فهرست بستن

برچسب: از دیجیاتو – هر لحظه با اخبار فناوری

باگ LastPass پسوردهای کاربران را افشا می‌کند؛ هشدار دریافت به روز رسانی

ابزار مدیریت پسورد LastPass از آسیب پذیری خاصی رنج می برد که به وبسایت های مخرب امکان استخراج آخرین پسورد وارد شده را از طریق افزونه مرورگر می داد. این باگ که اولین بار توسط «تاویس اورماندی» محقق پروژه روز صفر گوگل یافت شده بود در جدیدترین به روز رسانی این افزونه رفع شده است.

این باگ اولین بار در 7 شهریور ماه افشا شده بود و حالا بعد از حدود 18 روز رفع شده. زمانی که کاربر به وبسایت مخرب با ظاهری فریبنده وارد می شد، افزونه مرورگر فریب می خورد تا پسوردهای آخرین وبسایت بازدید شده را فاش کند. به گفته اورماندی هکرها می توانسند با استفاده از سرویس هایی مانند مترجم گوگل یک آدرس URL مخرب را پنهان کرده و کاربران را فریب دهند.

پسورد منیجر

LastPass اعلام کرده که آپدیت به صورت خودکار اعمال می شود و البته حتماً باید از به روز بودن افزونه مرورگر به آخرین نسخه مطمئن شوید؛ به ویژه اگر در مرورگر، قابلیت به روز رسانی خودکار افزونه ها را غیر فعال کرده اید. باگ مورد بحث در نسخه 4.33.0 افزونه مروگرها رفع شده است. LastPass  معتقد است این باگ تنها بر مروگرهای اپرا و کروم اثر می گذارد اما برای احتیاط، وصله جدید برای تمامی مرورگرها عرضه شده است.

در بیانیه LastPass، شدت آسیب پذیری ضعیف توصیف شده. به گفته مدیر مهندسی امنیت LastPass این آسیب پذیری به بازدید کاربران از یک وبسایت مخرب و پس از آن فریب دادن کاربر برای کلیک کردن چند باره روی یک صفحه وابسته است. با این حال اورماندی این آسیب پذیری را در رده شدید دسته بندی می کند. این باگ پیش از اینکه به طور عمومی اعلام شود، به اطلاع LastPass  رسیده بود. همچنین گفته شده که هیچ مدرکی دال بر سوء استفاده از آن مشاهده نشده است.

تصور عموم بر این است که برنامه های مدیریت پسورد راهی ایمن برای حفاظت از گذرواژه ها به حساب می آیند اما چنین آسیب پذیری هایی نشان می دهد پسورد منیجرها هم مشابه با دیگر سرویس های آنلاین ممکن است با مشکلات امنیتی همراه باشند.

Let’s block ads! (Why?)

ادامه مطلب

ویجیاتو: نقد سریال مانکن – هر چی خریدار بگه

در میان سریال‌های شبکه پخش خانگی خبری از یک کارِ واقعا خوب نیست چه برسد به عالی. ما در بهترین حالت، با تفاوت کم و زیاد، با سریال‌های معمولی و متوسط طرف هستیم که اگر آنها را نبینیم چیز بخصوصی را از دست نداده‌ایم. پس این نکته را تا اطلاع ثانوی از من داشته باشید. سریال مانکن هم یکی از این سریال‌های معمولی به حساب می‌آید که داستانش در قسمت‌های دوم و سوم تا حدودی بهتر از قسمت اول روایت می‌شود. ویجیاتو را در نقد سریال مانکن همراهی کنید.

نقد سریال مانکن

بد نیست مرور کوتاهی بر این دو قسمت داشته باشیم؛ مروری بدون لو دادن داستان: کاوه با کتایون ازدواج کرده و باید بردگیِ شاهانه‌اش را فورا و به دور از اطلاع خانواده‌اش شروع کند. طبیعتا این ازدواج باعث آزادی پدرِ کاوه و خوشحالی خانواده‌اش از خانه‌دار شدن می‌شود که همه این‌ها با ریتمی نه چندان سریع اتفاق می‌افتند. در این بین همتا می‌ماند که تنهایی‌اش را با مادربزرگش می‌گذراند اما وضعیت باز هم برای او بدتر از قبل می‌شود. با ورود آدم‌های جدید تا حدی به سریال کمک می‌شود. در ادامه بررسی خواهیم کرد که چرا با وجود اینکه با دو نقطه عطف نسبتا مهم روبرو می‌شویم اما همچنان فیلم قوت لازم را نمی‌گیرد و در حد یک متوسطِ نه چندان جذاب باقی می‌ماند.

تیپ‌سازی معضل همیشگی

اصلِ تیپ‌سازی اگر در جای خودش مورد استفاده قرار گیرد مشکلی ندارد. به طور مثال اگر از تیپ‌های پیرمردِ دانا، مادرِ مهربان یا کارفرمای خشن، برای چند آدمِ کاملا فرعی و گذرا در فیلم یا سریال استفاده کنیم مانعی ندارد و اتفاقا برای پیشبرد بعضی صحنه‌ها کمک‌کننده است. اما استفاده از تیپ برای کاراکترهای اصلی یا فرعی‌های مهم قدرتِ درام را بسیار کاهش می‌دهد.

اگر کاوه از این بردگی راضی می‌بود و کم کم ناراضی می‌شد (یا هر ایده لعنتیِ دیگری غیر از چیزی که می‌بینیم) آن وقت ما با پیچشِ شخصیتیِ بیشتری روبرو بودیم؛ درباره «تغییر» حرف می‌زنم، «تحول» پیش‌کش. اما ترجیح سریال بر تیپ‌نویسی بوده است. بنابراین با کاوه‌ای طرفیم که به عنوان یک پسر خودفروخته از همان اول مثبت است و احساس ندامت می‌کند و به صورت تقریبا کلیشه‌ای هم این احساس را تا به اینجای کار بروز داده است. در زمان شنیدن آهنگ در وسط عروسی یاد عشق سابق می‌افتد و باز همان فلش‌بک‌های خنده در پارک. همتا نیز وقتی یاد عشق گذشته می‌کند دقیقا همین چند پلان تکراری به یادش می‌افتد. گویا همه خاطراتشان همین لحظات فیلم‌فارسی‌گونه و غیرجدی بوده است. راستش را بخواهید مهم‌ترین چیزی که در این سریال از همان اول غایب بوده، تصاویری باورپذیر و تاثیرگذار از عشق است. وقتی ما عشقی را شاهد نبوده‌ایم جدایی آنها نیز برایمان احساسی ایجاد نمی‌کند. به همین راحتی.

از طرفی دیگر همتا به عنوان کارکتر اصلی دیگر سریال نیز تیپ دختر مثبت محسوب می‌شود که فقط می‌دانیم که مظلوم است. نه عادت‌های متمایزکننده شخصیتی دارد نه دیالوگ‌هایی متفاوت از دخترانِ «تنها در رنجی» که قبلا در سریال‌ها دیده‌ایم؛ به دیالوگ‍های دختر و مادر در قبرستان دقت کنید که چطور کش‌دار و کلیشه نوشته شده‌اند. مادر و مادربزرگِ همتا هر دو تیپ‌هایی هستند که چون حد و اندازه کم و کوچکی در سریال دارند با بازی‌های طبیعی‌شان در ما اثر خوبی می‌گذارند. پدرِ کاوه نیز تیپ بدی نیست. اما تعداد این تیپ‌ها زیادی زیاد است. خواهر و مادر کاوه نیز به همین منوال. این وضع ادامه‌دار برای کاراکترهای اصلی چنانچه گفته شد نیز حاکم شده است.

حتی کتایون هم تا به اینجای کار زن پولدارِ فریب‌کاری است که تنها در یک پلان جزیی دیده‌ایم که از این وضع نمایشی غمگین است. گرچه غمش را چندان احساس نکردیم و این هم بخاطر قاب باز و نه چندان جالبی است که برای این حالتِ او انتخاب شده است. جز این پلان هیچ رفتاری در خلوتِ کتایون ندیده‌ایم که بتواند او را نیز متمایز کند.

وقتی با بروشوری از تیپ‌ها طرفیم به سختی می‌توان بازیگری‌ها را نیز ارزیابی کرد. نمی‌توانم بگویم بازیِ فرزاد فرزین در صحنه رستوران بد و اغراق شده است و بلایی که سرِ یکی از مشتری‌های آنجا می‌آورد به شکل ناجوری انجام شده است. چون اساسا ما قاب درستی برای این عمل از طرف کارگردان نداریم و حتی یک پلان از صورت مشتری در اختیارمان قرار نمی‌گیرد که طنز کامل شود. این تنها یکی از مثال‌ها بود وگرنه مثال‌ها بسیارند.

بدم نمی‌آید به حرکات تصنعی دوربین در سالن عروسی نیز اشاره‌ای کنم. به نحوه جایگیری مریلا زارع در قرارِ قبلی با دوربین دقت کنید. این قرار دو سه جا باعث می‌شود بازیگر، بازی‌اش را به درستی انجام ندهد. این موضوعات جزیی هستند اما به هر حال هستند. اما به طور کلی بازی مریلا زارع در صحنه‌های دیگر جذابیت‌های خودش را دارد. حتی می‌توان گفت فارغ از فیلمنامه نه چندان قوی درباره این کاراکتر، باز هم بهترین بازیگر این سریال محسوب می‌شود. باید دید آیا محمدرضا فروتن می‌تواند این گوی سبقت را از او برُباید یا خیر.

کثافتِ صورتی

در این دو قسمت ما به جواب سوال اولیه‌مان می‌رسیم؛ اینکه کتایون چرا کاوه را برای خرید انتخاب کرده است و می‌خواهد زین پس با او چه کند. طرح و توطئه فیلمنامه‌نویس چیز پیچیده‌ای برای بخش اولِ این سوال نیست هرچند که یک کلیشه قانع کننده است؛ کینه شخصی. این موضوع خودش داستانی دارد مربوط به گذشته کتایون و پدرِ کاوه که فعلا از جزییاتش بی‌خبریم گرچه قابل حدس است و من چیز عجیبی را لو نداده‌ام. امیدوارم این جزئیات از این «یک خط دلیل کلی» پیچیده‌تر باشد.

خوشبختانه اطلاعات بیشترِ این ماجرا به صورت غیرمستقیم و طبیعی به ما داده می‌شود و نه با دیالوگ‌های مستقیم. ما در وسط عروسی کاوه و کتایون و در خلال دعوای لفظیِ آنها، متوجه اصل ماجرا و نسبتِ فامیلی کتایون با کاوه می‌شویم. در واقع این حرفها حالت چیده شده‌ای از قبل ندارد. در کل این صحنه خوب است و صورت و لحنِ مریلا زارع هم به خوبی عصبانیت‌های خورده‌اش را نشانمان می‌دهد؛ عصبانیت‌های همراه با لبخند. اما پرداخت‌های خوب سریال گویا لحظه‌ای و موقتی هستند. ورود ناگهانی کتایون به حضورِ مادرِ کاوه در بیمارستان با دیالوگ‌های کشدار و پرتکرار همراه شده است. فقط و فقط اگر فیلمنامه‌نویس بجای تمرکز روی اتفاقات بر جزئیات شخصیتی کاراکترها تمرکز کند می‌تواند این کلیشه‌ها را بشکند وگرنه ماجرای ازدواج با زن پولدار به خودیِ خود ماجرایی تکرار شده و کاملا آشنا است.

بد نیست به بخشی از این عدمِ پرداختِ مرگبار به جزییات اشاره کنم: چندین صحنه بین کاوه و کتایون گذشته اما فضای رابطه‌شان همان فضای اولین دیدار آنها در قسمت اول است. گاهی تکرار برای القای روزمرگی است و آن را می‌فهمیم. برای همین صحنه‌ای دیگر را که کاوه در بیرون خانه نشسته و توسط کتایون به نزد مهمانان احضار می‌شود را می‌فهمیم. اما دیدارهای نزدیک باید بیش از این‌ها افکار و احساسات‌مان را درگیر کنند. شب اول ازدواجِ کتایون و کاوه بعد از خرج‌های میلیاردی یا حتی روزهای بعدی‌شان می‌گذرد اما ما حتی از کوچکترین نشانه‌ بصری یا وضعیت القا کننده یک بردگی جنسی- عاطفی هم منع شده‌ایم.

باور کنید بخشی از این عدم پرداخت‌ها به ممیزی ربط دارد نه همه آن. نمی‌دانم با این پرداخت‌های بی‌خطر، پاستوریزه و صورتی رنگ، چطور می‌توان دنیای زشت بردگی برای پول را که دنیایی تلخ و سیاه و تراژیک است به مخاطبان چشاند. گویا نویسنده تنها با لایه رقیق و سطحی‌ای از این مدل پدیده‌ها که نامش به طور واضحی کثافت انسانی بوده آشنا است. اگر هم آشنا بوده دغدغه‌ای نسبت به آن نداشته و اگر داشته ایده‌ای تصویری برایش تدارک ندیده است. با چنین پرداختی مخاطبان ممکن است پیش خودشان بگویند اوضاع برای کاوه آنقدرها هم بد نیست اگر انقدر قیافه نگیرد.

وقتی چیزی خوب است اما کافی نیست

در طول سریال علاوه بر اینکه کمی بیشتر از روابط آدمها مطلع می‌شویم، دو نقطه عطفِ نسبتا خوب هم نصیب‌مان می‌شود. پدرِ کاوه ما را در حد چند دیالوگ از یک احتمال مهم خبردار می‌کند؛ جاسازی سوالات ذهنی می‌تواند به اندازه اتفاقات بیرونی مهم باشد چون خودش زمینه‌سازِ شکل گرفتن کشمکش‌های متعدد است. امیدوارم این دیالوگ به بحران‌های جدی و استرس‌زا ختم شود تا این کسالتِ فراگیر سریال‌ دست از گلوی مخاطبش بردارد. از طرف دیگر محمدرضا فروتن با بازیِ مرموزانه‌اش عطف جدیِ بعدی را این‌بار در رابطه با زندگی همتا شکل می‌دهد. اینگونه کاوه و همتا به صورت موازی جریاناتی را از سر می‌گذرانند که اگر خوب پرداخت شود جواب می‌دهد. سریال مانکن گنجایش کشمکش‌های جدی‌تر را دارد و امیدوارم در ادامه با محوریتِ دیالوگ از دستشان ندهد.

سوال کنونی ما این است که چرا این دو نقطه عطفِ خوب، همچنان سریال را در حالتِ کمتر جذاب نگه داشته و حالش را بهتر نمی‌کند. در ابتدای این بحث توجه شما را به ورود آدم‌های جدید جلب می‌کنم. بهرام (فرزاد فرزین) ورود بامزه‌ای به سریال دارد. او با بی‌خیالی و شیطنت خاصی حرف می‌زند و دقایقی سرگرم‌مان می‌کند و می‌خنداند. اما چیزی نمی‌گذرد که تیپ بچه لاتِ کله خراب خودش را نمایان می‌کند. اگر او را تنها به عنوان نمکی که گاهی در ظرفِ داستان پاشیده می‌شود در نظر بگیریم و چیز بیشتری از حضورش نخواهیم می‌شود سکوت کرد و ملحق شدنش را به جمع دیگر تیپ‌ها را به نظاره نشست. اما اگر انتظار جدی‌تری بخواهیم داشته باشیم قطعا این مدل کاراکترسازی اصلا به مذاق‌مان خوش نمی‌آید. آخر مگر می‌شود آدمها را با این سرعت به سطل زباله انداخت؟

حال به ماجرای بی‌کس و کار شدنِ همتا نظری بیندازید. سریال تلاش دارد او را بدونِ هیچ یاوری نشان دهد تا وادار به انجام تصمیمی در زندگی‌اش شود. اگر سریال را دیده باشید متوجه آن تصمیم هستید. اما آیا قرار نیست ما خودمان به این باور برسیم که واقعا راهی جز آن تصمیم وجود نداشته است؟ وقتی دزدان شبانه به خانه مادربزرگ حمله‌ور می‌شوند همتا را نمی‌کُشند با اینکه او شاهدی خوب برای لو دادنِ آنها به پلیس است؛ بگذریم که پلیسی هم در کار نیست و سریال این موضوعات را به کل نادیده می‌گیرد و برای پرش از این مسائل هم حیله‌ای قانع کننده دست و پا نمی‌کند.

دزدان علاوه بر اینکه قیافه‌شان به کار قتل و غارت نمی‌خورد و کاریکاتوری و غیرترسناک هستند، بی‌عقل و دم دستی هم هستند. فیلمنامه‌نویس آنها را فرستاده تا فقط همتا را تنهاتر کنند. شنیده بودیم قاتل ها به محل جرم باز می‌گردند اما درباره دزدها چیزی نمی‌دانستیم. خلاصه اینکه به همین تصنعی ماجرایی رقم می‌خورد. عموهای همتا از اجرای شتاب‌زده دزدها هم بدترند. دو کاریکاتورِ عمو بدِ که حتی تیپ هم نیستند. فقط باید چند ثانیه‌ای بیایند و همتا را بیرون بیندازند چون قرار است اتفاقی که در ذهن نویسنده بوده عملی شود. حالا چگونه عملی شود برای او مهم نبوده است.

نمی‌شود تنها به نقاط عطف فکر کرد و شرایط ساختن و پیشبردنِ آن نقاط را نادیده گرفت. اینگونه می‌شود که حتی رفتار اخگر (محمدرضا فروتن) به شکلی تئاتری از کار درمی‌آید و اجزای کاریکاتوری شده‌ای که توضیحشان دادیم نمی‌تواند به ماجرای او جذابیت کافی را تزریق کنند. به هرحال هر چیزی در فیلم‌ها و سریال‌ها وزنی دارد و نمی‌تواند بار بقیه اجزای کار را به دوش بکشد. فرض کنید بحرانی واقعی بدون هیچ تصنعی برای همتا رخ می‌داد و چه در اجرا و چه در فیلمنامه ما نیز طالب می‌شدیم که همتا به سراغ کمک خواستن از غریبه مرموز برود؛ آنوقت آن تماس تلفنی همتا خودش می‌توانست هیجانی جدید باشد.

چرا عمده سریال‌های ایرانی خفه‌مان می‌کنند

در این سریال ما محیط نزدیک درِ زندان را می‌بینیم. از زاویه‌ای که بارها و بارها در سریال‌های دیگر دیده‌ایم؛ حتی یک قاب جدید و خلاقانه را در این سریال به یاد نمی‌آورم. لوکیشنِ پارک هم با یک قاب تئاتری همراه است و ما فقط قرار است چند ثانیه همتا را نشسته روی یکی از نیمکت‌هایش ببینیم. اگرچه سریال ما را در لوکیشن‌های داخلی‌اش (سالن عروسی، خانه کتایون، خانه مادربزرگ، خانه مادرِ همتا، بیمارستان، رستوران) دفن کرده اما حداقلش این است که تعداد این داخلی‌ها چندان کم نیست؛ برای سریال‌های ایرانی گویا مدام باید به حداقل‌ها اشاره کرد.

در حالیکه با وجود همه این‌ها، می‌خواستم نمره قبولی را به زعم خودم، به تعدد لوکیشن‌های این دو قسمت بدهم، ناگهان سر و کله یک ساختمان مددکاری در سریال پیدا می‌شود. پیش خودم می‌گویم چه عجب، یک لوکیشن متفاوت در سریال. اما مشکل این است که فیلمساز اصلا و ابدا نمی‌تواند برای ما حداقل فضاسازی را بوجود بیاورد. اگر سریال را دیده‌اید، صحنه‌ داخلی این ساختمان مددکاری را با یک دختر قلدرِ جیغ جیغویش ( نمی‌دانم این تیپ کلیشه‌ وحشتناک تا قبل از زندان زنانِ منیژه حکمت بوده یا نبوده) به یاد بیاورید. اگر هم سریال را ندیده‌اید تصورش سخت نیست. شاید فکر کنید که من زیادی بزرگش کرده‌ام اما تاکید می‌کنم که باید تصنع را جدی گرفت. تصنع کاری را با فیلم می‌کند که شته‌ با گیاهان.

جمع‌بندی

ما با یک سریال معمولی دیگر طرفیم چیزی در حد سریال ریکاوری. آدم‌های تک‌خطی و کلیشه‌هایشان در کنار تک و توک صحنه‌های خوب باعث می‌شود فقط بگویم اگر می‌خواهید وقت خودتان را با یک سریال ایرانی بگذرانید این سریال ایده بدی نیست. با اینکه سرگرم‌تان نمی‌کند اما اگر از آن دسته افرادی هستید که لات‌بازی‌های کاراکترِ بهرام با بازیِ فرزاد فرزین، عشق‌و عاشقی‌های آشنا، کنسرتِ سلطان قلب‌های خواننده مراسم عروسیِ کتایون و کاوه و کمی هم مرموزبازیِ اخگر با بازی فروتن را دوست دارید این سریال جواب‌گوی شما خواهد بود. نمی‌توان درباره سریال مانکن به این زودی نظر قطعی داد فقط می‌توان گفت اگر با همین منوال ادامه پیدا کند، اثر دیگری می‌شود در کنار اغلبِ آثار حسین سهیلی‌زاده که نه در ذهن می‌ماندند نه عمیق و متفاوت بودند.

.کپی شد

https://vgto.ir/zh

Let’s block ads! (Why?)

ادامه مطلب

معرفی اپلیکیشن ادابازی؛ بازی پانتومیم برای دورهمی‌های خانوادگی

بدون شک تجربه پانتومیم بازی کردن را داشته‌اید و به خوبی می‌دانید که یکی از بهترین گزینه‌ها برای دورهمی‌های خانوادگی و حتی همراه با دوستان می‌تواند بازی پانتومیم باشد. اما یکی از مشکلات بازی پانتومیم نداشتن لیستی کامل و دقیق از کلمه‌هاست؛ به همین دلیل استفاده از اپلیکیشن ادابازی می‌تواند به شدت کمک کننده باشد.

در این مطلب تصمیم گرفتیم به معرفی بازی یا اپلیکیشن ادابازی بپردازیم. یک اپلیکیشن کاملا ایرانی که با استفاده از آن می‌توانید با سرعت به مراتب بالاتری به انجام بازی پانتومیم بپردازید چرا که لیستی غنی از کلمات را در اختیارتان قرار می‌دهد. اگر به دنبال چنین نرم افزاری می‌گردید این مطلب را از دست ندهید.

خرید بلیط هواپیما

ادابازی گیم منتخب جشنواره وب و موبایل ایران در سال ۹۷ است و همانطور که از نامش پیداست تلاش می‌کند تا بازی پانتومیم را برای دورهمی‌های خانوادگی و دوستانه ساده‌تر از همیشه کند. این بازی امکانات متنوعی دارد که با استفاده از آن‌ها می‌توانید یک بازی حرفه‌ای پانتومیم را در گروه‌های مختلف تجربه کنید.

ادابازی به خوبی تلاش کرده تا لیست کلمات خود را غنی کند. یکی از بهترین امکانات این اپلیکیشن بهره‌مندی از هوش مصنوعی دورا است که باعث می‌شود پیشنهاد کلمات این بازی از کیفیت بالایی برخوردار باشد. به همین دلیل کمتر با کلمات تکراری رو به رو خواهید شد.

اولین موضوعی که در رابطه با ادابازی باید به آن اشاره کنیم، برخورداری این برنامه از بیش از ۱۶ هزار کلمه و ضرب المثل غیر تکراری خواهد بود. این تعداد از کلمات به شما کمک می‌کند تا یک پانتومیم با کیفیت بدون ترس از نمایش کلمات تکراری داشته باشید.

ادابازی کلمات خود را در دسته‌بندی‌های مختلف ارائه می‌کند. این دسته بندی از چند لایه تشکیل شده‌اند. مثلا اگر بخواهید تنها یک کلمه را برای اجرا داشته باشید قادرید از بین کلمات و دسته بندی موضوعی آن انتخاب کنید. همچنین این امکان را دارید که پا را فراتر از این هم گذاشته و به طور کاملا تصادفی یک کلمه از اپلیکیشن ادابازی دریافت نمایید.

دسته بندی‌های دیگر به جز کلمات ضرب المثل، رقابت سرعتی و ترانه هستند. با انتخاب هرکدام از این گزینه‌ها جمله یا کلمه‌ای را مشاهده خواهید کرد که گروه مربوطه باید واژه یا جمله نمایش داده شده را بازی کند.

البته باید به خاطر داشته باشید که برخی از دسته بندی‌های یاد شده رایگان نیستند و برای استفاده از آن‌ها باید سکه‌هایی که در بازی دارید را خرج کنید. البته به طور کلی می‌توان گفت امکان تجربه یک ادابازی کامل بدون خرج سکه در ادابازی امکان پذیر است.

برای ایجاد یک بازی جدید اپلیکیشن ادابازی از شما می‌خواهد که دو گروه را مشخص کنید. امکان نامگذاری تیم‌ها را خواهید داشت و علاوه بر این می‌توانید بیشتر از دو گروه در آن تشکیل دهید. همچنین قادرید تعداد دور‌های بازی را مشخص کنید.

ویژگی بسیار خوب بازی‌ها در اپلیکیشن ادابازی امکان ذخیره‌سازی امتیاز‌ها و همچنین ثبت خطاهاست. وقتی ادابازی شروع شود، یک گروه مدت زمان محدودی وقت دارد تا کلمه مورد نظر را حدس بزند. در صورتی که هرکدام از افراد مرتکب خطا شوند، می‌توانید با فشار دادن گزینه مربوطه، خطاها را ثبت کنید. با ثبت هر خطا از امتیاز نهایی بازی هر گروه کسر خواهد شد.

همچنین هرکدام از دسته بندی‌ها خودشان دارای چند بخش متنوع هستند. کلمات آسان‌تر امتیاز‌های پایین‌تری دارند و گزینه‌های معمولی و دشوارتر به ترتیب امتیاز‌های بیشتری را به گروه‌ها ارائه خواهند داد. همچنین به محض حدس صحیح کلمات و ثبت آن در اپلیکیشن، مدت زمان باقی مانده هم امتیازاتی را برای گروهی که در حال حدس زدن است به ارمغان خواهد آورد.

جدول رده‌بندی اپلیکیشن ادابازی طوری طراحی شده که آمار تیم‌های مختلف که در آن بازی کرده‌اند را ذخیره‌سازی می‌کند. همچنین تاریخچه بازی‌ها را نگه می‌دارد. به طوری که در هر زمان می‌توانید آمار بازی‌های گذشته را مجددا بررسی کنید.

همانطور که پیش‌تر هم اشاره کرده بودیم واحد پول درون این اپلیکیشن سکه است که با استفاده از آن می‌توانید کلمات نامحدود برای بخش‌های مختلف خریداری کنید و همچنین قادرید برخی دسته بندی‌های جدید -مثل ترانه- را باز کنید.

یکی دیگر از ویژگی‌های جالب این اپلیکیشن امکان پخش موسقی در حین انجام بازی است. در واقع می‌توانید با استفاده از این ویژگی و متصل کردن هندزفری به گوشی با پخش موسیقی امکان شنیده شدن صدای محیط را از حدس زننده یا حدس زننده‌ها بگیرید.

اپلیکیشن ادابازی به کاربران اجازه می‌دهد که با استفاده از سکه‌های خود فال حافظ بگیرند و حتی شارژ تلفن همراه خریداری کنند. این اپلیکیشن چند روز یک بار به کاربران اجازه می‌دهد تا با چرخاندن گردونه شانس، شانس خود را امتحان کنند و جوایز درون‌برنامه‌ای برنده شوند.

همچنین رویداد‌های مختلفی در اپلیکیشن ادابازی وجود دارند که هر از چندگاهی وجودشان به صورت اعلان برای کاربران ارسال می‌شود.

به صورت کلی می‌توان می‌گفت اپلیکیشن ادابازی می‌تواند به راحتی یک بازی پانتومیم خوب را برای دورهمی‌های خانوادگی و دوستانه به ارمغان بیاورد و بابت برخورداری آن از جدول رده بندی تا حد بسیار زیادی می‌تواند مسابقات را بین دوستان و آشنایان جذاب و هیجان انگیز کند.

گذشته از این، برخورداری این اپلیکیشن از ۱۶ هزار کلمه و همچنین استفاده از هوش مصنوعی باعث خواهد شد یک بازی با کیفیت و غیر تکراری را همراه با دوستان و اعضای خانواده‌تان تجربه کنید. اگر یکی از علاقمندان به بازی پانتومیم و ادابازی هستید، تجربه استفاده از اپلیکیشن ادابازی را از دست ندهید.

ادابازی | پانتومیم | دورهمی
  • ادابازی | پانتومیم | دورهمی
  • قیمت: رایگان با پرداخت درون برنامه‌ای
  • سازنده: کارونت
  • سیستم عامل: اندروید
  • حجم: ۱۲ مگابایت
دانلود

.badgeimg { margin-top: 2px; margin-botton: 2px; padding: 5px; }

.dbbutton { border-style: solid; border-color: #dbdbdb; margin-top: 2px; margin-botton: 2px; padding: 5px; }

Let’s block ads! (Why?)

ادامه مطلب