فهرست بستن

برچسب: دایس

نبرد برای بقا در تریلر جدید بخش بتل رویال بتلفیلد 5 [تماشا کنید]

مد بتل رویال بتلفیلد 5 که با نام فایراستروم شناخته می‌شود، هفته‌ آینده از طریق یک بروزرسانی به بازی اضافه خواهد شد. به همین مناسبت، استودیو دایس تریلر جدیدی منتشر کرده است که نگاه‌ دقیق و خلاصه واری به این مد می‌اندازد.

با توجه به تریلر جدید بتلفیلد 5، کاربر می‌تواند در مد فایراستورم از 17 وسیله‌‌ی نقلیه‌ی مختلف برای جابجایی بین نقاط مختلف نقشه استفاده کند. این وسائل نقلیه تنها به خودروها محدود نمی‌شود و در این مد شاهد نوع خاصی از هلی کوپتر و قایق‌ هستیم. همچنین نقشه‌ی طراحی شده برای فایراستورم ده برابر بزرگترین نقشه‌ی این سری بازی‌، یعنی هامادا است.

در بخش دیگری از تریلر، مشاهده می‌کنیم که مکان‌هایی تحت عنوان Vehicle Lockup در نقشه‌ی فایراستورم وجود دارد. این لوکشین‌ها شامل خودروهای بسیار کمیاب همانند تانک‌ها می‌شود که برای دسترسی به آن‌ها نیاز به صرف زمان زیادی هست. این موضوع به کاربر و هم تیمی‌هایش بستگی دارد که ریسک را پذیرفته و برای دسترسی به این مکان تلاش کند، زیرا در این حین ممکن است مورد حمله‌ جوخه‌های دیگر قرار گیرند.





طبق آن چیزی که در تریلر جدید بتلفیلد 5 نمایش گذاشته شد، اسلحه‌ها و گجت‌های موجود در فایراستورم در 3 دسته‌ی معمولی، کمیاب و اپیک تقسیم می‌شوند. اسلحه‌هایی که دارای ویژگی‌های مثبت بسیاری هستند، معمولاً در گاو صندوق‌ها قرار گرفته‌اند که باز کردن آن‌ها زمانبر است و در این حین باید توجه ویژه‌ای به محیط اطراف داشت.

مد بتل رویال بازی بتلفیلد 5 از 64 کاربر به طور همزمان پشتیبانی می‌کند. کاربران می‌توانند با توجه به سلیقه‌ی خود به صورت تکنفره، دو نفره یا جوخه به رقابت با یکدیگر بپردازند. طبق اعلام سازندگان، بروزرسانی مربوط به مد فایراستروم در روز دوشنبه، پنجم فروردین ماه، منتشر می‌شود. در ضمن، این بروزرسانی رایگان بوده و تمامی کاربران می‌توانند آن را دریافت کنند.

در پایان، لازم به ذکر است که بازی بتلفیلد 5 هم اکنون برای سه پلتفرم پلی استیشن 5، ایکس باکس وان و پی سی در دسترس قرار دارد.

Let’s block ads! (Why?)

بازدیدها: 2

ادامه مطلب

بررسی بازی Battlefield V؛ قربانی حاشیه و جنجال

اگر این دو الی سه هفته اخیر و تمامی حواشی فال اوت ۷۶ را نادیده بگیریم، به جرات می‌توان گفت Battlefield V جنجالی‌ترین بازی امسال بوده است. آخرین نسخه از سری بتلفیلد ابتدا به بدترین شکل ممکن با تریلری بسیار ضعیف معرفی شد. بعد از آن دایس و الکترونیک آرتز هنگام مواجه شدن با انتقاد و شکایت تند طرفداران، ترجیح دادند آن‌ها را تحصیل نکرده خوانده و به راحتی بگویند «اگر بتلفیلد ۵ را دوست ندارید، این بازی را نخرید».

در نهایت نسخه بتا بازی که شهریور ماه منتشر شد، نشان داد که حتی Battlefield V از لحاظ فنی و گیم‌پلی نیز از ایرادات بزرگی رنج می‌برد. همین موضوع هم باعث تا بسیاری از کسانی که بازی را پیش‌خرید کرده بودند، پشیمان شده و خرید خود را لغو کنند.

در مطلب دیگری که چندی پیش منتشر شد، سعی کردم مفهوم SJW را کمی روشن‌تر کنم و توضیح دهم چرا بتلفیلد ۵ احتمالا شکست می‌خورد. هنوز برای قضاوت زود است و زمان کمی از انتشار بازی گذشته اما فروش Battlefield V در هفته ابتدایی ۶۳ درصد کمتر از نسخه قبلی بوده، دو فروشگاه بزرگ آمریکا قیمت بازی را ۳۰ دلار کاهش دادند و Best Buy نیز نسخه فیزیکی را با قیمت ۴۰ دلار برای تمامی پلتفرم‌ها به حراج گذاشته است.

حالا می‌دانید در چنین شرایطی بدترین اتفاقی که ممکن است بیافتد، چیست؟ اینکه Battlefield V حالا که با تاخیر یک ماهه منتشر شده، واقعا بازی خوبی باشد و تمام زحمات تیم ساخت قربانی اشتباهات تیم مارکتینگ و سیاست‌های غلط الکترونیک شود. متاسفانه این اتفاق افتاده است.

  • سازنده:‌ DICE
  • ناشر: Electronic Arts
  • پلتفرم‌ها: ایکس باکس وان، پلی استیشن ۴ و پی سی
  • پلتفرم بررسی: پلی استیشن ۴

کوتاه، متفاوت و تکراری

بخش داستانی بتلفیلد ۵ را می‌توان به راحتی می‌توان با سه صفت بالا توصیف کرد. بخش تک نفره که حالا از نسخه قبلی به بعد War Stories نام دارد، هیچ وقت تمرکز اصلی سری بتلفیلد نبوده است و طرفداران بازی هم این نکته را به خوبی می‌دانند. اما بر خلاف وعده‌های دایس و الکترونیک آرتز، بخش داستانی این نسخه ناقص‌ترین و کوتاه‌ترین در سری است؛ البته اگر نسخه‌های فاقد قسمت تک نفره را نادیده بگیریم.

بخش تک نفره بتلفیلد ۵ شامل چهار داستان می‌شود که در مقایسه با نسخه قبلی، یک داستان یا همان Story کمتر است اما نکته عجیب‌تر اینکه در حال حاضر تنها سه قسمت در دسترس بوده و داستان پایانی این بخش تازه قرار است در چند روز آینده منتشر شود.

هر کدام از این داستان‌ها هم با وجود آنکه به سراغ وقایع و جبهه‌هایی متفاوت و کمتر شنیده شده از جنگ جهانی دوم می‌روند، خود در ساختار و طراحی روندی تکراری دارند.

هر مرحله با مقدمه‌ای حماسی و هیجان‌انگیز آغاز می‌شود، به نقطه‌ای می‌رسد که فکر می‌کنید به پایان رسیده اما با یک پیچش داستانی نیمه دوم داستان کلید می‌خورد، حالا باید به تنهایی چند آبجکت(از کامیون گرفته تا ایستگاه‌های رادیویی) را منفجر کنید و در آخر به میان پرده انتهایی برسید. در مرحله بعدی این سیر دوباره عینا تکرار می‌شود.

بر خلاف بتلفیلد ۱ که هر کدام از مراحل داستانی آن روی جنبه‌های مختلف گیم‌پلی چون وسایل نقلیه تمرکز داشت، Battlefield V به سبک نسخه چهارم محیط‌های بزرگی را در اختیار مخاطب قرار می‌دهد که برای رفتن از نقطه‌ای به نقطه دیگر می‌توانید از وسایل نقلیه موجود استفاده کنید.

اما این وسایل نقلیه تقریبا هیچ وقت به کار نمی‌آیند و هر سه مرحله به طرز عجیبی روی پیشروی به صورت مخفی‌کاری اصرار دارند که متاسفانه سیستم و مکانیزم آن کم ایراد هم نیست.

در کل این بخش زودتر از آنچه که فکرش را بکنید به پایان می‌رسد، اما در همان مدت به شدت تکراری و کلیشه‌ای می‌شود و تنها هر از چند گاهی برخی نوآوری‌های کوچک چون استفاده از چوب اسکی در کوهستان‌های نوروژ یا تلاش برای زنده ماندن در سرمای کشنده آن تا حدودی طراحی تکراری مراحل را کمرنگ‌تر می‌کند.

نسخه بتا را فراموش کنید

اما با تجربه کردن بخش چند نفره بازیست که تازه می‌فهمید بتلفیلد ۵ در دو ماه گذشته چقدر تغییر کرده. سیستم ریوایو یا همان نجات دادن هم‌تیمی‌ها که یکی از بزرگترین معضل‌ها در نسخه بتا بود، حالا به لطف سرعت بیشتر خالی شدن نوار آن و نزدیک شدن زمان ریوایو به زمان ریسپاون شدن، به هیچ وجه به اندازه گذشته آزاردهنده نیست.

البته همچنان بارها پیش خواهد آمد با چنین منظره عجیب و نه چندان جالبی رو به رو شوید که چند سرباز دشمن زخمی روی زمین می‌غلتند و برای کمک فریاد می‌زنند و شما هم نمی‌توانید برای خلاص کردن آن‌ها کاری کنید.

انیمیشن نسبتا طولانی ریوایو کردن و لزوم قرار گرفتن در حالت نیمه نشسته هم باعث می‌شود که هم‌تیمی‌هایتان بسیاری از اوقات برای نجات دادن شما خود در معرض آتش دشمن قرار بگیرند و برای همین ترجیح دهند شما را در همان وضعیت به حال خودتان رها کنند.

مقدار زمان Time To Kill یا همان مقدار زمانی که طول می‌کشد تا دیگران را از پا در آورید، از نظر من حالا در ایده‌آل‌ترین حالت ممکن قرار دارد که با گان‌پلی روان و سریع‌تر این نسخه هماهنگ بیشتری دارد اما خبرهایی شنیده می‌شود که دایس قرار است به زودی این زمان را افزایش دهد.

یکی دیگر از ایرادات نسخه بتا، طراحی ضعیف دو نقشه آن به خصوص روتردام بود. در نسخه اصلی هم روتردام همچنان تقریبا به همان اندازه احمقانه است و تنها به خاطر نورپردازی بهتر و راحت‌تر دیده شدن سربازها، ایرادات آن کمتر به چشم می‌آید. اما خبر خوب این است که تمامی نقشه‌های دیگر بازی حتی از بتلفیلد ۱ هم بهتر هستند و هر کدام چون نسخه‌های قبل‌تر این سری چالش‌ها و محدودیت‌های خاصی را برای بازیکن‌ها ایجاد می‌کنند.

مهمات کم سربازها که در نسخه بتا هم به نظر می‌رسید خوب یا بد بودن آن بیشتر سلیقه‌ای است، در نسخه نهایی با کمی افزایش و اضافه شدن جعبه‌های مهمات در کنار آبجکتیو‌ها منطقی‌تر شده و در کنار آن با کوچک‌تر شدن هیت‌باکس‌ها (آن مربع یا مستطیل فرضی که برای اثرگذاری گلوله در نظر گرفته می‌شود) دیگر کلاس تک‌ تیرانداز چون گذشته بیش از حد قدرتمند و آزاردهنده نیست.

مورد مهم دیگر تغییراتی است که روی هواپیماها اعمال شده تا دیگر چون نسخه بتا بی‌کاربرد نباشند. زدن هواپیماها به آسانی گذشته نیست چرا که هم سلاح‌های ضدهوایی و هم رایفل‌ها آسیب کمتری می‌زنند و همچنین خوشبختانه سرعت این پرنده‌های آهنی بیشتر شده است. اما از طرفی حالا تانک‌ها بسیار آسیب‌پذیر هستند و در بسیاری موارد با تنها دو کلاهک انفجاری لانچر پنزرفاست کاملا منفجر می‌شوند.

حالت‌های جدید، بهترین ویژگی بتلفیلد ۵

تقریبا با عرضه هر نسخه از بتفیلد، مدها یا همان حالت‌های بازی جدیدی به این سری اضافه می‌شود اما مدهای قدیمی هم گاهی آنقدر تغییر می‌کنند که یکی از آن‌ها از محبوب‌ترین مد در نسخه قبلی به حالتی معمولی و نه چندان جالب در نسخه‌های بعدی افت می‌کند.

در تمامی نسخه‌های ابتدایی، مد کانکوئست پرطرفدارترین بود تا آنکه در بتلفیلد ۳ حالت جدیدی به نام راش اضافه شد و بسیاری آن را بهترین بخش بازی خطاب کردند. اما با عرضه بتلفیلد ۱ و رفتن به جنگ جهانی اول، همه نگاه‌ها به مد جدید Operations معطوف و در عوض مد راش به خاطر مشکلات فراوانش به انتخاب‌های آخر بازیکنان تبدیل شد.

دایس با اضافه کردن ویژگی‌های جدیدی به مد آپریشنز که البته الان Grand Operations نام دارد، همچنان کاری کرده تا این حالت یکی از لذت‌بخش‌ترین مودهای Battlefield V باشد. در واقع نبردهای این مود سه روز (در دنیای بازی) به طول می‌انجامد و عملکرد تیم‌ها در هر روز روی منابع و تعداد نفرات در جنگ بعدی تاثیر می‌گذارد. تنها مشکل این است که گاهی با انتخاب این مود وارد روز دوم یا سوم آپریشنز می‌شوید که بسته به عملکرد تیم در نبردهای قبلی ممکن است شرایط چندان برایتان خوشایند نباشد.

اما ستاره اصلی این نسخه به نظر من دو حالت جدید Breakthrough و Frontlines است، این دو مد که ترکیبی از دو حالت راش و کانکوئست به همراه چند المان تازه به حساب می‌آیند، به خوبی جای خالی راش در بتلفیلد ۵ را پر می‌کنند.

فرانتلاین و برک ترو هر دو روندی خطی و سنگر به سنگر دارند که در عین حال هر لحظه امکان دارد نتیجه جنگ کاملا برعکس شود. در واقع هر دو تیم باید مجموعی از نقاط یکسان را به ترتیب و پشت سر هم به تصرف خود در آورند تا بتوانند در آخر به مقر اصلی تیم حریف برسند.

همین طراحی سبب شده تا درگیری‌ها در این دو حالت نظم بیشتری به خود گرفته و حتی تاکتیکی‌تر شود. از طرفی اگر شما هم معتقد هستید که ۶۴ نفر برای بسیاری از نقشه‌های بازی کمی زیاد است و دلتنگ سرورهای ۳۲ نفره نسل قبل شدید، دیگر مود فرانتلاین کاملا مخصوص شماست.

با وجود اینکه حالت بتل رویال Battlefield V قرار است تازه سال ۲۰۱۹ عرضه شود و هنوز هم چند روزی تا اضافه شدن مود Tides of War زمان باقی مانده، از همین حالا می‌توان همین دو مود جدید و نسخه کامل‌تر آپریشنز را بهترین ویژگی بتلفیلد امسال دانست.

گان‌پلی سرعتی و کم‌نقص، دومین دلیل موفقیت

بتلفیلد ۵ را از لحاظ جلوه‌های بصری و صداگذاری می‌توان چون گذشته یکی از بهترین‌های سال دانست. تخریب‌پذیری بهتر و اضافه شدن انیمیشن‌های جدیدی چون پریدن از پنجره‌ها و یا خزیدن روی زمین به سمت عقب همه از تغییرات و ویژگی‌های تازه‌ای هستند که برای اولین بار در Battlefield V به این سری اضافه شدند.

اما به خاطر شباهت اتمسفر این نسخه با بتلفیلد ۱ و حتی یکسان بودن بسیاری از سلاح‌ها، در نگاه اول بتلفیلد ۵ از لحاظ ظاهری و گرافیکی بی‌نهایت شبیه به نسخه قبلی است. این حس ولی تنها پس از چند ساعت تجربه بازی به لطف گان‌پلی سریع و نرم‌تر این نسخه تقریبا از بین می‌رود.

به نظر می‌رسد که تمرکز اصلی استودیو سازنده در این دو سال روی این بخش و به طور کلی‌تر گیم‌پلی بازی بوده است. خوشبختانه بخش شخصی سازی متنوع‌تر Battlefield V که هم اجازه تغییر سلاح‌ها و هم ظاهر کاراکترها را در اختیارتان قرار می‌دهد، این نسخه را به تجربه‌ای جذاب‌تر و حتی فکر شده‌تر از قبل تبدیل می‌کند.

سیستم ارتقای سلاح‌ها که برای اولین بار به این سری اضافه شده، با وجود آنکه کمی در تناقض با جنبه‌های نسبتا واقع‌گرایانه این سری است اما به هر صورت محدودیت‌های رفتن به دورانی چون جنگ جهانی دوم را دور زده و همزمان ارزش استفاده بیشتر از سلاح‌ها با تنظیمات مختلف را بالا‌تر می‌برد.

محتوای ناقص و باگ‌های فراوان

بزرگترین ایرادی که در حال حاضر چون ابری سیاه بیشتر ویژگی‌های مثبت بازی را پوشانده و مانع از رسیدن نور آن‌ها به مخاطب می‌شود، محتوای بسیار ناقص Battlefield V است. به نظر می‌رسد در چند ماه اخیر تیم سازنده به قدری مشغول بهینه‌سازی بازی و رفع ایرادات بوده که مجبور شده است حتی بعد از یک ماه تاخیر این نسخه را با کمترین محتوای ممکن عرضه کند.

بعضی اوقات به خاطر باگ نمی توان از دوربین روی سلاح ها استفاده کرد.

بخش بتل رویال که در هنگام معرفی بسیار روی آن مانور داده شد، در سال ۲۰۱۹ میلادی به بازی اضافه می‌شود. قسمت چهارم مراحل داستانی بتلفیلد ۵ و مود آنلاین Tides of War نیز در چند روز آینده عرضه خواهد شد.

تعداد سلاح‌های هر کلاس هم حتی نسبتا کمتر از نسخه‌های قبلی است. با وجود آنکه قسمت‌های ذکر شده در بالا و حتی تمامی بسته‌های الحاقی Battlefield V قرار است به صورت رایگان به بازی اضافه شوند اما در هر صورت جدیدترین نسخه سری بتلفیلد با این محتوای ناقص بیشتر حکم یک بازی ارلی اکسزز یا همان دسترسی زودهنگام را دارد.

باگ‌های گرافیکی و فنی بازی هم گاهی تعدادشان فراتر از حد منطقی و قابل انتظار است. بخشی از این باگ‌ها و گلیچ‌ها نیز فراتر از مواردی چون فرو رفتن کاراکترها در همدیگر یا اشیا بوده و برای همین می‌تواند روی عملکرد شما در یک بازی رقابتی تاثیر بگذارد. برای مثال در یک هفته تجربه بازی، بارها پیش آمد که دوربین یا رفلکس روی سلاح کار نکرده و به اشتباه روی بخش پایین‌تری زوم کند. تا زمانی که دوباره اسپاون نشوید، این مشکل حل نمی‌شود و تقریبا تیراندازی به سوی دشمنان را غیرممکن می‌کند.

چندین بار در نقشه Hamada و در مود فرانتلاین هم پیش آمده که با صفر شدن تعداد تیم حمله کننده، همچنان بازی تا پایان زمان تعیین شده ادامه پیدا کرده و به نظر می‌رسد این باگ عجیب روی تمامی پلتفرم‌ها هم مشاهده می‌شود. باگ‌های کم اهمیت‌تر هم را به وفور در بررسی ویدیویی بازی خواهید دید.

سخن پایانی

همانطور که در مقدمه بررسی هم گفتم، Battlefield V واقعا دنباله‌ای خوب و به جد رقیبی مهم برای بلک آپس ۴ (بررسی دیجیاتو) به حساب می‌آید. البته همانطور که خواندید بازی بی‌ایراد هم نیست اما خوشبختانه این مشکلات به شکلی هستند که به راحتی می‌توان انتظار داشت تا در آینده بسیار نزدیک و با بروزرسانی‌های بعدی مرتفع شوند.

محتوای ناقص بتلفیلد ۵ هم شاید تا چند روز یا چند ماه آینده کمی به ارزش تکرار و سرگرم کنندگی بازی لطمه بزند اما با اضافه شدن بخش‌های تکمیلی و انتشار بسته‌های الحاقی دیگر این ایراد هم از بین می‌رود. در هر صورت بتلفیلد یکی از آن‌ شوترهای چند نفره‌ای به شمار می‌رود که بقای آن کاملا به پشتیبانی خوب و درست سازنده‌ها وابسته است.

اگر دنبال یک بازی رقابتی سرگرم کننده می‌گردید و چندان با گیم‌پلی و فضای بلک آپس ۴ راحت نیستید، بتلفیلد ۵ تا حد زیادی می‌تواند از عهده انتظارات شما بر آید بنابراین تجربه آن را از دست ندهید.

  • اضافه شدن مودهای جدید جالب و سرگرم کننده
  • صداگذاری بی‌نقص
  • برطرف شدن تقریبا کامل ایرادات نسخه بتا
  • گان‌پلی سرعتی و بهبودیافته
  • محتوای ناقص
  • باگ‌های فراوان
  • بخش داستانی کوتاه و در عین حال خسته کننده

Let’s block ads! (Why?)

بازدیدها: 3

ادامه مطلب

بررسی بتا عمومی Battlefield V؛ خوب، بد و زشت

معرفی و مارکتینگ بتلفیلد 5 و حواشی آن احتمالا یکی از آن مواردی است که استودیو دایس و ناشر بازی یعنی الکترونیک آرتز هیچ‎گاه از یاد نخواهند برد. اولین تریلر جدیدترین نسخه سری بتلفیلد با استقبالی به شدت منفی مواجه شد و عکس‎العمل‎های تند سازندگان نیز به بهتر شدن اوضاع کمکی نکرد. اما مارکتینگ ضعیف یا ساخت تریلرهای نه چندان کم‎نقص هیچوقت به معنای بد بودن محصول نهایی نیست.

هفته گذشته نسخه بتا بتلفیلد 5 به مدت پنج روز در اختیار عموم گیمرها قرار گرفت و همچنین بهانه‎ای شد تا تیم دیجیاتو نیز این شوتر چند نفره جنجالی را بررسی کند. نسخه بتای بازی نوید تغییرات و ویژگی‎های مثبت متعددی را می‎دهد، از ایرادات بزرگی رنج می‎برد و همچنین مشکلات ریزی دارد که احتمال برطرف شدن آن‎ها تا عرضه نهایی بازی کاملا امکان‎پذیر است. پس در ادامه با ما همراه باشید.

خوب – شایان ضیایی

به عنوان کسی که بتلفیلد را در اکثر مواقع تنها و صرفاً با جوخه‎ای که از افراد غریبه تشکیل شده بازی می‎کند، تجربه ابتدایی‎ام از بتلفیلد 5 -اگر صادق باشم- شدیداً ناامید کننده بود. بسیاری از مکانیک‎های گیم‎پلی به شکل محسوس (و شاید آزاردهنده‎ای برای افرادی که به بتلفیلد 3 تا 1 عادت کرده‎اند) تغییر کرده، تشخیص دشمنان دیگر مثل قبل آسان نیست و ضمناً میانگین دقایقی که بعد از هر مرگ قادر به زنده ماندن خواهید بود به مراتب کوتاه‎تر شده که یعنی وقت زیادی را باید به زل زدن به آسمان و انتخاب میان التماس به هم تیمی‎ها یا بیخیال شدن و جان به جان آفرین تسلیم کردن بگذرانید.

در پایان هر بازی بهترین جوخه معرفی می‎شود، انگیزه دیگری برای همکاری تیمی بهتر با یکدیگر.

بتلفیلد 5 تغییر کرده و تمام این تغییرات به گیمرهایی که به هر دلیلی قادر به تجربه گروهی‎اش با دوستان خود نیستند یادآوری می‎کند که این بازی برای آن‎ها ساخته نشده؛ احساسی فوق العاده ناخوشایند برای کسی که به سختی وقت کافی برای تجربه بازی‎های ویدیویی پیدا می کند و در 90 درصد مواقع، دوستانش به صورت همزمان وقت خالی ندارند.

چند دست ابتدایی به همین منوال گذشت، سیستم‎های جدید آرام آرام خودشان را نشان دادند و تصویر گنگی که از بتلفیلد 5 در ذهنم شکل گرفته بود به تدریج واضح‎تر شد. بتلفیلد همواره یک بازی گروهی بوده، گروه نه به معنای جوخه، بلکه به معنای گروهی 32 نفره که تک تک افراد داخل آن اهمیت دارند و با مهارتشان قادر به تغییر روند مبارزه هستند.

و ضمناً این انعطاف پذیری بازیست که باعث می‎شود فارغ از کلاسی که انتخاب کرده‎اید، شانسی برابر برای تاثیرگذاری در روند مبارزه داشته باشید. می‎توانید یک اسنایپر باشید و پرچم‎ها را تک نفره فتح کنید، می توانید ساپورت باشید و با نشستن روی یک تپه دشمنان را به خاک و خون بکشید؛ نیازی به پایبندی به قوانین نیست، می توانید مهارت‎هایتان را آنطور که می‎خواهید به کار بگیرید.

می‎توانیم چنین چیزی را درباره بتلفیلد 5 هم بگوییم؟ احتمالاً نه.

این بار شما به تنهایی یک چرخ دنده در ساعت بزرگ تیم 32 نفره خود نیستید، بلکه چرخ دنده‎ای در جوخه 4 نفره هستید که آن نیز چرخ دنده دیگری را در ساعت کل تیم به حرکت در می‎آورد. نوعی واقع گرایانگی غریب در سراسر گیم‎پلی دیده می‎شود که در نگاه نخست خط بطلانی بزرگ بر هر آنچه که درباره بتلفیلد می‎دانید کشیده، اما منطق پشت آن فقط بعد از تجربه با دوستان، سپری کردن ساعت‎هایی چند در بازی و مشاهده احتمالات تازه ممکن می‎شود.

خوشبختانه محدودیت‎های رایج پلتفرمی (یا مالی!) در اوپن بتا دردسرساز نشد و فرصتی پیش آمد تا به صورت مفصل با دوستان بتلفیلد 5 را تجربه کنیم. به محض تجربه گروهی (که مکالمه صوتی از طریق تیم اسپیک یقیناً در تفاوت‎های به وجود آمده تاثیر داشت) نظرم درباره ساخته اخیر دایس تغییر کرد. شاید به خاطر المان‎های جدیدش مثل سیستم تازه Revive، شخصی‎سازی اسلحه‎ها، خرید مهارت‎ها و مجموعاً سرعتی‎تر شدن گیم پلی از ماهیت همیشگی فاصله گرفته باشد و برخی دیگر از بازی‎های شوتر اول شخص فعلی را یادآور شود، اما اینطور نیست که دایس مشغول تقلیدی صرف و بی فکر بوده باشد، هر المانی به دلیل خاصی آنجاست؛ هرچند که بالانس برخی از آن‎ها باید به شکل دقیق‎تری انجام شود، و خب، اوپن بتا هم برای همین است دیگر.

وقتی به صورت گروهی و با چت صوتی به تجربه بازی می‎نشینید، وجودیت شما به عنوان یک کلاس خاص اهمیت پیدا می‎کند و زمان زیادی هم طول نمی‎کشد که به نقشتان در نبرد عادت کنید. هرچه با دوستان هماهنگ‎تر باشید و وقت بیشتری را به مکالمه اختصاص دهید، کمتر خواهید مرد و بیشتر خواهید کشت. همینطور بود که من از یک سرباز دست و پا چلفتی و بی‎تاثیر در دست‎های قبلی، به ماشین قتاله‎ای تبدیل شدم که حتی تانک‎ها هم حریفش نبودند، و اگر یک اشتباه باعث مرگم می‎شد، همواره یک دوست آنجا بود که از روی زمین بلندم کند، خاک را از تنم بتکاند و دوباره راهی‎ام کند.

نقش من Assault بود و بهترین نحو انجامش دادم، فرقی نداشت مقابلم تانک باشد یا سرباز، هیچکس شانسی نداشت. نقش دوست دیگرم Medic بود و بهترین نحو انجامش داد، فرقی نداشت عضو جوخه‎اش به زمین می‎افتاد یا سربازی دیگر، می‎توانستید مطمئن باشید که به کمک‎تان می آید، حتی اگر به قیمت جان خودش تمام شود. نقش دوستی دیگر هم اسنایپر بود، و بله درست حدس زدید، به بهترین نحو انجامش داد، در فاصله ای دورتر و خارج از دید می‎ایستاد و هرکس که از چشم ما دور می‎ماند را از پا در می‎آورد.

چون گذشته همکاری تیم با خلبانان نیز استراتژی موثر و گاهی واجب است.

این تجربه‎ای است که به همان اندازه که غریب است، تازه و نوآورانه هم هست. بازی‎های گروهی خواه ناخواه در حال فراگیرتر شدن هستند و به سختی بازی آنلاینی پیدا می‎شود که نیازمند چند دوست نباشد. این مشکلی بزرگ است که به ساخته دایس محدود نمی‎شود و باید به شکل مفصل‎تری به آن پرداخت، اما نوعی قاعده‎مندی در بتلفیلد 5 وجود دارد که باعث می‎شود قادر به اتکا به یاران تان باشید؛ نه مثل بتلفیلدهای قبلی که هرکسی به کار خود مشغول بود و یک بی‎انسجامی بزرگ به شکلی غافلگیرکننده به پیروزی منجر می‎شد. در بتلفیلد 5 باید برای پیروزی عرق بریزید، باید آنچه اتفاق می‎افتد را برای یارانتان شرح دهید و در زمانی کمی که دارید، بهترین استراتژی را بچینید.

می توانیم چنین چیزی را درباره بتلفیلدهای قبلی هم بگوییم؟ احتمالاً نه.

بد – پدرام بهادری

همان طور که در بالا خواندید، بتای بتلفیلد 5 ویژگی‌های خوب متعددی دارد که آن را از دیگر نسخه‌های قبلی سری جدا می‌سازد اما متاسفانه این بتا از ایرادات بزرگی نیز رنج می‌برد، آن هم مشکلاتی که احتمال دارد حتی در نسخه اصلی نیز برطرف نشوند. یکی از تغییرات جدید این نسخه این است که حالا تمامی افراد جوخه صرف نظر از کلاسی که دارند، می‌توانند هم جوخه ای‌ها خود را ریوایو یا به عبارتی زنده کنند.

این تغییر در نگاه اول قدمی برای ترغیب و تا حدی اجبار گیمرها به همکاری تیمی به نظر می‌رسد اما در عمل نقش یکی از مهم‌ترین کلاس‌های تاریخ بتلفیلد را زیر سوال می‌برد، پزشک یا همان مدیک. می‌پرسید چرا؟ زیرا دیگر دلیل چندانی برای انتخاب این کلاس وجود ندارد، شما می‌توانید با هر کلاسی افراد جوخه خودتان را نجات دهید و سلاح‌های کلاس پزشک نیز انگیزه چندانی را برای برداشتن آن ایجاد نمی‌کنند.

البته این نامتعادل بودن کلاس‌ها تنها به این تغییر و عواقب آن ناشی نمی‌شود و کلاس‌های دیگر نیز در مواردی برتری‌های بزرگ و غیر منصفانه ای نسبت به یکدیگر دارند. اما برای اینکه بتوانید بهتر این مشکل را درک کنید، ابدا بهتر است به برخی دیگر از ایرادات بازی بپردازیم.

اسنایپ زدن از هر زمانی راحت‎تر شده و حتی کشتن نیروهای در حال حرکت نیز چالش چندانی ایجاد نمی‎کند.

سلاح‌های تک تیرانداز بتلفیلد 5 در این نسخه تغییرات فراوانی به خود دیده که تقریبا تمامی آن‌ها به تجربه لذت بخش و جذاب بازی لطمه بزرگی زده است. کار کردن با این سلاح‌ها حتی از نسخه قبلی نیز راحت‌تر شده و فرسنگ‌ها با مکانیزم‌های بتلفیلد 3 و بد کمپانی 2 فاصله دارد. کاهش ارتفاع گلوله به کمترین مقدار خود در سری رسیده و تقریبا هیچ وقت نیازی به محاسبه فاصله برای زدن اهداف دور دست نیست.

از طرفی هیت باکس‌ها نیز به خصوص روی کنسول‌ها بسیار بزرگتر شده است. هیت باکس در واقع به برنامه نویسی بازی بر می‌گردد و طول و عرض مستطیلی است که برای گلوله در نظر گرفته می‌شود. بنابراین با بزرگتر شدن هیت باکس‌ها زدن اهداف در حال حرکت از هر زمانی آسان‌تر شده، کافیست کمی نشانه را جلوتر از دشمن گرفته و در 90 درصد مواقع تیر به هدف اصابت می‌کند.

عجیب‌تر از همه این سلاح‌ها هیچ گونه احساس وزنی را القا نمی‌کنند و برای نشانه گیری با آن‌ها هیچ نیازی به نگه داشتن نفس برای کنترل بهتر نیست، در حدی که در چندین ساعت اولیه تجربه بازی واقعا نمی‌توانستم متوجه تفاوت حالت نشانه گیری عادی با زمانی که دکمه شیفت را نگه داشته بودم، بشوم.

همچنین دایس در این نسخه سیستم جدید ارتقایی برای تمامی سلاح‌ها معرفی کرده که با دریافت امتیاز می‌توانید آن‌ها را بهبود بدهید. البته تمامی این تغییرات غیرظاهری بوده و بیشتر آن‌ها فانتزی و غیر واقعی به حساب می‌آیند. حدس می‌زنید یکی از ارتقاهای سلاح‌های تک تیرانداز چی باشد؟ قابلیت تیراندازی بدون خطا در هنگام حرکت، انگار که کار کردن با این سلاح‌ها به اندازه کافی آسان نشده باشد. البته ایراد دیگر بخش جدید ارتقا این است که در هنگام بازی امکان تغییر آن را ندارید و حتما باید به منو اصلی بازگردید.

انتخاب‎های زیادی برای شخصی‎سازی سلاح‎ها موجود است اما متاسفانه نمی‎توان از داخل بازی آیتم جدیدی خریداری کرد.

تمامی این تغییرات باعث شده تا ریکان (شناسایی) به یکی از محبوب‌ترین کلاس‌ها تبدیل شده و با گذشتن از خیابان‌های شلوغ و نامنظم نوتردام، حداقل سه تک تیرانداز قصد جان شما را داشته باشند که البته برای آن‌ها کار چندان سختی هم نیست.

از ریکان و اسنایپرها که بگذریم، یکی از تغییرات مهم و بارز این نسخه یا حداقل در بتا، کم شدن مهمات تمامی کلاس‌ها است. این تغییر اتفاقا از نظر من ایده خوبی به نظر می‌رسد چرا که هیجان درگیری‌ها را بالا برده و از آنجایی که با کشتن هر دشمن می‌توانید مهمات او را بردارید، شما را به تیراندازی بهتر و هدفمندتر دعوت می‌کند. همچنین نقش همکاری تیمی چون دریافت تیر از بقیه هم تیمی‌ها و یا درخواست ارسال هوایی مهمات از سرجوخه‌ها را پررنگ‌تر می‌کند. اما در هر صورت اگر شما با چنین تغییری هم مشکل داشته باشید، غیرمنطقی نیست و تا حد زیادی این ویژگی جدید سلیقه ای است.

کم شدن زمان کشتن یا Time to Kill یکی دیگر از ویژگی‌هایی است که احتمالا در همان چند دقیقه ابتدایی بازی توجه هر مخاطبی را به خود جلب می‌کند. به بیان بهتر، مدت زمان و تیر کمتری نیاز است صرف یا شلیک کنید تا دشمنان از پای در آیند. این تغییر نیز به خودی خود ویژگی بدی به شمار نمی‌رود و بسیاری از بازی‌های اکشن چون سری کال آو دیوتی و یا پابجی زمان کشتن بسیار پایینی دارند.

اما وقتی این تغییر را با محیط‌های عظیم و پر از درگیری بتلفیلد ترکیب می‌کنید، نتیجه کاملا بر خلاف آن چیزی است که از این سری انتظار داریم. در واقع بتلفید 5 با تمامی این ویژگی‌های جدیدش بیشتر به نسخه ای از کال آو دیوتی شباهت دارد که با نقشه‌های بزرگتر و وسایل جنگی بیشتر عرضه شده است.

تقریبا تا انتشار بازی همچنان یکی دو ماهی باقی مانده است و به شخصه امیدوارم بسیاری از این مشکلات تا زمان عرضه برطرف شوند. اما حتی با در نظر داشتن این نکته که هدف از ارائه نسخه بتا پیدا کردن مشکلات و دریافت بازخورد گیمرها است، در مقایسه با دیگر نسخه‌های سری، بتا بتلفیلد 5 را می‌توانم به جرات به عنوان یکی از بدترین بتاهای عرضه شده نام ببرم.

ناوریک در شب هنگام زیبایی‎های خاص خود را دارد.

زشت – پویا پورنصیر

بتلفیلد 5 پتانسیل آن را دارد که به یک عقبگرد بزرگ برای سری بازی‌های بتلفیلد، و از نظر تجاری به یک فاجعه تمام عیار تبدیل شود؛ مورد دوم به لطف سیاست‌های ناشر و پیش فروش بسیار ضعیف آن دور از ذهن نیست اما مورد اول را با تجربه نسخه بتای بازی بتلفیلد 5 شاید بیشتر متوجه شوید.

در شرایطی که انتقادات از در و دیوار برای یک بازی سرازیر می شود، تنها یک اثر باکیفیت می تواند ناشر را از این منجلاب تجاری بیرون آورد. اعضای استودیو دایس تصمیم گرفتند برای نشان دادن بازی خود، یک نسخه بتای عمومی از بتلفیلد 5 منتشر کنند تا دوباره دل هواداران را به دست بیاورند و از هجمه‌ها بکاهند.

متاسفانه، حداقل از دیدگاه نویسنده می توان گفت بازی چنگی به دل نمی زند. شاید با خود بگویید که مشخصاً نسخه بتا کامل نیست و باید از اشکالات چشم پوشی کرد. وجود باگ‌های گرافیکی و مشکلات مربوط به سرورها امری طبیعی اشت اما نقض‌های مربوط به هسته اصلی بازی چطور؟

سه نقشه برای بازی درنظر گرفته شده که دوتای آن مربوط به سری نبردهای نارویک است که از سال 1940 به مدت چندین ماه در کشور نروژ اتفاق افتاد. به دلیل وجود معادن آهن زیاد در منطقه و داشتن بنادری که یخ‌ها مانع عبور کشتی‌ها نمی شدند، شهر نارویک یک مقر به شدت استراتژیک برای طرفین جنگ به حساب می آمد.

نروژی‌ها، فرانسوی‌ها، انگلیسی‌ها و لهستانی‌ها در مقابل ارتش نازی‌ها مبارزه کردند اما در مقابل آن‌ها شکست خورده، نازی‌ها توانستند شهر را تصاحب کنند. شهر نارویک اتمسفر برفی دارد و هنگام شب، وجود شفق قطبی به میدان نبرد جذابیت زیادی می بخشد.

شهر نوتردام نیز نقشه دیگر بازی به حساب می‌آید که در آن نازی‌ها سعی دارند یکی از مهم ترین شهرهای کشور هلند را از آن خود کنند. محیط‌های تودرتو و مسیر ریلی آن از کلیدی ترین نقاط نبرد به حساب می‌آید.

نقشه نوتردام که شباهت زیادی نیز به مپ Amiens بتلفیلد 1 دارد.

با این وجود باز هم محیط نقشه‌ها و ساختار آن، بیشتر حکم بسته الحاقی بازی بتلفیلد 1 به حساب می‌آید؛ محیط نقشه‌ها شاید از مپ‌های نسخه قبلی کوچک‎تر باشد و نقشه روتردام، به هیچ وجه حس نبردهای شهری متفاوت و نسل جدید نمی‌دهد. هر دری که باز می‌کنید نهایتاً به چند در آجری برخورد می‌کنید و سیستم تخریب پذیری نیز اصلاً محسوس نیست. به نظر نمی‌رسد سازندگان قصد تغییر ساختار نقشه‌ها را برای ویرایش نهایی بازی بدهند.

تلاش بیش از حد استودیو دایس برای تیمی کردن بازی، نه تنها کمکی به بازی نکرده بلکه به بخش‌های دیگر گیم پلی بازی تاثیر منفی گذاشته که جلوتر به آن می‌پردازیم. برای ملموس شدن این موضوع بهتر است مود Airborne مربوط به نقشه نارویک را تجربه کنید.

یک جناح باید از هواپیما بپرد و با بمب گذاری، ضدهوایی‌های مستقر در بندر را خراب کند و جناح دیگر باید مانع اینکار شود. در این روند بعضی بازیکن‌ها باید داوطلبانه بمب‌ها را برداشته و در ضدهوایی‌ها جاساز کند.

اگر چند بار این مود را بازی کنید، متوجه خواهید شد هیچ انسجامی میان عملکرد بازیکن‌ها مشاهده نمی‌شود. بارها شده تنهایی بمب را برداشته و بدون هیچ مشکلی بمب را جاساز کرده درحالی که اکثرا به دنبال امتیاز گرفتن بودند. چنین سناریوهایی شانسی رخ نمی‌دهد و به ساختار بازی وابسته است.

وجود تعداد زیادی آدم در یک نقشه، نیازمند یک سیستم کنترل و استراتژی کاملاً جدید است که جای خالی آن در بازی بتلفیلد 5، به عنوان نسخه بعدی بازی بتلفیلد 1 حس می‌شود. البته به عنوان یک بازیکن نباید انتظار خاصی داشت اما حداقل ادعاهایی که سازندگان در این باره می‌کردند، درست از آب درنیامده.

شاید عجیب ترین مورد مربوط به سیستم احیا باشد؛ تلاشی نافرجام برای برانگیختن حس همکاری بین اعضای تیم. اول از همه دقیقاً معلوم نیست برچه اساسی شما کامل می‌میرید یا شانس احیا دارید. پیش آمده هنگام بازی از ناحیه سر تیر بخورم ولی شانس احیا پیدا کنم، اما با یک انفجار معمولی بمیرم و بازی را از اول شروع کنم.

از آن فاجعه تر این است که شما نمی‌توانید دشمنانی که روی زمین افتاده اند و منتظر احیا هستند را بکشید. سناریویی را فرض کنید که یک خشاب به دشمنی که روی زمین در حال آه و ناله کردن است خالی کنید و فرد همچنان شانس زنده ماندن داشته باشد.

مدت زمان زیادی از بازی را در همین حالت و در انتظار کمک به سر خواهید برد.

بازی به صورت اجباری از شما می‌خواهد که 15 ثانیه منتظر احیا شدن توسط دیگر بازیکنان باشید و اگر نشد، با نگه داشتن دکمه Bleed Out چندین ثانیه به آسمان نگاه کرده و بعدش بمیرید. بعد از نیم ساعت بازی کردن متوجه خواهید شد که وقت زیادی از بازی را منتظر کمک مانده و هیچ کاری نمی‌توانید بکنید.

به جای آنکه کلاس مدیک توانایی آن را داشته باشد تا افراد مجروح را سریع پیدا کند، لیست تمام مدیک‌هایی که نزدیک شما هستند و به شما هیچ توجهی نمی‌کنند در پایین صفحه مشخص شده تا با حرص بیشتری دار فانی را وداع بگویید.

مشکلاتی همانند بالانس نبودن کلاس‌ها (بزرگترین ضربه را به بازی زده)، سیستم احیا کردن بی معنی و اعصاب خردکن، آسان شدن استفاده از اسنایپ، سرعتی شدن بازی برای جلب بیشتر مخاطبان مبتدی نیز در بازی وجود دارد که در بالاتر به آن‎ها اشاره شده است.

انتظارات خود را از بازی بتلفیلد 5 پایین بیاورید. تغییراتی که سازندگان برای نسخه جدید این سری درنظرگرفته اند بیشتر به پسرفت شبیه است تا پیشرفت، و اگر نظر دیگر طرفداران بازی را دنبال کرده باشید آن‌ها نیز با این حرف موافق‎اند. آخرین تلاش استودیو دایس برای جلب مخاطب حداقل برای نویسنده بی ثمر از آب درآمد.

باوجود آنکه همیشه احترام بیشتری برای نام بتلفیلد نسبت به کال آو دیوتی قائل بودم، برای بلک آپس 4 بیشتر هیجان زده‎ام زیرا مشکلاتی که عنوان شد در مود بتل رویال بازی بیشتر به چشم خواهد خورد و احتمالاً برای تجربه یک مود بتل رویال متفاوت و جذاب، باید چشم انتظار استودیو ترای آرک بود.

Let’s block ads! (Why?)

بازدیدها: 17

ادامه مطلب