه دید روی شانه وجود دارد تا نشانهگیری به سمت اهداف با دقت بیشتری همراه شود و آسیب بزرگی ایجاد کند. از دیگر تواناییهای این کلاس میتوان به امکان پرتاب تیر آتشین، جهش به سمت دشمن و آسیب زدن با خنجر یا پرتاب تیرهای قدرتمندتر با کمی تاخیر اشاره کرد.
برای طرفدارانی که خواهان یک کلاس کماندار با قدرتهای Anor Londo از Dark Souls 3 بودهاند، فرامسافتور Ultimate Art شخصیت Ironeye را بهشکل یک تیر فوقالعاده تیز با قابلیت ایجاد موجهای الکتریکی طراحی کرده است. علاوهبراین Ironeye میتواند در محدوده خارج از هدفگیری، یک تیر را در بدن دشمن فرو کند و آن را بیرون بکشد.
استودیوهای Rebellion Developments و XR Games اعلام کردند که بازی تیراندازی واقعیت مجازی Zombie Army VR در تاریخ ۲۲ مه (۱ خرداد) برای پلی استیشن VR2، استیم VR، متا کوئست ۲ و متا کوئست ۳ عرضه خواهد شد. گمینگبولت اعلام کرد که این بازی با قیمت ۲۹.۹۹ دلار هماکنون برای پیشخرید در دسترس است.
Zombie Army VR ادامهای بر داستان مجموعه Zombie Army محسوب میشود. در این بازی، بازیکنان در نقش یک Deadhunter قرار میگیرند و مأموریت دارند تا مجرمان جنگی زامبی را از بین ببرند. وقایع بازی در نزدیکی شهر نورنبرگ جریان دارد و بازیکنان در این مسیر باید به هرمان ولف، رهبر Deadhunterها، کمک کنند تا خانوادهاش را پیدا کند.
طبق توضیحات رسمی، داستان بازی حول محور بازگرداندن صلح به اروپا میچرخد؛ قارهای که حتی پس از مرگ هیتلرِ زامبی، همچنان درگیر جنگ و هرجومرج است.
Zombie Army VR با پشتیبانی از گیمپلی واقعیت مجازی، تجربهای فراگیر ارائه میدهد. بازیکنان میتوانند از هر دو دست خود برای انجام اقدامات مختلف استفاده کنند؛ از جمله نشانهگیری دقیق، دوگانه بهدست گرفتن سلاحها و تعویض خشاب دستی.
در این بازی، طیف گستردهای از سلاحهای جنگ جهانی دوم در دسترس بازیکنان قرار دارد که شامل تفنگهای تکتیرانداز، مسلسلها، کلتها و ابزارهای دیگر میشود. همچنین امکان استفاده از کیتهای ارتقا برای بهبود قدرت سلاحها و کسب امتیاز تجربه برای افزایش دقت تیراندازی وجود دارد.
یکی از ویژگیهای نمادین این مجموعه یعنی X-ray Kill Cam نیز در Zombie Army VR بازخواهد گشت و همان سبک گیمپلی موردانتظار طرفداران را ارائه میدهد.
دومونت در این باره گفت: «سؤال این است که چقدر چالش میخواهید؟ اما ما این موضوعات را بررسی کرده و بازخوردهای بازیکنان را تحت نظر داریم.» او همچنین به بازخوردهای متنوعی که Ubisoft برای Assassin’s Creed Shadows دریافت کرده اشاره کرد و توضیح داد که تیم توسعه نمیتواند تمامی پیشنهادات را در بهروزرسانیهای آینده لحاظ کند.
دومونت ادامه داد: «واضح است که نمیتوانیم همه چیز را انجام دهیم، اما برخی مواردی هستند که به آنها رسیدگی خواهیم کرد. در بهروزرسانیهای بعدی، اصلاحات زیادی برای باگها و بهبودهای جزئی در بازی وجود دارد. فهرست بلندبالایی از آنها وجود دارد، بنابراین تیم ما دائماً در حال کار روی بهبود بازی است و امیدواریم بازیکنان در ماههای آینده این تغییرات را احساس کنند.»
Assassin’s Creed Shadows در ۲۰ مارس (۱ فروردین) برای پیسی، پلی استیشن 5 و ایکس باکس سری ایکس | اس منتشر شد. بااینحال، پیش از عرضه، تأخیرهای مکرر باعث ایجاد تردیدهایی در مورد تاریخ انتشار بازی شد. در مصاحبهای دیگر، دومونت توضیح داد که تیم توسعه از این تأخیرها برای پرداخت بهتر بازی استفاده کرده است.
وقتی از او پرسیده شد که آیا بازخوردهای مربوط به Star Wars Outlaws تأثیری بر تأخیرهای بازی داشته، او پاسخ داد: «نه واقعاً. ما صرفاً تلاش میکردیم که تا حد ممکن یک بازی پولیش ارائه دهیم.» او تأکید کرد که این تأخیرها برای اطمینان از کاهش باگها و ارائهی یک تجربهی روان برای بازیکنان بوده است.
در حال حاضر تعداد زیادی بازی وجود دارند که قرار است در آینده نزدیک برای ایکس باکس منتشر شوند، ولی هیچ کدام از آنها به اندازه بازی South of Midnight مورد انتظار نیستند. این بازی که در جنوب ایالات متحده روایت میشود قرار است که فضاسازیای عالی و داستانی قوی داشته باشد و از همین الان طرفداران خیلی زیادی پیدا کرده است. از همان لحظه اول انتشار تریلر بازی میدانستیم که این بازی به شدت خاص خواهد بود. از سیستمهای جادویی درون بازی تا نامگذاری جالب باس فایتهایش، تک تک بخشهای این بازی خلاقانه و متفاوت به نظر میرسید.
این بازی به سرعت جای خودش را در میان مورد انتظارترین بازیهای سال پیدا کرد. شاید اصلیترین دلیلش هم زیبایی ظاهری بازی و جلوه هنری متفاوتش باشد. دیدگاه سورئال این بازی به دنیا اطرافش و تعریف آن به کمک جادو و یک گرافیک به ظاهر استاپ موشن آن یکی از متفاوتترین و جالبترین صحنههای گیمینگ تا به امروز را به وجود آورد. حالا اگر دوست دارید که در مورد جزئیات این بازی بیشتر بدانید، در ادامه با ویجیاتو همراه باشید.
داستان بازی South of Midnight
در داستان بازی South of Midnight قرار است ماجراهای شخصیت اصلی یعنی هیزل (Hazel) را دنبال کنیم. او قصد دارد که مادرش را پیدا کند و در این مسیر با انواع موجودات افسانهای ملاقات خواهد کرد. بیشتر تمرکز بازی هم روی افسانهها و داستانهای قدیمی جنوب آمریکا خواهد بود و این مورد، فضای کلی داستان را پوشش خواهد داد. در طول داستان بازی، شما باید کم کم به تسلط این موجودات افسانهای پایان دهید و دنیای آسیب دیده بازی را ترمیم کنید. تمامی بخشهای داستانی و جزئیات شخصیتی آن هم قرار است بر اساس افسانههای واقعی باشد که خود این موضوع یک عمق جدید به بازی اضافه خواهد کرد.
گیمپلی بازی South of Midnight
با توجه به تریلر و جزئیات بازی، South of Midnight قرار است که یک گیمپلی اکشن و سوم شخص داشته باشد. شما در طول بازی میتوانید به انواع جادوهای جالب و متفاوتی دسترسی داشته باشید و از طریق آنها با انواع هیولاهای درون بازی مبارزه کنید. در طول بازی شما با تعداد خیلی زیادی از موجودات فراطبیعی مواجه خواهید شد که هر کدام از آنها در یک محل خاص زندگی میکنند و هر کدام از آنها تواناییها و نقطه ضعفهای متفاوتی دارند. وظیفه شما این است که این هیولاها را از این مناطق حذف کنید و امنیت را برای همیشه به آن بخش مد نظر برگردانید.
بیشتر گیمپلی بازی حول مهارتهای جادویی شما میچرخد. اینکه شما چه کارهایی میتوانید انجام دهید و به چه طریقی قرار است مبارزه کنید بخش اصلی گیمپلی بازی را تشکیل میدهند. بازی دست شما را برای استفاده از جادو کاملا باز میگذارد تا خود شما انتخاب کنید که به چه طریقی و با چه استراتژیای قرار است این بار مبارزه کنید. این سیستم میتواند یک عمق کاملا جدید استراتژیک به این بازی اکشن اضافه کند که مشابه آن را تا به حال در جای دیگری ندیده بودیم.
دنیای بازی South of Midnight
قبلتر هم به این موضوع اشاره کردیم که دنیای بازی قرار است در جنوب ایالات متحده باشد. این منطقه جایی مرطوب، گرم و باتلاقی است که پر از موجودات خطرناک و کشنده است. داستان بازی در یک شهر به نام پروسپرو (Prospero) روایت میشود که شهری رنگارنگ و زیبا بر اساس داستانهای آمریکا جنوبی است. در طول بازی شما با انواع ادبیات و هنرهای جنوبی و حتی گاثیک مواجه خواهید شد که همگی آنها ریشه در یک سری افسانه و داستان مخصوص خودشان را دارند. لزوما نیازی نیست که شما با افسانههای و داستانهای قدیمی آمریکایی آشنا باشید تا از بازی لذت ببرید، ولی با توجه به عمق تاثیر و الهام آنها در داستان و فضاسازی بازی، به شدت پیشنهاد میشود که قبل از تجربه این بازی کمی خود را با این داستانها آشنا کنید.
تاریخ انتشار بازی
طبق گزارشهای رسمی، بازی South of Midnight در تاریخ ۱۹ فروردین همین امسال منتشر خواهد شد و البته دسترسی زودهنگام آن هم از روز ۱۴ فروردین آغاز میشود. تاریخ انتشار آن طوری تنظیم شد که نه خیلی نزدیک به انتشار Avowed باشد و نه نزدیک به انتشار بازی Doom: The Dark Ages. از این طریق ایکس باکس خیالش راحت است که شما تمامی این بازیها را تجربه کردید تا قبل از اینکه بازی بعدی آن منتشر شود. همچنین بررسیهای بازی در تاریخ ۱۴ فروردین در دسترس قرار خواهد گرفت و ویجیاتو هم کد بررسی بازی را دریافت کرده و میتوانید در این روز آن را مطالعه کنید.
پلتفرمهای مقصد
طبیعتا از یک بازی انحصاری مایکروسافت میتوانید این انتظار را داشته باشید که روی کامپیوتر و Xbox Series X منتشر شود. اخیرا یک سری معامله برای بازیهای جدید بین مایکروسافت و سونی صورت میگیرد، ولی اینکه آیا این بازی روی پلیاستیشن منتشر خواهد شد یا نه را هنوز نمیدانیم و باید صبر کنیم تا اخبار جدیدتری به دستمان برسد. همچنین بازی از روز اول در سرویس گیمپس در دسترس قرار خواهد گرفت.
جوایز خرید نسخه پریمیوم بازی
شما اگر نسخه پریمیوم بازی را خریداری کنید، میتوانید به کتاب نقاشی رسمی بازی، موسیقیهای اصلی بازی به صورت خالص و جداگانه، کتابهای مصور Boo-Hag، موزیک ویدیوهای اصلی بازی و یک مستند ویژه از داستان بازی را دریافت خواهید کرد. علاوه بر تمامی این موارد، شما بازی را ۵ روز زودتر از انتشار رسمیاش دریافت خواهید کرد. برای تنها ۱۰ دلار بیشتر، خرید نسخه پریمیوم آن معامله خیلی خوبی به نظر میرسد.
از آنجایی که بازی کاملا داستان محور است چنین بخشی ندارد و بعید است که در آینده به آن اضافه شود.
شما میتوانید از همان روز اول انتشار، این بازی را از طریق گیم پس بازی کنید.
هنوز تاریخ انتشاری برای عرضه بازی South of Midnight روی پلی استیشن اعلام نشده و با توجه به سیاستهای اخیر ایکس باکس، احتمالا در آینده از این تاریخ عرضه رونمایی خواهد شد.
در جدیدترین اخبار اینسایدر گیمینگ میخوانیم که شرکت کپکام در جدیدترین بیانیه مطبوعاتی خود اعلام کرد که بازی Monster Hunter Wilds در اولین ماه عرضه خود بیش از ۱۰ میلیون نسخه در سراسر جهان فروخته است. کپکام در ادامه تایید کرد که اولین بهروزرسانی بزرگ و رایگان بازی اواخر این هفته منتشر میشود و بهروزرسانی بزرگ بعدی برای عرضه در تابستان امسال برنامهریزی شده است.
باتوجهبه جدیدترین آمار فروش بازی Monster Hunter Wilds، به نظر میرسد که این بازی با سرعت خوبی به سمت شکستن رکورد پرفروشترین بازی مجموعه پیش میرود. بهترین عملکرد در تاریخ سری مانستر هانتر به بازی Monster Hunter World با مجموع فروش ۲۲ میلیون واحدی تعلق دارد.
بااینکه Monster Hunter Wilds در زمان عرضه عملکرد موفقی داشت و رکورد بیش از ۱.۳ میلیون بازیکن همزمان را به ثبت رساند، اما به دلیل عدم بهینهسازی مناسب نسخه کامپیوتر با موج بزرگی از انتقاد کاربران این پلتفرم مواجه شد؛ برای مثال یکی از کاربران استیم گفت که این بازی شگفتانگیز است، اما بدترین بهینهسازی ممکن را دارد.
بااینحال کپکام از زمان عرضه بازی Monster Hunter Wilds تاکنون با انتشار انواع بهروزرسانیهای اصلاحی به رفع مشکلات آن پرداخته است. این بازی روی کامپیوتر، پلی استیشن 5، ایکس باکس سری ایکس | ایکس باکس سری اس در دسترس قرار دارد.
Death Stranding پیش از انتشار دنبالهاش در ماههای آینده به دستاورد جدیدی دست یافته است. استودیوی کوجیما پروداکشنز امروز اعلام کرد که اولین نسخه از این سری توانسته است بیش از ۲۰ میلیون Porter (حملکننده) را در تمامی پلتفرمها به هم متصل کند. دنباله این بازی در اواخر ژوئن ۲۰۲۵ (اوایل تیر ۱۴۰۴) برای پلی استیشن ۵ منتشر خواهد شد و احتمالا در آینده به پلتفرمهای دیگر نیز راه خواهد یافت؛ همانطور که نسخه اول پس از انتشار برای پلی استیشن ۴ در اواخر سال ۲۰۱۹، هماکنون برای پلی استیشن ۵، ایکس باکس، آمازون لونا و آیاواس در دسترس است.
در بازی Death Stranding شما به عنوان سم در دنیای پساآخرالزمانی ایالات متحده که به United Cities of America تغییر نام داده است، سفر میکنید و در تلاش هستید تا ارتباطات بین جوامع ایزولهشده را برقرار کرده و پیوند میان بازماندگان را بازسازی کنید. این تجربه بعدها در نسخه Director’s Cut با افزودن ویژگیهای جدیدی از جمله بهبود در سیستم مبارزات گسترش یافت.
اما Death Stranding 2: On the Beach که در تاریخ ۲۶ ژوئن ۲۰۲۵ (۵ تیر ۱۴۰۴) برای پلی استیشن ۵ منتشر میشود، احتمالا تمامی المانها را به سطح جدیدی خواهد رساند. این بازی با شخصیتهای جدید و مرموز زیادی همراه خواهد بود؛ از جمله نیل که توسط بازیگر ایتالیایی لوکا مارینلی ایفای نقش میشود و شباهت زیادی به سالید اسنیک دارد. خوشبختانه خیلی زود خواهیم فهمید که آیا حضور این شخصیت میتواند به شکل غیرمنتظرهای فاصله میان این دو سری را پر کند یا خیر.
پوهه در مصاحبهای اختصاصی با mp1st همچنین اشاره کرد که یکی از تفاوتهای دیگر، تعداد زبانهایی است که بازی از نظر صداگذاری پشتیبانی میکند. بهعنوان مثال، در FBC: Firebreak، بهجای داشتن صحنههای سینمایی پرهزینه، تیم توسعه از روشهای مقرونبهصرفهتری برای روایت داستان استفاده کرده است. بااینحال فارغ از دستهبندی آن، هدف اصلی همچنان ارائهی یک بازی با کیفیت بالا است.
در حالی که ممکن است سایر استودیوها معیارهای متفاوتی برای تعیین AA و AAA داشته باشند، این تعریف از سوی رمدی منطقی به نظر میرسد. FBC: Firebreak ممکن است یک بازی AA باشد، اما این به معنای کاهش کیفیت یا جذابیت آن نیست. علاوهبراین، به گفتهی رمدی، این بازی با گرافیک چشمگیری همراه خواهد بود، اما برای اجرا نیازی به یک سیستم قدرتمند نخواهد داشت.
FBC: Firebreak قرار است تابستان امسال منتشر شود و بهعنوان اولین تجربهی چندنفره رمدی، انتظارات زیادی را برانگیخته است.
مدتی است که شایعاتی دربارهی بازسازی Assassin’s Creed 4: Black Flag شنیده میشود، اما انتشار اخیر Assassin’s Creed Shadows باعث شده بود برخی فکر کنند که به این زودی خبری از آن نخواهد شد. با این حال، یک اتفاق عجیب در PlayStation Store ممکن است خلاف این را نشان دهد.
بهتازگی کاربران متوجه شدهاند که نسخهی اصلی Assassin’s Creed 4: Black Flag در فروشگاه پلی استیشن با برچسب «Announced» نمایش داده میشود. به گزارش وبسایت thegamer، این ممکن است نشانهای از اعلام قریبالوقوع نسخهی بازسازیشدهی این بازی باشد.
گزارشهای قبلی نشان دادهاند که یوبیسافت حداقل ۱۰ پروژهی مختلف از سری Assassin’s Creed را در دست ساخت دارد. یکی از این پروژهها که مدتها شایعهی آن مطرح بوده، بازسازی Black Flag است که طبق گزارشهای پیشین، با اسم رمز Obsidian در حال توسعه است.
نکتهی جالب اینجاست که این دستهبندی غیرعادی دقیقاً در زمانی رخ داده که صحبتهایی دربارهی تأخیر در برخی پروژههای یوبیسافت مطرح شده است. بر اساس گزارشهای قبلی، این بازسازی ابتدا برای امسال برنامهریزی شده بود، اما ممکن است به دلیل تأخیرهای Assassin’s Creed Shadows به زمان دیگری موکول شود.
اگر این بازسازی حقیقت داشته باشد، احتمالا در رویداد Ubisoft Connect که تابستان امسال برگزار میشود، بهطور رسمی معرفی خواهد شد.