فهرست بستن

برچسب: فیلم و سریال

27 راز پنهانی که احتمالاً در آثار پیکسار ندیده‌اید

مطلبی که پیش روی شماست در اصل روز ۲۱ خرداد سال ۱۳۹۸ منتشر شده بود که اکنون بازنشر شده است.

احتمالاً تاکنون بارها و بارها با اصطلاح دو بخشی ایستر اگ (Easter Egg) در سایت‌ها یا حتی‌ کانال‌های تلگرامی مواجه شده‌اید اما آیا تاکنون به این فکر کرده‌اید که تعریف و تاریخچه آن چیست یا اصلاً چرا چنین نامی برای آن انتخاب شد؟

برای پاسخ به این سوالات، بگذارید اینطور شروع کنیم. اصطلاح Easter Egg در میان عموم مردم انگلیسی زبان به معنی تخم مرغ‌های عید پاک است که برای کودکان تزئین می‌شوند. معمولاً بزرگترها تخم مرغ‌ها را پنهان می‌‌کنند تا کودکان آن‌ها را پیدا کنند. کودکی هم که بیشترین تعداد تخم مرغ‌ها یا بزرگترین آن‌ها را پیدا می‌کرد، مورد تشویق قرار می‌گرفت و جایزه‌ای به او اهدا می‌شد.

پروسه‌ مشابه‌ای در دنیای رسانه رخ می‌دهد. معمولاً سازندگان بازی‌های ویدئویی، انیمیشن، فیلم، سریال یا برنامه‌های کامپیوتری نکته یا تصویر پنهانی را به امید پیدا شدن توسط بیننده یا کاربر در محصول خود قرار می‌دهند. تاریخچه این اصطلاح در بازی‌های ویدئویی به سال 1979 باز می‌گردد. در آن زمان شرکت‌های بازی سازی نام توسعه دهندگان را در تیتراژ محصول خود قرار نمی‌دادند تا مبادا شرکت رقیب با ارائه قراردادی بهتر آن‌ها را به سمت خود بکشاند.

وارن رابینت، سازنده بازی ماجراجویی (Adventure) برای کنسول آتاری 2600، نگاه چندان مثبتی نسبت به این سیاست شرکت‌ها نداشت. بنابراین پیامی را با محتوای «ساخته شده توسط وارن رابینت» بدون اطلاع مدیران در بازی قرار داد. با گذشت مدتی از جدایی او از آتاری، یکی از کاربران به طور اتفاقی این پیام مخفی را کشف کرد و به آتاری اطلاع داد.

آتاری در ابتدا قصد داشت تا این پیام مخفی را حذف و بازی را دوباره عرضه کند اما از آن‌جایی که هزینه‌های این کار سرسام آور بود، از انجامش صرف نظر کرد. در همین حین استیو رایت، مدیر توسعه نرم افزاری آتاری، پیشنهاد کرد نه تنها این پیام مخفی حفظ شود، بلکه چنین پیام‌های مخفی را تحت عنوان ایستر اگ در محصولات آینده قرار دهند.

اگر مقداری با دنیای سینما و انیمیشن آشنایی داشته باشید، احتمالاً باید بدانید که پیکسار برای ساخت انیمیشن داستان اسباب بازی (Toy Story) در سال 1995 سر و صدای زیادی به پا کرد. جدا از بحث داستان و پیام‌هایی اخلاقی که در آن نهفته بود، پیکسار اولین انیمیشن بلند تمام کامپیوتری را ساخته بود که در آن زمان یک دستاورد بزرگ فنی محسوب می‌شد.

از آن موقع تاکنون نیز پیکسار با ساخت آثار ارزشمند دیگری از جمله وال-hی (Wall-E)، شگفت انگیزان (The Incredibles) و درون و بیرون (Inside Out) ثابت کرده که موفقیت‌هایش اتفاقی نبوده است. جدا از جنبه‌های فنی و روایی آثار پیکسار، یک جنبه دیگر نیز بوده است که در تمامی این سال‌ها توجهات بسیاری را به خود جلب کرده بود: ایستر اگ‌ها!

ایستر اگ‌ها و به طور کلی اشارات به آثار قدیمی پیکسار به قدری خلاقانه در محصولات جدید قرار می‌گیرند که به عقیده بسیاری مارول در برابر طراحان ایستر اگ پیکسار حرفی برای گفتن ندارد. مهم تر از همه این‌ها، وجود ایستر اگ‌ها باعث شده تا نظریه‌ای به وجود بیاید مبنی بر اینکه تمامی آثار ساخته شده توسط پیکسار به یکدیگر مرتبط بوده و در یک دنیای مشترک جریان دارند!

این نظریه آنقدر پیچیده است که پرداختن به آن نیازمند یک مقاله مستقل و جداگانه است. بنابراین فعلاً آن را کنار گذاشته و روی ایستر اگ‌ها تمرکز می‌کنیم. در این مقاله قصد داریم تا 27 مورد از ایستر اگ‌ها کشف شده در آثار پیکسار بپردازیم.

1995

95 یکی از اعدادی که است به دفعات بسیار در آثار پیکسار مورد استفاده قرار گرفته. 95، عدد لایتنینگ مک کویین در سری انیمیشن‌های ماشین‌ها (Cars) بوده، آن را می‌توان روی قطاری در انیمشین داستان اسباب بازی 3 (Toy Story 3) دید و همچنین روی تی شرت یکی از بچه‌های مدرسه سانساید دِی کِر (مدرسه‌ای که اسباب بازی‌های اندی‌های به آن‌جا فرستاده می‌شود) قابل مشاهده است. اما چه موضوعی باعث شده تا پیکسار به استفاده از این عدد علاقه مند شود؟ برای یافتن پاسخ این سوال باید به گذشته استودیو رجوع کرد؛ زمانی که پیکسار داستان اسباب بازی را به عنوان نخستین انیمیشن بلند خود منتشر کرد؛ یعنی سال 1995.

شغل سید فیلیپز

اگر یادتان باشد، در یکی از سکانس‌های انیمیشن داستان اسباب بازی 3 رفتگری هدفون به گوش ظاهر می‌شود. این رفتگر، همان سید فیلیپز است که در قسمت اول نقش منفی داستان را بر عهده داشته بود. نکته‌ جالب اینجاست که سید در داستان اسباب بازی 3 دقیقاً همان تیشتری را بر تن دارد که در قسمت اول پوشیده بود؛ تیشرتی مشکی رنگ با طرح جمجمه در وسط آن. در ضمن، اریک وُن دِتِن که وظیفه صداگذاری سید را در قسمت اول بر عهده داشت، در قسمت سوم نیز به جای این کاراکتر صحبت کرد.

همه چیز را درباره آن بخوانید

در یکی از سکانس‌های انیمیشن شگفت انگیزان، باب را مشغول خواندن روزنامه‌ای می‌بینیم که عنوان صفحه آن Catastrophe Seen as Crisis Looms است. این روزنامه با چنین تیتری پیش از این در 2 اثر دیگر استفاده شده بود: نخستین اثر، انیمیشن کلاسیک بانو و ولگرد (Lady and the Tramp) که توسط دیزنی در سال 1955 اکران شد؛ دومین اثر نیز انیمیشن غول آهنی (The Iron Giant) بوده که با همکاری بِرَد بِرد و شرکت برادران وارنر ساخته شد.

اشاره به آثار قدیمی پیکسار

اوایل انیمیشن داستان اسباب بازی، وودی برای دیگر کاراکترهای داستان سخنرانی می‌کند. حین سخنرانی، در پشت او یک قفسه با تعدادی کتاب قرار دارد که برای نامگذاری آن‌ها از آثار قدیمی پیکسار استفاده شده است. اگر به تصویری که در بالا قرار گرفته دقت کنید، می‌توانید نام‌های The Adventures of André and Wally B، Red’s Dream ،Luxo ،Jr ،Tin Toy و Knick Knack را روی جلد آن‌ها ببینید.

اشاره به فیلم درخشش

سری انیمیشن‌های داستان اسباب بازی شامل اشارات فراوانی به فیلم تحسین شده درخشش (The Shining) ساخته استنلی کوبریک می‌شود. یکی از المان‌های شناخته شده فیلم درخشش، موکت قهوه‌ای رنگ با طر‌ح پنج ضلعی بود که کف هتل اورلوک قابل مشاهده است. در قسمت اول سری داستان اسباب بازی، کاراکترها از جمله وودی و باز لایتیر مخفیانه وارد خانه سید می‌شوند. در یکی از نماها، این دو شخصیت را روی موکتی مشاهده می‌کنیم که طرحی مشابه با موکت جنجالی فیلم درخشش دارد. اشارات اما به همینجا ختم نمی‌شود؛ لی آنکریچ که داستان اسباب بازی 3 را ساخته است، علاقه بسیاری به فیلم درخشش داشته و سعی کرده تا علاقه خود را با قرار دادن اشارات مختلف به رخ همه بکشد. اگر کمی دقت کرده باشید، احتمالاً به یاد خواهید آورد که عدد 297 بارها و بارها در قسمت سوم به کار گرفته شد. این عدد، اشاره مستقیمی به اتاق 297 در فیلم درخشش دارد.

سری داستان اسباب بازی احتمالاً به انیمیشن بالا مرتبط است

در یکی از نماهای داستان اسباب بازی 3، کارت پستالی را مشاهده می‌کنیم که نشان می‌دهد ارتباطی میان خانواده اندی دیوس و  کارل و الی فردریکسون در انیمیشن بالا (Up) وجود دارد؛ این کارت پستال، روی برد اتاق اندی قرار گرفته است. اینکه دقیقاً چه ارتباطی میان خانواده‌‌های دیویس و فردریکسون وجود دارد مشخص نیست اما حداقل می‌دانیم که سری انیمیشن‌های داستان اسباب بازی و انیمیشن بالا در یک دنیای مشترک اتفاق می‌افتند. البته این احتمال وجود دارد که در قسمت چهار داستان اسباب بازی، جزئیات بیشتری از رابطه این دو خانواده به صورت ضمنی در اختیار ما قرار گیرد.

اشاره‌ای دیگر به آثار قدیمی پیکسار

اینطور که به نظر می‌رسد، پیکسار علاقه بسیاری برای اشاره به آثار قدیمی خود دارد. همانطور که اشاره شد، در جریان داستان اسباب بازی به آثار قدیمی این استودیو اشاره شد که احتمالاً برای اعضای استودیو راضی کننده نبود، زیرا این اتفاق یک بار دیگر اما با شکل و شمایلی متفاوت در داستان اسباب بازی 2 رخ داد. زمانی که هَم قصد دارد تا از طریق تلویزیون گروگانگیر وودی را پیدا کند، به سرعت کانال‌ها را تغییر می‌دهد. نکته‌ جالب اینجاست که هر یک از کانال‌ها در حال پخش آثار مختلف پیکسار از جمله Red’s Dream ،Luxo ،Jr ،Tin Toy و Knick Knack است.

درختی که همه جا هست

اعضای استودیو پیکسار تمایل بسیاری دارند تا بین آثار مختلف خود ارتباط ایجاد کنند. در یکی از سکانس‌های داستان اسباب بازی 2 که جسی درباره گذشته خود می‌گوید، از طریق یک فلش بک متوجه می‌شویم او زیر یک درخت رها شد. نکته جالب اینجاست که این درخت در انیمیشن بالا نیز مورد استفاده قرار گرفته است. در یکی از سکانس‌ها می‌بینیم که الی پیش از اینکه مریض شده و به بیمارستان برده شود، سعی می‌کند از یک تپه بالا برود که این درخت روی آن قرار دارد. درخت مرموز اما پیشینه قدیمی تری دارد. این درخت نخستین بار در انیمیشن زندگی یک حشره (A Bug’s Life) مورد استفاده قرار گرفته بود.

9 پیرمرد افسانه‌ای دیزنی

در آغاز، استودیو دیزنی تنها 9 انیماتور اصلی داشت که روی آثار مشهوری همچون سفید برفی و هفت کوتوله کار کردند. این افراد بعدها به پاس زحماتشان «9 پیرمرد افسانه‌ای» لقب گرفتند. در بخش‌های پایانی انیمیشن شگفت انگیزان، دو پیرمرد را می‌بینیم که به تحسین از ابرقهرمانان می‌پردازند. این دو کاراکتر با الهام از فرانک توماس و اولی جاناتان، دو انیماتور افسانه‌ای دیزنی، خلق شدند. برد برد نیز به عنوان ادای دین، دو کاراکتر براساس توماس و جاناتان خلق و از آن‌ها در انیمیشن غول آهنی استفاده کرده بود.

خودرویی با لوگوی اپل

زمانی که پیکسار از شرکت لوکاس فیلم جدا شد، استیو جابز (هم موسس اپل) یکی از سرمایه گذاران اصلی این استودیو بود. با در نظر گرفتن این موضوع، چندان هم عجیب نیست که در محصولات پیکسار اشاراتی را به محصولات مختلف اپل ببینیم. یکی از این اشارات، در انیمیشن ماشین‌ها (Cars) قابل مشاهده است. در سکانس مسابقه، یکی از رقبای لایتنینگ مک کوئین با لوگوی اپل دیده می‌شود. علاوه بر این، شماره این ماشین مسابقه‌ای 84 است که احتمالاً به سال عرضه نخستین کامپیوتر مکینتاش (سال 1984) اشاره دارد.

برندهایی که تنها یک اسم نیستند

در سری فیلم‌های ماشین‌ها، برندهای تخیلی و مختلفی از تایر وجود دارد که در نگاه اول هیچ نکته‌ خاصی در نام آن‌ها دیده نمی‌شود اما اگر تعداد بیشتری از سلول‌های خاکستری مغز خود را بسوزانید، احتمالاً به نکته پشت هر اسم پی خواهید برد. یکی از شناخته شده ترین برندها، لایتیر است که اشاره مستیقی به کاراکتر باز لایتیر (Buzz Lightyear) در سری داستان اسباب بازی دارد. دیگر برند تایر، Sector 4 Gamma Quads است که آن‌ هم اشاره‌ای به شخصیت باز دارد؛ در یکی از بخش‌های داستان اسباب بازی 2، زمانی که باز درباره گذشته خود می‌گوید، به ایستگاه فضایی با نام Gamma, Sector 4 اشاره می‌کند. دیگر برندی که نام آن نکته‌ خاصی را در خود پنهان کرده، Lassetyres است. این برند به جان لستر، یکی از خالقان سری انیمیشن‌های ماشین‌ها، اشاره مستقیمی دارد.

چه کسی در اتاق اندی پنهان شده است؟

رندل باگز، یکی از شخصیت‌های شرور انیمیشن سینمایی کارخانه هیولاها (Monsters Inc.) است که می‌تواند در هر محیطی استتار کرده و خود را مخفی کند. در یکی از سکانس‌ها، رندل را می‌بینیم که روی یک کاغذ دیواری پنهان شده است. تا اینجای کار هیچ نکته‌ قابل توجهی وجود ندارد اما اگر حافظه‌ قوی داشته باشید، احتمالاً به یاد خواهید آورد کاغذ دیواری که در این سکانس استفاده شده، همان کاغذ دیواری است که روی دیوارهای اتاق اندی قرار گرفته‌اند!

شغل شرافتمندانه آقای شرور

در قسمت اول انیمیشن شگفت انگیزان، با شخصیت‌های شرور مختلفی از جمله Bomb Voyage آشنا می‌شویم که تخصص بالایی در ساخت و استفاده از بمب‌ها دارد. اینطور که به نظر می‌رسد، بمب گذاری و دزدی از بانک‌ها شغل شبانه این شخصیت است و در طول روز از طریق ادامایش (نمایشی که در آن به جای کلام، از حرکت درست و صورت استفاده می‌شود) کسب درآمد می‌کند. بمب گذار ما، در یکی از سکانس‌های انیمیشن راتاتویی (Ratatouille) حضور کوتاهی داشته و سعی دارد تا از طریق ادامایش یک مادر و پسر را سرگرم کند.

طرفدار پروپاقرص شگفت انگیزان

در یکی از سکانس‌ها که لینگویینی قصد دارد تا موش سرآشپز را پنهان کند، فرصت بسیار کوتاهی به وجود می‌آید تا نگاهی به لباس زیر او بیندازیم. با توجه به این سکانس، لینگویینی از طرفداران پروپاقرص شگفت انگیزان است، زیرا او لباس زیری بر تن دارد که قرمز رنگ بوده و لوگوی مخصوص شگفت انگیزان به وضوح روی آن قرار گرفته است.

پرندگانی که همه جا هستند

در سال 2000، پیکسار انیمیشن کوتاهی را تحت عنوان برای پرندگان (For the Birds) منتشر کرد که توانست جوایز مختلفی را از جمله اسکار بهترین انیمیشن کوتاه بدست آورد. این اثر درباره‌ گروهی از پرندگان کوچک و آبی رنگ است که روی سیم تلفن نشسته‌اند اما با ملحق شدن یک پرنده بزرگتر، شرایط دچار تغییر شده و منجر به اتفاقاتی می‌شود. اگر دقت کرده باشید، این پرندگان آبی رنگ در انیمیشن‌های ماشین‌ها و درون و بیرون (Inside Out) نیز حضور داشته‌اند.

در میان ستارگان

ایستر اگی که قصد داریم به آن اشاره کنیم، یکی از آن مواردی است که کمتر مخاطبی متوجه آن می‌شود. اگر نگاهی دقیق به نمای آغازین داستان اسباب بازی 2 بیندازید، چراغ رو میزی مشهور پیکسار را خواهید دید که از کنار هم قرار گرفتن ستارگان تشکیل شده است.

رستوران چینی پیکسار

اینطور که به نظر می‌رسد، یکی از کارکنان پیکسار علاقه شدیدی به غذاهای چینی دارد. در تعداد قابل توجهی از انیمیشن‌های سینمایی این استودیو از جمله زندگی یک حشره، کارخانه هیولاها، داستان اسباب بازی 2 و راتاتویی می‌توان جعبه‌های غذاهای چینی را مشاهده کرد. اگرچه این جعبه‌ها طراحی یکسانی ندارند اما شباهت‌های انکار ناپذیری میان‌ آن‌ها وجود دارد که نمی‌توان به راحی چشم پوشی کرد.

خانه وحشت

در پایان انیمیشن کارخانه هیولاها، رندل به یک خانه تبعید می‌شود که با الگوبرداری از خانه‌ای که بیگ سیتی زیر آن قرار دارد ساخته شده است.

دندانپزشک‌ها ترسناکتر از هیولاها هستند

در یکی از سکانس‌های مربوط به مطب دندانپزشک، به راحتی می‌توان یک آویز سقفی با مدل‌های ماهی و همچنین نقاشی یک فرد نامشخص را روی دیوار مشاهده کرد. نکته جالب اینجاست که آویز و نقاشی پیش از این در انیمیشن کارخانه هیولاها (اتاق بو) استفاده شده بودند. این مورد چه معنی می‌دهد جز اینکه بو برای رفع مشکل دندانهایش به این مطب آمده است؟

اجرای زنده در شهر حشره‌ها

شاید فکر کنید بیگ سیتی که در زیر خانه‌ای واقع شده، شهری دور افتاده باشد اما اینطور نیست. در یکی از نماهای فیلم زندگی یک حشره می‌توان پوستر اجرای زنده موسیقی شیر شاه (The Lion King) را در میان بیلبوردهای تبلیغاتی شهر دید.

داینوکو اینجا، داینوکو آنجا، داینوکو همه جا

در یکی از سکانس‌های داستان اسباب بازی که وودی و باز در حال دعوا با یکدیگر هستند، ناگهان ماشین راه افتاده و آن دو در پمپ بنزین جا می‌مانند. با توجه به تابلوهای تبلیغاتی که در گوشه و کنار پمپ بنزین قرار گرفته، می‌توان فهمید که داینوکو سوخت آنجا را تامین می‌کند؛ شرکتی که از قضا اسپانسر سری مسابقات پیستون کاپ در انیمیشن‌ ماشین‌هاست.

اتاقی پر از ایستر اگ

در بخش‌های پایانی انیمیشن کارخانه هیولاها، سالی بر خلاف میل قلبی خود مجبور می‌شود تا بو را به اتاقش برگردانده و او را ترک کند. در نمایی که بو سالی را می‌بیند، به وضوح می‌توان جسی را روی میز مشاهده کرد. همچنین چند ثانیه بعد، یکی از شخصیت‌های انیمیشن در جستوجوی نمو (Finding Nemo) خودنمایی می‌کند. بقول یکی از علاقه مندان، اتاق بو بهشت طرفداران ایستر اگ است.

چرا هیچ وقت شارژ باز تمام نمی‌شود؟

آیا برای شما هم این سوال پیش آمده که چرا هیچ وقت شارژ باز تمام نمی‌شود و همیشه آماده هرگونه ماجراجویی است؟ جواب این سوال در یکی از نماهای داستان اسباب بازی 3 نهفته است. وقتی رکس می‌خواهد باز را ریست کند تا تحت فرمان او باشد، می‌توان دید باتری‌های شرکت Buy n Large، منبع تغذیه فضانورد محبوب هستند. اگر یادتان باشد، شرکت Buy n Large در انیمیشن وال-ئی (Wall-E) باعث غیر قابل سکونت شدن زمین شده بود.

هیملیچ وارد می‌شود

تعدادی از شخصیت‌های انیمیشن زندگی یک حشره به عنوان اسباب بازی در فروشگاه Al’s Toy Barn قابل مشاهده هستند. سازندگان به همین مورد بسنده نکردند و شخصیت هیملیچ را نه به عنوان یک اسباب بازی بی جان، بلکه به عنوان یک حشره در 2 سکانس مختلف از داستان اسباب بازی 2 مورد استفاده قرار دادند.

تئوری که باور نمی‌کنید!

بسیاری از طرفداران آثار پیکسار بر این عقیده‌اند که پیرزن جادوگر در انیمیشن سینمایی شجاع (Brave)، همان دختربچه در انیمیشن کارخانه هیولاهاست. این دسته از افراد دلایل بسیاری برای اثبات ادعای خود دارند که یکی از آن‌ها حکاکی سالی روی یک تکه چوب است.

مطالعه‌ای شگفت انگیز

با در نظر گرفتن اعمال قهرمانان آقای شگفت انگیز در دوران طلایی ابرقهرمانان، کاملاً منطقی است که طرفداران بسیار زیادی داشته باشد. یکی از این طرفداران را می‌توان در سکانس دندانپزشک در جستوجوی نمو مشاهده کرد. این طرفدار، یک پسر بچه‌ است که کمیک آقای شگفت انگیز را مطالعه می‌کند. نکته جالب اینجاست که تصویر روی کاور به قبل از ازدواج و پوشیدن لباس آبی رنگ مربوط می‌شود.

ایو یدکی

انیمیشن سینمایی وال-ئی، داستانی عاشقانه با محوریت یک ربات جمع کننده آشغال را بازگو می‌کند که دلباخته رباتی پیشرفته با نام ایو می‌شود. وال‌-ئی برای اینکه بتواند احساسات خود را نسبت به ایو نشان داده و توجه او را به خود جلب کند، یک کپی از ایو می‌سازد. نکته جالب توجه این کپی از ایو، حضور چراغ رو میزی مشهور پیکسار است که احتمالاً اکثر بینندگان متوجه آن شده‌اند.

منبع: Digital Spy

.کپی شد

http://dgto.ir/1buk

Let’s block ads! (Why?)

ادامه مطلب

یادداشتی بر فصل سوم سریال She-Ra and the Princesses of Power

این یادداشت توسط کارولین کائو، نویسنده وبسایت Slashfilm، نوشته شده است: شی-را بازگشته است! پس از دو فصل سرگرم کننده، سریال She-Ra and the Princesses of Power (ساخته مشترک نتفلیکس و استودیو دریم‌ورکز براساس انیمیشنی با نام She-Ra: Princess of Power) با شش قسمت جدید بازگشته است. در سرزمین جادویی اتریا، آدورا (با صداپیشگی ایمی کاره‌رو) که پس از تناسخ به یک جنگجوی قدرت تبدیل شده و اکنون با نام شی‌-را شناخته می‌شود، سعی دارد تا رازهای گذشته خود را کشف کند. کاترا ( با صداپیشگی آجی میچالکا) هم که در گذشته دوست صمیمی آدورا بوده و اکنون دشمن قسم خورده‌ اوست، قصد دارد تا خود را از بدنامی که به خاطر اتفاقات گذشته گرفتارش شده رها کند.

آدورا با چند مشکل کوچک مواجه می‌شود: او به این سرزمین تعلق ندارد و همچنین مسئولیت‌هایش به عنوان فرد برگزیده بیشتر و بیشتر می‌شوند. در آن سوی ماجرا، کاترا نیز شرایط مشابهی دارد. پس از اینکه توسط هورداک (با صداپیشگی کستون جان) مجبور به انجام یک علمیات بسیار خطرناک در سرزمین کریمسون ویست می‌شود، با بحرانی هویتی روبرو می‌شود. برخلاف انتظار هورداک، کاترا با شرایط کریمسون ویست خو پیدا می‌کند و حال این شانس را دارد تا با کمک اسکورپیا (با صداپیشگی لائورن اَش) گذشته و اعمال پلیدش را کنار گذاشته و یک زندگی جدید آغاز کند.

تحت نظارت نوئل استیونسون و تیم سازنده‌اش، روابط میان شخصیت‌ها در سریال She-Ra and the Princesses of Power اهمیت زیادی دارد و به خوبی به آن‌ها پرداخته می‌شود. در فصل سوم شاهد پیچش‌های داستانی زیادی هستیم و نقطه قوت اصلی آن نیز در قهرمانان و آنتاگونیست‌هایی سرشار از روح و زندگی برای رسیدن به اهداف نهفته است. تمامی شخصیت‌های اصلی برای مدتی در مرکز توجه قرار می‌گیرند و روابط میان تمامی شخصیت‌ها به یک اندازه جذابیت دارد. حتی در این فصل به پیش زمینه داستانی شخصیت ظالم و ستمگر شخصیت منفی اصلی سری یعنی هورداک پرداخته می‌شود که بخشی از یک ماجرای بزرگ‌تر است. نکته جالب قصه اینجاست که مخاطب پس از پی بردن به گذشته هورداک احتمالاً نه به اعمالش، بلکه نسبت به انگیزه‌های این شخصیت احساس ترحم خواهد داشت.

در فصل‌های گذشته شاهد بودیم که با یک نوع احتیاط خاصی به شیمی بین آدورا و کاترا (دو تن از شخصیت‌های اصلی سریال* پرداخته می‌شود اما در فصل سوم دیگر این احتیاط را نمی‌بینیم و وضعیت درام میان آن‌ها افزایش می‌یابد. در این فصل همچنین با شخصیت مرموز و تنومند هونتارا ( با صداپیشگی جینا دیویس) آشنا می‌شویم. پیش از اینکه بحث انقلاب در انیمشین شی‌-را جدی شود، هونتارا از وضعیت جامعه که در آن صاحبان قدرت حرف اول و آخر را می‌زنند استفاده کرده و در آن ساکن می‌شود. رابطه کاترا و اسکورپیا مانند گذشته است و اسکورپیا همچنان نقش یک فرشته راهنما را ایفا می‌کند. غافل گیر کننده‌ترین اتفاق فصل شاید تبدیل شدن انتراپا ( با صداپیشگی کریستین وودز) و هورداک به یک زوج شخصیتی عجیب و در عین حال متقاعد کننده باشد. پس از ساختن یک زره جدید، مخترع فراموشکار سریال به اربابش می‌گوید: «زیبایی در نقص داشتن است.» هورداک نیز با لحن شرور گونه‌اش سپاسگزاری کرده و می‌گوید: «هر فردی که ارزشت را نمی‌فهمد، یک احمق تمام عیار است.» بالاخره بر خلاف شخصیت‌های منفی که در سریال‌هایی نظیر Steven Universe دیدیم، برخی از آنتاگونیست‌ها همانند هورداک و کاترا نیاز دارند تا مورد تایید مخاطبین قرار بگیرند.

سریال She-Ra and the Princesses of Power در فصل سوم نه ماهیت سرگرم کننده‌اش و نه قابلیتش برای خلق طنز را کنار گذاشته و در عین حال سعی می‌کند تا با اتفاقات شوکه کننده در طول ماجرا ریتم داستان را در سطح بالایی حفظ کند.

منبع: Slashfilm

.کپی شد

https://vgto.ir/1np

Let’s block ads! (Why?)

ادامه مطلب

فصل ششم Bojack Horseman – آیا بخشش امکان‌پذیر است؟

پس از یک‌ سال انتظار، بالاخره نیمه اول فصل ششم Bojack Horseman درنتفلیکس منتشر شد و مثل همیشه پر از شوخی‌های گزنده بود و واقعیت‌های تلخ و آسیب‌پذیری شخصیت‌هایش را در ردایی پوشیده با طنز هوشمندانه و انیمیشنی رنگارنگ نشان می‌داد. می‌توان گفت تم اصلی این فصل صداقت و بخشش است اما در کشاکش داستان‌های فرعی به موضوعاتی چون سرمایه‌داری انحصاری، سختی‌های مادر شدن و تبعیض نژادی نیز می‌پردازد. ما پیش‌تر نیز در ویجیاتو به معرفی این سریال پرداخته بودیم و در این مطلب فصل آخر را بررسی می‌کنیم.

اسب مشهور ما، بوجک هورسمن، که با افسردگی و اعتیاد سر و کله می‌زد و پول و شهرت و حتی نامزد اسکار شدن نیز او را خوشحال نمی‌کرد، برای فرار از خودش و فرار از تنهایی، اعتیاد را به حدی رساند که مرز بین واقعیت و توهم را گم کرد و به همکار و دوست دخترش، جینا، آسیب جدی وارد کرد. دایان دوست بوجک، کسی بود که به او گفت برای این که به بقیه آسیب نرساند، به جای توجیه مشکلاتش باید تغییر کند و برای همین بوجک وارد کمپ ترک اعتیاد شد.

تلاش برای تغییر

فصل ششم بوجک هورسمن

در شروع فصل شش می‌بینیم پس از این که بوجک در پلنتریوم فهمید سارا لین در اثر مصرف بیش‌ از حد مواد مخدر جان سپرده چه اتفاقاتی رخ می‌دهد. او پلیس را خبر می‌کند اما به دروغ می‌گوید که همراه او نبوده. بوجک در کمپ با به یاد آوردن آسیبی که به سارا لین زد کم‌کم شروع به همکاری و برقراری ارتباط با بقیه می‌کند. او با این که به اختیار خودش به کمپ آمده اما از کندوکاو در چراییِ الکلی  و معتاد شدنش طفره می‌رود، به تدریج می‌فهمیم که ریشه اعتیاد بوجک و عادات بد او چه چیزهایی بوده: آرایشگرش در محیط کار، اضطراب اجتماعی و خجالتی بودنش در مدرسه و مهم‌تر از همه پدر و مادرش. به علاوه او در مکالمه‌ای با دکتر چمپ (همان اسب درمان‌گر) می‌گوید: «رفتار پدر و مادرم باعث شده که از خودم بدم بیاید و در ناخودآگاهم باور داشته باشم که شایسته تنبیه شدنم، اما به خاطر شهرت این اتفاق هرگز رخ نمی‌دهد و نتیجتا عصیان‌گرانه‌تر رفتار می‌کنم و از آنجا که باور دارم هرگز رام و مهار نخواهم شد، الکل می‌نوشم. تنها راه حل این هست که اعتیاد را کنار بگذارم و در هوشیاری خودم رو مسئول اعمال گذشته و آینده‌ام بدانم.»

در کمپ مدام به بوجک گفته می‌شود که خودش در معتاد بودنش تقصیری ندارد و قربانی محیط و شرایطش شده است اما او مخالفت می‌کند و معتقد است که مقصر اعتیادش خودش است و مسئولیتش هم با خودش است، همانطور که تاد چاوز، دوست بوجک، در پایان فصل سه به او می‌گوید:«کل مشکلِ تو، خودت هستی». رویکرد سریال همیشه این بوده که ما در زندگی محکوم به آزادی هستیم و قدرت انتخاب داریم (چیزی که ژان پائول سارتر آن را آزادی رادیکال می‌خواند) پس در قبال تصمیماتمان مسئولیم. با این دیدگاه این امکان برای افراد به وجود می‌آید که می‌توانند خود و شرایطشان را تغییر دهند. بوجک در تمام فصل‌های گذشته سعی کرده کارهایش را توجیه کند و بهانه بیاورد یا این که با عواقبشان روبرو نشود، اما در او بالاخره مشکلش را می‌پذیرد و سعی می‌کند تغییر کند.

اسب تراپی فصل ششم بوجک هورسمنسریال هرگز رفتار‌های بد شخصیت‌هایش را توجیه نمی‌کند اما ریشه آن را توضیح می‌دهد. در فصل پنج شاهد رویکردِ انتقادیِ سازندگان نسبت به رابطه‌ی مخاطبان و سریال بودیم؛ اگر شخصیت عوضی داستان آسیب‌پذیر و  همزادپنداری برانگیز است نباید باعث بشود که مخاطبان با تماشای آن احساس کنند انجام کارهای ناشایست و بد ایرادی ندارد. ازین رو سریال به ما نشان می‌دهد حتی اگر کسی به خاطر محیط پیرامون و اتفاقات ناخوشایندی که برایش افتاده، دچار مشکلاتی شده باز هم در برابر انتخاب‌ها و رفتارش با دیگران مسئول است و باید عواقبشان را تحمل کند.

چرخه سیتکام‌ها (مثل خود سریال بوجک هورسمن یا Horsing Around) به این صورت است که در پایان هر قسمت یا فصل همه چیز به شکل اول باز می‌گردد تا سریال بتواند ادامه پیدا کند و همه چیز از نو تکرار شود. خود بوجک در قسمت ششم فصل پنج می‌گوید:«در سیتکام‌ها نمی‌توان واقعا پایان خوش داشت، چون اگر همه خوشحال باشند سریال به پایان می‌رسد و ورای هر چیزی سریال باید ادامه پیدا کند.» چرخه اعتیاد و افسردگی بوجک نیز به همین شکل درآمده بود، او پس از هر بار تصمیم برای تغییر، باز به عادات سمی‌اش باز می‌گشت و به اطرافیانش آسیب می‌رساند.

اما از آن‌جا که شبکه نتفلیکس تصمیم به پایان سریال در فصل ششم گرفته،  بوجک بالاخره از این چرخه بیرون می‌آید و رشد می‌کند، او تصمیم دارد کارهایش را جبران کند و این بار معذرت خواهی‌اش از پرنسس کارولین و شارونا (آرایشگر سابقش) واقعی است (بر خلاف معذرت خواهی‌ که به همراه سارا لین انجام داد). بوجک تصمیم می‌گیرد دیگر موهایش را رنگ نکند، و به استادی در دانشگاه روی بیاورد، که نشان‌ می‌دهد او بالاخره موفق شده از میلِ بازگشت به اوج شهرتش (در سال‌های پخش Horsin Around) گذر کند.

زندگی، ارتباط و کار

فصل ششم Bojack Horseman

تحقیقات روانشناسی اخیر نشان داده افرادی که در کودکی در محیطی امن و پر از عشق بزرگ نشدند (مانند بوجک)، در بزرگسالی نمی‌توانند روابط سالم برقرار کنند و نسبت به اعتیاد آسیب‌پذیرترند. به عبارتی اعتیاد را جایگزین روابط اجتماعی می‌کنند. سریال برای ارتباطات انسانی ارزش بسیار والایی قائل است، می‌توانیم این مسئله را در روابط بین پرینسس کارولین و تاد و دایان و بوجک و سایر شخصیت‌ها ببینیم. شاید روابط رمانتیک پایان خوشی نداشته باشند اما دوستی‌های افلاطونی روابطی هستند که می‌توان بر آن‌ها حساب کرد، همانطور که دایان با حمایت و باور داشتن به بوجک باعث شد او بتواند خودش را تغییر دهد. و اگر بخواهیم از بوجک در فصل سوم نقل قول کنیم: در این دنیای هولناک، همه چیزی که داریم ارتباطاتمان است.

خود پرنسس کارولین نیز به شدت درگیر تعادل برقرار کردن بین مادر بودن و حرفه‌اش است. ترفند و انیمیشنی که برای نشان دادن کلافگی و خستگی او از انجام وظایف مادری، به کار گرفته شده به عالی‌ترین شکل ممکن این حس را به ببینده القا می‌کند، به طوری که حتی ممکن است به بیننده نیز حس خستگی دست دهد. در ادامه فشارهایی که هالیوود بر مادران وارد می‌کنند را نشان می‌دهد، این که اگر حتی زمان کوتاهی برای مراقبت از نوزادشان از محیط کار دور باشند، به کلی کنار گذاشته می‌شوند. در نهایت پرینسس کارولین هم تصمیم می‌گیرد بار همه چیز را تنهایی به دوش نکشد و دستیار همه فن حریفش، جودا را دوباره استخدام می‌کند و موفق می‌شود بار دیگر روی چهار دست و پایش فرود بیاید.

فصل ششم بوجک هورسمن پرینسس کارولین

شغل جدیدی که تاد پیدا کرده نیز مراقبت از فرزند پرینسس کارولین است. در این فصل پدرخوانده تاد به دیدارش می‌آید و درباره گذشته مرموز تاد کمی بیشتر می‌فهمیم. تاد به پدر خوانده‌اش می‌گوید:«چرا باید بنا به تعاریف خودت به من افتخار کنی؟ من زندگی خوبی دارم،… من خوشحالم.» که نشان می‌دهد شاید موفقیت آن چیزی که همیشه به ما گفته‌اند نیست و شاید شاد بودن کافی است و ما مجبور نیستیم با معیارهای آنچه جهان امروز موفقیت می‌خواند هماهنگ شویم.

کمی دورتر از لس آنجلس و هالیوو، دایان مشغول سر و کله زدن با زندگی جدیدش است. او در فصل پیش و پس از طلاق موفق می‌شود با تنهایی کنار بیاید و حتی آماده رابطه جدید شود. او بوجک را تشویق به عوض شدن می‌کرد اما خودش از تغییر اجتناب می‌کند، به افسردگی‌اش وابسته است و می‌ترسد بدون آن فرد دیگری شود. اما با حمایت بوجک و دوست‌پسر جدیدش گای، بالاخره تصمیم می‌گیرد قرص‌های ضد افسردگی را مصرف کند.

علاوه بر این‌ها ما شاهد درگیری او و گای با شرکت عظیمی به اسم نهنگ سفید هستیم. سرمایه‌دار بزرگی که تمام کسب و کارهای کوچک را می‌بلعد و به میل خود تغییر می‌دهد،که یادآور غول‌هایی چون دیزنی است. صاحب شرکتی چون نهنگ سفید آنقدر قدرتمند شده‌اند که حتی قانون نیز دیگر شامل آن‌ها نمی‌شود و می‌توانند افراد را به قتل برسانند. اما جدا از شوخی با کمی تحقیق می‌توان متوجه شد که عمده تجارت جهانی دست عده‌ای محدود است و وجود سرمایه‌دارانی چون نهنگ سفید که صاحب همه چیز، از جمله رسانه‌اند، عین واقعیت است. دایان و گای در نهایت می‌بینند در برابر این سرمایه‌دار قدرتی ندارند و بی‌خیال می‌شوند.

دایان که همیشه در سریال نماینده اخلاق بوده، به شدت خودش را نقد می‌کند، می‌توان گفت این کار او استعاره‌ای از این است که خود سریال مدام در حال زیر ذره بین گذاشتن کاراکترهایش است. دایان اعتقاد دارد که ما  باید از خودمان و اطرافیانمان انتظارات بالاتری داشته باشیم اما مدام به او گفته می‌شود که در کنار این باید راهی پیدا کند تا خودش و دیگران را ببخشد.

سریال بوجک هورسمن، بارها درباره بخشش صحبت کرده است، چه بین مردم و چه بین آدم‌های مشهور و طرفدارانشان. حتی تیتراژ شروع نیز پشیمانی‌‌ها و اشتباهات بوجک را نشان می‌دهد، اشتباهاتی که هنوز رهایش نکرده‌اند و آینده‌اش را تهدید می‌کنند. در قسمت هفتم کشیش می‌گوید:«فقط با بخشیدن خودمان است که می‌توانیم یک زندگی با برکت داشته باشیم و از نو زاده بشویم.» به این معنی که خود بوجک نیز باید خودش را ببخشد. اما در قسمت هشتم می‌بینیم که دروغ‌های گذشته او در معرض برملا شدن قرار می‌گیرند و این ممکن است کل تلاش‌های او را برباد دهد.

و اما حالا که مستر پینات باتر چهره ملی افسردگی شده چه بر سرش می‌آید؟ آیا پیکلز بالاخره موفق می‌شود مستر پینات باتر را ببخشد؟ آیا تاد چاوز بالاخره با خانواده‌آش ارتباط برقرار خواهد کرد؟ آیا حقایقی چون نقش بوجک در مرگ سارا لین و خفه کردن جینا بر ملا می‌شود؟ و اگر بشود برخورد هواداران او و نزدیکانش، به خصوص هالی‌هاک چه خواهد بود؟ برخی از طرفداران این نظریه را مطرح کرده‌اند که بوجک همانند قهرمان کودکی‌اش سکرتریت در انتهای سریال خودکشی می‌کند، ما امیدواریم این اتفاق نیفتد اما برای گرفتن پاسخ تمامی این سوالات باید تا یازدهم بهمن و انتشار نیمه دوم فصل صبر کنیم.

.کپی شد

https://vgto.ir/1nd

Let’s block ads! (Why?)

ادامه مطلب