فهرست بستن

دسته: زوم آی تی

کلیه اخبار فناوری اطلاعات IT شامل عکاسی، معماری، ابزارهای تازه، موبایل، اینترنت و شبکه، امنیت، نجوم، سیستم عامل های ویندوز، مک، لینوکس و غیره

Pine64 به‌زودی ساعت هوشمند PineTime Linux را با قیمت ۲۵ دلار معرفی می‌کند

Pine64 به‌زودی ساعت هوشمند PineTime Linux را با قیمت ۲۵ دلار معرفی می‌کند

شاید زمان آن فرارسیده باشد که شاهد معرفی و عرضه‌ی ساعت هوشمند PineTime Linux به بازار باشیم. براساس آخرین اخبار، Pine64 قرار است تنها در ازای پرداخت ۲۵ دلار، چنین ساعت هوشمندی را به بازار عرضه کند. کاربران بسیاری در سراسر جهان علاقه‌مند هستند از ساعت‌های هوشمند استفاده کنند؛ ولی توان پرداخت هزینه‌ی گران چنین گجت‌های پوشیدنی را ندارند. ظاهرا آخرین اخبار حاکی از آن است که این دسته از کاربران می‌توانند ساعت هوشمند ۲۵ دلاری بخرند.

PineTime Linux

مقاله‌های مرتبط:

ظاهرا Pine64، شرکت سازنده‌ی لپ‌تاپ جدید پاین‌بوک پرو لینوکس (PineBook Pro Linux) و تبلت پاین‌تب لینوکس (PineTab Linux) و گوشی هوشمند پاین‌فون لینوکس (PinePhone Linux)، قصد دارد ساعت هوشمند جدیدی به‌نام پاین‌تایم لینوکس (PineTime Linux) به بازار عرضه کند. به‌طرزی باورنکردنی قیمت این ساعت هوشمند، تنها ۲۵ دلار قیمت دارد و قرار است با طول عمر چندروزه‌ی باتری و بند ۲۰ میلی‌متری عرضه شود. 

البته Pine64 در توییت‌های منتشرشده، اعلام کرده ساعت هوشمند پاین‌تایم، تنها یکی از محصولات فرعی این شرکت است و اولویت تولید با دستگاه‌هایی همچون پاین‌بوک پرو و پایت‌فون است. باوجوداین، Pine64 از توسعه‌دهندگان درخواست کرده از این پروژه‌ نیز پشتیبانی کنند تا در مسیر درستی قرار گیرد و بتواند به‌عنوانی محصولی مناسب به بازار عرضه شود.

این شرکت ۲۳ شهریور (۱۴ سپتامبر) در توییتی، خبر تولید ساعت هوشمند جدید را به‌همراه تصویری از آن تأیید کرد:

سؤالات بسیاری درباره‌ی بدنه‌ی ساعت هوشمند جدید Pine64 مطرح می‌شود. باید بگوییم ما قسمت‌های داخلی ساعت هوشمند به‌علاوه‌ی مشخصات سفارشی‌شده را می‌سازیم و دراختیار سایر تولیدکنندگان قرار می‌دهیم.  

Pine64 اعلام کرد طراحی ظاهری ساعت هوشمندش وام‌گرفته از طراحی‌های موجود و جنس بدنه‌ی آن از روی و پلاستیک است. بی‌شک، قیمت ساعت هوشمند پاین‌تایم در مقایسه با سایر گجت‌های پوشیدنی بازار، بسیار ارزان‌تر است؛ درنتیجه، اگر فرض بگیریم محصول جدید از مشخصاتی مشابه سایر ساعت‌های هوشمند بهره می‌برد، قیمت مقرون‌به‌صرفه می‌تواند باعث محبوبیتش شود.

هنوز تاریخ رونمایی و عرضه‌ی ساعت هوشمند جدید مشخص نشده است؛ اما به‌نظر می‌رسد هم‌زمان با عرضه‌ی لپ‌تاپ و گوشی هوشمند جدید Pine64، این ساعت هوشمند ارزان‌قیمت نیز دردسترس کاربران قرار گیرد. اپل نیز به‌تازگی اپل‌واچ ۵ را با بدنه‌ی جدید و سخت‌افزار قوی‌تر و قیمت ۳۹۹ دلار معرفی کرده است که بی‌شک بین این دو ساعت هوشمند تفاوت‌های زیادی وجود دارد. 

Let’s block ads! (Why?)

ادامه مطلب

بررسی‌های تازه از شباهت انگشت انسان‌تبار دنیسووا و انسان مدرن خبر می‌دهد

بررسی‌های تازه از شباهت انگشت انسان‌تبار دنیسووا و انسان مدرن خبر می‌دهد

دانشمندان اطلاعات اندکی از دنیسوواها یا انسان‌تبار دنیسووا دارند. دنیسوواها گروه اسرارآمیزی از انسان‌تباران بودند که در آخرین عصر یخ‌بندان همراه‌با انسان‌های مدرن اولیه و نئاندرتال‌ها زندگی می‌کردند. حال پژوهشی تازه نشان داده انگشت کوچک این انسان‌تبارها شباهت غیرمنتظر‌ه‌ای به انگشت ما انسان‌های مدرن داشته است. این کشف از این نظر شگفت‌انگیز است که قبلا خویشاوندی نزدیکی بین دنیسوواها و نئاندرتال‌ها متصور می‌شد و باور بر این بود که انگشتان دست هر دو این انسان‌تباران با ما انسان‌های مدرن متفاوت بوده است.  

تا‌به‌امروز، تنها پنج فسیل از انسان‌تبار دنیسووا کشف شده است: سه دندان آسیاب و یک فک پایین و یک انگشت کوچک دست. این شواهد اندک کار را برای دانشمندان دشوار کرده است؛ اما استخوانِ انگشت ۵۰ هزار ساله‌ای که ۱۱ سال قبل در غار دنیسووا در سیبری کشف شد، اطلاعات ژنتیکی بسیار مهمی دراختیار پژوهشگران قرار داده است. باوجوداین، حتی پنج فسیل مذکور و ترکیب آن با اطلاعات ژنتیکی، بازهم اطلاعات اندکی درباره‌ی این گونه‌ی منقرض‌شده از انسان‌های باستانی دراختیار پژوهشگران قرار می‌دهد.

پژوهشی که به‌تازگی منتشر شده، اولین تجزیه‌و‌تحلیل جسمی جامعی است که روی انگشت دنیسووا انجام می‌گیرد. این پژوهش که به سرپرستی اِوا ماریا گایگل، از دانشگاه دیدرو پاریس انجام شد، نشان داد این انگشت به‌لحاظ شکل بیش از نئاندرتال‌ها، به انسان‌های مدرن نزدیک است. با‌این‌حال، یافته‌های جدید بدین‌معنا نیست که انسان‌های مدرن شبیه به دنیسوواها هستند. درحقیقت، نتایج پژوهش تازه نشان می‌دهد نئاندرتال‌ها انگشتان بسیار پهن خود را طی مسیر تکاملی دیگر به‌دست آورده‌اند. برای درک موضوع کمی به عقب برگردیم. حدود ۸۰۰ هزار سال قبل، انسان‌های مدرن و نئاندرتال‌ها با جد مشترک ناشناخته منشعب شدند. حدود ۴۰۰ هزار سال قبل هم، شکافی میان نئاندرتال‌های اروپایی رخ داد که دنیسوواها حاصل آن بودند. پس از این شکاف، دنیسوواها به مدت صدها هزار سال در آسیا زندگی کردند. شواهد ژنتیکی نشان می‌دهد انسان‌های مدرن با دنیسوواها و همین‌طور با نئاندرتال‌ها و خود نئاندرتال‌ها هم با دنیسوواها آمیزش کرده‌اند. حتی امروزه، برخی از مردمان شرق آسیا و ملانزی همچنان علائم ژنی از دنیسوواها را در DNA خود دارند.

انگشت دنیسووا انگشت کوچک متعلق به نئاندرتال (سمت چپ)، انسان مدرن (وسط) و دنیسووا (راست)

حال پژوهش جدید تجزیه‌و‌تحلیل عمیق‌تری از این فسیل پیش‌ روی پژوهشگران قرار داد؛ اما خود این قطعه‌ انگشت نیز مانند گونه‌ی اسرارآمیز دنیسووا، زندگی مرموزی داشته است. پس از کشف این انگشت در سال ۲۰۱۰، استخوان نصف و برای آزمایش به دو آزمایشگاه مختلف ارسال شد. متأسفانه عکس‌هایی که قبل از جداکردن انگشت به‌وسیله اعضای تیم علمی روسی گرفته شده بودند، به‌طرز عجیبی گم شدند؛ اما این پایان کار نبود و وضع برای پژوهشگران بدتر نیز شد. پس از جداکردن انگشت، بند اولیه (ته‌انگشتی) برای تجزیه‌وتحلیل ژنتیکی به بخش انسان‌شناسی تکاملی مؤسسه‌ی ماکس پلانک در لایپزیگ آلمان فرستاده شد. بند انتهایی (سرانگشتی) هم در سال ۲۰۰۹ به دانشگاه برکلی کالیفرنیا و یک سال بعد، به مؤسسه‌ی ژاک مونو فرانسه فرستاده شد. در این مرکز پژوهشی، سنجش‌های دقیق و تصویربرداری‌ها و تجزیه‌وتحلیل‌های ژنتیکی روی قطعه انگشت انجام گرفت. در سال ۲۰۱۱ نیز، قطعه انگشت دنیسووا به دانشگاه برکلی پس فرستاده شد؛ اما در کمال شگفتی در آنجا گم شد.

مقاله‌های مرتبط:

بِنِس ویولا، یکی از نویسندگان پژوهش جدید و استادیار بخش انسان‌شناسی دانشگاه تورنتو کانادا، در گفت‌وگو با گیزمودو اظهار کرد هنوز کسی درباره‌ی محل این قطعه انگشت بسیار ارزشمند اطلاعی ندارد. با اینکه باور این موضوع دشوار است، متأسفانه یکی از مهم‌ترین فسیل‌های کشف‌شده در دهه‌های اخیر گم شده است. خوشبختانه اطلاعات ژنتیکی استخراج‌شده از هر دو قطعه انگشت به سرنوشت عکس‌ها دچار نشدند و امکان بازسازی مجازی را برای پژوهشگران فراهم کردند. تجزیه‌و‌تحلیل‌ها نشان داد انگشت کوچک متعلق به دختری دنیسووا بوده که هنگام مرگ ۱۳.۵ سال داشته است. پژوهش جدید نشان می‌دهد انگشت او به‌طرز حیرت‌انگیزی شبیه انسان‌های مدرن بوده است.

ویولا در ایمیلی به گیزمودو گفت:

کاملا متعجب شدم. همواره بر این عقیده بودم که بند سرانگشتی این انسان‌تبار شبیه به نئاندرتال‌ها باشد.

نئاندرتال‌ها در مقایسه با ما، انگشتان کلفت‌تر با استخوانی نسبتا پهن و گِرد زیر ناخن‌های خود داشتند؛ در‌حالی‌که در انسان‌های مدرن این بخش دراز و باریک و بیضوی است. اینکه انگشت دنیسووا بیش از نئاندرتال‌ها به انسان‌های مدرن شبیه بود، تیم پژوهشی را شگفت‌زده کرد؛ چراکه نشان می‌دهد انسان‌های مدرن و دنیسوواها انگشتان خود را از جد مشترکی گرفتند و به همان شکل حفظ کردند. گفتنی است نئاندرتال‌ها انگشتان خود را از همان جد مشترک گرفتند؛ اما با گذشت زمان و احتمالا بنا به شرایط محیطی، مسیر تکامی متفاوتی طی کردند که به تغییر ویژگی‌های انگشتانشان منجر شد. پژوهش جدید بدین‌معنا خواهد بود که اکنون دانشمندان درک درست‌تری از زمان ظهور شکل متمایز انگشتان دست نئاندرتال‌ها دارند؛ یعنی درست زمانی‌که دو گونه‌ی نئاندرتال‌ و دنیسووا از هم جدا شدند. از همه مهم‌تر این یافته بدان معنی نیست که دنیسوواها بیش از نئاندرتال‌ها به ما نزدیک هستند.

ژان‌ژاک هوبلین، مدیر بخش انسان‌شناسی تکاملی مؤسسه ماکس پلانک، به گیزمودو گفت:

نکته‌ی مهمی که باید بدان توجه کنیم، این است که همه‌ی آنچه در انسان‌های زنده می‌بینیم، مدرن یا تکامل‌یافته نیستند. به‌صورت کاملا مستقل، نئاندرتال‌ها توانستند به‌شکلی عجیب راه تکامل خاص خود را طی کنند و صاحب انگشتان پهنی شوند.

متأسفانه پژوهش جدید هنوز نمی‌تواند اطلاعات زیادی درباره‌ی شکل ظاهری انسان‌تبارهای دنیسووا دراختیار دانشمندان قرار دهد. ویولا بازسازی کل بدن دنیسوواها صرفا از روی چند دندان و یک استخوان فک و یک انگشت کوچک را «گمانه‌زنی خطرناکی» وصف کرد. او در این باره گفت:

می‌توانیم از دندان‌های دنیسوواها به‌خوبی متوجه شویم این انسان‌تباران دندان‌های بسیار بزرگ‌تر و مستحکم‌تری از انسان‌های مدرن و همین‌طور نئاندرتال‌ها داشتند.

Let’s block ads! (Why?)

ادامه مطلب

شناسایی نورون‌هایی در مغز که موجب فراموش‌کردن خاطرات می‌شوند

شناسایی نورون‌هایی در مغز که موجب فراموش‌کردن خاطرات می‌شوند

بعدازظهر یکی از روزهای آوریل ۱۹۲۹، روزنامه‌نگاری از یکی از روزنامه‌های مسکو با یک مشکل غیرعادی به دفتر الکساندر لوریا آمد: او هرگز چیزی را فراموش نمی‌کرد. دکتر لوریا، متخصص اعصاب و روان، این مرد را که بعدا با نام «شخص S» معروف شد، مورد آزمایش قرار داد. وی خطوطی طولانی از اعداد و واژه‌ها، اشعار خارجی و فرمول‌های علمی را به این فرد ارائه کرد و او می‌توانست بدون اشتباه همه‌ی آن‌ها را تکرار کند. چند دهه بعد، S هنوز فهرست کامل اعدادی را که دکتر لوریا به او نشان داده بود، به یاد می‌آورد.

توانایی غیرمعمول این فرد در به خاطر آوردن همه‌ی چیزها، مانعی در زندگی روزمره‌ی او محسوب می‌شد. او در درک مفاهیم انتزاعی و زبان تمثیلی مشکل داشت و در تشخیص چهره‌ها نیز وحشتناک بود زیرا آن‌ها را در لحظه‌ای دقیق از زمان و با حالات و ویژگی‌های خاص به‌خاطر سپرده بود. دانشمندان سرانجام متوجه شدند که توانایی فراموش کردن به‌همان اندازه‌ی توانایی به‌خاطر سپردن، حیاتی است. رونالد دیویس، متخصص مغز و اعصاب از مؤسسه‌ی پژوهشی اسکریپس در فلوریدا می‌گوید:

ما هر روز در اطلاعات زیادی غرق می‌شویم و بسیاری از این اطلاعات در مغز تبدیل به خاطره می‌شود. ما نمی‌توانیم به‌راحتی با همه‌ی این‌ها کنار بیاییم.

پژوهشگرانی مانند دکتر دیویس استدلال می‌کنند که فراموشی مکانیسم فعالی است که مغز برای پاک کردن اطلاعات غیرضروری از آن استفاده می‌کند تا ما بتوانیم اطلاعات جدید را حفظ کنیم. برخی دیگر گام را فراتر نهاده و پیشنهاد می‌کنند که فراموشی ازنظر انعطاف‌پذیری مورد نیاز برای تفکر خلاقانه و تخیل ضروری است.

موش

آکی‌هیرو یاماناکا، استاد علوم اعصاب دانشگاه ناگویا در ژاپن، سلول‌های مغزی را در موش پیدا کرد که به‌طور فعال نورون‌هایی را که به تحکیم خاطرات کمک می‌کنند، مختل می‌کنند

مقاله‌ی جدیدی که به‌تازگی در مجله‌ی Science منتشر شده است، به گروهی از نورون‌ها اشاره می‌کند که شاید مسئول کمک کردن به فراموشی باشند. آکی‌هیرو یاماناکا و گروهش درحالی‌که تنظیم خواب را در موش مورد مطالعه قرار می‌دادند، به نورون‌های هورمون متمرکزکننده ملانین یا MCH توجه کردند. برخلاف بیشتر نورون‌های مغز که هنگام بیداری حیوانات فعال هستند، نورون‌های MCH موجود در هیپوتالاموس زمانی آغاز به فعالیت می‌کنند که حیوان در خواب REM قرار دارد. این مرحله از خواب با حرکت سریع چشم، افزایش نبض، امواج منحصربه‌فرد مغزی و در انسان‌ها با رویاهای زنده همراه است. هنگامی که پژوهشگران سیگنال‌های حاصل از نورون‌های MCH را در موش ردیابی کردند، متوجه شدند که این سلول‌ها، نورون‌هایی را که در هیپوتالاموس قرار دارند، سرکوب می‌کنند. هیپوتالاموس قسمتی از مغز است که در تثبیت خاطرات نقش دارد.

پژوهشگران برای ارزیابی اثر نورون‌های MCH روی حافظه، از ابزارهای ژنتیکی استفاده کردند تا قبل از انجام آزمایش حافظه نورون‌های MCH را در موش‌ها روشن یا خاموش کنند. پژوهشگران در آغاز یک موز پلاستیکی کوچک و یک اسباب‌بازی چوبی را به موش‌ها دادند. پس از اینکه هر حیوان هر دو شیء را مورد اکتشاف قرار می‌داد، پژوهشگران به‌طور مصنوعی نورون‌های MCH آن‌ها را فعال یا مهار می‌کردند. آن‌ها سپس موش‌ها را به قفس آزمایش برمی‌گرداندند که در آن یکی از اسباب‌بازی‌ها با شیء جدیدی جایگزین شده بود. در نهایت شگفتی دانشمندان، روشن کردن سلول‌های MCH در جریان دوره‌ی به‌خاطرسپردن، موجب بدترشدن حافظه شد؛ موش به یاد نمی‌آورد که کدام اسباب‌بازی را قبلا دیده و بو کرده است. آن‌ها به همان تعداد باری که سراغ اسباب‌بازی جدید می‌رفتند، به اسباب‌بازی پلاستیکی یا چوبی قدیمی نیز نزدیک می‌شدند. اما احتمال بازی با شیء جدید در موش‌هایی که نورون‌های MCH آن‌ها به‌طور مصنوعی سرکوب شده بود، بیشتر بود. این امر نشان می‌داد، آن‌ها خاطرات قوی‌تری را در مورد اشیاء اولیه ایجاد کرده‌اند و نیازی به کشف مجدد آن‌ها ندارند. تغییر در رفتار چنان آشکار بود که پژوهشگران فقط با مشاهد‌ه‌ی موش‌ها می‌توانستند بگویند که در کدام‌یک از آن‌ها نورون‌های MCH سرکوب‌شده است. البته این اثرات تنها زمانی مشهود بود که نورون‌های MCH در جریان مرحله‌ی خواب REM مهار می‌شدند. مهار این سلول‌ها هنگام بیداری موش‌ها یا طی مرحله‌ی ‌دیگری از چرخه‌ی خواب، موجب بهبود عملکرد آن‌ها در آزمایش حافظه نمی‌شد. یاماناکا می‌گوید:

این نتایج نشان می‌دهد که نورون‌های MCH به مغز کمک می‌کنند تا فعالانه اطلاعات جدیدی را که مهم نیست، فراموش کند.

خواب

از آنجایی نورون‌های مذکور در جریان خواب REM بیشترین فعالیت را دارند، شاید بتوان توضیح داد که چرا انسان‌ها معمولا هنگام بیدار شدن خواب‌های خود را به‌خاطر نمی‌آورند. یاماناکا می‌گوید: «شاید نورون‌ها منابع حافظه را برای روز بعد پاک می‌کنند.» اما احتمالا همان‌طور که فرایند به‌خاطر آوردن مکانیسم‌های تنظیم‌کننده‌ی زیادی دارد، در فرایند فراموشی اطلاعات نیز مکانیسم‌های زیادی درگیرند. دکتر دیویس می‌گوید:

مقاله‌های مرتبط:

همان‌طور که ما و سایر حیوانات در طول روز یاد می‌گیریم، مکانیسم‌های فراموشی مختلفی ممکن است همیشه در حال ازبین‌بردن این خاطرات باشند.

تغییر در الگوی برانگیختگی نورون‌ها، تضعیف سیناپس‌ها و تولید نورون‌های جدید در مغز تاحدی در تضعیف حافظه نقش دارند. مطالعاتی که دکتر دیویس روی مگس سرکه انجام داده است، نشان می‌دهد که نوروترانسمیتر دوپامین هم در فراموشی و هم در تشکیل خاطرات نقش دارد. تئوری او این است که پس از ایجاد یک خاطره در مغز، آزاد شدن آهسته و مداوم دوپامین اضافی باعث آغاز آبشاری از واکنش‌های بیوشیمیایی در نورون‌ها می‌شود که خاطره را ذخیره می‌کنند و البته درنهایت خاطره را از بین می‌برد مگر اینکه یک مکانیسم مغزی دیگر آن را مهم تلقی کرده و مداخله کند. دکتر دیویس می‌گوید:

اگر خاطره واقعا برای موجود زنده یا برای ما به‌عنوان انسان مهم باشد، این توجه یا علاقه‌ی عاطفی وارد عمل می‌شود و مانند یک قاضی عمل می‌کند و به مغز می‌گوید که «این یکی را نگه دار.»

دکتر دیویس می‌گوید، منطقی است که مناطق و مکانیسم‌های مغزی که در ایجاد خاطره نقش دارند، با حذف خاطره نیز مرتبط باشند. اگر شما خانه‌ی خود را تغییر دهید (مثلا با نقاشی یک اتاق) و ماه‌ها یا سال‌ها بعد دوباره تصمیم بگیرید که رنگ جدیدی بزنید، ابتدا باید به عقب برگشته و رنگ قبلی را از بین ببرید. دکتر یاماناکا می‌گوید:

ما هنوز فاصله‌ی زیادی با روزی داریم که بتوانیم خاطره‌ی آسیب روحی را پاک کرده یا یادآوری را آسان‌تر کنیم. در حال حاضر، چنین اتفاقاتی تنها در قلمرو فیلم‌هایی مانند درخشش ابدی یک ذهن پاک رخ می‌دهد.

Let’s block ads! (Why?)

ادامه مطلب