فهرست بستن

برچسب: منتخب فرهنگ و هنر

۱۰ فیلم ترسناک خیلی خوب این‌ سال‌ها که احتمالا ندیده‌اید

دیجی‌کالا مگ – منبع جامع اخبار و مقالات تخصصی در حوزه‌ی تکنولوژی، بازی‌های کامپیوتری، فرهنگ‌ و هنر، سلامت و زیبایی و سبک زندگی

هالووین را به تازگی پشت سر گذاشتیم. پیدا کردن فیلمی ترسناک که برای دیدن در این شب‌ها مناسب باشد سخت‌تر و سخت‌تر شده. با وجود کلاسیک‌های معروف و مجموعه فیلم‌های پر سر و صدایی که هر ساله منتشر می‌شوند، فیلم‌های ترسناک مهجور ولی خیلی خوبی که در این چند ساله آمدند، خیلی راحت از دستمان در می‌روند و حتی متوجه‌شان هم نمی‌شویم. در این مطلب سعی کردیم بهترین فیلم‌های هالووین را معرفی کنیم.

در زیر لیستی از همین فیلم‌های ترسناک متأخر را آورده‌ایم، فیلم‌هایی که احتمالاً از دستتان در رفته‌اند و چیزی ازشان نشنیده‌اید. بعضی از فیلم‌های خوب تبلیغ دهان به دهان نصیبشان نمی‌شود، برخی دیگر زیر سیل فیلم‌های پر سر و صدا گم می‌شوند، و بعضی‌هایشان هم هرچه بیشتر از زمان انتشارشان می‌گذرد، ارزش‌هایشان بیشتر مشخص می‌شود. پاپ‌کورن‌هایتان را بیاورید، چراغ‌ها را خاموش کنید و با خیال راحت به تماشای این فیلم‌ها بنشینید.

۱. کشتار ۲۰ ام آوریل

کشتار بیستم آوریل

  • عنوان اصلی:  Massacre  ۲۰/۴
  • کارگردان:  دیلن رینولدز
  • محصول  ۲۰۱۸

پنج زن که برای تولد یکی از دوستانشان به مسافرتی دسته‌جمعی رفته‌اند، اتفاقی مسیرشان به یک مزرعه‌ی ماریجوانا می‌خورد. همان‌طور که حدس  می‌زنید، مالک این مزرعه تحمل حضور آن‌ها را ندارد. نگذارید عنوان فیلم گولتان بزند. کشتار از آن مدل کمدی ترسناک‌هایی نیست که انتظاش را دارید. یک فیلم اسلشر است که از سویی وعده‌ی فیلم کم دردسری می‌دهد و از سوی دیگر خشونت و تکه‌تکه شدن آدم‌ها را نشانتان می‌دهد.

دیلن رینولدز ترکیب قدرتمندی از بازیگران زن را کنار هم چیده و زمان‌هایی هم که به سراغ کاراکترهای دگرباش رفته، در دام کلیشه‌های رایج نیفتاده. ساخت فیلم ترسناک با شخصیت‌های اصلی زن، همیشه این ریسک را دارد که خیلی سریع دافعه ایجاد کند و به خاطر شعارهای فمینیستی، مخاطب را پس بزند. اما فیلمنامه‌ی قوی و اجرای خیلی خوب بازیگرها باعث شده فیلم از نفس نیفتد و درگیر این جریان‌ها نشود. کشتار ۲۰ام آوریل فیلمی کهنه با سوژه‌ها و موقعیت‌های تکراری نیست. آنقدر ظرافت و هوشمندی دارد که تبدیل به هجو خودش نشود، و آنقدری لحظات ترسناک دارد که مخاطبش را راضی کند.

۲. سرزمین مرزی

سرزمین مرزی

  • عنوان اصلی:  Borderland
  • کارگردان:  زِو برمن
  • محصول  ۲۰۰۷

سرزمین مرزی که در حال حاضر جزو ۱۰۰ درصدی‌های Rotten Tomatoes محسوب می‌شود، به درد کسانی که قلب ضعیفی دارند نمی‌خورد. زِو برمن فیلمش را براساس زندگی تراژیک مارک کیلروی ساخته. جیزس کنستانزو و فرقه‌اش در سال ۱۹۸۹ کیلروی را ربودند. نام کاراکترها در فیلم تغییر کرده و جزئیات ماجرا هم دراماتیزه شده، ولی در هر صورت  نسخه‌ای از این اتفاقات واقعاً رخ داده و این چیزی است که بیشتر از همه اهمیت دارد و خب خیلی ترسناک است.

یک فیلم جاده‌ای ترسناک است که جاهایی به برکه‌ی گرگ (Wolf Creek)و رقص با شیطان(Perdita Durango) تنه می‌زند ولی با این حال کهنه و دستمالی شده به نظر نمی‌رسد. خشونت زیاد فیلم و سیل خون‌هایی که در آن ریخته می‌شود، چیزی از واقع‌گرایی حیرت‌انگیزش کم نکرده. همه‌ی این‌ها با لحظاتی سورئال و عجیب تلفیق می‌شوند و در نهایت تجربه‌ای غریب  رقم می‌زنند که حتی برای طرفداران همیشگی فیلم‌های ترسناک هم شوک‌آور است.  Horrorfest این فیلم را در لیست «۸ فیلم که بی بروبرگرد باید ببینید»‌ قرار داده و وحشتی که در سرزمین‌ مرزی می‌بینیم به خوبی نشان می‌دهد که شایستگی حضور در این لیست را داشته.  رایدر استرانگ، بازیگر سریال کمدی Boy Meets World در این فیلم اجرای بی‌نظیری ارائه کرده.

۳. لیست کشتار

لیست کشتار

  • عنوان اصلی:  Kill List
  • کارگردان:  بن ویتلی
  • محصول  ۲۰۱۱

لیست کشتار همه چیزش را آرام و با طمأنینه جلو می‌برد و تأثیری هم که می‌گذارد، به تدریج در مخاطبش ته‌نشین می‌شود. ۹۵ دقیقه با فضاسازی‌ها و اتمسفری که با مهارت تمام خلق شده، زمینه‌چینی می‌کند و در نهایت ضربه‌اش را می‌زند. فیلم داستان دو ارتشی سابق  را دنبال می کند که حالا آدمکش شده‌اند و لیستی شامل سه نفر دارند و می‌خواهند هر سه نفرشان را بکشند. ولی در حین به سرانجام رساندن این مأموریت، سفرشان پیوسته عجیب‌تر و وحشتناک‌تر می‌شود.

لیست کشتار فیلمی تاریک و تلخ است و تفاوت زیادی با فیلم دیگر همین کارگردان یعنی زمینی در انگلستان دارد و خشم وتلی کارگردان را نشان می‌دهد. لحظاتی از ترس‌های پولانسکی‌وار در این فیلم وجود دارد که باعث می‌شود لیست کشتار به یاد ماندنی شود، و کارگردانی وتلی بی‌تجمل و بی‌ادعاست. خودتان را برای یک پایان بندی آماده کنید که تا مدت‌ها از ذهنتان نخواهد رفت.

۴. مقتل

مقتل

  • عنوان اصلی:  Killing Ground
  • کارگردان:  دمین پاور
  • محصول  ۲۰۱۷

مقتل فیلمی است که می‌خواهد تا حد امکان واقعی و طبیعی باشد، و به شدت موفق هم عمل می‌کند. وقتی زوجی جوان بچه‌ای رهاشده را در کمپی متروک می‌یابند، گشت و گذار دوستانه‌شان تبدیل به کابوس می‌شود. فیلم برای آماده کردن تماشاچی‌اش برای لحظات پر استرس و پر تعلیق وقتی تلف نمی‌کند و وقتی همه چیز به هم می‌ریزد و اتفاقات وحشتناک آغاز می‌شود، می‌بینیم که راه فراری نیست.

داستان فیلم خطی روایت نمی‌شود و بازی‌های زمانی‌اش، بیننده را مدام در تعلیق و هیجان نگه می‌دارد تا حدس بداند هر لحظه چه اتفاقی خواهد افتاد، و هرکدام از اتفاق‌ها در چه خط زمانی می‌گذرد. یک فیلم ترسناک استرالیایی خالص. فضاسازی تلخ و غم‌بار فیلم و شرارت و خشونتی که واقعی و بی‌پرده تصویر شده، دیدن مقتل را به تجربه‌ای عمیقاً تأثیرگذار و ناخوشایند تبدیل کرده.

۵. سایه

سایه

  • عنوان اصلی: Penumbra 
  • کارگردان:  آدرین و رومیرو گارسیا بوگلیانو
  • محصول  ۲۰۱۲

سایه حول ایده‌ی ساده‌ای شکل گرفته: این که چقدر می‌تواند حس تعقیب شدن را به مخاطبش القا کند،‌ این که انگار همیشه فردی ناپیدا پشت سرتان است. فیلم داستان زنی تاجر را در بوینس ایرس دنبال می‌کند که به دنبال یک مستأجر برای آپارتمان خانوادگی‌اش است.

او کم کم درگیر موقعیت‌هایی می‌شود که در آن هیچکس آنطور که می‌نماید نیست و هیچ چیز هم همانطور که به نظر می‌رسد نیست. و وقتی سرانجام قرارداد اجاره را می‌بندد، درمی‌یابد برای برگشت به دنیای عادی خودش دیگر خیلی دیر شده.

فیلم تأثیراتی از ترسناک‌های کلاسیک مثل بچه‌ی رزماری گرفته و اتمسفری بسته و خفقان‌آور ترتیب می‌دهد که در پایان و جمع‌بندی، مخاطب را بهت‌زده رها می‌کند. مؤلفه‌ای که در دیگر ترسناک‌های کلاسیک هم به چشم می‌خورد، ولی اینجا هویت خودش را دارد و تکراری به نظر نمی‌رسد. بازی کریستینا بروندو ادای دین لذت‌بخشی است به تمام بازیگرانی که به خاطر جیغ‌هایشان معروف بودند.

۶. مناسک

  • عنوان اصلی: The Ritual 
  • کارگردان:  دیوید براکنر
  • محصول  ۲۰۱۷

مناسک محصول نتفلیکس، داستانی درگیرکننده درباره‌ی اختلال اضراب بعد از حادثه دارد که به دلایلی نتوانست مخاطبان مناسبش را پیدا کند و آمار بینندگانش بالا نبود. چهار مرد بعد از مگ دوستشان برای پیاده‌روی به جنگلی در مناطق اسکاندیناوی می‌روند، اما وقتی پایشان را در جنگل می‌گذارند، خود را در میان کابوسی تمام‌نشدنی می‌یابند.

فیلمبرداری فیلم طوری است که مخاطب را در دل ماجرا می‌گذارد و حس می‌کنید نفر پنجم این گروه هستید. و وقتی اسرار جنگل فاش می‌شود و وحشت و ترس همه جا را فرا می‌گیرد، فیلم مخاطبش را در دل جنونی بی‌پایان می‌برد که تا انتها هم رهایش نمی‌کند. بازی ریف اسپال در نقش مردی غمگین و افسرده که نمی‌تواند تصاویر خشونت‌بار مرگ دوستش را از سرش پاک کند، شگفت‌انگیز است. دیوید براکنر هم در هیچ‌جای فیلم روایتش را فدای ترس‌های لحظه‌ای و بی‌مایه نمی‌کند. تماشای این فیلم در شبی سرد و افسرده توصیه می‌شود.

۷. شبیه‌ آدم‌اند

آنها شبیه آدمند

  • عنوان اصلی: They Look Like People
  • کارگردان:  پری بلکشیر
  • محصول  ۲۰۱۵

این فیلم نگاهی نظربازانه به بیماری‌های روحی روانی دارد، و دیدنش تأثیر شگرفی هم می‌گذارد. مردی جوان به این یقین رسیده که آدم‌های دور و برش کم کم تبدیل به موجوداتی شرور می‌شوند و او هم در تلاش است در این میان گلیم زندگی‌اش را از آب بکشد. از منابعی ناشناس که صحت و سقمشان مشخص نیست، اطلاعاتی دریافت می‌کند و به تدریج این اطلاعات خواب و خوراک را از او می‌گیرد. رابطه‌اش با صمیمی‌ترین دوستش دچار چالش می‌شود و از شکل‌گیری رابطه‌ای عاشقانه با همکارش جلوگیری می‌کند.

وقتی به این نتیجه می‌رسد که جنگی میان خیر و شر در حال شکل‌گیری است، صمیمی‌ترین دوستش را هم با خودش همراه می‌کند تا در این جدال وحشتناک کنارش باشد. آیا به تدریج دارد عقلش را از دست می‌دهد، یا تنها کسی است که از واقعیتی پنهان خبر دارد؟

پری بلکشیر این دوگانگی را با مهارت خوبی روایت کرده و لحظات ترسناکی به وجود آورده. فیلم نسبتاً کوتاهی است و ۸۰ دقیقه زمان دارد. ولی این زمان کوتاه چیزی از تأثیرگذاری‌اش کم نکرده و ممکن است تا روزها بعد از تماشایش هم درگیرش باشید.

۸. ورونیکا

ورونیکا

  • عنوان اصلی: Veronica
  • کارگردان:  پاکو پلازا
  • محصول  ۲۰۱۸

داستان ظاهراً درباره‌ی دو نجوان و یک تخته‌ی احضار روح است، اما این فیلم اسپانیایی که دیدنش موهای گردنتان را سیخ می‌کند، خیلی بیشتر از این‌ها برای ارائه دارد. ورونیکا سعی دارد با روح پدرش ارتباط برقرار کند که به ناگاه بیهوش می‌شود. وقتی به هوش می‌آید، جلسه‌ی احضار روح ترسناک‌تر و پر استرس‌تر می‌شود و در پی آن، ورونیکا در می‌یابد که دنیای اطرافش قدری تغییر کرده.

ورونیکا اولین بار از نتفلیکس پخش شد و سر و صدای نسبتاً زیادی به پا کرد. فضاسازی‌های دلهره‌آور و سکوت آزاردهنده‌ی صحنه‌هایش، ترس و وحشت زیادی به مخاطبش القا می‌کند. در دورانی که پر شده از بازسازی‌ها و دوباره‌سازی‌های پروژه‌های قدیمی، پیدا کردن یک فیلم ترسناک اصیل و درست و حسابی سخت شده.

بهتر است برای لذت و ترسیدن بیشتر، این فیلم را دیروقت ببینید و همه‌ی چراغ‌ها را هم خاموش کنید.  فیلم پتانسیل تبدیل به یک فیلم ترسناک مدرن کلاسیک را دارد. کارگردانی پلازا و بازی ساندرا اساسنا در نقش ورونیکا بی‌نقص از آب در آمده. فیلمبرداری زیبای فیلم هم کمک کرده که مؤلفه‌های ترسناکش رنگ و بوی گوتیک بگیرد، بدون اینکه به نمایش بی‌دلیل خشونت و خون تکیه کند. تمام و کمال روی اتمسفر و حس و حال تمرکز کرده.

۹. شیون

شیون

  • عنوان اصلی: The Wailing
  • کارگردان:  نا هانگ جین
  • محصول  ۲۰۱۶

احتمالاً عمیق‌ترین فیلم این فهرست. شیون جدای از  فیلم‌های ترسناک هم اثر قابل ملاحظه و جذابی است. این فیلم معمایی که مدت‌ها فکرتان را درگیر خودش می‌کند، دو ساعت و نیم زمان دارد و با این حال قصه‌اش کشش بیشتر از این هم داشته. داستان درباره‌‌ی روستایی کوچک است که ورود یک غریبه به آن، شک و نگرانی در دل اهالی‌اش می‌اندازد. و وقتی مردم بدون هیچ دلیل خاصی جانشان را از دست می‌دهند، اهالی خشمگین و عصبانی می‌شوند. بعد از اینکه دختر مأمور پلیسی که مسئول پرونده شده، قربانی طلسم این غریبه می‌شود، او از یک شمن کمک می‌خواهد تا بفهمد چه کسی این نفرین را در روستا پخش کرده.

کارگردانی نا هانگ جین در این فیلم ماورایی و دلهره‌آور، ثابت می‌کند که ژانر ترسناک فقط در خون و خون‌ریزی و نمایش دل و روده‌ی آدم‌ها خلاصه نمی‌شود. برعکس، به واکاوی این می‌پردازد که چه چیزی عمیقا موجب ناراحتی انسان‌ها می‌شود.

۱۰. دلقک چروکیده

بهترین فیلم های هالووین

  • عنوان اصلی: Wrinkles the Clown
  • کارگردان:  مایکل بیج نیکولز
  • محصول  ۲۰۱۹

این مستند آزاردهنده از یک داستان اینترنتی شکل گرفت. چروکیده نام دلقکی است که استخدامش می‌کنند تا بچه‌های شیطان را بترساند. اوایل فقط یک ویدئو از این دلقک موجود بود:‌ تصویری از دوربین مداربسته، که دلقک ترسناک را نشان می‌داد که از کشوی زیر تخت یک بچه‌ی در حال خواب بیرون می‌آمد. خیلی زود این دلقک تبدیل به افسانه‌ای اینترنتی شد و ویدئوهای بیشتری از او در آمد.

احتمالاً خیلی راحت پدر و مادرهایی را سرزنش می‌کنیم که بچه‌هایشان را اینجوری می‌ترسانند ، اما از سوی دیگر، کنجکاوی خودمان و خیلی‌های دیگر برای دیدن ویدئوهای این دلقک هم، مسئله‌‌ای ناخوشایند و غیراخلاقی است. محبوبیت It و دلقک معروفش پنی وایز ثابت می‌کند که دلقک‌ها عناصر خوبی برای ایجاد ترس هستند. مردم هم زود جذب اسطوره‌ها و قصه‌های دهان به دهان می‌شوند. اگرچه حساب چروکیده با دیگر اشباح ترسناک جداست. چرا که واقعاً ممکن است همین الان پشت سرتان باشد.

بیشتر از یک میلیون بار با شماره‌ای که در سرتاسر فلوریدا پخش شده تماس گرفته‌اند تا این دلقک را استخدام کنند. اگر دنبال فیلمی هستید که بچه‌هایتان را شب روی تخت نگه دارد، این مورد مناسبی است.

بیشتر بخوانید: بهترین فیلم‌های ترسناک سال ۲۰۱۹ که نباید از دست بدهید

The post ۱۰ فیلم ترسناک خیلی خوب این‌ سال‌ها که احتمالا ندیده‌اید appeared first on دیجی‌کالا مگ.

ادامه مطلب

باکس آفیس؛ ترمیناتور نابود شد

دیجی‌کالا مگ – منبع جامع اخبار و مقالات تخصصی در حوزه‌ی تکنولوژی، بازی‌های کامپیوتری، فرهنگ‌ و هنر، سلامت و زیبایی و سبک زندگی

فیلم ترمیناتور سرنوشت تاریک با فروش نه چندان چشمگیر ۲۹ میلیون دلاری صدرنشین باکس آفیس شد. فیلم در ۴۸ بازار خارج از آمریکا هم اکران شد و به فروش ۷۲.۹ میلیون دلاری دست پیدا کرد. در حقیقت این فیلم در جلب نظر مخاطبان خارج از مرزهای آمریکا هم ناموفق عمل کرده است. با توجه به این که هزینه‌ی تولید فیلم ۱۸۵ میلیون دلار بوده است این میزان فروش کمپانی‌های پارامونت و دیزنی را حسابی ناامید کرد. دیزنی مسؤولیت پخش فیلم را در سرتاسر جهان به جز کشور چین برعهده دارد.

نکته‌ی جالب این که فیلم «ترمیناتور: سرنوشت تاریک» قوی‌ترین شروع را در کشور چین داشته است و در بازار چین ۲۸ میلیون دلار فروخته است. رتبه‌ی دوم فروش در اختیار کره با فروش ۹.۸ میلیون دلاری است و بعد هم انگستان با فروش ۶.۹ میلیون دلاری در رتبه‌ی سوم قرار دارد.

«ترمیناتور: سرنوشت تاریک» ششمین فیلم از سری فیلم‌های «نابودگر» است. تیم میلر این قسمت را کارگردانی کرده که او را برای ساختن فیلم «ددپول» می‌شناسیم. همچنان آرنولد شوارتزنگر قهرمان فیلم است. نکته‌اش این جاست که «ترمیناتور: سرنوشت تاریک» برای اولین‌بار بعد از فیلم «ترمیناتور ۲: روز جزا» خالق این سری فیلم‌ها یعنی جیمز کامرون را با ستارگانش لیندا همیلتون و آرنولد شوارتزنگر گرد هم بیاورد.

داستان فیلم درباره‌ی سارا کانر و انسان سایبورگی است که باید از یک دختر جوان در برابر نابودگر جدید محافظت کنند.

به نظر می‌رسد فیلم‌های ترمیناتور دیگر جذابیت‌شان را برای مخاطبان از دست داده‌اند. منتقدان به فیلم امتیاز ۵۴ از ۱۰۰ را داده‌اند. آن‌ها می‌گویند فیلم حتی به مرزهای اثر شاخص اولیه ساخته‌ی جیمز کامرون نزدیک هم نمی‌شود. پیتر بردشاو از گاردین نوشته است: «دیدن این که همیلتون برگشته و نقش قدیمی‌اش را احیا کرده دلپذیر است. اگر چه متاسفانه نقش آدم کله خر ماجرا را به دیویس واگذار کرده است. این ششمین قسمت از «ترمیناتور» قطعا باید آخرینش باشد. چون این قسمت بی‌محتوا، سبک و سطحی است.»

فیلم جوکر باکس آفیس

حالا دیگر رسیدن به فروش یک میلیارد دلاری برای جوکر دور از دسترس نیست.

فیلم «جوکر» همچنان جزو پرفروش‌ترین‌هاست و در رده‌ی دوم جدول فروش قرار دارد. فیلم «جوکر» با بودجه‌ای بین ۵۵ تا ۷۰ میلیون دلار ساخته شده و تاد فیلیپس کارگردان آن است. فیلم فقط ۲۴ درصد افت فروش داشته است و از ۷۹ بازاری که در آن به نمایش درآمده است ۳۷ میلیون دلار فروش داشته. فیلم تا به حال در بازارهای بین‌المللی ۶۳۴.۴ میلیون دلار فروخته است. به نظر می‌رسد رسیدن به یک میلیارد دلار برای این فیلم چندان هم دور از ذهن نیست.

در حالی که منتقدان امپایر و توتال فیلم به آن امتیاز ۱۰۰ از ۱۰۰ داده‌اند و فیلم را ستایش کرده‌اند و معتقدند که این فیلمی فراتر از اقتباس از یک کمیک بوک و بیشتر یک مطالعه‌ی شخصیتی است که واکین فینیکس شایستگی بردن اسکار را برای بازی در آن دارد، منتقدان سایت راجر ایبرت و ایندی‌وایر فیلم را متوسط ارزیابی کرده‌اند و به آن امتیاز ۵۰ تا ۵۵ از ۱۰۰ را داده‌اند و گفته‌اند که بیشتر یک فیلم استودیویی است که مثلا تولید مشابه آن «ستاره‌ای متولد شده است» را سال گذشته دیده‌ایم. آن‌ها معتقدند که فیلم می‌توانست بهتر از این‌ها باشد.

داستان فیلم در سال ۱۹۸۱ اتفاق می‌افتد. آرتور فلک به عنوان یک دلقک استخدام شده و با مادرش در شهر گاتهام زندگی می‌کند. شهر غرق در فساد است. آرتور از یک بیماری عصبی رنج می‌برد که باعث می‌شود گاهی در جایی که نباید بخندد. بچه‌های خیابان او را مسخره می‌کنند و همه چیز از جایی شروع می‌شود که یکی از همکارانش به او تفنگی قرض می‌دهد تا از خودش محافظت کند و بعد آرتور تبدیل به جوکر می‌شود.

مالفیسنت 2

فیلم مالفیسنت ۲ جزو بازسازی‌های موفق دیزنی در گیشه است.

فیلم «مالفیسنت ۲: سردسته‌ی اهریمنان» این هفته ۴۰ میلیون دلار فروخت و فروش‌ بین‌المللی‌اش هم به نزدیک ۳۰۰ میلیون دلار رسید. فیلم «مالفیسنت: سردسته‌ی اهریمنان» دنباله‌ای بر فیلم محصول ۲۰۱۴ دیزنی است که کاراکترهای قصه‌اش را از انیمیشن «زیبای خفته» وام گرفته بود.

همچنان آنجلینا جولی بازیگر نقش اصلی فیلم است. داستان از این جا شروع می‌شود که مالفیسنت و دختر خوانده‌اش اورورا، خانواده‌ی پیچیده‌ای را تشکیل داده‌اند. اورورا کشور را اداره می‌کند و مالفیسنت مراقب اوست تا این که اورورا تصمیم می‌گیرد با شاهزاده‌ی کشور همسایه ازدواج کند. خانواده‌ی شاهزاده فیلیپ حاضر نیستند مالفیسنت را بپذیرند و او را یک نیروی شیطانی می‌دانند. آن‌ها آن‌قدر روی ایده‌شان پافشاری می‌کنند تا مالفیسنت به خشم می‌آید.

فیلم هریت باکس آفیس

فیلم هریت در میان فیلم‌های تازه وارد به باکس آفیس بیشتر از بقیه مورد توجه منتقدان قرار گرفت.

از فیلم‌های جدیدی که به جدول فروش وارد شدند باید به «هریت» به کارگردانی کسی لمونز اشاره کرد. این درام اکشن بیوگرافیک داستان زندگی خارق‌العاده‌ی فرار هریت تابمن به عنوان برده و تبدیل شدن او به یکی از بزرگترین قهرمانان آمریکاست. شجاعت و نبوغ و ابتکار و سرسختی او صدها برده را آزاد کرد و مسیر تاریخ آمریکا را تغییر داد.

منتقدان هم از فیلم خوششان آمده و به آن امتیاز ۶۶ از ۱۰۰ را داده‌اند. منتقد گاردین می‌گوید که: «فیلم جایی میان یک درام درباره‌ی فرار یک برده، یک تریلر اکشن، یک وسترن و حتی یک ‌جور فیلم ابرقهرمانی غیرقابل انتظار قرار می‌گیرد. این یعنی ترکیب برنده. لمونز فیلم را ماهرانه کارگردانی کرده و یک نمونه‌ی مطالعاتی برای بازی‌های عالی است.»

انیمیشن «خانواده‌ی آدامز» هم در جمع پنج فیلم پرفروش جدول باکس آفیس قرار دارد.

خارج از پنج فیلم پرفروش چند اثر داشتیم که تازه این هفته توانستند خودشان را میان ده فیلم پرفروش جای بدهند.

فیلم «شمارش معکوس» ساخته‌ی جاستین دک فیلم ترسناک ماورالطبیعه است که داستان گروهی را روایت می‌کند که باید یک اپلیکیشن را نجات بدهند. این اپلیکیشن قرار است به آدم‌ها بگوید که چه وقت قرار است بمیرند. فیلم امتیاز متاکریتیک ۳۱ از ۱۰۰ را به دست آورده و منتقدان از آن متنفرند! آن‌ها می‌گویند که این فیلم مخاطبش را فریب می‌دهد و تقلب می‌کند.

فیلم «سیاه و آبی» درام اکشن جنایی است که دئون تیلور آن را ساخته. نائومی هریس ستاره‌ی آن است. داستان یک افسر پلیس نئواورلئان که مجبور است هویتش را به عنوان یک زن سیاهپوست بعد از این که شاهد یک قتل توسط دو پلیس فاسد است، حفظ کند.

منتقدان به فیلم امتیاز ۵۳ از ۱۰۰ را داده‌اند. منتقد ورایتی معتقد است که فیلم بیش از حد طولانی است اما صحنه‌های تعقیب و گریز قابل توجهی دارد و تنش آن هم خوب از کار درآمده است.

مهم‌ترین فیلمی که در هفته‌ی اول اکرانش توانست به جمع ده فیلم پرفروش باکس آفیس راه پیدا کند، «بروکلین بی‌مادر» ساخته‌ی ادوارد نورتون بود. یک درام جنایی که در دهه‌ی پنجاه نیویورک اتفاق می‌افتد. لیونل یک کارآگاه خصوصی است که باید ماجرای کشته شدن مرشد و تنها دوستش فرانک مینا را حل و فصل کند.

خود ادوارد نورتون به همراه الک بالدوین بازیگران فیلم هستند و منتقدان به آن امتیاز ۶۰ از ۱۰۰ را داده‌اند. آن‌ها معتقدند که نورتون فیلم را با وسواس کامل ساخته و برای آن‌هایی که نمی‌توانند حرف بزنند فیلم احساس‌برانگیزی است که با آن همدردی خواهند کرد. نورتون در این فیلم بار دیگر خودش را به عنوان یک بازیگر به چالش می‌کشد. همان‌طور که در اوایل کارنامه‌ی بازیگری‌اش این کار را انجام می‌داد.

انیمیشن «عدالت قطب شمال» هم این هفته اکران شد و در جایگاه دهم جدول فروش قرار گرفت. جرمی رنر، جیمز فرانکو و هیدی کلوم از صداپیشگان این انیمیشن هستند که هنوز تعداد زیادی آن را ندیده‌اند و نقدهایش به تعدادی نبوده که امتیازش در سایت متاکریتیک تا این لحظه منتشر شود.

انیمیشن داستان یک روباه در قطب شمال است که در دفتر پست کار می‌کند و دلش می‌خواهد خودش وظیفه‌ی رساندن نامه‌ها را برعهده بگیرد.

در بخش فیلم‌های مستقل با اکران محدود «انگل» بونگ جون هو، برنده‌ی نخل طلای کن امسال درخشان ظاهر شده و اولین فیلم بونگ جون هو است که در بازارهای خارجی بالای صد میلیون دلار فروش کرده است.

نام فیلم هفته اکران فروش آخر هفته فروش کلی
ترمیناتور: سرنوشت سیاه ۱ ۲۹ ۲۹
جوکر ۵ ۱۳.۹ ۲۹۹.۶
مالفیسنت: سردسته‌ی اهریمنان ۳ ۱۲.۲ ۸۴.۳
هریت ۱ ۱۲ ۱۲
خانواده‌ی آدامز ۴ ۸.۵ ۸۵.۳
سرزمین زامبی‌ها: شلیک نهایی ۳ ۷.۴ ۵۹.۳
شمارش معکوس ۲ ۵.۹ ۱۷.۸
سیاه و سفید ۲ ۴.۱ ۱۵.۴
بروکلین بی مادر ۱ ۳.۷ ۳.۷
عدالت قطب شمال ۱ ۳.۱ ۳.۱

بیشتر بخوانید: جادوگر دیزنی فاتح گیشه‌ها شد

The post باکس آفیس؛ ترمیناتور نابود شد appeared first on دیجی‌کالا مگ.

ادامه مطلب

کودکی که در تصویر ماند؛ درباره‌ی رابرت اوانز، از مردان بزرگ هالیوود

دیجی‌کالا مگ – منبع جامع اخبار و مقالات تخصصی در حوزه‌ی تکنولوژی، بازی‌های کامپیوتری، فرهنگ‌ و هنر، سلامت و زیبایی و سبک زندگی

شاید اسم رابرت اوانز به تنهایی برایتان آشنا نباشد اما قطعا یکی دو تا از فیلم‌هایی را که او تهیه‌کننده‌شان بوده دیده‌اید یا اسمشان به گوشتان خورده است. فیلم‌هایی مثل «محله‌ی چینی‌ها» یکی از مهم‌ترین ساخته‌های رومن پولانسکی یا شاهکار فرانسیس فورد کوپولا «پدرخوانده».

سال ۲۰۰۳ برت مورگن و نانت برنستاین مستندی درباره‌ی اسطوره‌ی کمپانی پارامونت، رابرت اوانز، تهیه‌کننده‌ی مشهور ساختند. اسم فیلم را از روی کتابی برداشتند که خود اوانز سال ۱۹۹۴ خاطراتش را در آن نوشته بود: «کودکی که در تصویر ماند». مثل خیلی دیگر از مستندهای پرتره‌ی این فیلم هم روی دوش جذابیت کاراکتر محوری‌اش یعنی رابرت اوانز می‌گذشت. منتقد اینترتینمنت ویکلی پربیراه نگفته بود که: «این فیلم مثل یک آب‌نبات فروشی برای خوره‌ی فیلم‌هاست.»

رابرت اوانز در این فیلم خاطرات عجیب و غریبی تعریف می‌کند. استفانی زاخارک می‌گوید: «چه‌قدر از حرف‌هایی که اوانز در این مستند می‌زند حقیقت دارد؟ اهمیتی ندارد چون در عوض بسیار سرگرم‌کننده است.»

فیلم‌هایی که اوانز پشتشان بود هم همین ویژگی را داشتند. اوانز متولد سال ۱۹۳۰ در نیویورک بود و چند روز پیش در سن ۸۹ سالگی درگذشت. نگاهی داریم به مهم‌ترین فیلم‌هایی که به عنوان میراث اوانز از او به جای ماندند.

پدرخوانده یک و دو

پدرخوانده مهم ترین فیلم های رابرت اوانز

عنوان اصلی: The Godfather
کارگردان: فرانسیس فوردکوپولا
محصول ۱۹۷۲ و ۱۹۷۴

در هر دو قسمت «پدرخوانده» رابرت اوانز به عنوان تهیه‌کننده‌ی اجرایی از طرف استودیو حضور داشت. دو شاهکار تاریخ سینما که نیازی به معرفی ندارند. قسمت اول امتیاز ۱۰۰ از ۱۰۰ را از منتقدان گرفته و امتیاز قسمت دوم هم در سایت متاکریتیک ۹۰ از ۱۰۰ است. فیلم داستان یک خاندان مافیایی سیسیلی در آمریکا را روایت می‌کند. دون ویتو کورلئونه پدرخوانده است و از میان همه‌ی پسرهایش که در دم و دستگاه پدر هستند هیچ‌کدام به اندازه‌ی مایکل که خودش را همیشه از کسب و کار خانوادگی دور نگهداشته محبوب پدر نیستند.

مایکل به دلایلی مجبور می‌شود جای پدر را بگیرد و اتفاقا شایسته‌ترین فرد برای پدرخوانده شدن است.

قسمت اول «پدرخوانده» برنده‌ی سه جایزه‌ی اسکار شد و قسمت دوم شش جایزه‌ی اسکار به خانه برد. در هر فهرست تاریخ سینمایی می‌تواند نامی از «پدرخوانده» پیدا کنید. فیلمی که باعث شد رابرت اوانز در اوج به کسب و کار تهیه‌کنندگی سینما راه پیدا کند.

محله‌ی چینی‌ها

محله چینی ها مهم ترین فیلم های رابرت اوانز

عنوان اصلی: Chinatown
کارگردان: رومن پولانسکی
محصول ۱۹۷۴

اولین فیلمی که نام اوانز را به عنوان تهیه‌کننده بر سر زبان‌ها انداخت. داستان یک کارآگاه خصوصی به نام جیک گیتس که توسط زنی استخدام می‌شود تا شوهرش را تعقیب کند. بعدتر گیتس متوجه می‌شود که برایش پاپوش دوخته‌اند. بعد هم پای زنی وسط می‌آید که معادلات را پیچیده‌تر می‌کند.

سال ۱۹۷۱ بود که رابرت اوانز به رابرت تاونی ۱۷۵ هزار دلار پیشنهاد داد تا فیلمنامه‌ای براساس رمان «گتسبی بزرگ» بسازد. اما تاونی احساس کرد که نمی‌تواند کاری بیشتر از آن چه اسکات فیتزجرالد در رمانش انجام داده بود، با فیلمنامه پیش ببرد. به جایش تقاضای دستمزد ۲۵ هزاردلاری کرد که داستان خودش را به نام «محله‌ی چینی‌ها» بنویسد. اوانز آن‌قدر باهوش بود که با درخواست او موافقت کند.

منتقدان عاشق این فیلم نوآر شدند و بازی‌های جک نیکلسون و فی داناوی و فیلمنامه‌ی رابرت تاونی را ستایش کردند. رابرت اوانز اولین نامزدی اسکارش را برای این فیلم کسب کرد و رابرت تاونی برنده‌ی جایزه‌ی اسکار شد. فیلم تقریبا در همه‌ی بخش‌های اصلی نامزد جایزه‌ی اسکار شد اما مهم‌تر از آن میراثی است که «محله‌ی چینی‌ها» در سینما به جا گذاشت.

دونده‌ی مارتون

دونده مارارتون مهم ترین فیلم های رابرت اوانز

عنوان اصلی: ‌Marathon Man
کارگردان: جان شله‌زینگر
محصول ۱۹۷۶

رابرت اوانز برای این فیلم از یک جشنواره‌ی ایتالیایی برنده‌ی جایزه شد. یکی از معدود جوایزی که در عمرش برنده شد. عجیب است که چنین تهیه‌کننده‌ی بزرگی در هالیوود تا این حد چه در مقام تهیه‌کننده‌ی فیلم‌های درجه یکی مثل «دونده‌ی مارتون» و «محله‌ی چینی‌ها» و چه مدیر تولید فیلم‌هایی مثل «قصه‌ی عشق» آرتور هیلر و «سرپیکو» سیدنی لومت نادیده گرفته شد.

«دونده‌ی ماراتون» تریلر تعلیق‌برانگیزی بود که از روی یکی از رمان‌های ویلیام گلدمن، یکی از بهترین نویسندگان و فیلمنامه‌نویسان هالیوود اقتباس شده بود. گروه بازیگران فیلم فوق‌العاده بودند: داستین هافمن، سر لارنس الیویه، روی شیدر.

فیلم داستان یک دانشجوی فارغ‌التحصیل رشته‌ی تاریخ است که وسط یک توطئه‌ی بین‌المللی به صورت ناخواسته گیر می‌افتد. توطئه‌ای که یک سر آن الماس‌های دزدیده شده، یک سر مجرم جنگی تبعید شده‌ی نازی و سر دیگرش یک مامور یاغی دولت است.

آن زمان رابرت اوانز رقم هنگفت ۵۰۰ هزار دلاری به گلدمن پرداخت کرد که حق ساخت کتاب او را بخرد. اوانز معتقد بود که این کتاب خود سینماست و به همین دلیل ارزش خرید داشته. به گفته‌ی اوانز داستان‌های کمی پیدا می‌شوند که قابلیت تبدیل شدن به فیلم را داشته باشند و این کتاب گلدمن یکی از آن‌ها بود. اوانز می‌گفت بعد از کتاب «پدرخوانده» این بهترین رمانی بود که خوانده.

خشونت فیلم در آن زمان بحث‌برانگیز شد. برخی از منتقدان آن را برای فیلم ضروری می‌دانستند و برخی دیگر معتقد بودند که میزان خشونت آن بیش از حد است.

بیشتر بخوانید:
رابرت اوانز مرد افسانه‌ای پارامونت درگذشت

The post کودکی که در تصویر ماند؛ درباره‌ی رابرت اوانز، از مردان بزرگ هالیوود appeared first on دیجی‌کالا مگ.

ادامه مطلب