فهرست بستن

برچسب: روزیاتو پروموت

روزیاتو: نقد فیلم نبات؛ چند میگیری گریه کنی؟

شهاب حسینی را بعد از فیلم برادرم خسرو در پرده سینما ندیدیم تا به امروز که با یک اثر سینمایی به نام «نبات» بازگشته است. نبات ساخته کارگردانی گمنام به نام پگاه ارضی است که اولین فیلم سینمایی خود را بعد از بازگشتش به وطن ساخته و خودش هم نویسندگی کار را بر عهده گرفته است. با وجود نابازیگران دیگر فیلم و کارگردان فیلم اولی نبات، این شهاب حسینی است که باعث جذب مخاطب نسبت به فیلم نبات می شود اما آیا نبات بازگشت شکوهمندانه‌ای برای این بازیگر بعد از دریافت جوایز بین‌المللی بازیگری است؟

نقد فیلم نبات

فیلم داستان پدر و دختری به اسم سعید ونبات را روایت می‌کند که این دو به تنهایی با یکدیگر زندگی می‌کنند. مادر نبات زمانی که او یک سال بیشتر نداشته در آتش سوزی مرده و پدر و دختر تقریبا هر جمعه سری به مزار او می‌زنند. نبات تقریبا هیچی از مادر خود نمی‌داند و پدرش در طی این ده یازده سال زندگی، هم نقش مادر را برای او ایفا کرده و هم نقش پدر به طوری که نبات برای روز مادر هم به او کادو می‌دهد.

نقد فیلم نبات

نبات علاقه وافری به مجسمه سازی دارد و در یک کلاس سفالگری نیز ثبت نام کرده؛ کلاسی که در آن با زنی به نام رویا آشنا می‌شود. رابطه عمیقی بین رویا و نبات آغاز می‌شود و رویا مانند مادر نداشته نبات او را دوست دارد اما به نظر می‌رسد که سعید از حضور رویا در کنار نبات واهمه دارد و هیچ علاقه‌ای به ادامه یافتن رابطه دخترش با این زن ندارد.

شاید شما هم با خواندن چند خط بالا توانسته باشید کمی تا قسمتی ادامه داستان را حدس بزنید ولی اگر هم قادر به انجام این کار نبودید، می‌توانم به شما قول بدهم که با دیدن فیلم و اکت‌های بازیگران به هنگام ادا شدن برخی دیالوگ‌های کلیدی، قطع به یقین داستان را خودتان پیش از آنکه فیلم قصد سورپرایز کردنتان داشته باشد می‌فهمید. شاید بتوان گفت تنها همان یک ربع ابتدایی فیلم است که می‌تواند خودش را جمع و جور کند و زمانی که گره‌های داستانی بعد از نیم ساعت اول فیلم یک به یک باز می‌شوند، می‌توانید به اشارات دقایق ابتدایی فیلم نیز سرکی بکشید و داستان را از این منظر هوشمندانه بدانید. اما هوشمندی داستان تنها در همین دقایق استوار خواهد بود و پس از اینکه فیلم وارد میانه دوم خود می‌شود، فیلمنامه عملا حرف خاصی برای گفتن ندارد.

نقد فیلم نبات

فیلم نبات حفره‌های زیادی در فیلمنامه دارد و با اینکه سعی شده به شدت احساسی (آن هم از نوع زنانه) تعریف شود ولی این مهم در یکی دو سکانس فیلم درست پیاده سازی شده و الباقی سکانس‌ها بیشتر از آنکه یک تم احساسی داشته باشند، لوس از آب در آمده‌اند. جدا از این لوس بودن و زرد بودن عمده صحنه‌های احساسی فیلم نبات، باید گفت که با فیلمی روبرو هستیم که نهایتا سه شخصیت اصلی دارد (نبات، سعید و رویا) اما در تمام مدت صد دقیقه‌ای فیلم هیچ یک از این شخصیت‌ها با وجود اینکه کارگردان زمان زیادی برای پروراندن آنها در اختیار دارد؛ از تک بعدی بودن در نمی‌آیند و برای مخاطب گمنام هستند. عدم پرداخت درست به شخصیت‌ها و گذشته هر یک از آنها باورپذیر نیست؛ به عنوان مثال اینکه فکر کنیم نبات ۱۱ ساله که از قضا دختر باهوشی هم هست، چطور تا به امروز هیچی از مادر خود نپرسیده و نمی‌داند به هیچ وجه با عقل و منطق جور در نمی‌آید.

نقد فیلم نبات

سعید و رویا نیز به عنوان زوج سینمایی فیلم با اینکه هنرپیشگان آنها یک بازی روان و قوی از خود به جای گذاشته‌اند، نتوانسته‌اند آن حسی که باید را داخل قاب تصویر در بیاورند. کارگردان (همانطور که گفته شد فیلمنامه نویسی نبات را نیز بر عهده داشته است) در خلق رابطه این دو سرسری عمل می‌کند و بسیار ناشیانه رفتار می‌کند. پگاه ارضی طوری دیالوگ‌های رد و بدل شده بین سعید و رویا را نوشته که انگار ناگهان چیزی یادش آمده که از آن غافل مانده و تصمیم می‌گیرد که با یک مکالمه عاشقانه‌ای که شبیه به مکالمات دختر و پسران ۱۵ ساله است، سر و ته عفلت خود را هم بیاورد. اصولا وضعیت دیالوگ‌نویسی در نبات وضعیت فاجعه‌بارتری نسبت به فیلمنامه دارد و در کل مدت زمان این اثر سینمایی شاهد ادا شدن دیالوگ‌هایی بی‌محتوا، بی سر و ته و نامربوط هستیم.

نقد فیلم نبات

بازیگر نقش نبات دختری است که به نظر می‌آید از سن نقش خود کمی بزرگتر است (او به هیچ وجه شبیه به یک دختر ده یازده ساله نیست) اما خارج از این مساله بازیگری بسیار ضعیفی از خود به اجرا می‌گذارد. خنده‌های مصنوعی و به زور مهربان جلوه دادن شخصیت نبات همان حسی را ایجاد می‌کند که کارگردان در سراسر فیلم خود آن را پخش کرده: تصنعی بودن و جبر کردن تماشاگر نسبت به اینکه فیلم را احساسی تلقی کند و با داستان آن همدلی و بغض کند.

نقد فیلم نبات

جدا از حیث محتوا و عملکرد بازیگران می‌توان به برخی نکات فنی فیلم نیز ایراداتی گرفت که با توجه به فیلم اولی بودن پگاه ارضی قابل چشم پوشی است. زاویه دوربین فیلم نبات در برخی مواقع بیشتر از آنکه شبیه به یک اثر سینمایی امروزی روی پرده نقره‌ای سینما باشد حالتی شبیه به سریال‌های تلویزیونی و یا فیلم‌های سینمایی دهه هفتاد به خود می‌گیرد. استفاده از موسیقی عملا در فیلم هدر رفته، با اینکه کارگردان زورگوی فیلم می‌توانست با استفاده از عنصر موسیقی بیشتر به هدفش (القا کردن غم و غصه به تماشاگر) برسد اما از این مهم غافل مانده است. آهنگساز فیلم شخص بزرگی مثل ناصر چشم آذر است اما کارگردان از قدرت او تنها در موسیقی تیتراژ پایانی به درستی بهره برده و در باقی سکانس‌ها همگونی خاصی بین موسیقی و روایت دیده نمی‌شود.

نقد فیلم نبات

نبات بیشتر شبیه به یک رمان عاشقانه ایرانی می‌ماند که ارزش ادبی چندانی ندارد، مانند کوه رمان‌های ایرانی که در چند سال گذشته در ویترین کتابفروشی‌ها جای آثار فاخر ادبی و رمان‌های قوی را گرفته‌اند و انصافا بازار و مارکت خوبی دارند. نبات نیز با نیم نگاهی به همین آثار و همچنین سریال‌های عاشقانه تلویزیونی ساخته شده است. شاید اگر نبات در قالب یک فیلم تلویزیونی (تله فیلم) ساخته می‌شد، ایراداتی که در آن مشاهده می‌شد به مراتب کمرنگ‌تر بود ولی فیلم حالا به اکران عمومی در آمده و از همه مهمتر بازگشتی برای یکی از بازیگران محبوب و قوی کشورمان حساب می‌شود. برگ برنده فیلم همانا شهاب حسینی است که مخاطب را به سینما می‌کشاند و می‌تواند با بازی قوی خود (علی رغم ضعف بسیاری که فیلمنامه نویس در خلق کاراکتر او داشته) فیلم را یک تنه ثابت نگه دارد و مانع از فروپاشی آن شود.

Let’s block ads! (Why?)

بازدیدها: 1

ادامه مطلب

روزیاتو: ۸ کاری که فضانوردان نمی توانند در فضا انجام دهند

حقیقت آن است که سفر به فضا، به از خود گذشتگی زیادی نیاز دارد. علاوه بر خطرات سفرهای فضایی و مسأله ی دوری از خانواده، جاذبه ی نزدیک به صفر فضا، شرایطی به وجود می آورد که بسیاری از امور روزانه ی فضانوردان را با محدودیت رو به رو می کند. در ادامه به ۸ کاری می پردازیم که فضانوردان نمی توانند در فضا انجام دهند.

۱- نمی توانند به همان شکل روی زمین گریه کنند

کارهای ممنوعه برای فضانوردان در فضا

فضانوردان در فضا هر طور که بخواهند می توانند بخندند، اما عمل گریه کردن در فضا بدون وجود نیروی گرانش، شکل کاملاً متفاوتی دارد.

وقتی از کریس هدفیلد، فضانورد کانادایی، در مورد گریه کردن در فضا پرسیدند، او گفت: «از چشم ها اشک میاد ولی قطره های اشک مثل یه توپ مایع به هم می چسبن. در واقع، موقع گریه کردن چشم ها یه کم میسوزن. تو فضا اشک چشم سرازیر نمیشه.»

اشک چشم ها در فضا می تواند به شکل یک توده ی بزرگ درآید و از چشم ها جدا شود، مگر اینکه فضانوردان اشک هایشان را با دستمال پاک کنند. به همین دلیل، در فضا می توانید اشک هایتان را مثل یک توپ شناور جلوی چشم هایتان ببینید.

۲- مواد غذایی ای مثل نان و نوشابه نمی توانند بخورند

در فضا، دشواری های حمل و خوردن بسیاری از مواد غذایی رایج آنقدر زیاد است که فضانوردان از آن ها محروم می شوند.

برای مثال، اگر فضانوردان درون فضاپیما تکه ای نان بخورند، خرده های نان می توانند به تجهیزات فضاپیما صدمه بزنند یا تصادفاً وارد بینی فضانوردان شوند. به همین دلیل از دهه ی ۱۹۸۰، در سفرهای فضایی از نان های تورتیلا استفاده می شود.

در خصوص نوشیدنی ها هم مصرف نوشیدنی های گازدار در فضا ممنوع است چون در جاذبه ی نزدیک به صفر فضا، گاز درون این نوشیدنی ها از آن ها جدا نمی شود.

نمک و فلفل هم از دیگر مواد غذایی ممنوعه در فضا هستند، چون شناور می شوند و ممکن است به تجهیزات فضاپیما صدمه بزنند یا تصادفاً وارد دهان، گوش ها یا بینی فضانوردان شوند. خوشبختانه، آژانس فضایی ناسا نوعی نمک و فلفل مایع تولید کرده که فضانوردان می توانند از آن ها استفاده کنند.

۳- با خودکارهای معمولی نمی توانند بنویسند

خودکارهای شرکت فیشر پن

استفاده از جوهر درون خودکار تنها با وجود نیروی گرانش امکان پذیر است. به همین دلیل، فضانوردان آمریکایی و روسی در فضا ابتدا از مدادهای نوکی برای نوشتن استفاده می کردند.

اما در سال ۱۹۶۵، شرکت فیشر پِن، نوعی خودکار اختراع کرد که به گونه ای طراحی شده بود که با فشار گاز نیتروژن به مخزن جوهر خودکار، جوهر به نوک آن سرازیر می شد و به این ترتیب خودکار به صورت سر و ته، در دماهای شدید یا زیر آب هم قابل استفاده بود. از این خودکارها هنوز هم استفاده می شود.

۴- برنامه ی خواب خود را نمی توانند با طلوع و غروب خورشید تنظیم کنند

در ایستگاه فضایی بین المللی، فضانوردان در طول هر ۲۴ ساعت، می توانند تا ۱۶ بار غروب خورشید را ببینند. به همین دلیل آن ها نمی توانند ساعت خواب خود را با طلوع و غروب خورشید تنظیم کنند. برای آنکه فضانوردان بتوانند در فضا خواب خود را با این شرایط ویژه تطبیق دهند، قبل از سفر، سخت تحت آموزش قرار می گیرند.

۵- مصرف مشروبات الکلی ممنوع است

گرچه یک بار در یکی از سفرهای فضایی سال ۱۹۷۲، فضانوردان در کنار غذای خود از مشروب استفاده کردند، اما واکنش منفی افکار عمومی به شراب خواری فضانوردان در فضا، باعث شد مصرف مشروبات الکلی در ایستگاه فضایی بین المللی ممنوع اعلام شود.

با این حال، از قرار معلوم فضانوردان روسی اجازه ی مصرف کنیاک (نوعی مشروب الکلی) را برای حفظ سلامت سیستم ایمنی خود دارند.

با این حال، ممنوعیت مصرف مشروبات الکلی در فضا دلیل علمی ندارد.

باز آلدرین، یکی از همسفران نیل آرمسترانگ در مأموریت معروف آپولو ۱۱ و دومین انسانی که قدم روی کره ماه گذاشته، در یکی از مصاحبه هایش گفته بود هنگام حضور بر روی کره ی ماه در آنجا شراب خورده بود، اما این مسأله هرگز رسانه ای نشده بود.

۶- نمی توانند از یک حمام گرم لذت ببرند

در فضا، فضانوردان باید تا حد ممکن از همه ی منابع موجود، به خصوص منابع آب، استفاده کنند، چون آب سنگین و حمل آن هزینه بردار است. فضانوردان در فضا امکان دوش گرفتن ندارند و به جای آن، با اسفنج حمام می کنند. آبی که برای این کار استفاده می شود از رطوبت هوا، ادرار، مسواک زدن، شستشوی دست ها و دیگر کارها به دست می آید.

در ایستگاه فضایی بین المللی، همه ی آب هایی که از رطوبت هوا و فضولات انسانی به دست می آیند، تصفیه شده و تبدیل به آب آشامیدنی می شوند. علاوه بر این، از آنجایی که روش کارآمدی برای شسشتوی لباس ها در فضا وجود ندارد، فضانوردان مجبورند لباس های تکراری بپوشند.

۷- نمی توانند مزه ی مواد غذایی را به همان صورت روی زمین حس کنند

در فضا حس چشایی فضانوردان می تواند به مرور تحلیل برود، اما بعد از بازگشت به زمین، مزه ی مواد غذایی را با شدت بیشتری نسبت به قبل حس می کنند.

یک علت احتمالی این مسأله آن است که در فضا، به دلیل نبود گرانش، حرکت مایعات درون بدن شکل دیگری پیدا می کند. به همین خاطر، مایعات به جای آنکه به طرف پاها حرکت کنند، به سمت سر می روند و می توانند مجراهای بینی را مسدود کنند. فرضیه ی دیگری که در مورد علت این مسأله مطرح شده این است که بوهای شدید درون کابین ایستگاه فضایی بین المللی، قدرت بویایی را از کار می اندازد و به دنبال آن حس چشایی هم مختل می شود.

۸- مدفوع کردن در فضا بسیار سخت است

مدفوع کردن در فضا از ادرار کردن هم سخت تر است. دستشویی فضاپیما هیچ دری ندارد و فقط با یک پرده از بقیه ی قسمت ها جدا می شود. به علاوه، فضانوردان باید خود را با یک تسمه ببندند تا در فضا شناور نشوند.

نبود جاذبه در فضا می تواند مشکلات ناخوشایندی به بار آورد، چون حتی تکه های مدفوع انسان هم می توانند به پرواز در بیایند.

Let’s block ads! (Why?)

بازدیدها: 1

ادامه مطلب

روزیاتو: دختران شیفته شهرتی که ترور برادر رهبر کره شمالی را با شوخی دوربین مخفی اشتباه گرفتند

تصاویر دوربین های مداربسته بسیار بی کیفیت اما بسیار کاربردی هستند و سیر یک ترور دولتی را ثبت کرده اند. ساعت ۹ صبح است که دوربین های مدار بسته فرودگاه بین المللی کوالالامپور تصوی مردی چاق در شلوار جین رنگ و رو رفته، تی شرت آبی و ژاکت خاکستری ثبت می کنند. او در حالی که از یک ترمینال شلوغ می گذرد ظاهری بسیار معمولی و ساده دارد در حالی که یک کوله پشتی سیاه از شانه اش آویزان است. سپس ناگهان از پشت سرش دو زن جوان که ظاهراً در کمین او بوده اند به او نزدیک شده و چیزی روی صورتش می پاشند و در ادامه از محدوده دوربین خارج می شوند. یکی از آن سویشرتی با لوگو LOL  با حروف بزرگ پوشیده است.

ترور برادر رهبر کره شمالی

اما قربانی طاس آن ها چندان خوشحال نیست و در حالی که به وضوح دردسر و ناراحتی خود را نشان می دهد از این موضوع به نیروهای امنیتی فرودگاه که او را به سمت مرکز درمانی فرودگاه مشایعت می کنند شکایت می کند، جایی که او روی یک صندلی دسته دار لم داده و رفته رفته آخرین نفس هایش را می کشد. بعد از ۲۰ دقیقه او می میرد. ترور سیاسی کیم جونگ نام، برادر ناتنی و بزرگ تر کیم جونگ اون، رهبر جوان کره شمالی، به چیزی شبیه داستان های تریلر مربوط به دوران جنگ سرد می ماند. این ترور بی شرمانه با برنامه ریزی بسیار دقیق و شیطانی در ۱۳ فوریه ۲۰۱۷، نه تنها بی اعتنایی و اهانت رهبر کره شمالی به عقاید جهانیان را نشان داد بلکه پیامی را در خود داشت که بسیاری از دشمنان کره شمالی به سختی آن را فراموش خواهند کرد.

ترور برادر رهبر کره شمالی

کیم جونگ نام، ۴۵ ساله، تنها رقیب قابل توجه رهبر کره شمالی، با عامل مرگبار اعصاب در روز روشن و در برابر چشم هزاران مسافر و دوربین های مداربسته، در خاک کشوری خارجی ترور شد. با این وجود، علیرغم وحشت و واکنش شدید جهانیان و دولتمردان به این ترور، جزییات بسیار اندکی در مورد شیوه انجام گرفتن ترور برادر رهبر کره شمالی منتشر شده است. در هفته های اخیر، دو زنی که این ترور را مرتکب شده بودند به شکلی بی سروصدا توسط مقامات مالزی آزاد شده اند که اکنون تایید شده نام یکی سیتی آسیه اهل اندونزی و دوان تی هونگ اهل ویتنام هستند و خود قربانی نقشه ای از پیش تعیین شده توسط ماموران کره شمالی شده اند.

ترور برادر رهبر کره شمالی

بانیان واقعی این ترور، مامورین کره شمالی با لباس های معمولی بوده اند که در هنگام انجام ترور هولناک برادر کره شمالی مشغول نگهبانی و زیر نظر داشتن ترمینال فرودگاه کوالالامپور بوده اند که اکنون در امنیت در پیونگ یانگ به سر برده و دادگاه های اندونزی هیچ دسترسی به آن ها ندارند. در ادامه مطلب می خواهیم نقشه پرجزییات، عجیب و زیرکانه ای که برای این ترور کشیده شده بود را با هم مرور کنیم.

  • این ترور توسط دو روسپی انجام گرفته که ابتدا توسط دوستان مرد خود که در واقع مامورین کره شمالی بوده اند با یکدیگر آشنا و بعد از مدتی دوست می شوند.
  • این دو که در رویای رسیدن به شهرت در اینترنت به سر می برند، فکر می کنند که قرار است در یک شوخی دوربین مخفی تلویزیونی شرکت کنند و وقتی که عامل اعصاب وی ایکس را به صورت کیم جونگ نام می پاشند و مرگی دردناک را برای او رقم می زنند هیچ نمی دانند که مشغول انجام یک ترور هستند.
  • گروهی از مامورین کره شمالی در روزهای قبل از ترور، کیم بیچاره و معشوقه اش را در شمال آسیای شرقی تعقیب می کردند.
ترور برادر رهبر کره شمالی

سیتی آسیه شهروند اندونزی (راست) و دوان تی هونگ شهروند ویتنام (سمت چپ)

مالزیایی ها قاتلان واقعی را دستگیر کرده و در یک معامله شرم آور و کثیف آن ها را آزاد می کنند. هیچ کسی به خاطر این قتل هولناک دستگیر و مجازات نمی شود و به نظر می رسد که چنین اتفاقی دیگر هیچگاه رخ نخواهد داد. در واقع کیم جونگ نام برای سال ها یک مرد مرده بود که راه می رفت. او که روزگاری وارث تاج و تخت دیکتاتوری کره شمالی در نظر گرفته می شد، به خاطر علاقه اش به کازینو، زنان و سرگرمی های غربی از چشم پدرش افتاد و مطرود شد. زمانی که بسیار جوان تر بود، نام در حال تلاش برای ورود به ژاپن با پاسپورت قلابی و ظاهراً به منظور دیدار از دیزنی لند توکیو دستگیر گردید. گفته می شود که این تحقیر تیر خلاصی بود که پدر دیکتاتورش، کیم جونگ ایل، دیگر نمی توانست آن را نادیده بگیرد.

بیشتر بخوانید: ۱۰ قانون جالب و باورنکردنی که تنها در کره شمالی خواهید دید

ترور برادر رهبر کره شمالی

کیم جونگ نام در کودکی

در سال ۲۰۱۷، کیم جونگ نام در یک تبعید خودخواسته در اقامتگاه های متعددی در شرق آسیا زندگی می کرد و روزگار خود را به قمار، میگساری و رفت و آمد با زنان مختلف می گذراند. وقتی که برادر کوچکترش، کیم جونگ اون در سال ۲۰۱۱ به کاخ ریاست جمهوری کره شمالی رسید، کیم جونگ نام که تنها رقیب قابل توجه رهبر جوان و جدید کره شمالی به شمار می آمد می دانست که نفس های زندگی او به شماره افتاده اند. زمانی که نام به کوالالامپور رسید یک بار مورد سوء قصد قرار گرفت. یکی از مامورین کره شمالی که از این کشور فرار کرده بود در سال ۲۰۱۲ به مامورین کره جنوبی گفته بود که رژیم کره شمالی یک راننده تاکسی را برای کشتن کیم جونگ نام از طریق یک تصادف ساختگی اجیر کرده بود و کیم جونگ نام تنها به این دلیل زنده ماند که برنامه سفرش را در آخرین لحظات تغییر داد.

ترور برادر رهبر کره شمالی

همان سال او نامه ای رقت انگیز و پر از التماسبه برادرش نوشت و از او خواست که از جانش بگذرد اما بیفایده بود. کیم جوان تر به این نتیجه رسیده بود که ایالات متحده قصد سرنگونی او را داشته و ممکن است از برادر سست عنصرش برای به چالش کشیدن اعتبار او استفاده کند. او که با کشتن دایی اش، وزیر دفاع و دیگر رقبا و مخالفین درونی اش، قبضه کامل قدرت در پیونگ یانگ را در دست گرفته بود ظاهراً برای ترورهای بیشتر نیاز به فکر نداشت. راه حل نهایی او برای پایان دادن به تهدید برادر ناتنی اش پس از محرز شدن تماس او با مامورین سازمان سیا بیش از پیش تثبیت شد. منابع خبری آگاه اعلام کرده اند که کیم جونگ نام، ۴ روز پیش از مرگ در جزیره لانگکاوی مالزی و در یک هتل و مرکز آب درمانی ۵ ستاره با یک مامور کره ای- آمریکایی دیدار کرده است.

ترور برادر رهبر کره شمالی

وی در این دیدار لپ تاپی پر از اطلاعات و اسناد را به مامور گفته شده تحویل می دهد که اطلاعات آن توسط این مامور منتقل شده و به طور کلی از روی لپ تاپ پاک می شوند. باور بر این است که سازمان سیا در مقابل صدها هزار دلار به کیم جونگ نام داده که در روزهای آینده صرف قمار می شد. اما مامورین کره شمالی در تمام این مدت ناظر رفتار برادر ناتنی رهبر کشورشان بودند و وقتی که نام تصمیم گرفت از لانگکاوی به کوالالامپور پرواز کند سرنوشت او تعیین شد. آماده سازی و برنامه ریزی برای ترور از ماه ها قبل آغاز شده بود و با عجیب ترین شکل ممکن. به نظر می رسد که مامورین کره شمالی زنان بسیاری را برای اجرای این نقشه در نظر گرفته بود که همگی زنانی زیبا و همگی روسپی بودند و در نهایت سیتی ۲۵ ساله و هونگ ۲۷ ساله برای انجام این نقشه انتخاب شدند.

ترور برادر رهبر کره شمالی

سیتی که از همسرش جدا شده و یک فزند پسر داشت، دختر یک کشاورز اندونزیایی بود اما از کریسمس ۲۰۱۶ در مالزی به روسپیگری روی آورده بود. او روزها در هتل فلامینگو کوالالامپور خدمات جنسی و ماساژ ارائه می داد و در اوقات بیکاری نیز به عنوان روسپی با نام مستعار «کِلی» کار می کرد و در یک کافه ساحلی که اتفاقاً یکی از مکان های مورد علاقه کیم جونگ نام نیز بود به مشتریان خارجی سرویس جنسی می داد. در یکی از ساعت های اول صبح روز ۵ ژانویه ۲۰۱۷، در خارج از این کافه بود که یک راننده مالزیایی به نام جان به سیتی نزدیک می شود. این راننده ظاهراً توسط مامورین اهل کره شمالی استخدام شده بود تا زنانی را برای انجام یک شوخی ویدیویی یوتیوبی پیدا کند. سیتی موافقت می کند که صبح روز بعد با مردی دیگر به نام جیمز در قسمت استراحت یک مرکز خرید بزرگ ملاقات کند، جایی که او با یک مرد جوان خوش قیافه و شیک پوش مواجه می شود.

ترور برادر رهبر کره شمالی

دوان تی هونگ

جیمز یکی از مامورین مخفی کره شمالی بود. وقتی این دو ملاقات کردند او خود را یک مرد ژاپنی معرفی کرده و چنان انگلیسی را بد صحبت می کرد که سیتی برای فهمیدن صحبت های او به گوگل ترنسلیت مراجع کرد. با این وجود، جیمز او را متقاعد کرد که سیتی زیبایی لازم برای رسیدن به شهرت در اینترنت را داشته و سیتی نیز حرف های او را باور کرد. به گفته منابع اطلاعاتی ویتنامی، هونگ نیز چند هفته قبل به استخدام مامورین کره شمالی درآمده بود. او نیز مانند سیتی تشنه شهرت تنها ۶ ماه از حضور بسیار کوتاهش در یک برنامه استعدادیابی ویتنامی می گذشت. او تنها ۲۰ ثانیه در این برنامه دوام آورد که تجربه دردناکی بود اما او این شکست را پایان کار خود نمی دانست.

بیشتر بخوانید: ۲۴ واقعیت باورنکردنی و عجیب در مورد کیم جونگ اون؛ رهبر جنجالی کره شمالی [قسمت دوم]

ترور برادر رهبر کره شمالی

سیتی آسیه

در دسامبر ۲۰۱۶، دوان تی هونگ در هانوی، ویتنام، روسپیگری می کرد و تصاویری از صورت عروسکی خود را در سایت های جنسی برای جلب توجه توریست های جنسی ثروتمند اهل کره جنوبی منتشر می کرد. سیتی و هونگ چیزی از یکدیگر نمی دانستند اما همان داستان دوربین مخفی و شوخی یوتیوبی برای هر دوی آن ها بیان شده بود. استخدام کنندگان به آن ها گفته بودند که کارشان ساده است: تنها کاری که باید می کردند این بود که یک سری شوخی بی خطر را در مراکز خرید و فرودگاه ها انجام دهند. آن ها باید به پشت اهداف خود رفته و سپس در حالی که دوربین ماجرا را ثبت می کرد مقداری روغن بچه روی صورت آن ها بپاشند. آن ها برای هر بار انجام این کار ۷۵ پوند دستمزد می گرفتند. ظاهراً شهرت در اینترنت در انتظار این دو زن بود. زن سومی که در کوالالامپور استخدام شده بود نیز در لحظات آخر کنار گذاشته شد زیرا درخواست دستمزد بیشتری کرده بود.

ترور برادر رهبر کره شمالی

سیتی و هونگ که شهرت چشم آن ها را کور کرده و فکر می کردند با یک کار ساده به دستمزدی قابل توجه و شهرت در اینترنت می رسند هیچگاه به عجیب و غیرعادی بودن کاری که قرار بود انجام دهند توجه نکردند. در این مدت، کیم جونگ نام وقت خود را در کشورهای شمالی شرقی آسیا به میگساری در کنار معشوقه اش می گذراند. سو یونگ را، ۴۱ ساله، که قبلاً مهماندار خطوط هوایی کره شمالی بود در آن روزگار در ماکائو در کنار نام زندگی می کرد که پر از کازینو بوده و فاصله بسیار کمی با هنگ کنگ داشت. آیا یونگ را به نامزد خود خیانت کرده است؟ بسیاری بر این باورند. از زمان ترور کیم جونگ نام هیچ ردی از این زن وجود ندارد و جالب این که در سفر مرگ نام و بدون هیچ دلیل مشخصی در کنار او قرار نداشت.

ترور برادر رهبر کره شمالی

کیم جونگ نام لحظاتی بعد از حمله در حال صحبت با نیروهای امنیتی فرودگاه

در همین اثنا اما مامورین کره شمالی نقشه ترور را به مقدار قابل توجهی و در یک ماه بازی موش و گربه به مراحل آخر خود نزدیک کرده بودند. سیتی به فنوم پن در کامبوج پرواز کرده و در آنجا چندین شوخی دوربین مخفی تحت سرپرستی جیمز انجام داد. سپس از او خواسته شد بلیطی به مقصد ماکائو خریداری کرده و در ادامه به کوالالامپور برگردانده شد. برنامه های کیم جونگ نام هیچگاه مشخص و از قبل تعیین شده نبود اما تحرکات او در یک منطقه و وسعت مشخص صورت می گرفت. شب قبل از ترور، سیتی در کافه ای در کوالالامپور ۲۵ سالگی خود را جشن گرفت، جایی که در ویدیویی که توسط دوربین تلفن همراه گرفته شده از کار و بار جدید خود برای رسیدن به شهرت در یوتیوب صحبت می کند. در این فایل ویدیویی شنیده می شود که یکی از دوستان سیتی می گوید سیتی به زودی به یک سلبریتی تبدیل خواهد شد.

ترور برادر رهبر کره شمالی

چند ساعت بعد سیتی توسط یک تاکسی به فرودگاه بین المللی کوالالامپور برده می شود تا مانند دفعات قبل یک سری شوخی دوربین مخفی انجام دهد، اگر چه استخدام کنندگانش به او می گویند که هدف امروزش کمی متفاوت است. آن ها می گویند که هدف بعدی رییس خود آن هاست و آن ها می خواهند او را دست بیندازند. در صحبت هایی جداگانه به سیتی و هونگ گفته می شود که رییسشان از دختران زیبا خوشش می آید و در ادامه یادآور می شوند که او مرد بدعنقی است و ممکن است واکنش بدی به این شوخی نشان دهد. به آن ها گفته می شود که شوخی خود را به سرعت انجام داده، سپس عذرخواهی کرده و به سرعت از محل دور شوند. لازم به ذکر است که این دو زن تا زمان انجام عملیات از یکدیگر جدا نگه داشته شده بودند و گفته می شود که احتمالاً هر کدام حامل عامل اعصاب مجزا در وسیله شوخی خود بوده اند که تنها در صورت ترکیب شدن می توانست تاثیر کشنده داشته باشد. سپس عملیات انجام شده و سیتی و هونگ با شستن دست هایشان از فرودگاه خارج  می شوند.

آن ها نمی دانستند که قربانی شوخی اخیر آن ها دقایقی بعد از کار آن ها به شدت بیمار شده و در مرکز درمانی فرودگاه به دلیل از کار افتادن قلب و دیگر ارگان های بدن جان باخته است. دوربین های مدار بسته تصویر یکی از ماموران کره ای که بی صدا در آن سوی در ورودی مرکز درمانی فرودگاه نظاره گر است را ثبت کرده اند. بعد از این که مطمئن می شود نقشه موثر بوده و کار نام تمام است، این مرد آرام و بی صدا محل را ترک می کند. ظاهراً از قبل هشدارهایی در مورد ترور به کیم جونگ نام داده شده بود زیرا در کیف او تعداد زیادی آمپول پادزهر عامل اعصاب یافت شده است. اما عملیات ترور چنان سریع و موثر انجام شد که به سردرگمی او منتهی شده و او نتوانست با تزریق این آمپول ها جان خود را نجات دهد. همچنین در کیف او ۱۲۴٫۰۰۰ پوند پول نقد و همان لپ تاپی که با آن مدارک و اطلاعات را به مامور کره ای داده بود پیدا شد.

ترور برادر رهبر کره شمالی

همان شب سیتی در یکی از اتاق های هتل و در حال سرویس دادن به مشتریانش دستگیر شد. در ابتدا او دستگیری اش را باور نکرده و فکر می کرد این هم بخشی از شوخی دوربین مخفی همیشگی است و انتظار داشت خیلی زود آزاد شود. اما وقتی پلیس مالزی خبر ترور برادر رهبر کره شمالی را به او نشان دادند، سیتی متوجه واقعیت ماجرا شده و به گریه افتاد. هونگ که هنوز از تروری که توسط او و سیتی انجام شده بود خبر نداشت روز بعد به فرودگاه کوالالامپور بازگشت و دنبال استخدام کنندگان خود می گشت. آن ها به یکباره ناپدید شده و ۷۵ پوند شوخی آخر را به او نپرداخته بودند. اتفاقاتی که پس از آن رخ داد یک رسوایی سیاسی بود. ۴ نفر از مامورین کره شمالی، از جمله جیمز که نام واقعی او ری جیو او بود، پیش از افشای ترور به سفارت کره شمالی در کوالالامپور مراجعه کرده و پس از یک ماه درگیری سیاسی به کره شمالی پرواز کردند و در مقابل نیز کره شمالی گروهی از شهروندان مالزیایی که در کره شمالی به گروگان گرفته بود را آزاد کرد.

ترور برادر رهبر کره شمالی

این ترور و آزادی عاملان آن یک پیام روشن از طرف کیم جونگ اون داشت: او می تواند از قتل هایی که با خونسردی در داخل و خارج از کشور انجام می دهد بدون هیچ دردسری قسر در برود. این موضوع ترس بر اندام سیتی و هونگ انداخته که از آن زمان تاکنون در خانه های امن پلیس و بدور از اعضای خانواده شان نگهداری می شوند. این دو در کشورهای خود به سر می برند و بسیاری بر این باورند که زندگی آن ها نیز در معرض تهدید مامورین مخفی کره شمالی قرار دارد. اما زنده ماندن و نمردن آن ها همراه با کیم جونگ نام خود یک راز جالب دیگر است زیرا در معرض این عامل قرار گرفتن مساوی با مرگ است و هنوز کسی نمی داند که آیا می توان این عامل را به دو جزء بی خطر تبدیل کرد که تنها در صورت ترکیب مرگبار می شوند یا خیر. برخی دیگر بر این باورند که دلیل زنده ماندن آن ها تنها این بوده که آن ها بلافاصله دست هایشان را شسته اند.

ویدیو واضح مربوط به انجام ترور را در این لینک مشاهده کنید.

بیشتر بخوانید: ربوده شدن هزاران شهروند خارجی توسط مقامات امنیتی کره شمالی برای آموزش جاسوسی

Let’s block ads! (Why?)

بازدیدها: 2

ادامه مطلب