فهرست بستن

برچسب: سینمای جهان

جوکر رکورد پرسودترین فیلم کمیک‌ بوکی تاریخ را شکست

دیجی‌کالا مگ – منبع جامع اخبار و مقالات تخصصی در حوزه‌ی تکنولوژی، بازی‌های کامپیوتری، فرهنگ‌ و هنر، سلامت و زیبایی و سبک زندگی

فیلم جوکر موفق شده با شکستن یک رکورد جدید پرسودترین فیلمی لقب بگیرد که تا به حال براساس کتاب‌های کمیک ساخته شده.

فیلم جوکر پیش از این موفق شده بود با عبور از فیلم سینمایی ددپول (Deadpool) لقب پرفروش‌ترین فیلم سینمایی تاریخ در رده سنی بزرگسالان (درجه R) را به دست آورد. جوکر که حالا به فروش حدودا ۹۵۰ میلیون دلاری رسیده و با بودجه ۶۲.۵ میلیون دلاری ساخته شده پرسودترین فیلم‌ ساخته شده براساس کتاب‌های کمیک شناخته می‌شود.

اهمیت شکستن این رکورد برای جوکر از این زاویه است که با فیلمی در رده‌سنی بزرگسال و نسبتا کم‌بودجه طرفیم که به جای تکیه بر اکشن، جلوه‌های ویژه و روال معمول آثار ساخته شده بر اساس کتاب‌های کمیک بر ساختن درامی متمرکز بر شخصیت‌پردازی تکیه دارد. در عین حال این نکته را نیز نباید از یاد برد که مخالفت‌ها با مضمون اثر می‌توانست روی فروش آن اثرگذار باشد.

با وجود نکات اشاره شده جوکر موفق شده ۱۵ برابر هزینه تولید فیلم فروش داشته باشد. جوکر در این مسیر رقبایی چون ونوم (بودجه ساخت ۹۰ میلیون دلاری و فروش ۸۵۴ میلیون دلاری)، بتمن ساخته تیم برتون (با بودجه ۳۵ میلیون دلاری و فروش ۴۱۱ میلیون دلاری)، ددپول (با بودجه ۵۸ میلیون دلاری و فروش ۷۸۳ میلیون دلاری) و ماسک (با بودجه ۲۳ میلیون دلاری و فروش ۳۵۱ میلیون دلاری) را از پیش‌رو برداشته است.

رکورد جالب دیگر جوکر زمانی رسما به ثبت خواهد رسید که فیلم در ماه میلادی جاری از رکورد ۱ میلیارد دلار فروش عبور کند. در آن تاریخ فیلم جوکر ارزان‌ترین (از نظر هزینه تولید) اثری لقب می‌گیرد که موفق شده فروش ۱ میلیارد دلاری را به‌ ثبت برساند. اغلب آثاری که بیش از یک میلیارد دلار فروش داشته‌اند (مثلا عمده فیلم‌های پرفروش مارول) با بودجه‌های بسیار سنگین و دست‌کم با بودجه بیش از ۱۰۰ میلیون دلار ساخته شده‌اند.

در حال حاضر رکورد ارزان‌ترین فیلم‌ با فروش بیش از یک میلیارد دلار در اختیار فیلم سینمایی پارک ژوراسیک است که با بودجه ۶۳ میلیون دلاری ساخته شده و این رکورد به زودی در اختیار جوکر قرار می‌گیرد. گرچه انتظار می‌رفت فیلم جوکر از نظر تجاری در میان آثار موفق سال قرار بگیرد اما توجه ویژه جشنواره‌ها (جایزه شیر طلایی جشنواره ونیز) و برخی سینمادوستان با سلیقه متفاوت باعث شد عملکرد فیلم حتی از پیش‌بینی‌های اولیه هم موفقیت‌آمیزتر باشد.

The post جوکر رکورد پرسودترین فیلم کمیک‌ بوکی تاریخ را شکست appeared first on دیجی‌کالا مگ.

ادامه مطلب

۱۰ فیلم ترسناک خیلی خوب این‌ سال‌ها که احتمالا ندیده‌اید

دیجی‌کالا مگ – منبع جامع اخبار و مقالات تخصصی در حوزه‌ی تکنولوژی، بازی‌های کامپیوتری، فرهنگ‌ و هنر، سلامت و زیبایی و سبک زندگی

هالووین را به تازگی پشت سر گذاشتیم. پیدا کردن فیلمی ترسناک که برای دیدن در این شب‌ها مناسب باشد سخت‌تر و سخت‌تر شده. با وجود کلاسیک‌های معروف و مجموعه فیلم‌های پر سر و صدایی که هر ساله منتشر می‌شوند، فیلم‌های ترسناک مهجور ولی خیلی خوبی که در این چند ساله آمدند، خیلی راحت از دستمان در می‌روند و حتی متوجه‌شان هم نمی‌شویم. در این مطلب سعی کردیم بهترین فیلم‌های هالووین را معرفی کنیم.

در زیر لیستی از همین فیلم‌های ترسناک متأخر را آورده‌ایم، فیلم‌هایی که احتمالاً از دستتان در رفته‌اند و چیزی ازشان نشنیده‌اید. بعضی از فیلم‌های خوب تبلیغ دهان به دهان نصیبشان نمی‌شود، برخی دیگر زیر سیل فیلم‌های پر سر و صدا گم می‌شوند، و بعضی‌هایشان هم هرچه بیشتر از زمان انتشارشان می‌گذرد، ارزش‌هایشان بیشتر مشخص می‌شود. پاپ‌کورن‌هایتان را بیاورید، چراغ‌ها را خاموش کنید و با خیال راحت به تماشای این فیلم‌ها بنشینید.

۱. کشتار ۲۰ ام آوریل

کشتار بیستم آوریل

  • عنوان اصلی:  Massacre  ۲۰/۴
  • کارگردان:  دیلن رینولدز
  • محصول  ۲۰۱۸

پنج زن که برای تولد یکی از دوستانشان به مسافرتی دسته‌جمعی رفته‌اند، اتفاقی مسیرشان به یک مزرعه‌ی ماریجوانا می‌خورد. همان‌طور که حدس  می‌زنید، مالک این مزرعه تحمل حضور آن‌ها را ندارد. نگذارید عنوان فیلم گولتان بزند. کشتار از آن مدل کمدی ترسناک‌هایی نیست که انتظاش را دارید. یک فیلم اسلشر است که از سویی وعده‌ی فیلم کم دردسری می‌دهد و از سوی دیگر خشونت و تکه‌تکه شدن آدم‌ها را نشانتان می‌دهد.

دیلن رینولدز ترکیب قدرتمندی از بازیگران زن را کنار هم چیده و زمان‌هایی هم که به سراغ کاراکترهای دگرباش رفته، در دام کلیشه‌های رایج نیفتاده. ساخت فیلم ترسناک با شخصیت‌های اصلی زن، همیشه این ریسک را دارد که خیلی سریع دافعه ایجاد کند و به خاطر شعارهای فمینیستی، مخاطب را پس بزند. اما فیلمنامه‌ی قوی و اجرای خیلی خوب بازیگرها باعث شده فیلم از نفس نیفتد و درگیر این جریان‌ها نشود. کشتار ۲۰ام آوریل فیلمی کهنه با سوژه‌ها و موقعیت‌های تکراری نیست. آنقدر ظرافت و هوشمندی دارد که تبدیل به هجو خودش نشود، و آنقدری لحظات ترسناک دارد که مخاطبش را راضی کند.

۲. سرزمین مرزی

سرزمین مرزی

  • عنوان اصلی:  Borderland
  • کارگردان:  زِو برمن
  • محصول  ۲۰۰۷

سرزمین مرزی که در حال حاضر جزو ۱۰۰ درصدی‌های Rotten Tomatoes محسوب می‌شود، به درد کسانی که قلب ضعیفی دارند نمی‌خورد. زِو برمن فیلمش را براساس زندگی تراژیک مارک کیلروی ساخته. جیزس کنستانزو و فرقه‌اش در سال ۱۹۸۹ کیلروی را ربودند. نام کاراکترها در فیلم تغییر کرده و جزئیات ماجرا هم دراماتیزه شده، ولی در هر صورت  نسخه‌ای از این اتفاقات واقعاً رخ داده و این چیزی است که بیشتر از همه اهمیت دارد و خب خیلی ترسناک است.

یک فیلم جاده‌ای ترسناک است که جاهایی به برکه‌ی گرگ (Wolf Creek)و رقص با شیطان(Perdita Durango) تنه می‌زند ولی با این حال کهنه و دستمالی شده به نظر نمی‌رسد. خشونت زیاد فیلم و سیل خون‌هایی که در آن ریخته می‌شود، چیزی از واقع‌گرایی حیرت‌انگیزش کم نکرده. همه‌ی این‌ها با لحظاتی سورئال و عجیب تلفیق می‌شوند و در نهایت تجربه‌ای غریب  رقم می‌زنند که حتی برای طرفداران همیشگی فیلم‌های ترسناک هم شوک‌آور است.  Horrorfest این فیلم را در لیست «۸ فیلم که بی بروبرگرد باید ببینید»‌ قرار داده و وحشتی که در سرزمین‌ مرزی می‌بینیم به خوبی نشان می‌دهد که شایستگی حضور در این لیست را داشته.  رایدر استرانگ، بازیگر سریال کمدی Boy Meets World در این فیلم اجرای بی‌نظیری ارائه کرده.

۳. لیست کشتار

لیست کشتار

  • عنوان اصلی:  Kill List
  • کارگردان:  بن ویتلی
  • محصول  ۲۰۱۱

لیست کشتار همه چیزش را آرام و با طمأنینه جلو می‌برد و تأثیری هم که می‌گذارد، به تدریج در مخاطبش ته‌نشین می‌شود. ۹۵ دقیقه با فضاسازی‌ها و اتمسفری که با مهارت تمام خلق شده، زمینه‌چینی می‌کند و در نهایت ضربه‌اش را می‌زند. فیلم داستان دو ارتشی سابق  را دنبال می کند که حالا آدمکش شده‌اند و لیستی شامل سه نفر دارند و می‌خواهند هر سه نفرشان را بکشند. ولی در حین به سرانجام رساندن این مأموریت، سفرشان پیوسته عجیب‌تر و وحشتناک‌تر می‌شود.

لیست کشتار فیلمی تاریک و تلخ است و تفاوت زیادی با فیلم دیگر همین کارگردان یعنی زمینی در انگلستان دارد و خشم وتلی کارگردان را نشان می‌دهد. لحظاتی از ترس‌های پولانسکی‌وار در این فیلم وجود دارد که باعث می‌شود لیست کشتار به یاد ماندنی شود، و کارگردانی وتلی بی‌تجمل و بی‌ادعاست. خودتان را برای یک پایان بندی آماده کنید که تا مدت‌ها از ذهنتان نخواهد رفت.

۴. مقتل

مقتل

  • عنوان اصلی:  Killing Ground
  • کارگردان:  دمین پاور
  • محصول  ۲۰۱۷

مقتل فیلمی است که می‌خواهد تا حد امکان واقعی و طبیعی باشد، و به شدت موفق هم عمل می‌کند. وقتی زوجی جوان بچه‌ای رهاشده را در کمپی متروک می‌یابند، گشت و گذار دوستانه‌شان تبدیل به کابوس می‌شود. فیلم برای آماده کردن تماشاچی‌اش برای لحظات پر استرس و پر تعلیق وقتی تلف نمی‌کند و وقتی همه چیز به هم می‌ریزد و اتفاقات وحشتناک آغاز می‌شود، می‌بینیم که راه فراری نیست.

داستان فیلم خطی روایت نمی‌شود و بازی‌های زمانی‌اش، بیننده را مدام در تعلیق و هیجان نگه می‌دارد تا حدس بداند هر لحظه چه اتفاقی خواهد افتاد، و هرکدام از اتفاق‌ها در چه خط زمانی می‌گذرد. یک فیلم ترسناک استرالیایی خالص. فضاسازی تلخ و غم‌بار فیلم و شرارت و خشونتی که واقعی و بی‌پرده تصویر شده، دیدن مقتل را به تجربه‌ای عمیقاً تأثیرگذار و ناخوشایند تبدیل کرده.

۵. سایه

سایه

  • عنوان اصلی: Penumbra 
  • کارگردان:  آدرین و رومیرو گارسیا بوگلیانو
  • محصول  ۲۰۱۲

سایه حول ایده‌ی ساده‌ای شکل گرفته: این که چقدر می‌تواند حس تعقیب شدن را به مخاطبش القا کند،‌ این که انگار همیشه فردی ناپیدا پشت سرتان است. فیلم داستان زنی تاجر را در بوینس ایرس دنبال می‌کند که به دنبال یک مستأجر برای آپارتمان خانوادگی‌اش است.

او کم کم درگیر موقعیت‌هایی می‌شود که در آن هیچکس آنطور که می‌نماید نیست و هیچ چیز هم همانطور که به نظر می‌رسد نیست. و وقتی سرانجام قرارداد اجاره را می‌بندد، درمی‌یابد برای برگشت به دنیای عادی خودش دیگر خیلی دیر شده.

فیلم تأثیراتی از ترسناک‌های کلاسیک مثل بچه‌ی رزماری گرفته و اتمسفری بسته و خفقان‌آور ترتیب می‌دهد که در پایان و جمع‌بندی، مخاطب را بهت‌زده رها می‌کند. مؤلفه‌ای که در دیگر ترسناک‌های کلاسیک هم به چشم می‌خورد، ولی اینجا هویت خودش را دارد و تکراری به نظر نمی‌رسد. بازی کریستینا بروندو ادای دین لذت‌بخشی است به تمام بازیگرانی که به خاطر جیغ‌هایشان معروف بودند.

۶. مناسک

  • عنوان اصلی: The Ritual 
  • کارگردان:  دیوید براکنر
  • محصول  ۲۰۱۷

مناسک محصول نتفلیکس، داستانی درگیرکننده درباره‌ی اختلال اضراب بعد از حادثه دارد که به دلایلی نتوانست مخاطبان مناسبش را پیدا کند و آمار بینندگانش بالا نبود. چهار مرد بعد از مگ دوستشان برای پیاده‌روی به جنگلی در مناطق اسکاندیناوی می‌روند، اما وقتی پایشان را در جنگل می‌گذارند، خود را در میان کابوسی تمام‌نشدنی می‌یابند.

فیلمبرداری فیلم طوری است که مخاطب را در دل ماجرا می‌گذارد و حس می‌کنید نفر پنجم این گروه هستید. و وقتی اسرار جنگل فاش می‌شود و وحشت و ترس همه جا را فرا می‌گیرد، فیلم مخاطبش را در دل جنونی بی‌پایان می‌برد که تا انتها هم رهایش نمی‌کند. بازی ریف اسپال در نقش مردی غمگین و افسرده که نمی‌تواند تصاویر خشونت‌بار مرگ دوستش را از سرش پاک کند، شگفت‌انگیز است. دیوید براکنر هم در هیچ‌جای فیلم روایتش را فدای ترس‌های لحظه‌ای و بی‌مایه نمی‌کند. تماشای این فیلم در شبی سرد و افسرده توصیه می‌شود.

۷. شبیه‌ آدم‌اند

آنها شبیه آدمند

  • عنوان اصلی: They Look Like People
  • کارگردان:  پری بلکشیر
  • محصول  ۲۰۱۵

این فیلم نگاهی نظربازانه به بیماری‌های روحی روانی دارد، و دیدنش تأثیر شگرفی هم می‌گذارد. مردی جوان به این یقین رسیده که آدم‌های دور و برش کم کم تبدیل به موجوداتی شرور می‌شوند و او هم در تلاش است در این میان گلیم زندگی‌اش را از آب بکشد. از منابعی ناشناس که صحت و سقمشان مشخص نیست، اطلاعاتی دریافت می‌کند و به تدریج این اطلاعات خواب و خوراک را از او می‌گیرد. رابطه‌اش با صمیمی‌ترین دوستش دچار چالش می‌شود و از شکل‌گیری رابطه‌ای عاشقانه با همکارش جلوگیری می‌کند.

وقتی به این نتیجه می‌رسد که جنگی میان خیر و شر در حال شکل‌گیری است، صمیمی‌ترین دوستش را هم با خودش همراه می‌کند تا در این جدال وحشتناک کنارش باشد. آیا به تدریج دارد عقلش را از دست می‌دهد، یا تنها کسی است که از واقعیتی پنهان خبر دارد؟

پری بلکشیر این دوگانگی را با مهارت خوبی روایت کرده و لحظات ترسناکی به وجود آورده. فیلم نسبتاً کوتاهی است و ۸۰ دقیقه زمان دارد. ولی این زمان کوتاه چیزی از تأثیرگذاری‌اش کم نکرده و ممکن است تا روزها بعد از تماشایش هم درگیرش باشید.

۸. ورونیکا

ورونیکا

  • عنوان اصلی: Veronica
  • کارگردان:  پاکو پلازا
  • محصول  ۲۰۱۸

داستان ظاهراً درباره‌ی دو نجوان و یک تخته‌ی احضار روح است، اما این فیلم اسپانیایی که دیدنش موهای گردنتان را سیخ می‌کند، خیلی بیشتر از این‌ها برای ارائه دارد. ورونیکا سعی دارد با روح پدرش ارتباط برقرار کند که به ناگاه بیهوش می‌شود. وقتی به هوش می‌آید، جلسه‌ی احضار روح ترسناک‌تر و پر استرس‌تر می‌شود و در پی آن، ورونیکا در می‌یابد که دنیای اطرافش قدری تغییر کرده.

ورونیکا اولین بار از نتفلیکس پخش شد و سر و صدای نسبتاً زیادی به پا کرد. فضاسازی‌های دلهره‌آور و سکوت آزاردهنده‌ی صحنه‌هایش، ترس و وحشت زیادی به مخاطبش القا می‌کند. در دورانی که پر شده از بازسازی‌ها و دوباره‌سازی‌های پروژه‌های قدیمی، پیدا کردن یک فیلم ترسناک اصیل و درست و حسابی سخت شده.

بهتر است برای لذت و ترسیدن بیشتر، این فیلم را دیروقت ببینید و همه‌ی چراغ‌ها را هم خاموش کنید.  فیلم پتانسیل تبدیل به یک فیلم ترسناک مدرن کلاسیک را دارد. کارگردانی پلازا و بازی ساندرا اساسنا در نقش ورونیکا بی‌نقص از آب در آمده. فیلمبرداری زیبای فیلم هم کمک کرده که مؤلفه‌های ترسناکش رنگ و بوی گوتیک بگیرد، بدون اینکه به نمایش بی‌دلیل خشونت و خون تکیه کند. تمام و کمال روی اتمسفر و حس و حال تمرکز کرده.

۹. شیون

شیون

  • عنوان اصلی: The Wailing
  • کارگردان:  نا هانگ جین
  • محصول  ۲۰۱۶

احتمالاً عمیق‌ترین فیلم این فهرست. شیون جدای از  فیلم‌های ترسناک هم اثر قابل ملاحظه و جذابی است. این فیلم معمایی که مدت‌ها فکرتان را درگیر خودش می‌کند، دو ساعت و نیم زمان دارد و با این حال قصه‌اش کشش بیشتر از این هم داشته. داستان درباره‌‌ی روستایی کوچک است که ورود یک غریبه به آن، شک و نگرانی در دل اهالی‌اش می‌اندازد. و وقتی مردم بدون هیچ دلیل خاصی جانشان را از دست می‌دهند، اهالی خشمگین و عصبانی می‌شوند. بعد از اینکه دختر مأمور پلیسی که مسئول پرونده شده، قربانی طلسم این غریبه می‌شود، او از یک شمن کمک می‌خواهد تا بفهمد چه کسی این نفرین را در روستا پخش کرده.

کارگردانی نا هانگ جین در این فیلم ماورایی و دلهره‌آور، ثابت می‌کند که ژانر ترسناک فقط در خون و خون‌ریزی و نمایش دل و روده‌ی آدم‌ها خلاصه نمی‌شود. برعکس، به واکاوی این می‌پردازد که چه چیزی عمیقا موجب ناراحتی انسان‌ها می‌شود.

۱۰. دلقک چروکیده

بهترین فیلم های هالووین

  • عنوان اصلی: Wrinkles the Clown
  • کارگردان:  مایکل بیج نیکولز
  • محصول  ۲۰۱۹

این مستند آزاردهنده از یک داستان اینترنتی شکل گرفت. چروکیده نام دلقکی است که استخدامش می‌کنند تا بچه‌های شیطان را بترساند. اوایل فقط یک ویدئو از این دلقک موجود بود:‌ تصویری از دوربین مداربسته، که دلقک ترسناک را نشان می‌داد که از کشوی زیر تخت یک بچه‌ی در حال خواب بیرون می‌آمد. خیلی زود این دلقک تبدیل به افسانه‌ای اینترنتی شد و ویدئوهای بیشتری از او در آمد.

احتمالاً خیلی راحت پدر و مادرهایی را سرزنش می‌کنیم که بچه‌هایشان را اینجوری می‌ترسانند ، اما از سوی دیگر، کنجکاوی خودمان و خیلی‌های دیگر برای دیدن ویدئوهای این دلقک هم، مسئله‌‌ای ناخوشایند و غیراخلاقی است. محبوبیت It و دلقک معروفش پنی وایز ثابت می‌کند که دلقک‌ها عناصر خوبی برای ایجاد ترس هستند. مردم هم زود جذب اسطوره‌ها و قصه‌های دهان به دهان می‌شوند. اگرچه حساب چروکیده با دیگر اشباح ترسناک جداست. چرا که واقعاً ممکن است همین الان پشت سرتان باشد.

بیشتر از یک میلیون بار با شماره‌ای که در سرتاسر فلوریدا پخش شده تماس گرفته‌اند تا این دلقک را استخدام کنند. اگر دنبال فیلمی هستید که بچه‌هایتان را شب روی تخت نگه دارد، این مورد مناسبی است.

بیشتر بخوانید: بهترین فیلم‌های ترسناک سال ۲۰۱۹ که نباید از دست بدهید

The post ۱۰ فیلم ترسناک خیلی خوب این‌ سال‌ها که احتمالا ندیده‌اید appeared first on دیجی‌کالا مگ.

ادامه مطلب

نقد فیلم Ash Is Purest White – برخی عوض می‌شوند و برخی خاکستر

برای تماشای فیلمی مثل «خاکستر، پاک‌ترین سفید است»، باید در نظر گرفت که صاحب اثر قصد روایت داستانی را در بازه‌ای بلند مدت دارد؛ این بدین معنی است که می‌تواند توجه اصلی خود را معطوف کند به موضوع تغییرات زمان و تأثیر آن بر کنش شخصیت‌ها و در قبال این فیلم، این جملات مصداق دارد. جیا ژانگ‌که در نهمین اثر بلندش، تمرکز ویژه‌ای بر پیشرفت کلان اقتصاد چین در قرن 21 می‌گذارد و از دل آن درامی غنی می‌تراشد که مدام بین تِم‌های مختلف، تعویض جا می‌کند. شاید یک معضل کلی برای بیننده غیر بومی وجود داشته باشد؛ بیننده‌ای که به هیچ یک از وقایع در حال جریانِ پیش زمینه واقف نباشد و اهمیت درام را به خوبی دریافت نکند.

این چالشی است که جیا ژانگ‌که در قبال مخاطب غیر بومی‌اش دااشته و خوشبختانه، با ارائه اطلاعات به جا، هوای این دست از مخاطبان را هم دارد. درام پُرکشش فیلم با موقعیت‌های انسانی سعی در ایجاد برقراری عاطفی با تماشاگر می‌کند و با استفاده از یک سینماتوگرافی ساده فهم و بازیگران مسلط، به آنچه که می‌خواهد، می‌رسد. با بررسی فیلم «خاکستر، پاک‌ترین سفید است» در ویجیاتو همراه باشید.

زنی که از باقی مردها، جیانگ‌هو تر است

نگرش جامعه‌شناختی ژانگ‌که با نماهای نزدیکی از مردم طبقه کارگر چین و سپس نمای چشم پرنده‌ای از شهر داتونگ، ما را به چین اول قرن 21 می‌برد؛ درست در آوریل سال 2001. دختری به نام ژائو چیائو (با بازی ژائو تائو)، دوست‌دختر برادر بین (با بازی لیائو فان)، رهبر یکی از گروه‌های جیانگ‌هو است. «جیانگ‌هو» و خرده فرهنگ مربوط به آن را در فیلم‌های مختلف گانگستری سینمای چین دیده‌ایم؛ افرادی که بین خود حرف از مرام، برابری و علی الخصوص برادری می‌زنند ولی در عین حال، دست در کارهای خلاف دارند و با باقی گروه‌های گانگستری یا سر ناسازگاری دارند یا پیوند احترام بسته‌اند.

در بطن خود، «جیانگ‌هو» جذابیت‌های ظاهری بسیاری دارد ولی ارزش‌های باطنی و بعضاً جوان‌مردانه‌ای هم در آن بین وجود دارد که ریاکارانه نیست و سر فرصت، ذات حقیقی فرد را لو می‌دهد. این اولین مفهموم قابل تأمل فیلم است؛ برادر بین کسی است که ریش سفیدی و از دعوا جلوگیری می‌کند. ابداً دنبال انتقام نیست و بیشتر به سمت بخشش گرایش دارد و در این راه، اعتقادات مذهبی گروه را معیار قرار می‌دهد. خلاصه اینکه به نظر یک «جیانگ‌هو» نمونه است. تضادی نمایشی وجود دارد و اینکه دوست‌دختر او در میان جو شدیداً مردانه آن‌ها، علاقه‌ای به اصول جیانگ‌هو ندارد و تلاشی هم در این خصوص ندارد. تضاد نمایشی را گفتم از این نظر که ورق برمی‌گردد و در موقعیت یا بهتر بگویم، موقعیت‌هایی قرار می‌گیرد که نشان می‌دهد از همه افراد گروه، نسبت به ارزش‌های ذاتی و جوانمردی «جیانگ‌هو» دقیق‌تر است؛ در صورتی که این خرده فرهنگ از مردها و برای مردهاست. ژانگ‌که، اینجا مخاطب غیر بومی را در نظر دارد.

چیائو، اولین جوانمردی را جایی نشان می‌دهد که به خاطر حمل غیر قانونی اسلحه، حاضر به اعتراف نمی‌شود و نمی‌گوید که صاحب اصلی سلاح کیست. بدین ترتیب به جای برادر بین، پنج سال زندانی می‌شود! به این امید که دوست‌پسرش کمی قدرشناس بوده و بعد از آزادی برگردند سر خانه و زندگی‌شان، اما شوخی نیست، پنج سال گذشته است؛ آن هم در کشوری که به سرعت مدارج ترقی اقتصادی را طی می‌کند و همین امر، تأثیر زیادی به کل بدنه فرهنگ می‌گذارد. جدا از اینکه جیانگ‌هو، فقط یک خرده فرهنگ است. استعاره زندان و حاشیه امنی برای محافظت از تغییرات دنیای بیرون، در این فیلم هم به کار گرفته می‌شود. چیائو پنج سال از جوانی خود را فدا کرده، مغموم‌تر شده اما هنوز دست از ارزش‌های پیشین نکشیده فارغ از اینکه آن بیرون چه تغییرها که رخ نداده است.

صحنه‌ای وجود دارد که بین و چیائو به نزدیک آتش‌فشانی خاموش می‌روند و با یکدیگر تمرین تیراندازی می‌کنند؛ این صحنه با قاطعیت هم عنوان فیلم را شرح می‌دهد و هم دلیلی اقامه می‌کند برای مخاطب که چرا باید پیگیر این درام شد. چیائو در گفتگویی در مورد آتش‌فشان می‌گوید:

–        هر چیزی که تو دمای بالا بسوزه، خالص (پاک) می‌شه.

با این اوصاف وقتی که می‌گوییم «خاکستر، پاک‌ترین سفید است»، دقیقا از چه حرف می‌زنیم؟ سفید را غالباً به عنوان نمادی از شفافیت خطاب می‌کنند و وقتی چیزی تا حد خاکستر سوخت، احتمالاً آن‌قدر خالص می‌شود که جوهره راستین خود را نشان بدهد. روند کلی فیلم‌نامه و چینش کُنش‌ها بر همین بنیان است؛ جفتِ چیائو و بین در سلسله اتفاقاتی از سال 2001 تا 2018، می‌سوزند و جوهره راستین‌شان را نشان می‌دهند؛ یکی «جیانگ‌هو» واقعی از آب برمی‌آید و دیگری، خلاف تمام ادعاهایش می‌شود.

چین در 18 سال؛ برخی رستگار می‌شوند و برخی زمین‌گیر

ژانگ‌که برای پیش بردن داستان از سه پرده استفاده کرده است؛ البته نه ساختار نه سه پرده‌ای رایج. یک پرده در سال 2001 می‌گذرد و دیگری در سال 2006 و در آخر، فیلم در سال 2018 بسته می‌شود. هر کدام از این پرده‌ها ویژگی‌های قابل ذکر خود را دارند. در سال 2001، با یک درام صبور و ته‌مایه‌هایی از فیلم‌های گانگستری مواجه می‌شویم که در روایت خود عجله‌ای نمی‌کند، در واقع اصلاً مخاطب نمی‌داند که در این پرده هدف چیست؟ نمایشی مستندگونه از زندگی خلاف‌کاران زیر زمینی؟ به سختی جاذبه‌ای وجود دارد. بی‌راه نیست بگوییم که شاید کارگردان سعی در زدودن فَر و شکوه زندگی گانگسترها دارد؛ همان شکوهی که در فیلم‌های گانگستری چینی وجود دارد و از قضا، در صحنه‌ای، برادر بین و اعضای گروه مشغول تماشای فیلمی این چنینی‌اند.

در اصل آن‌چنان نگاه ضد دراماتیکی نسبت به این دست گروه‌ها وجود دارد که بعد از صحنه حمله افراد گنگ دشمن به برادر بین، تمام بزرگی یک رهبر گنگستری فرو می‌ریزد. پلانی رسید که برادر بین نسبت به همین مورد اقرار کرد و گفت کسی روز بعد آزادی از زندان، حتی به خوش‌آمدگویی‌اش نیامده است. تنها موجود بلعنده و توقف‌ ناپذیر فیلم «خاکستر، پاک‌ترین سفید است» چیزی نیست جز پیشرفت و مدرنیزه شدن دیوانه‌وار چین! پرده نخست، سال 2001 مصادف می‌شود با جان گرفتن بازار آزاد و رقابتی در چین. آن‌قدر خصوصی‌سازی پیش می‌رود که شرکت‌ها معادن ذغال سنگ را از دولت می‌خرند و خودشان تصمیم می‌گیرند که چطور با نیروهای کار آن اطراف، رفتار کنند. چین آن سال‌ها دیگر با اقتصاد کلان شناخته می‌شد و در همان حوالی به سازمان تجارت جهانی پیوست.

وقایع دنبال‌شونده در پرده دوم، از سال 2006 پیگیری می‌شود. درام فیلم حالا لطیف و کمیک‌تر شده و نویسنده، چیائو را در دنیایی به نمایش می‌گذارد که نسبت به پنج سال پیش گسترده‌تر شده و تقلای برای زندگی کردن هم به همین منوال، سخت‌تر شده است. کُنش‌های پی در پی این پرده، تلاش چیائو برای ملاقات با بین است که طنز دراماتیک، جایگزین دیدگاه مستندگونه شده است. تلاش او در آخر بی‌ثمر می‌ماند چرا که زمانه، از بین مردی رام ساخته و او دیگر قصد بازگشت به زندگی قبلی‌اش را ندارد.

کلیدواژه‌ای که سرتاسر این پرده به روابط انسانی نقش می‌زند، واژه «بی اعتمادی» است. روابط به وضوح پیچیدگی پیدا کرده و چیائو برای اینکه دوام بیاورد، یا باید مثل آن‌ها باشد یا خودش بماند. چیائو دومی را انتخاب می‌کند و به داچینگ و روستای خود، شانشی برمی‌گردد. در دنیای خارج از داستان در سال 2006، به علت ناایمن بودن کار در معادن ذغال سنگ و کشته شدن کارگران (این احتمال وجود دارد که پدر چیائو هم جزو این افراد باشد)، رونق این کار می‌خوابد و داچینگ و روستاهای مجاور بیشتر بر صنعت گردش‌گری روزگار می‌گذراندند.

پرده آخر، همان تصویرِ نوید زود هنگامی است که فیلم ما را در جریانش گذاشته بود: «خاکستر، پاک‌ترین سفید است». پس از 12 سال، سوختن چیائو او را عوض نکرده و هنوز در دنیای مردان، یک جیانگ‌هو غیر خلاف‌کارِ واقعیِ محترم است و بالعکس، بین مرد سقوط کرده‌ای است که بر اثر مصرف بسیار مشروب، دچار حمله عصبی و سپس افلیجی موقت شده است. بین که در یکی از صحنه‌های ابتدایی فیلم با وساطت در دعوایی، سبب خوار شدن مردی می‌شود و در یکی از صحنه‌های پایانی، توسط همان مرد خوار می‌شود. این حرکت نزولی برای بین و صعودی برای چیائو، جوری به موازات یکدیگر در 18 سال چیده شده که ناشی از تسلط ژانگ‌که به مضمون و سیر حرکت جامعه است.

جمع‌بندی؛ خاکستر، پاک‌ترین سفید است

زمان زیادی که ژانگ‌که در ابتدای فیلم برای درامی چنین کم کُنش می‌گذارد، شاید فیلم را از هدف اصلی‌اش دور کند اما در آخر و در پس پرده اول، فیلم مصرانه‌تر از قبل به کنش‌هایی که پدید می‌آورد، واکنش نشان می‌دهد. شاید آن شروع کم‌جان برای مخاطبی است مثل من که غیر بومی‌ام و با مسائل فرهنگی چین ناآشنا. در آخر، «خاکستر پاک‌ترین سفید است» حرف خود را در پلان‌های نهایی به کُرسی می‌نشاند و نگاه جامعه‌شناختی ژانگ‌که را به طور کامل عرضه می‌کند.

.کپی شد

https://vgto.ir/1ia

Let’s block ads! (Why?)

ادامه مطلب