فهرست بستن

برچسب: فیلم و سریال

چه فیلمی ببینم؛ فصل مدارس را مفرح بگذرانیم (مهر ۹۸)

دیجی‌کالا مگ – منبع جامع اخبار و مقالات تخصصی در حوزه‌ی تکنولوژی، بازی‌های کامپیوتری، فرهنگ‌ و هنر، سلامت و زیبایی و سبک زندگی

تصمیم گرفته‌ایم هر ماه در قالب یک مطلب چه فیلمی ببینم فیلم‌هایی را معرفی کنیم که به دلایلی دیدن دوباره‌ی آن‌ها خالی از لطف نیست. گاهی از فهرست سایت‌های خارجی استفاده می‌کنیم و گاهی هم سلیقه‌ی شخصی و مناسبت‌های داخلی را معیار قرار می‌دهیم. فهرست این ماه کاملا برمبنای سلیقه‌ی شخصی است. فیلم‌هایی که دو معیار دارند: یا آثار سرزنده‌ای هستند که برای آن‌هایی که در پاییز افسرده می‌شوند توصیه می‌شود یا به نوعی ربطی به درس و مشق و مدرسه پیدا می‌کنند که به مناسبت شروع آغاز سال تحصیلی است.

خیلی‌ها با آمدن فصل پاییز افسرده می‌شوند. به خاطر کوتاه شدن روزهاست یا آغاز فصل مدارس و صبح زود از خواب بیدار شدن‌ها. دیدن فیلم‌های سرحال کمک بزرگی است تا پاییز را به خوبی از سر بگذرانیم. به علاوه تا آمدن فیلم‌های فصل جوایز فرصت خوبی است تا بتوانیم آثار خوب سینمایی را مرور کنیم.

برای فهرست این ماه هم سراغ سینمای کلاسیک رفته‌ایم با دو فیلم سیاه و سفید و هم فیلم‌هایی که در هزاره‌ی سوم ساخته شده‌اند. به علاوه‌ی اثری مستقل از سینمای جهان که سال گذشته به نمایش درآمد و فیلم‌ خوبی بود که باید بیشتر دیده می‌شد. سری به فیلم‌هایی زدیم که حال و هوای مدرسه دارند و فیلم‌ ایرانی نوستالژیک را هم در فهرست‌مان قرار دادیم.

انتخاب آقای هابسون

انتخاب آقای هابسون

  • عنوان اصلی: Hobson’s Choice
  • کارگردان: دیوید لین
  • بازیگران: چارلز لاتون، برندا دی بنزی
  • محصول ۱۹۵۴

کمدی دیوید لین از آن فیلم‌های قدرنادیده است. دیوید لین یک فیلمساز استودیویی بزرگ بود که فیلم‌هایی مثل «برخورد کوتاه»، «الیور توییست» و «آرزوهای بزرگ» ساخته بود. او را به عنوان کارگردان درام‌های بزرگ قبول داشتند. در نتیجه ساخت یک فیلم کمدی برایش ریسک محسوب می‌شد. شاید به همین دلیل هم فیلم «انتخاب آقای هابسون» به اندازه‌ی دیگر فیلم‌های دیوید لین در طول این سال‌ها ستایش نشد در حالی که فیلم درجه یکی است.

آن‌هایی که از حقوق زنان دم می‌زنند خوب است به فیلم دیوید لین مراجعه کنند و ببینند چند دهه‌ی قبل چه‌طور کارگردان انگلیسی زنی را تصویر کرده که نه تنها قوی است که می‌تواند زندگی مردان اطرافش را هم متحول کند.

فیلم داستان صاحب یک مغازه‌ی کفش فروشی است به نام آقای هابسون که چون همسرش را از دست داده سه دخترش از او مراقبت می‌کنند. دختر بزرگتر شم تجاری دارد اما سن ازدواج را رد کرده و آقای هابسون به صراحت به او می‌گوید که از ازدواج کردن او ناامید است. مگی تصمیم می‌گیرد با ازدواج با شاگرد مغازه‌ی بااستعداد به پدرش نشان دهد که اشتباه می‌کند.

فیلمی مفرح، پر از لحظات دوست‌داشتنی با یک چارلز لاتون که بازی حیرت‌انگیزی در نقش آقای هابسون دارد. دیوید لین از آن دسته کارگردان‌هاست که در فیلم‌هایش یک پلان هدر رفته هم وجود ندارد. تعامل بین کاراکترها فوق‌العاده است و کلیتی را شکل می‌دهد که به شدت انسانی و قابل تامل است.

شب را به خاطر بسپار

شب را به خاطر بسپار

  • عنوان اصلی: Remember the Night
  • کارگردان: میچل لایسن
  • بازیگران: باربارا استانویک، فرد مک‌موری
  • محصول ۱۹۴۰

شاید باربارا استانویک را بیشتر با بازی در فیلم نوآرهایی مثل «غرامت مضاعف» به یاد بیاورید اما واقعیت این است که استانویک بازیگر کمدی درجه یکی است. فیلمنامه‌ی فیلم را پرستون استرجس ساخته که بعدها یکی از بهترین کمدی‌های تاریخ سینما یعنی «بانو ایو» را خودش با بازی باربارا استانویک کارگردانی کرد. این آخرین فیلمنامه‌ای بود که پرستون استرجس برای دیگران نوشت و همان سال کارنامه‌ی فیلمسازی خودش را با کارگردانی «مک‌گینتی بزرگ» کلید زد.

به هر حال کمدی-رمانتیک «شب را به خاطر بسپار» از جنس شوخ‌طبعی کمدی‌های استرجس بهره می‌برد. شیرین، با چاشنی کمی تقلب و زرنگ‌بازی از طرف کاراکتر اصلی و در نهایت شکل گرفتن یک رابطه‌ی عاشقانه میان قهرمان‌های فیلم.

لی لاندر (با بازی استانویک) به خاطر دزدیدن یک گردنبند از جواهرفروشی دستگیر می‌شود. دادستانی یکی از مدعی‌العموم‌های درجه یک را برای محاکمه کردن او انتخاب می‌کند. درست قبل از تعطیلات کریسمس مدعی‌العموم کاری می‌کند که جلسه‌ی بعدی دادگاه به بعد از تعطیلات موکول شود. لی عصبانی می‌شود و جک (مدعی‌العموم) که دلش سوخته وثیقه‌ای می‌گذارد که او برای تعطیلات آزاد شود اما لی جایی را ندارد که برود.

از این جا به بعد فیلم تقریبا قابل حدس است. چندان هم قصه‌ی پیچیده‌ای نیست اما بازیگران فیلم کاریزمای فوق‌العاده‌ای دارند و دیدنش را به تجربه‌ای دلنشین بدل کرده‌اند. این فیلم شوخی‌های لحظه‌ای و کاراکترهای دوست‌داشتنی است.

مدرسه راک

مدرسه راک

  • عنوان اصلی: School of Rock
  • کارگردان: ریچارد لینکلیتر
  • بازیگران: جک بلک
  • محصول ۲۰۰۳

جان می‌دهد برای این که مدرسه‌ رفتن را با دیدن این فیلم ریچارد لینکلیتر شروع کنید. لینکلیتر که در هزاره‌ی سوم با سری فیلم‌های «پیش از غروب» و «پیش از نیمه‌شب» و درام «پسربچگی» شهرت زیادی دارد، در اوایل قرن بیست و یکم یک فیلم کمدی دیوانه‌وار ساخت به نام «مدرسه‌ی راک».

دووی فین گیتاریست یک گروه راک است. درست سه هفته پیش از مسابقه‌ی راک میان گروه‌ها او را از گروه بیرون می‌کنند و شخص دیگری را جایش می‌آورند. از طرف دیگر او با چند نفر همخانه است که از او می‌خواهند سریع‌تر سهم اجاره‌اش را بدهد یا از خانه برود. این وسط دووی به جای رفیقش یک پیام تلفنی دریافت می‌کند از طرف مدرسه‌ای که گفته به معلم نیاز دارند. حالا دووی که خودش سواد درست و حسابی هم ندارد به جای معلم به مدرسه‌ای می‌رود که در آن دانش‌آموزان مرتب و گلچین‌شده هستند. طبعا دووی چیزی ندارد که به بچه‌ها یاد بدهد و خود آن‌ها بیشتر از او از ریاضی و علوم سردرمی‌آورند. دووی فقط موسیقی بلد است و تصمیم می‌گیرد همان را به بچه‌ها آموزش بدهد.

کلاس دووی تبدیل به مدرسه‌ی راک می‌شود. فیلمی که بسیار مدیون بازی جک بلک در نقش دووی است. با ساوندترک پرضرب و ریتمیک و تدوینی که خودش شبیه یک قطعه‌ی موسیقی سرحال فیلم خوش‌ ریتمی می‌سازد.

انجمن شاعران مرده

انجمن شاعران مرده

  • عنوان اصلی: Dead Poets Society
  • کارگردان: پیتر ویر
  • بازیگران: رابین ویلیامز، ایتان هاوک
  • محصول ۱۹۸۹

از خیلی‌ها وقتی درباره‌ی معلم محبوب‌شان سوال می‌شود جواب می‌دهند که هیچ معلم محبوبی نداشته‌اند. اما آن پسران نوجوانی که در مدرسه‌ی اشرافی و سختگیرانه‌ی آکادمی ولتون ثبت‌نام کرده بودند یک معلم محبوب داشتند: جان کیتینگ.

آکادمی ولتون مدرسه‌ای است که بهترین‌ها را پرورش می‌دهد. دانش‌آموزانی منضبط که از مسیر درس خواندن هیچ‌وقت خارج نمی‌شوند. این مدرسه جای بهترین‌هاست تا زمانی که یک معلم ادبیات انگلیسی جدید به نام جان کیتینگ به مدرسه می‌آید. معلمی که یک سرمشق دارد: کارپه‌دیم که به لاتین یعنی: دم را غنیمت بشمار.

طبعا لذت بردن از زمان حال جزو تعلیمات یک مدرسه‌ی سختگیرانه نیست. در نتیجه کلاس جان کیتینگ حکم جایی برای پرورش شورشی‌ها را پیدا می‌کند.

فیلم پیتر ویر اواخر دهه‌ی هشتاد ساخته شد اما عصیانی و آنارشی‌گری آن یادآور فیلم‌های دهه‌ی هفتاد است. فیلم برنده‌ی جایزه‌ی اسکار بهترین فیلمنامه شد. ایتان هاوک یکی از اولین نقش‌آفرینی‌هایش را در سینما در این فیلم ارائه داد که به شدت هم مورد توجه منتقدان قرار گرفت. فیلمی که از یک درام درباره‌ی یک مدرسه‌ی پسرانه فراتر می‌رود و درباره‌ی یک سبک زندگی حرف می‌زند.

البته منتقدانی مثل پالین کیل هم بودند که فیلم برایشان چندان اقناع‌کننده نبود. فیلم بیشترین تاثیرش را از بازی ویلیامز می‌گیرد و کاراکتر جان کیتینگ.

ویپلش

ویپلش

  • عنوان اصلی: Whiplash
  • کارگردان: دیمین شزل
  • بازیگران: جی.کی سیمونز، مایلز تلر
  • محصول ۲۰۱۴

این دومین فیلمی بود که دیمین شزل جوان قبل از این که حتی به سی سالگی برسد ساخت و نام او را بر سر زبان‌ها انداخت. «ویپلش» هم به نوعی به مقوله‌ی آموزش مربوط است اما به شیوه‌ای بسیار پیچیده یک معلم سادیستیک را به تصویر می‌کشد که موفق می‌شود استعداد و جنون را در هنرجویش شکوفا کند.

اندرو نیمن پسر جوان بااستعدادی است که در یکی از بهترین کالج‌های موسیقی به نام شیفر درامز می‌زند. هدفش این است که یک موزیسین برجسته شود درنتیجه برای اولین قدم دوست دارد کارش مورد توجه ترنس فلچر قرار بگیرد. سخت‌گیرترین استاد کالج. فلچر اجرای نیمن را می‌بیند و او را به گروه خودش می‌برد اما فلچر به راحتی از کار کسی راضی نمی‌شود. در تدریس‌اش حتی می‌شود گفت حالت‌های سادیستیک دارد. نیمن در گروه آزار می‌بیند و بخاطر یک اشتباه از اجرای مهمی حذف می‌شود. رابطه فلچر و نیمن بعد از چند ماه که دوباره همدیگر را می‌بینند، شکل دیگری به خودش می‌گیرد.

«ویپلش» فیلم ویرانگری است. مثل بقیه فیلم‌هایی که رابطه میان استاد و شاگرد نتیجه‌اش شکوفایی استعداد هنری می‌شود، اینجا تاثیر استاد روی زندگی شاگردش باعث به آرامش رسیدن و ارتقای کیفیت زندگی‌اش نمی‌شود. فلچر مرشد خطرناکی است که شاگردش را تا لبه پرتگاه تاریکی می‌برد.

هنرمند اصلي «ويپلش» خود دیمین شزل كارگردان است كه فيلمش مثل ضربه‌هاي درام تمام مدت ريتمش را حفظ مي‌كند. كلوزآپ‌هايي كه از دست‌هاي فلچر و نيمن مي‌گيرد، جزو بهترين نماهايي هستند كه سال ۲۰۱۴ در سينما ديديم.

رز وحشی

رز وحشی

  • عنوان اصلی: Wild Rose
  • کارگردان: تام هارپر
  • بازیگران: جسی باکلی
  • سال ۲۰۱۸

در میان فیلم‌های بزرگ و پرسروصدای سال گذشته ممکن است دیدن این فیلم مستقل درخشان را از دست داده باشید. یک درام موزیکال که لحظات شوخ‌طبعانه هم دارد اما نمی‌شود جزو دسته‌ی کمدی‌ها قرارش داد. بیشتر فیلم سرحالی است.

رز لین دختری است که به جرم قاچاق مواد مخدر در زندان بوده و تازه آزاد شده است. دو فرزند دارد که مادرش در این مدت از آن‌ها مراقبت کرده. رز یک رویا دارد. این که خواننده‌ی کانتری شود. استعدادش را هم دارد اما آرزویش این است که از شهر کوچکی در انگلستان که آن جا زندگی می‌کند به نشویل در آمریکا برود. جایی که زادگاه ستارگان موسیقی کانتری است. مادرش معتقد است که رز باید مسئولیت‌پذیری بیشتری از خودش نشان بدهد. رز به عنوان پیشخدمت مشغول به کار می‌شود اما دلش با موسیقی است. صاحبکارش به او کمک می‌کند تا صدایش را به گوش یکی از مطرح‌ترین برنامه‌سازان موسیقی رادیوی بی.بی.سی برساند اما رز به فکر نشویل است.

بازی جسی باکلی در نقش رز فوق‌العاده است. نوسانات احساساتش از هیجان تا اندوه را شگفت‌انگیز به نمایش می‌گذارد. ساوندترک فیلم به وجدتان می‌‌آورد و در بسیاری از لحظه‌ها فیلم خلاف کلیشه‌ها عمل می‌کند. «رز وحشی» از آن فیلم‌هایی است که هم خوب ساخته شده و هم سرگرم‌کننده است و هم یک بازیگر درجه یک به سینما هدیه می‌کند.

خانه‌ی دوست کجاست؟

خانه دوست کجاست

  • کارگردان: عباس کیارستمی
  • بازیگران: بابک احمدپور، احمد احمدپور
  • محصول ۱۹۸۷

فیلمی که برنده‌ی جایزه‌ی یوزپلنگ جشنواره‌ی لوکارنو شد و بنیاد فیلم بریتانیا آن را در فهرست ۵۰ فیلمی قرار داد که باید پیش از ۱۴ سالگی ببینید. فیلمی به خلوص دوران دانش‌آموز دبستانی بودن.

عباس کیارستمی یکی از شاهکارهای سهل و ممتنعش را در فیلم «خانه‌ی دوست کجاست؟» رقم می‌زند. داستان یک پسربچه‌ی دبستانی که متوجه می‌شود دفتر همکلاسی‌اش را به اشتباه به خانه آورده و فردا وقتی معلم بخواهد تکالیف‌شان را بررسی کند او مشقش را ننوشته و تنبیه می‌شود. در نتیجه تصمیم می‌گیرد فقط با یک اسم خانه‌ی همکلاسی‌اش را پیدا کند.

سفر اودیسه‌واری شروع می‌شود که با قاب‌بندی نفس‌گیر کیارستمی و سادگی پسرک و مناظر شمال کشور تبدیل به فیلمی بالغانه و به شدت تاثیرگذار می‌شود.

تصویر آن تک درخت روی تپه‌ها تبدیل به قابی نمادین نه فقط در سینمای ایران که در سینمای جهان شده است. پیوند انسان با طبیعت که در بسیاری دیگر از فیلم‌های کیارستمی هم شاهد آن هستیم. فیلم مربوط به زمانی بود که هنوز مشق شب در مدارس باب بود و معلمان دانش‌آموزان را بابت ننوشتن تکلیف جریمه می‌کردند. دورانی که شاید دانش‌آموزان امروز برایشان غریب باشد ولی «خانه‌ی دوست کجاست؟» برای متولدین دهه‌ی شصت نه فقط یک اثر سینمایی بزرگ از کارگردانی بزرگ که یادآور یک دوره از تاریخ است.

بیشتر بخوانید: چه فیلمی ببینم؛ خوشامدگویی به اکران پاییزی با فیلم‌های مطرح جشنواره ونیز گذشته (شهریور ۹۸)

The post چه فیلمی ببینم؛ فصل مدارس را مفرح بگذرانیم (مهر ۹۸) appeared first on دیجی‌کالا مگ.

ادامه مطلب

«فانوس دریایی»،‌ فیلم ترسناک تحسین‌شده سال ۲۰۱۹

دیجی‌کالا مگ – منبع جامع اخبار و مقالات تخصصی در حوزه‌ی تکنولوژی، بازی‌های کامپیوتری، فرهنگ‌ و هنر، سلامت و زیبایی و سبک زندگی

فیلم فانوس دریایی (The Lighthouse) اثری ترسناک به کارگردانی رابرت اگرز است که امسال مورد توجه منتقدان قرار گرفته و آخر هفته گذشته در سینماهای آمریکا فرایند اکرانش را آغاز کرده است.

فانوس دریایی را شرکت A24 توزیع می‌کند که توزیع‌کننده فیلم‌های ترسناک دیگری چون میدسامر (Midsommar) و موروثی (Hereditary) بوده در عین حال فیلم‌های کم‌هزینه اما موردتوجهی چون کلاس هشتم (Eighth Grade)، پروژه فلوریدا (The Florida Project)، لیدی برد (Lady Bird)، نخستین اصلاح‌شده (First Reformed) و مهتاب (Moonlight) را در کارنامه دارد.

رابرت اگرز کارگردان فیلم فانوس دریایی بیشتر بابت ساخت جادوگر (The Witch) شناخته شده است؛ فیلمی که همچون اثر اخیر به ژانر وحشت تعلق دارد و مورد توجه و تحسین گسترده منتقدان قرار گرفت. فانوس دریایی در میان آثار زیرگونه «وحشت روان‌شناختی» (Psychological Horror) طبقه‌بندی می‌شود و داستان دو نگهبان فانوس دریایی (با بازی رابرت پتینسون و ویلم دفو) را دنبال می‌کند که در مواجهه با تنهایی سلامت روانی‌شان را از دست داده و اسیر ترسناک‌ترین کابوس‌هایشان می‌شوند.

فیلم فانوس دریایی موفق شده در وبسایت راتن تومیتوز رضایت ۹۲ درصد از منتقدان را جلب کند. همچنین از مجموع ۳۸ نقد منتشر شده در وبسایت متاکریتیک (۳۵ نقد مثبت، ۱ نقد میانه و ۲ نقد منفی) نمره متای ۸۲ برای فیلم به ثبت رسیده است.

جو مورگنسترن منتقد روزنامه وال‌استریت جورنال فانوس دریایی را فیلمی به یادماندنی لقب می‌دهد. از آن دست آثاری که پس از دیدن‌شان تصاویر دست از سر مخاطب بر نمی‌دارند. او با تاکید خاص روی ویژگی‌های بصری، تصاویر فیلم را موثر و هیپنوتیزم‌کننده ارزیابی می‌کند. مورگنسترن که به فیلم نمره کامل ۱۰۰ داده است در نقدش به بازی‌های درخشان هر دو بازیگر این اثر سینمایی نیز اشاره دارد.

پیتر برادشاو منتقد گاردین از دیگر کسانی بوده که نمره ۱۰۰ را برای این اثر سینمایی مناسب دانسته. او فانوس دریایی را از جمله معدود فیلم‌هایی می‌داند که هم‌زمان شما را هیجان‌زده می‌کنند و در عین حال باعث ترسیدن‌تان می‌شوند. بازی‌های باکیفیت، هوشمندی و فیلم‌نامه درجه یک از جمله دیگر ویژگی‌هایی است که در نقد بردشاو درباره فیلم فانوس دریایی مورد اشاره قرار می‌گیرند. منتقد گاردین به رابطه منحصربه‌فرد میان دو نگهبان نیز می‌پردازد. رابطه‌ای که از نظر این منتقد میان دشمنی، رفاقت، صمیمیت پدر و پسری و نفرت پدر و پسری نوسان می‌کند.

مانولا دارگیس منتقد نیویورک تایمز به فیلم نمره ۸۰ داده و داستان فانوس دریایی را داستان «انسان و تنهایی» لقب می‌دهد. یک فیلم ترسناک درباره سیاهی بیرونی و درونی. اثری که با کنترل و دقت زیاد، نورپردازی اکسپرسیونیستی و قاب‌بندی قدیمی مربعی ساخته شده که تاثیر روانی فضای تنگ و محصور را افزایش می‌دهد. دارگیس در بخش‌های مختلفی از نقد خود به کارگردانی دقیق رابرت اگرز می‌پردازد. صحنه‌هایی که با دقت تنظیم شده‌اند و سپس نوعی بافت به آن‌ها اضافه شده و تنش و رمز و راز درون آن ایجاد شده است.

The post «فانوس دریایی»،‌ فیلم ترسناک تحسین‌شده سال ۲۰۱۹ appeared first on دیجی‌کالا مگ.

ادامه مطلب

بدلکاران مشغول کارند – نگاهی به قشر مظلوم پشت صحنه‌ فیلم‌های هالیوودی

هالیوود معمولا تلاش و پشتکار بازیگران، فیلم‌نامه‌نویسان، کارگردانان و تهیه‌کنندگان را گرامی می‌دارد؛ چه در بخش سینمایی و چه تلویزیون و سرویس‌های استریم. اما متاسفانه یکی از برجسته‌ترین نقش‌ها در صنعت سینمایی نادیده گرفته می‌شود: بدلکاری. بسیاری از عناوین مشهور سینما و تلویزیون که درآمدهای میلیاردی برای سازندگان به همراه دارند – از قسمت دوم ددپول گرفته تا Resident Evil: Final Chapter و ده‌ها عنوان دیگر ، پر از صحنه‌های اکشن و نفس‌گیر و خطرناک هستند که همگی توسط این قشر زحمت‌کش و مظلوم به اجرا درمی‌آید . حال شاید برخی با خود بگویند که این مظلوم‌نمایی‌ها بی‌فایده است و نباید یک سری اتفاق ریز و درشت را تا این حد بزرگ کنیم. اما مسئله خیلی پیچیده‌تر از این حرف‌ها است و در ادامه این مقاله در ویجیاتو خیلی مفصل‌تر به این بحث خواهیم پرداخت. با ما همراه باشید.

متاسفانه طی سال‌های اخیر وقتی به مراحل توسعه عناوینی چون ددپول ۲ و رزیدنت اویل: قسمت پایانی و بسیاری از فیلم‌های سینمایی و سریال‌های دیگر نگاهی داشته باشیم، متوجه می‌شویم که زندگی برخی از بدلکاران زن و مرد برای همیشه دچار تغییر شده و یا حتی این افراد جانشان را از دست داده‌اند. جراحات مرگبار، قطعی عضو، فرو رفتن در کما و شکستگی‌های متعدد تنها بخشی از این اتفاقات ناگوار است. برای موشکافی این قضیه و اینکه چرا چنین وقایع تلخی رو به افزایش گذاشته، بیایید نگاهی دقیق‌تر به کار بدلکاران و ناظران‌شان داشته باشیم.

هالیوود، از مسائل ایمنی رنج می‌برد

ددپول ۲

یکی از دشوارترین، پراسترس‌ترین کارهایی که در هالیوود وجود دارد، بدلکاری است. اما واقعا چرا به این قشر هالیوودی کمتر از دیگر بخش‌ها توجه می‌شود؟ خب مشکل اصلی مربوط به ورود تکنولوژی‌های جی‌سی‌آی و امثال آن به صنعت می‌شود. در واقع این تکنولوژی‌ها کاری کرده‌اند که مخاطب فکر می‌کند تمام صحنه‌های عجیب و غریب و بعضا دشوار کار همین GCI است و اصلا فردی به‌نام بدلکار کمتر به چشم می‌آید. اما زمانی که پروسه ساخت فیلم‌ها را – مخصوصا فیلم‌های اکشن و پر زد و خورد – تماشا کنیم، متوجه می‌شویم که این بدلکاران چه نقش حیاتی و پرخطری را در این فرآیند ایفا می‌کنند. حال تک‌تک افعال و حرکات بدلکاران بایستی در ایمن‌ترین حالت ممکن صورت گیرد و همه چیز از پیش آماده باشد. به عنوان مثال حضور یک آمبولانس در نزدیکی صحنه یک ضرورت بی‌چون و چرا است. هنگامی که بدلکار می‌خواهد از یک صخره یا یک سری راه‌پله بپرد، او و ناظر بدلکار باید ریز به ریز کارهایی که قرار است انجام شود را برنامه‌ریزی کنند و میزان خطا را به نزدیک صفر برسانند. البته، بدون شک آن‌ها به وسایل و سرویس‌های خاصی هم نیاز دارند که این‌ها وظیفه تهیه‌کنندگان و تیم اسپانسر فیلم است. با ایجاد آمادگی‌های لازم، تیم بدلکاری مطمئن می‌شود که هیچ‌کس در طول فیلم‌برداری در معرض خطر آسیب‌های ریز و درشت و از همه بدتر، مرگ نخواهد بود.

اولین مسئله‌ای که برای یک بدلکار زننده و ناجوانمردانه به نظر می‌رسید، عدم وجود بخش «بهترین تیم بدلکاری» یا حتی «بهترین بدلکار» در جوایز آکادمی اسکار است. همین موضوع به سادگی نشان می‌دهد که حرفه‌ بدلکاری چقدر مورد بی‌توجهی بوده و خواهد بود. این روزها به لطف سرویس‌های استریم غول‌پیکر و مستقل، تعداد فیلم‌ و سریال‌هایی که ساخته می‌شود چیزی شبیه به یک سونامی بی‌پایان و عظیم است که هیچ‌گاه تمامی ندارد. در همین حین، قطعا حجم کاری بدلکاران هم به شکل محسوسی زیادتر شده اما حتی این نکته نیز باعث نشده حرفه بدلکاری بیش از پیش مورد توجه جوامع آکادمیک در صنعت سینما و هالیوود قرار گیرد.

از سوی دیگر فرآیند ساخت فیلم‌ها امروزه سرعتی دیوانه‌وار دارد و ابرکمپانی‌های فیلم‌سازی معمولا تاریخ مشخصی را برای انتشار اثر خود اعلام می‌کنند. در نتیجه، خیلی از اوقات روند تولید فیلم چنان سریع است که بسیاری از نکات ایمنی – که هم هزینه‌بر و هم وقت‌گیر هستند – به کلی فراموش می‌شوند و اینگونه کوچکترین اشتباه می‌تواند زندگی یک انسان را برای همیشه دچار تغییر کند.

در ادامه بیایید نگاهی گذرا به حوادثی که برای بدلکاران هالیوودی رخ داده داشته باشیم.

ددپول ۲

ددپول ۲

یکی از معروف‌ترین و متاسفانه مرگ‌آور‌ترین حوادث بدلکار در مراحل تولید Deadpool 2 رخ داد. دومین قسمت از این اثر ابرقهرمانی و طنز که موفق عجیبی هم داشته، در سال ۲۰۱۸ به صورت جهانی اکران شد. اما پیش از این تاریخ، یعنی جایی در تابستان ۲۰۱۷، حین تولید اتفاقات به‌شدت تلخ و دردناکی رخ داد که حتی فرآیند تولید را تا مدتی متوقف نمود. جوئی هریس، بدلکار زنِ فیلم ددپول، که به عنوان بدل زازی بیتز در پروژه حضور داشت، در یک صحنه تصادف با موتور تعادل خود را از دست داد. این اولین باری بود که هریس به صورت حرفه‌ای و رسمی کار بدلکاری را انجام می‌داد و تنها دو هفته پیش از آن اتفاق به تیم تولید پیوسته بود. جالب اینجاست که پیش از آن، نگرانی‌های بسیاری هم وجود داشت اما توجه خاصی به آنان نشد.

از آنجاکه بازیگر اصلی (نقش دومینو) در فیلم کلاه ایمنی بر سر نداشت، هریس هم به عنوان بدل نمی‌توانست کلاهی به سر داشته باشد. در ضمن، به خاطر برنامه‌های دقیق تولید، زمانی برای درست کردن یک کلاه ایمنی زیر موهای مصنوعی و به صورت مخفی وجود نداشت. هریسِ بی‌تجربه تنها برای دو روز تمرین کرد و در حالی که بسیاری از باتجربه‌ترها و حرفه‌ای‌ها خطر آن را به تیم تولید گوشزد کرده بودند، فیلم‌برداری به همین منوال آغاز شد.

حتی گزارش‌هایی وجود دارد که می‌گوید پروسه تولید ددپول به شدت طاقت‌فرسا بوده و بعضا ساعات کاری به ۱۵ ساعت در روز هم می‌رسیده است. پس از تصادف مرگبار هریس، تولید بلافاصله متوقف شد اما تنها پس از دو روز دوباره آن را از سر گرفتند. ددپول ۲ بدون شک به جوئی هریسِ فقید تعلق دارد اما این مسئله حقیقت مرگ وی را عوض نخواهد کرد. استودیو فاکس نیز طبق گزارش USA Today عنوان کرده که عدم رعایت مسائل ایمنی در تولید Deadpool 2 وجود نداشته و علت این اتفاق ناگوار چیزهای دیگری است. اما واقعا نمی‌شد با صرف وقت بیشتر و طراحی یک کلاه ایمنی مخفی برای هریس، جان او را نجات داد؟!

رزیدنت اویل: قسمت پایانی

ددپول ۲

مراحل تولید رزیدنت اویل: قسمت پایانی هم ظاهرا بی‌دردسر و اتفاق نبوده است؛ حین این فرآیند پرهزینه و طولانی، اولیویا جکسون بدلکار بریتانیایی که نقش بدل میلا یوویچ را ایفا می‌کرد، به خاطر یک تصادف سهمگین به شکل وحشتناکی مصدوم شد. جکسون نیز هنگامی که یک صحنه موتورسواری را اجرا می‌کرد با یک جرثقیل فیلم‌برداری برخورد داشت؛ طبق گزارشات رسمی، این جرثقیل به شکلی که باید و شاید از جایش حرکت نکرده و به اشتباه در مسیر بدلکار قرار گرفته است. جکسون تقریبا تا دو هفته پس از واقعه در کما بود.

درست مثل ددپول ۲، بدلکار رزیدنت اویل هم کلاه ایمنی بر سر نداشت که همین مسئله موجب ایجاد مصدومیت‌های شدید در تصادف شد. پوست صورت جکسون به شکل وحشتناکی پاره و استخوان‌هایش خرد شدند. وی همچنین مشکلات مغزی بسیاری پیدا کرده و از ناحیه گردن نیز معضلات فراوانی دارد. یک گردن معیوب، دستی که دیگر کار نمی‌کرد، استخوان‌های دنده‌ای که شکستند، انگشت دستی که قطع شد و ده‌ها مشکلات عظیم دیگر ماحصل کار جکسون در رزیدنت اویل بود. دست چپ وی که از کار افتاده بود نیز نهایتا قطع شد.

البته اشتباه نکنیم، این قسمت خوب ماجرا است. تصادف و اتفاق دوم در مراحل تولید Resident Evil: Final Chapter کاملا مرگبار بود. یکی از عوامل فیلم به نام ریکاردو کورنلیوس هنگام حمل یک ماشین جنگی به کام مرگ کشیده است. این ماشین جنگی که متعلق به ارتش آمریکا بود و طی فیلم هم به شکلی عجیب دستخوش تغییرات شده بود، به منظور انتقال روی یک پلتفرم بزرگ قرار داشت. اتفاق تلخ زمانی افتاد که ماشین جنگی از روی پلتفرم افتاد و آنجا کسی نبود جز ریکاردو کورنلیوس. وی خیلی زود به بیمارستان هم منتقل شد اما متاسفانه بیش از چند ساعت دوام نیاورد. با اینکه فیلم مذکور در سال ۲۰۱۶ اکران گردید اما ظاهر ماجرا همچنان ختم نشده است؛ اولیویا جکسون اعلام داشته که اتفاقاتِ تلخ تولید به خاطر بی‌توجهی و کم‌کاری سازندگان رخ داده و او سخت به دنبال دادگاهی کردن آن‌ها است. مراحل این پیگیری همچنان در جریان بوده و نتیجه آن به زودی مشخص خواهد شد.

مردگان متحرک

ددپول ۲

سریال پرطرفدار واکینگ دد که این روزها فصل جدیدش در حال پخش است، در مراحل فیلم برداری فصل هشتم شاهد یک سانحه عجیب و دلخراش بود. جان برنکرِ ۳۳ ساله در یک صحنه از یک بالکن ۶ متری پرید که نهایتا موجب مرگ نابهنگام وی شد. این کار در حقیقت باید یک عمل ساده باشد – برای یک بدلکار – اما به گفته متخصصان بحث ایمنی در کار لحاظ نشده و همین مسئله شبکه AMC را به دردسر انداخته است. به عنوان مثال گفته می‌شود که تشک ایمنی در جای درست قرار نگرفته بوده و همچنین آمبولانس هم خیلی دیر به صحنه حادثه رسیده است. همین عوامل به همراه بسیاری دیگر، موجب مرگ جان برنکر شده و با افزایش چنین حوادثی سوالات زیادی حول محور بدلکاری و رعایت ایمنی در هالیوود به وجود آورده است.

شش ماه پس از حادثه، خبری منتشر شد مبنی بر آنکه مادر برنکر در حال تلاش برای به دادگاه کشاندن AMC و دیگر عوامل تولید سریال است. وی معتقد است که سازندگان برای کم کردن هزینه‌های تولید، بسیاری از جوانب ایمنی و احتیاط را نادیده گرفته‌اند و همین موجب مرگ تنها پسر او شده. طبق معمول AMC هم سعی کرده با بیان برخی دلایل خاص، خود را از مخمصه نجات دهد اما حالا دیگر همه چیز به دادگاه ایالتی و قاضی پرونده برمی‌گردد.

سریع و خشن ۹

ددپول ۲

اوایل امسال، حین تولید یکی از عنوان مورد انتظار سینمایی یعنی «سریع و خشن ۹»، جان واتس دچار حادثه و مصدومیت شدیدی شد. واتس که یک بدلکار با تجربه است، از ناحیه سر ضربه خورد و تقریبا یک ماه تحت مراقبت شدید در یکی از بیمارستان‌های بریتانیا بود. دلایل این اتفاق همچنان مشخص نیست اما خوشبختانه خبر رسیده که واتس از بیمارستان مرخص شده و وضعیت باثبات‌تری پیدا کرده است.

سریع و خشن در تمام این سال‌ها با وجود داشتن صحنه‌های اکشنِ بسیار، تلفات حداقلی داشته اما حادثه‌ای که برای واتس رخ داد یک زنگ خطر جدی برای تمام سینمای هالیوود محسوب می‌شود. نکته منفی و تلخ ماجرا اینجا است که تعداد چنین حوادثی روز به روز دارد افزایش می‌یابد و استودیوهای بزرگ هم خیلی راحت از کنار آن‌ها عبور می‌کنند.

No Time To Die

ددپول ۲

جیمز باند ۲۵ از مدت‌ها قبل با مشکلات عدیده‌ای رو به رو بوده است؛ از تغییرات مکرر فیلم‌نامه گرفته تا کارگردانان متعددی که برای ساخت آن آمدند و رفتند. ظاهرا جدیدترین و احتمالا آخرین ماجراجویی دنیل کریگ در قالب جیمز باند، این جاسوس مشهور هالیوودی چالش‌های بی‌شماری داشته و چند ماه پیش هم یک آسیب‌دیدگی جدی، به این لیست بلندبالا اضافه شد.

البته این بار یک بدلکار بیچاره دیگر دچار آسیب نشد، بلکه خود دنیل کریگ بود که در یک صحنه از ناحیه قوزک پا مصدوم شد. شکستگی پای این بازیگر بریتانیایی موجب شد روند تولید جیمز باند به مدت دو ماه متوقف گردد چرا که او مهم‌ترین عامل در ساخت فیلم است و بدون او عملا نمی‌شود کار خاصی را پیش برد. کریگ به صورت ویژه تحت مراقبت و درمان قرار گرفت تا هرچه زودتر به تیم تولید ملحق شود. اگرچه، این حادثه کوچک را نمی‌توان با اتفاقاتی که برای بدلکاران رخ داده مقایسه کرد اما نکته اصلی همین تکرار شدن حوادث است. واضحا در این مراحل تولید عجیب و غریب اتفاقاتی در حال رخ دادن است و یک جای کار بدجوری می‌لنگد. تهیه‌کنندگان و ناشران فیلم عملا دارند با بی‌توجهی خود یک پیام روشن را به همه می‌دهند: اینکه ما نمی‌خواهیم از اتفاقات تلخ گذشته درس بگیریم و اهداف اقتصادی از همه چیز مهم‌تر است!

در این نقطه اصلا دوست نداریم دچار بزرگنمایی یا اغراق بی‌مورد شویم اما مسئله واقعا جدی است. جان و سلامتی انسان‌ها چیزی نیست که بشود به راحتی از کنار آن گذشت و آن را نادیده گرفت. کسی مثل الیویا جکسون که در حین تولید رزیدنت اویل: قسمت پایانی دچار آن حوادث وحشتناک شد، دست چپ خود را از دست داده و عملا تمام زندگی‌اش – تا روزی که نفس می‌کشد – تحت تاثیر خواهد بود. یا از سوی دیگر خانواده بدلکارانی که جانشان را از دست داده‌اند بدون شک تا سال‌ها غم عظیم و دردناکی روی دوششان سنگینی خواهد کرد. امیدواریم هم ناشران فیلم و هم خود بدلکاران و ناظرانِ آن‌ها تا جایی که ممکن است مسائل پیشگیری و ایمنی را جدی بگیرند و از کوچک‌ترین خطرات احتمالی هم جلوگیری به عمل آورند. همچنین، در مجامع رسمی و بین‌المللی هم بهای بیشتری به بدلکاران داده شود چرا که این افراد برای سرگرمی مخاطب به معنای واقعی کلمه با جان خود بازی می‌کنند و انصاف نیست اینچنین بی‌توجه از کنار آن‌ها گذر کنیم.

منبع: Cinemablend

.کپی شد

https://vgto.ir/1cb

Let’s block ads! (Why?)

ادامه مطلب