اورواچ می‌خواهد که با لیگ جدید خود جایگزین NFL شود

«استفانو دیسالوو» یک ورزشکار حرفه‌ای است. او توانایی‌های فیزیکی یک ورزشکار حرفه‌ای، اراده و سخت‌کوشی یک ورزشکار حرفه‌ای و برنامه‌های افراطی یک ورزشکار حرفه‌ای را دارد. او هر روز ساعت ۶:۳۰ صبح از خواب بیدار می‌شود و قبل از شروع نرمش بخشی از بازی‌های گذشته خودش را بازیینی می‌کند.

بعد از ورزش او مشغول به تمرین می‌شود، ۷ ساعت تمرین بی‌وقفه. در این تمرین‌ها او با تیم خود با برخی از بهترین‌های دنیا به رقابت می‌پردازد. سپس هر شب آنها یک جلسه می‌گذارند تا درباره اشتباهات گذشته صحبت کنند و راه حلی برای آنها بیابند و راهبردهای جدیدی پیدا کنند. بعد از آن او چند ساعت دیگر هم به تمرین یا تعامل با طرفدارانش یا بررسی حریفانش یا گاهی اوقات هر سه می‌پردازد. بعد از آن او می‌خوابد و این برنامه روزانه اوست.

احتمالا شما حتی اسم استفانو دیسالوو و تیم او را نشنیده‌اید. شاید حتی اصلا اسم ورزش او را ندانید، و حتی اگر هم بدانید او را با نام استفانو نمی‌شناسید. او به نام Verbo معروف است، یکی از بهترین بازیکنان Overwatch در جهان. او ۱۸ سال سن دارد و همین اواخر اولین قرارداد حرفه‌ای بزرگ خود را ثبت کرده است: او حقوق خوبی می‌گیرد، بیمه است، یک خانه برایش گرفته شده و حساب پس‌اندازی به نام او ثبت می‌شود.

از شروع این ماه هم، تیم جدید او یعنی Los Angeles Valiant در یک لیگ بی‌نظیر در تاریخ ورزش‌های الکترونیکی رقابت خواهد کرد، یک تجربه و آزمایش عظیم که بزرگترین نام‌های صنعت ورزش و سرگرمی را درگیر کرده است. اگر این لیگ موفق شود و بتواند انتظارات مخاطبان شکاک خود را برآورده کند، گیمرهایی مثل دیسالوو که جوانی خود را برای این فرصت خرج کرده‌اند می‌توانند در زمره کسانی باشند که با بازی کردن ثروتمند شده‌اند.

تا همین چند وقت پیش بازی‌های ویدیویی به عنوان ورزش‌های پر از بیننده مطرح نبودند و کسی هم چندان به آنها توجهی نمی‌کرد. مسابقاتی در سراسر جهان در رشته‌های مختلف برگزار می‌شد ولی آنقدر سر و صدایی نمی‌کرد و آوازه آن از جامعه بازیکنان همان بازی بالاتر نمی‌رفت.

در چند سال اخیر و با رشد روزافزون بازی‌های کامپیوتری و ورزش‌های الکترونیکی شاهد تغییرات بزرگی بودیم. از نمونه این تغییرات می‌توان تورنومنت ۲۴ میلیون دلاری دوتا، پخش شدن مسابقات کانتر استرایک از شبکه تلویزیونی CBS (که حتی با اینکه همزمان با مسابقات NBA پخش شد در تعداد بیننده چیزی از مسابقه بسکتبال کم نداشت) و رکورد ۱۰ میلیون نفری بینندگان LCS (یکی از بزرگترین تورنومنت‌های برگزار شده در لیگ آو لجندز) را مثال زد.

استفانوی جوان از ۱۶ سالگی می‌دانست که می‌خواهد در آینده چه کاری انجام دهد. او به مدرسه می‌رفت، ورزش می‌کرد و با دوستان خود بیرون می‌رفت اما هیچ کدام از این کارها واقعا او را به وجد نمی‌آورد. تنها چیزی که واقعا برای او هیجان‌انگیز بود زمانی بود که هرروز در اتاق خود پشت کامپیوتر می‌گذراند؛ بازی‌های آنلاین. او در آغاز League of Legends بازی می‌کرد و اولین رویاهای او برای تبدیل شدن به بازیکن حرفه‌ای در آن بازی شکل گرفت. اما لیگ آف لجندز و صحنه ورزشی آن به شدت رقابتی و پرجمعیت است و راه‌های ورود به آن هم همانقدر محدود.

اما وقتی استفانو با بازی جدید بلیزارد یعنی اوورواچ آشنا شد هدف خود را پیدا کرد. با توجه به اینکه اکثر بازی‌های قبلی بلیزارد مثل World of Warcraft، وارکرفت، استارکرفت و Hearthstone صحنه‌های ورزش الکترونیکی بزرگ و موفقی خلق کردند، استفانو هم تصمیم گرفت که این بازی را امتحان کند و در نهایت هم خیلی در آن موفق شد.

معمولا تفکر مردم این است که بازیکنان حرفه‌ای یک گیم به این دلیل در آن حرفه‌ای شده‌اند که به آن بازی علاقه دارند. اما همیشه اینطوری نیست و استفانوی جوان که در آغاز لیگ آو لجندز بازی می‌کرد مثال بارزی برای این امر است.

او به تدریج تمام وقت خود را وقف این بازی کرد. دیگر با دوستان خود بیرون نمی‌رفت، آنقدر برای تکالیف خود وقت نمی‌گذاشت، به مهمانی نمی‌رفت و تقریبا تمام ارتباطات اجتماعی خود را قطع کرد. با این حال اگر با این صحبت‌ها تصویر کلیشه‌ای یک پسر ضداجتماعی و بدون دوست که تمام وقت خود را پشت کامپیوتر سپری می‌کند در ذهن شما ثبت شده است، اشتباه می‌کنید.

استفانو دوستان زیادی دارد و قبل از اینکه مشغول بازی شود یک مربی شنا، نجات‌غریق و یک هاکی‌باز استثنایی بود. دوستان او می‌گویند که استفانو خیلی شبیه جیمز فرانکو بازیگر معروف هالیوودی است.

مادر استفانو در آغاز با تصمیمی که او برای زندگی خود گرفته بود، سخت مخالفت می‌کرد. اما استفانو روز به روز بیشتر به سمت بازی کشیده می‌شد و در نهایت تصمیم گرفت کالج را کنار بگذارد. اگر مدت کوتاهی پس از این تصمیم پیشنهاد رفتن به کالیفرنیا و بستن قرارداد به او داده نمی‌شد احتمالا مادرش دوباره او را مجبور می‌کرد که به مدرسه برگردد. اما او در این قضیه خوش‌شانس بود.

«جف کاپلان»، معاون بلیزارد می‌گوید که قبل از ساخت اورواچ به این فکر کردیم که می‌خواهیم چه چیز جدیدی به دنیای بلیزارد اضافه کنیم. هر کدام از بازی‌های قبلی دنیاهای متفاوت ساخته بودند. یک دنیای گاتیک و ترسناک در دیابلو، یک دنیای بسیار وسیع و ساختگی با موجودات مختلف در ورلد آف وارکرفت و یک دنیای مملو از آدم‌های فضایی با استارکرفت. در نتیجه آنها تصمیم گرفتند این بار یک بازی درباره سیاره زمین بسازند و به این صورت اولین تجربه خود با بازی شوتر اول شخص را رقم زدند.

چیزی که در اورواچ متفاوت است جو و رویکرد بازی نسبت به سبک شوتر است. در فرآیند تصمیم‌گیری برای ساخت بازی تیم سازنده شوترهای فراوانی را مطالعه و بررسی کرد و تصمیم گرفت خشونت بازی را به نوعی کاهش دهد که همه بتوانند از بازی کردن و دیدن آن لذت ببرند و بازی را پیرامون آینده‌ای زیبا و رنگارنگ بسازند.

می‌توان گفت که آنها در این کار خود بسیار موفق بودند. جو اصلی حاکم در بازی مملو از شخصیت‌هایی پر زرق و برق و دنیایی رنگارنگ است و با اینکه در آغاز به نظر می‌رسد این دنیا با سبک شوتر در تضاد باشد، واقعا نتیجه اینطور نیست. بازی درباره «قهرمانانی» است که دنیا را از شر رُبات‌های هوشمندی که می‌خواستند دنیا را بگیرند، نجات داده و حالا برای کسب قدرت به جان هم افتاده‌اند.

بازی المان‌های جدیدی به سبک شوتر اضافه می‌کند. بازی به صورت شش به شش است و دو تیم مهاجم و مدافع دارد. شما در تیم مهاجم باید نواحی خاصی را کنترل کند یا محموله‌ای را به یک محل برساند و تیم مدافع باید جلوی آنها را بگیرد.

این گیم‌پلی با دنیای جذاب و هیروهای مختلف به یک فرمول بسیار محبوب تبدیل شد. از طرف دیگر اوورواچ در دوره‌ای ساخته شد که می‌توان آن را عصر طلایی ورزش‌های الکترونیک نامید و این خود فرصت بزرگی برای این بازی خلق کرد.

حتی در زمانی که بازی در مرحله بتا بود تورنمنت‌هایی برای آن برگزار شد و برنامه‌های مفصلی برای آن در نظر گرفته شد. بلیزارد فکر کرد که اگر بتواند یک لیگ طولانی‌مدت بسازند و آن را به شیوه درست هدایت کنند، ممکن است بتوان لیگی مشابه لیگ‌های ورزش‌های سنتی ایجاد کرد و آنجا بود که ایده Overwatch League به ذهن بلیزارد خطور کرد.

یکی از چیزهایی که اورواچ را به یکی از محبوب‌ترین بازی‌های شوتر تبدیل کرده این است که بازیکنان همیشه در حال تحرک هستند. بازی با حذف المان‌هایی مثل recoil (لگد زدن اسلحه) و استفاده از المان‌های کلیدی بازی‌های MOBA و طراحی لول‌های خوب و قدرت‌های خاص برای هر هیرو تجربه بازی را برای هر گیمری جذاب کرده‌اند. شما در طول بازی تقریبا هیچوقت ثابت نخواهید ماند. حرکت و سرعت یکی از بخش‌های اصلی این بازی است.

با این حال این بازی مشکلات خودش را هم دارد. یکی از مشکلات اصلی بازی (به همراه تعداد بسیار زیادی از شوترهای این دهه) مشکل netcode و hitreg است. بسیاری از بازیکنان انتقاد می‌کنند که در بسیاری از مواقع تیرها و لول‌های آنها آنجایی که باید نمی‌رود و بازی برای جذب تعداد بیشتر بازیکن و از بین بردن مشکلات ایجاد شده توسط پینگ نت‌کد را تغییر داده و این تا حدودی به بازی صدمه زده است.

از طرف دیگر Overwatch در دیدگاه بازیکنان حرفه‌ای دیگر رشته‌ها (خصوصا شوترهای معروف سابق Counter Strike، Quake و Rainbow Six) هیچ وقت جدی گرفته نمی‌شود و به عقیده بسیاری بازی بسیار آسان‌تر از رقبای خود است.

Overwatch League 02

بلیزارد اولین بار ایده لیگ را در بلیزکان ۲۰۱۶ مطرح کرد. ایده لیگ‌های بلندمدت در ورزش‌های الکترونیکی آنقدر جدی نیست اما شیوه اجرای آن توسط بلیزارد و حمایتی که از طرف تیم‌های معروف آمریکایی و حتی سران برخی از شرکت‌های معروف نظیر ESPN و ABC دریافت کرد باعث شد ایده با سرعت بسیار زیاد به مرحله اجرا برسد و جریان سرمایه زیادی تولید کند. یکی از اشخاص بسیار مهم در این زمینه استیو بورنشتاین رئیس سابق شبکه NFL در ESPN است که سمت قبلی را ترک کرد تا به صنعت نوپای ورزش الکترونیکی ملحق شود.

با توجه به اهمیت و بزرگی این پروژه، به نظر می‌رسد که اورواچ لیگ، پخش شدن آن از شبکه‌های تلویزیونی آمریکایی و موفقیت یا عدم موفقیت آن نویدی برای آینده روشن ورزش‌های الکترونیکی باشد. تا چند سال پیش هیچ کس حاضر نبود حتی بازی‌های کامپیوتری را به عنوان ورزش بپذیرد.

اما امروز تعداد بازی‌های رقابتی بسیار بیشتر شده و کار به جایی رسیده که بازیکنان حرفه‌ای مسابقات فرمول ۱ واقعی در میان تمرین و مسابقات خود موبایل خود را روشن می‌کنند تا ببینند بازیکنان حرفه‌ای ورزش الکترونیکی با شخصیت‌ها و ماشین‌های آنان چگونه بازی می‌کنند. میزان سرمایه‌گذاری‌های ریسک‌پذیر و پروژه‌های بلندپروازانه بسیار بیشتر شده و این فقط می‌تواند به این معنا باشد که مسیر ورزش‌های الکترونیکی قطعا به سمت بالا و بهبود خواهد بود و به همین زودی‌ها هم پایین نخواهد آمد.

Let’s block ads! (Why?)

Views: 31

روزیاتو: مراسم اسکار و ۱۰ باور نادرستی که در مورد آن وجود دارد

مراسم اسکار برای کسانی که به دنیای فیلم علاقه دارند، یا بازیگران و یا سلبریتی هایی که شاید هیچگاه جایزه اسکار در دسترس آن ها نباشد، مراسمی است که می توان آن را با کریسمس تقویم فرهنگ عمومی مقایسه کرد. آیا چیزی جالب تر از این وجود دارد که مردان و زنانی را تماشا کنید که لباس های فاخر آن ها حتی از ماشینی که سوار می شوید نیز گران تر است؟ آیا تماشای شادی کسانی که در مراسم اسکار برنده جایزه می شوند و بی تفاوتی دروغین کسانی که دست خالی از مراسم اسکار به خانه می روند جذاب نیست؟

این روزها بحث مراسم اسکار ۲۰۱۸ داغ است و چیزی نمانده تا شاهد شبی شگفت انگیز و پر حاشیه باشیم، شبی که بسیاری ماحصل تلاش های یک سال خود را در آن جستجو می کنند. اما در مورد مراسم اسکار چه می دانید؟ آیا باورهایی که در مورد این مراسم دارید واقعیت دارند؟ در طی سالیان دراز برگزاری مراسم اسکار شایعات زیادی در مورد این مراسم شکل گرفته است که در ادامه این مطلب می خواهیم صحت وسقم آن ها را با هم مورد بررسی قرار دهیم.

۱- نفرین اسکار: بعد از دریافت اسکار سقوط در انتظار برنده خواهد بود

در هالیوود بسیاری به نفرین مراسم اسکار باور دارند. بر اساس این نفرین با بدیمنی، هر کسی که برنده جایزه اسکار شود حرفه او خیلی زود در سراشیبی سقوط قرار گرفته و دیگر به موفقیتی در این حوزه دست نخواهد یافت. این افسانه به دهه ۱۹۳۰ باز می گردد، زمانی که یک بازیگر زن بعد از بدست آوردن جایزه اسکار در دو سال متوالی، شاهد افول خود و دور شدن از موفقیت بود. لوییز رینر جایزه اسکار بهترین بازیگر زن را در سال های ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸ برای فیلم های «زیکفلد بزرگ» (The Great Ziegfeld) و «زمین خوب» (The Good Earth) دریافت کرد.

اما کمتر کسی اسم این بازیگر زن را به یاد می آورد زیرا او بعد از بدست آوردن این دو جایزه اسکار کاملاً محو شد. او بعدها جوایز اسکارش را به خاطر این افول سرزنش کرد و همین موضوع باعث شکل گیری افسانه نفرین اسکار شد. در سال های اخیر نیز چندین نمونه از این دست اتفاقات رخ داده که اعتقاد به نفرین اسکار را افزایش داده است. در مراسم اسکار سال ۱۹۹۷، کیوبا گودینگ جونیور جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد نقش مکمل را برای فیلم «جری مگوایر» (Jerry Maguire) بدست آورد اما خیلی زود به یک بازیگر معمولی و فراموش شده تبدیل شد.

همین اتفاق برای هالی بری که در مراسم اسکار ۲۰۰۲ برای فیلم «توپ هیولا» (Monster’s Ball) جایزه بهترین بازیگر بازیگر نقش مکمل زن بدست آورده بود، آدرین برودی که در سال ۲۰۰۳ جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای فیلم «پیانیست» (The Pianist) را از آنِ خود کرده بود و همچنین مونیکه که در سال ۲۰۱۰ برای بازی در فیلم «گرانبها» (Precious) برنده جایزه اسکار شده بود نیز رخ داد.

این بازیگران از زمانی که برنده جایزه اسکار شده اند دیگر هیچگاه نتوانستند به اوج بازگردند و معمولاً در فیلم های درجه دوم یا نقش های مکمل و کمتر دیده شده بازی می کنند. اما ریاضی چیز دیگری می گوید. بر اساس آمار بیشتر کسانی که برنده جایزه اسکار شده اند پس از ترک مراسم اسکار حرفه ی آن ها شتاب بیشتری گرفته و موفقیت های بیشتری را برای آن ها رقم زده است.

بر اساس مطالعات مبسوطی که در این زمینه توسط یک استاد دانشگاه انجام شده و با بررسی بیش از ۱٫۰۲۳ بازیگر زن و مرد که جزو نامزدها و برندگان جایزه اسکار بوده اند مشخص گردیده که اکثر آن ها بعد از مراسم اسکار شرایط بسیار بهتری نسبت به قبل از آن داشته اند. علاوه بر این بازیگرانی که جایزه اسکار دریافت کرده و یا نامزد دریافت این جایزه شده اند در ۵ سال بعد از آن همواره نسبت به بازیگران دیگر نقش های بیشتری دریافت کرده اند.

۲- نفرین عشقی اسکار: زنانی که اسکار می برند طلاق می گیرند

چیزی به بزرگی مراسم اسکار مطمئناً برای بیش از یک افسانه و شایعه جا دارد که به آن ربط داده می شود. شایعه پردازان که از باور داشتن به نفرین اسکار برای کسانی که برنده جایزه می شوند قانع نشده اند تئوری دیگری نیز ارائه کرده اند که بر اساس آن هر بازیگر زنی که برنده جایزه اسکار شود بلافاصله در روابط عاشقانه و زندگی خصوصی اش با مشکل مواجه شده و جدایی را تجربه خواهد کرد. بر اساس این افسانه، وقتی یک بازیگر زن با مجسمه اسکار به خانه می رود این مجسمه مرد به تنها مرد مورد علاقه او در زندگی تبدیل می شود و در نهایت باعث می شود در سال های اخیر نمونه های مشهور و پر سر و صدایی وجود داشته که ظاهراً این افسانه را تایید می کند.

در کمال ناباوری، ریس ویثرسپون، ساندرا بولاک، هالی بری و هیلاری سوانک بعد از دریافت جایزه اسکار با جدایی از همسرشان روبرو شدند. اما آمارها نشان می دهد که این قاعده تنها در مواردی کوچک صحت داشته و نمی توان آن را به تمام کسانی که در مراسم اسکار موفق به دریافت جایزه شده اند تعمیم داد. بر اساس مطالعات همان استاد دانشگاهی که در مورد قبل به آن اشاره کردیم در مورد ۸۰۸ بازیگر زن شناخته شده، مشخص گردید که احتمال جدا شدن از همسر در زنانی که برنده جایزه اسکار شده اند ۸۵ درصد کمتر از دیگران بوده است و این عدد در میان نامزدهای دریافت جایزه اسکار نیز ۶۸ درصد کمتر از دیگر بازیگران زن تخمین زده شد.

البته یک استثنا نیز وجود دارد و آن هم این که اگر یک زن و شوهر در فیلمی همبازی باشند و در نهایت زن برنده جایزه اسکار شود احتمال جدایی آن دو بسیار زیاد است. شاید دلیل اصلی این موضوع این باشد که بازیگر مرد نمی تواند ندیده شدن در فیلمی مشترک با همسرش را تحمل کند و بدین ترتیب نمی تواند با برتری همسرش بر خود در یک حرفه مشترک کنار بیاید.

۳- کمدی ها و کمدین ها شانس کمی برای برنده شدن دارند

خب بسیاری بر این باورند برای این که در مراسم اسکار دیده شوید بهتر است سراغ کمدی نروید. بر اساس شایعات داوران اسکار بیش از همه به فیلم های درام یا بازی کردن در فیلم های درام و عاشقانه توجه بیشتری نشان می دهند. به عبارت دیگر هر چه فیلم و نقش اشک تماشاگران را بیشتر و بهتر در بیاورد شانس آن برای دیده شدن در مراسم اسکار بیشتر است. بدین ترتیب حتی اگر فیلمی به خاطر بیش از حد خنده دار بودن باعث جاری شدن اشک از چشمان شما شود نیز شانسی برای بردن آن مجسمه مرد کوچک نخواهد داشت.

اما واقعیت این است که اگر چه در بسیاری از مراسم اسکار این اتفاق رخ داده اما همیشه نیز اینچنین نبوده است. در تاریخ مراسم اسکار کمتر پیش آمده که فیلمی کمدی برنده اسکار شود اما بی سابقه نیز نیست. شاهد این مدعا نیز این است که تاکنون ۷ فیلم کمدی برنده جایزه اسکار شده اند که از آن ها می توان به «نمی تونی با خودت ببریش» (You Can’t Take It with You) در سال ۱۹۳۸، «آنی هال» (Annie Hall) در سال ۱۹۷۷ و اخیراً نیز «بازیگر» (The Artist) در سال ۲۰۱۱ اشاره کرد. البته برخی دیگر از این فیلم ها نیز فیلم هایی درام بوده اند که رگه هایی از کمدی را در خود داشته اند، برای مثال فیلم های «فارست گامپ» (Forrest Gump) در سال ۱۹۹۴ و «مرد پرنده» (Birdman) در سال ۲۰۱۴٫ همچنین بازیگران زیادی به خاطر بازی در فیلم های کمدی نامزد دریافت جایزه اسکار می شوند.

برای مثال وودی آلن در سال ۱۹۷۷ برای فیلم «آنی هال» نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد شد. رابین ویلیامز به خاطر فیلم «صبح بخیر، ویتنام» به شهرت رسید و آلن آرکین نیز برای بازی در فیلم کمدی «خانم سان شاین کوچولو» (Little Miss Sunshine) برنده جایزه اسکار شد. البته در بخش های دیگری نیز جوایز اسکار به فیلم های کمدی رسیده است: کریستین ویگ برای فیلم «ندیمه های عروس» (Bridesmaids) برنده بهترین فیلمنامه غیراقتباسی شد و اسکارهای افتخاری نیز بارها به بازیگران فیلم های کمدی تعلق گرفته است.

۴- ماریسا تومی تنها به اشتباه جایزه اسکار دریافت کرد

شاید این مشهورترین شایعه در مورد مراسم اسکار باشد. بر اساس این شایعه در سال ۱۹۹۳، ماریسا تومی برای فیلم «پسرعمویم وینی» (My Cousin Vinny) نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر زن نقش مکمل شد. اگر چه تنها نامزد شدن در این بخش برای تومی موفقیتی بزرگ محسوب می شود و در مقابل نیز بازیگران سرشناس دیگری مانند ونسا ردگریو و جوان پلورایت نیز برای فیلم هایی بزرگ تر در این بخش نامزد شده بودند اما در نهایت این تومی بود که جایزه اسکار را با خود به خانه برد.

بلافاصله پس از اتمام مراسم اسکار شایعات شروع شد و بسیاری ادعا کردند که برنده شدن او تنها حاصل یک اشتباه بوده و درواقع ونسا ردگریو برنده واقعی جایزه اسکار بوده است. بر اساس این ادعاها، جک پالانس، از اهدا کنندگان جوایز اسکار سال ۱۹۹۳ ، به دلیل گیجی یا مستی نتوانسته اسمی که روی کاغذ به عنوان برنده این جایزه وجود داشت را به درستی بخواند. از این رو آخرین اسمی که در فهرست نامزدهای جایزه اسکار این بخش قرار داشت را خواند و آن هم کسی جز تومی نبود. بدین ترتیب مدیران مراسم اسکار برای جلوگیری از آشفتگی در مراسم و ناراحت نشدن تومی چاره ای جز دادن جایزه اسکار به او نداشتند.

اما این شایعات درست به نظر نمی رسد زیرا اگر مراسم اسکار سال ۲۰۱۷ را تماشا کرده باشید متوجه می شوید که هر گونه اشتباهی در اعلام اسامی نامزدها یا برندگان بلافاصله تصحیح خواهد شد. در مراسم اسکار ۲۰۱۷، اسم فیلم «لا لا لند» (La La Land) به عنوان برنده اسکار بهترین فیلم سال انتخاب شد در حالی که قرار بود اسم فیلم «مهتاب» (Moonlight) به عنوان برنده اعلام شود و در عرض چند دقیقه این اشتباه تصحیح شده و «مهتاب» به عنوان برنده جایزه اسکار بهترین فیلم اعلام شد. اگر تومی نیز برنده واقعی جایزه اسکار سال ۱۹۹۳ نبود این جبران اشتباه بلافاصله انجام می گرفت. علاوه بر این دو نفر در پشت صحنه که اسامی تمام برندگان را می دانند مراقب هستند که اشتباهی در دادن جوایز رخ نداده و کوچکترین اشتباهی را تصحیح خواهند کرد.

۵- جایزه اسکار تنها یک دلار می ارزد

فرض کنید یک بازیگر، فیلم بردار یا صداپیشه در دنیای هالیوود هستید و به خاطر هنر و تلاشتان برنده جایزه اسکار می شوید. بعد از مدتی ورق بر می گردد و به هر دلیلی شرایطی برایتان پیش می آید که چاره ای جز فروش جایزه اسکار خود ندارید. اما یک قاعده کلی وجود دارد که در صورت تصمیم داشتن برای فروش جایزه اسکار باید آن را به آکادمی اسکار بازگردانید و یک دلار بابت آن دریافت کنید. در کمال ناباوری این موضوع صحت دارد اما این بدان معنا نیست که جایزه اسکار تنها یک دلار ارزش دارد. بر اساس محاسبات ساخت هر کدام از مجسمه های اسکار بیش از ۴۰۰ دلار هزینه دارد.

اگر چه این مجسمه ظاهری طلایی دارد اما تنها روکشی از طلا روی آن کشیده شده و بیشتر آن از قلع ساخته شده است. اما چیزی که جایزه اسکار را باارزش می کند صاحب و دلیل دریافت آن است که می تواند ارزش این جایزه را صدها برابر افزایش دهد.قانون بازگرداندن مجسمه اسکار و دریافت یک دلار برای آن صحت دارد اما این قانون تنها برای جوایز اسکاری که پس از سال ۱۹۵۰ اهدا شده اند اعمال می شود. برای جوایز اسکاری که قبل از سال ۱۹۵۰ اهدا شده اند نیز بازار بسیار خوبی وجود دارد.

بیشترین مبلغی که تاکنون برای یک جایزه اسکار پرداخت شده در سال ۱۹۹۹ بوده است که طی آن مایکل جکسون با مبلغ خیره کننده ۱٫۵۴۲٫۵۰۰ دلار توانست جایزه اسکار بهترین فیلم که متعلق به فیلم «بر باد رفته» (Gone with the Wind) بود را در یک حراجی از آنِ خود کند. جایزه اسکار ویوین لی برای بازی در همین فیلم نیز با قیمت بیش از ۵۰۰٫۰۰۰ دلار به فروش رسید. برخی اوقات نیز جوایز اسکار دزدیده می شوند زیرا سارقان می دانند که این مجسمه ها ارزش بسیار بالایی دارند.

۶- تنها یک نفر می تواند برنده جایزه اسکار باشد

بعد از افتضاح خنده دار مراسم اسکار ۲۰۱۷ شاید دیگر هیچ چیزی تا این اندازه شما را هنگام شنیدن اسم برندگان شگفت زده کند اما باید بدانید که ممکن است اتفاقات عجیب تری نیز در مراسم اسکار رخ دهد. برای مثال ممکن است در هر بخشی بیش از یک برنده وجود داشته باشد و این اتفاق نیز تاکنون ۵ بار در مراسم اسکار رخ داده است. چنین اتفاقی با توجه به این که هزاران نفر در رأی گیری ها شرکت می کنند دور از ذهن نخواهد بود. در سال ۱۹۳۲، که هنوز مراسم اسکار به بلوغ چندانی نرسیده بود، یکی از نامزدهای دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد تنها با اختلاف یک رأی توانست رقیبش را شکست دهد و برنده اسکار شود.

اما داوران اسکار تشخیص دادند که این یک رأی برای برتری یکی بر دیگری کافی نبوده و به هر دو شخص به طور مشترک جایزه اسکار اعطا شد. البته امروزه این قانون تغییر کرده و تنها در صورتی که نتایج کاملاً مساوی باشند به بیش از یک نامزد، جایزه اسکار آن بخش اهدا می شود. اولین رأی مساوی در سال ۱۹۴۹ و برای بهترین فیلم مستند کوتاه رخ داد. در سال ۱۹۸۶ این اتفاق در مورد جایزه بهترین مستند رخ داد. همچنین در سال ۱۹۹۵ رأی دو نامزد برای دریافت جایزه بهترین لایو اکشن کوتاه مساوی شد که در نهایت جایزه اسکار به هر دو نامزد اهدا گردید.

آخرین باری نیز که این اتفاق رخ داده در سال ۲۰۱۳ و در بخش بهترین صداگذاری بود که جایزه اسکار به طور مشترک به دو فیلم «سی دقیقه پس از نیمه شب» (Zero Dark Thirty) و «اسکای فال» (Skyfall) رسید. اما مشهورترین و جالب ترین مورد در سال ۱۹۶۹ رخ داد که در آن باربارا استریسند و کاترین هپبورن در بخش بهترین بازیگر زن هر کدام دقیقاً ۳٫۰۳۰ رأی را بدست آوردند.

۷- رأی دهندگان نیز توسط هالیوود انتخاب می شوند

دعوت شدن برای عضویت در آکادمی اسکار افتخار بزرگی برای کسانی است که در حوزه سینما فعالیت دارند. شاید فکر کنید که داوران آکادمی اسکار از قشرهای مختلف جامعه با دیدگاه های متنوع هستند. بر اساس گزارش روزنامه لس آنجلس تایمز در سال ۲۰۱۳، بیش از ۹۳ درصد داوران اسکار سفید پوست و ۷۶ درصد از آن ها مرد بودند. میانگین سن داوران نیز ۶۳ سال بود. این ناهماهنگی قابل قبول به نظر نمی رسد و همین موضوع در سال ۲۰۱۶ جنجال ساز شد. بر اساس گزارش یو اس ای تودی، برای دومین سال متوالی تمامی ۲۰ بازیگر زن و مردی که برای دریافت جایزه اسکار نامزد شده بودند همگی سفید پوست بودند. این اتفاق از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۱۵ هیچگاه رخ نداده بود.

خیلی زود در رسانه های مجازی نژادپرستی در مراسم اسکار بزرگنمایی شد و درخواست های زیادی به آکادمی اسکار فرستاده شد تا از تنوع بیشتر در نامزدهای جوایز اسکار اطمینان حاصل شود. اکادمی اسکار نیز صداهای مختلف را شنیده و سعی کرد اقدامی برای حل این مشکل انجام دهد. اکنون داوران اسکار کسانی هستند که باید در ده سال اخیر در دنیای سینما فعالیت داشته باشند در غیر این صورت حق رأی دادن ندارند. بدین ترتیب کسانی که سنین بالایی دارند و سال هاست در سینما فعالیتی نداشته اند از جرگه داوران کنار رفته اند. همچنین داوران جوان تر معمولاً حساسیت بیشتری نسبت به تبعیض جنسیتی و نژادی داشته و در رأی های خود جنسیت و نژاد را دستکم کمتر از گذشتگان مورد توجه قرار می دهند.

۸- نقش های خاصی شانس برنده شدن بیشتری دارند

برخی از انواع نقش ها وجود دارند که خیلی زود به طعمه اسکار تبدیل می شوند. به عبارت دیگر گفته می شود که برخی نقش های خاص وجود دارند که بیشتر از دیگر نقش ها در مراسم اسکار مورد توجه قرار می گیرند و دیده می شوند.اما آمار و شواهد با این ادعا همخوانی زیادی ندارد. مجله انترتینمنت ویکلی برای اثبات یا رد این ادعاها تحقیقات وسیعی انجام داد. برای مثال ابتدا این مجله به بررسی این ادعا پرداخت که بازی در نقش مردان یا زنان دارای مشکلات هویت جنسی، شانس بازیگر را برای دریافت جایزه اسکار یا دستکم نامزد شدن افزایش خواهد داد.

اولین بازیگری مردی که برای بازی در نقش یک مرد همجنسباز نامزد دریافت جایزه اسکار شد پیتر فینچ در سال ۱۹۷۱ بود. سپس ویلیام هرت در سال ۱۹۸۶ برای بازی در نقش یک مرد همجنسباز در فیلم «بوسه زن عنکبوتی» (Kiss of the Spider Woman) برنده جایزه اسکار شد. این اتفاق در سال ۱۹۹۸ نیز برای گرگ کینیر در فیلم «بهتر از این نمیشه» (As Good as It Gets) افتاد. از آن سال به بعد اما با توجه به این که بازیگران متعددی نقش همجنسبازان را بازی کرده اند اما به ندرت پیش آمده که بتوانند در مراسم اسکار نامزد شوند یا جایزه را دریافت نمایند.

برخی دیگر نیز بر این باورند که در صورتی که بازیگران به صورت عریان در فیلمی حاضر شوند شانس برنده شدن آن ها در مراسم اسکار بیشتر است. آمار نیز این ادعا را رد می کند و در طول سال های اخیر نیز به ندرت پیش آمده بازیگرانی با این شرایط توانسته باشند جایزه اسکار را با خود به خانه ببرند.

۹- اهدا کننده جایزه همیشه ارتباطی با برنده دارد

برخی در هالیوود بر این باورند که با توجه به فردی که برای اهدای جایزه فرا خوانده می شود می توان شخص برنده را حدس زد. در طول سال ها برگزاری مراسم اسکار نیز اتفاقات جالبی رخ داده که نشان می دهد ممکن است بین شخص اهدا کننده و برنده جایزه ارتباطی وجود داشته باشد. برای مثال یک بار ویلیام هرت برای دادن جایزه به مارلی ماتلین فرا خوانده شد در حالی که تنها چند ماه قبل از مراسم اسکار این دو از هم جدا شده بودند.

در موردی دیگر هریسون فورد برای اهدای جایزه بهترین فیلم اسکار به روی صحنه دعوت شد و همه به این باور رسیدند که بدون شک استیون اسپیلبرگ، دوست قدیمی فورد، برای فیلم «نجات سرباز رایان» (Saving Private Ryan) جایزه بهترین فیلم را دریافت خواهد کرد اما در نهایت هریسون فورد جایزه اسکار بهترین فیلم سال را به «شکسپیر عاشق» (Shakespeare in Love) اهدا کرد. واقعیت این است که هالیوود یک شهر بسیار کوچک است و همه با دیگران به نحوی ارتباط پیدا می کنند. بر اساس مطالعاتی که مجله انترتینمنت ویکلی انجام داده است در ۲۵ سال اخیر تنها در ۱۸ مورد از ۱۵۱ مورد بین اهدا کننده جایزه و برنده آن ارتباطی وجود داشته است.

نکته اینجاست که افراد بسیار کمی از اسم برندگان هر بخش اطلاع دارند و همه ثانیه هایی پیش از اعلام اسامی با برندگان آشنا می شوند. از این رو دعوت کردن عمدی افرادی که با برندگان جوایز اسکار ارتباطی دارند تقریباً محال است. علاوه بر این معمولاً در بخش های بهترین بازیگر زن و مرد نیز اهدا کنندگان جوایز در واقع خود برنده سال قبل جایزه اسکار این بخش بوده اند. از این رو اگر هم ارتباطی بین اهدا کننده و برنده جایزه اسکار وجود داشته باشد کاملاً تصادفی خواهد بود.

۱۰- مراسم اسکار همیشه مراسم اسکار نامیده می شده است

به طور رسمی مجسمه ای که به عنوان جایزه مراسم اسکار اهدا می شود «جایزه لیاقت آکادمی» (Academy Award of Merit) نام دارد اما شاید کمتر کسی این عنوان را شنیده باشد زیرا همه با عنوان جوایز اسکار یا مراسم اسکار از این شب فراموش نشدنی یاد می کنند. اما این موضوع از ابتدای شروع مراسم اسکار اینچنین نبوده است. بر اساس اطلاعات قرار داده شده در سایت آکادمی اسکار،مجسمه ی باارزش اسکار اسم خود را تصادفی بدست آورده است. آکادمی علوم و هنرهای سینما در سال ۱۹۲۷ تاسیس شده و اولین مهمانی بزرگ خود را دو سال بعد برگزار کرد که با استقبال و مقبولیت غیرقابل انکاری مواجه گردید.

جایزه مراسم اسکار طوری طراحی شده بود که شبیه یک شوالیه که شمشیری در دست دارد و روی حلقه فیلمی با پنج چرخ ایستاده است به نظر برسد. این پنج چرخ نشان دهنده پنج رکن آکادمی (بازیگران، کارگردانان، نویسندگان و غیره) بودند. این مجسمه تنها ۳۴ سانتیمتر ارتفاع اما وزن سنگینی نزدیک به ۴ کیلوگرم داشت. زمانی که مارگرت هریک، مسئول کتابخانه آکادمی اسکار، نسخه نهایی این مجسمه را دید اعلام کرد که این مجسمه شبیه عمویش اسکار است. به نظر می رسد که این سخنان او تاثیر زیادی بر روی اعضای موسس آکادمی داشته و از اسم عمو اسکار برای نامیدن مجسمه باارزش مراسم اسکار استفاده کردند.

البته تا سال ۱۹۳۹ این اسم به طور رسمی برای جوایز مراسم آکادمی مورد استفاده قرار نگرفت. اما این اسم چنان مشهور شده بود که در سال ۱۹۳۴ نیز تمامی روزنامه ها و رسانه ها از عنوان اسکار برای جوایز آکادمی استفاده می کردند. بدین ترتیب اسکار به عنوان اسم جوایز آکادمی علوم و هنرهای سینما انتخاب شد و تاکنون نیز همین اسم باقی مانده است.

اگر بعد از خواندن این مطلب بلند هنوز هم دوست دارید در مورد مراسم اسکار بیشتر بدانید می توانید به لینک های زیر نیز مراجعه کنید.

فیلم هایی که در کمال ناباوری موفق به کسب جایزه اسکار بهترین فیلم نشدند [قسمت اول]

مروری بر تمامی عناوینی که برنده جایزه اسکار بهترین فیلم شده اند [قسمت اول]

۲۶ چهره مشهور هالیوود که در عین ناباوری تاکنون موفق به کسب جایزه اسکار نشده اند [قسمت اول]

فراموش شدن بعد از شهرت؛ ۱۰ بازیگری که بعد از دریافت جایزه اسکار دچار افول شدند

Let’s block ads! (Why?)

Views: 14

بررسی دیجیاتو: لپ تاپ ایسوس VivoBook 15

ایسوس همیشه در سالهای اخیر یکی از بهترین تولید کننده های کامپیوتر در جهان بوده و کماکان روند موفقیت خود را ادامه می دهد. آمار ها نشان می دهد که این شرکت در سال ۲۰۱۷، در بسیاری کشورهای اروپایی و غرب آسیا برند اول یا دوم در فروش لپ تاپ بوده است. رویه ای که ایسوس را به موفقیت رسانده است، ساخت محصولات زیبا با قیمت مناسب و سخت افزار قابل قبول است، از جمله لپ تاپ VivoBook 15 که اخیرا به بازار عرضه شده است. از این سری لپ تاپ های جدید و خوش قیمت، قصد داریم مدل R542UQ را بررسی کنیم که البته در بازارهای جهانی X542UQ نامیده می شود. این لپ تاپ ۱۵ اینچی از نظر قدرت سخت افزاری، تنوع امکانات و طراحی ظاهری نمره قبولی را دریافت می کند، بدون اینکه به جیب خریدار فشار بیش از حد وارد کند. در ادامه با دیجیاتو همراه باشید.

طراحی

وقتی با یک محصول ایسوس مواجه هستید توقع طراحی قابل قبولی را دارید و VivoBook 15 هم غیر از این نیست. البته باید توجه داشته باشید که این محصول از نظر قیمت در سطح میانه قرار می گیرد، پس نباید به دنبال ویژگی هایی مثل باریک ترین یا سبک ترین باشید، اما VivoBook 15 با ویژگی های خود نمره قبولی را دریافت می کند.

این لپ تاپ ۱۵ اینچی با ضخامت ۲۳.۲ میلی متر و وزن ۲.۱۵ کیلو، با رقبایی مثل Acer Aspire A515-51G و Lenovo IdeaPad 320-15 برابری می کند. اما عمده ترین مشکل بخش طراحی در این سطح قیمت به استحکام پلاستیکی باز می گردد. برای مثال مانیتور VivoBook 15 به راحتی خم می شود و کیبورد با کمی فشار به داخل می رود، پس نباید انتظار مقاومت در حد محصولات مجهز به بدنه فلزی را داشته باشید.

سمت راست بدنه درایو نوری، درگاه کارت حافظه، جک ۳.۵ میلی متری و درگاه USB به چشم می خورند. داخل بسته بندی لپ تاپ ایسوس یک کوله پشتی زیبا و ۱ ماوس بی سیم خوش دست وجود دارند که می توانید از درگاه USB 2.0 برای اتصال دانگل ماوس بی سیم استفاده کنید.

البته VivoBook 15 در سمت چپ بدنه ۲ درگاه USB 3.0 هم دارد و در کنار آنها یک USB-C هم به چشم می خورد که به ویژگی استاندارد در محصولات جدید بازار تبدیل شده است. در سمت چپ ضمناً درگاه های VGA، شبکه، HDMI و درگاه اتصال شارژر هم حاضر هستند.

تنوع درگاه های لپ تاپ جدید ایسوس با توجه به قیمت دستگاه قابل قبول است و با محصولات هم رده برابری می کند. زیر بدنه هم ۲ اسپیکر ۱.۵ واتی استریو داریم که به لطف فناوری SonicMaster کیفیت قابل قبولی دارند و با وجود اینکه زیر بدنه هستند، صدا را به سمت جلو پرتاب می کنند.

ناگفته نماند که لپ تاپ VivoBook 15 در ۴ رنگ قرمز، طلایی، خاکستری و سفید قابل خرید است و برای راضی کردن سلیقه های مختلف تنوع مناسبی دارد. ایسوس ضمناً کارایی لپ تاپ های خود را پیش از عرضه به بازار با دقت بررسی می کند، برای مثال لولا های VivoBook 15 بیست هزار بار باز و بسته شده و دکمه های کیبورد ده میلیون بار فشار داده شده اند تا از عملکرد صحیح آنها حین استفاده کاربر اطمینان حاصل شود.

نمایشگر و کیبورد

ایسوس یک صفحه نمایش ۱۵.۶ اینچی Full HD از نوع TFT برای VivoBook 15 در نظر گرفته که روکش مات ضد بازتاب دارد. کیفیت این نمایشگر با توجه به سطح قیمت قابل قبول است و می تواند رضایت کاربر را جلب کند. البته باید توجه داشته باشید که زاویه دید پنل های TFT به خوبی فناوری های پیشرفته تر نیست و خوانایی نمایشگر هم در محیط های بسیار پر نور کاملاً کاهش پیدا می کند.

VivoBook 15 به یک کیبورد در قطع کامل از نوع جزیره ای مجهز است. ارتفاع دکمه ها مناسب و فاصله آنها از هم کافی است، اما حین تایپ کردن تمام سطح کیبورد به داخل می رود و بازخورد دکمه ها به خوبی محصولات گران قیمت تر نیست. در عوض تاچ پد دستگاه به لطف فضای بزرگ و حساسیت کافی، تجربه کاربری خوبی برای شما فراهم می کند.

سخت افزار و باتری

خوشبختانه تمرکز روی ظاهر زیبا باعث نشده شرکت تایوانی سخت افزار دستگاه را فراموش کند و لپ تاپ VivoBook 15 از توان مناسبی بهره می برد. ۱۶ گیگابایت حافظه رم از نیاز بخش عمده خریداران بیشتر است و پردازنده Core i7 7500U از نسل هفتم کیبی لیک انتخاب شده که هرچند به نسل ماقبل آخر شرکت اینتل تعلق دارد، اما هنوز کاملاً در بازار مرسوم است و جدید به حساب می آید. VivoBook 15 با این ترکیب یک گزینه خوب با قیمت مناسب، برای اجرای برنامه های سنگین و استفاده از چندین برنامه به شکل همزمان محسوب می شود.

اما کارت گرافیک دستگاه GeForce 930MX انتخاب شده که یک مدل رده پایین بر اساس معماری Maxwell به حساب می آید و اوایل سال ۲۰۱۶ معرفی شده است. نگاهی به جدول تعداد فریم حین اجرای بازی های مختلف روی این کارت گرافیک نشان می دهد که با لپ تاپ VivoBook 15 امکان اجرای بازی های سال ۲۰۱۶ روی تنظیمات متوسط وجود دارد و علاقه مندان فیفا هم برای اجرای نسخه ۲۰۱۸ مشکلی نخواهند داشت، اما اگر بخواهید تنظیمات گرافیکی بالاتری را تجربه کنید یا بازی های جدیدتری را انجام دهید، باید به فکر یک لپ تاپ رده بالاتر یا محصولات گیمینگ باشید چون این ویژگی جزو کاربردهای لپ تاپ خوش قیمت ایسوس به حساب نمی آید.

بنچمارک های گرافیکی هم نتایج کسب شده حین اجرای بازی ها را تایید می کنند. از طرف دیگر کسب امتیاز ۳۳۰۰ در بنچمارک PCMark 10 و ۴۶۰۰ در PCMark 8 Work Accelerated نشان می دهد توان سخت افزاری VivoBook 15 از نیاز بیشتر کاربران عادی بیشتر است. بر اساس این امتیاز ها می توانید روی این محصول برای اجرای نرم افزارهای روزمره، مجموعه آفیس و نرم افزارهای مهندسی غیر گرافیکی یا اجرای همزمان چندین نرم افزار به شکل همزمان حساب باز کنید.

در ادامه جزئیات نتایج کسب شده در بنچمارک های انجام گرفته روی VivoBook 15 را مشاهده می کنید.

VivoBook 15 به یک حافظه ۱ ترابایتی SATA با سرعت ۵۴۰۰ دور در دقیقه مجهز است که چندان سریع به حساب نمی آید، اما خوشبختانه دستگاه درگاه M.2 دارد و از نصب حافظه داخلی SSD پشتیبانی می کند، در نتیجه می توانید با کمی هزینه، سرعت عملکرد دستگاه را به شکل قابل توجهی افزایش دهید. لپ تاپ ایسوس ضمناً با سیستم عامل لینوکس (توزیع Endless) عرضه می شود و فاقد ویندوز است.

ابتکار جالبی که شرکت تایوانی در این محصول پیاده کرده فناوری IceCool نام دارد. در این فناوری دمای بخش پایین کیبورد که دست کاربر روی آن قرار می گیرد، پایین تر از ۳۶ درجه یعنی خنک تر از دمای بدن انسان حفظ می شود تا هنگام تایپ کردن با کیبورد و استفاده از این لپ تاپ، حس مطبوعی داشته باشید.

در نهایت به باتری دستگاه می رسیم که ۳۸ وات ساعت ظرفیت دارد.هرچند این ظرفیت با توجه به ابعاد، رزولوشن نمایشگر و قیمت محصول کافی به نظر می رسد، اما باید توجه داشته باشید که VivoBook 15 سخت افزار قدرتمندی دارد و در نتیجه عمر باتری دستگاه تا حد زیادی به میزان استفاده شما از توان سخت افزاری وابسته است. برای مثال یک ساعت استفاده از تمام توان دستگاه به راحتی نیمی از ظرفیت باتری را خالی می کند، اما هرچه کمتر از VivoBook 15 کار سنگین بخواهید، عمر باتری هم افزایش پیدا می کند.

مزیت دستگاه در این بخش اینکه VivoBook 15 از شارژ سریع پشتیبانی می کند، در نتیجه ۶۰ درصد از ظرفیت باتری در تنها ۴۹ دقیقه کامل می شود. باتری دستگاه ضمناً از نوع لیتیوم پلیمر در نظر گرفته شده که نسبت به باتری های معمول لیتیوم یونی تا ۳ برابر بیشتر عمر می کند.

جمع بندی

VivoBook 15 با داشتن ۱۶ گیگابایت حافظه رم و پردازنده Core i7 7500U نسل هفتم به خوبی قادر است عملکردهای سنگین و چندین نرم افزار را به شکل همزمان اجرا کند. البته کارت گرافیک GeForce 930MX به درد بازی کردن یا اجرای نرم افزارهای گرافیکی حرفه ای نمی خورد. سرعت حافظه داخلی هم ۵۲۰۰ دور در دقیقه است که چندان سریع به حساب نمی آید، اما با اضافه کردن یک حافظه SSD به دستگاه می توانید سرعت را به شکل محسوسی افزایش دهید.

VivoBook 15 با داشتن درگاه های VGA، کارت خوان، درایو نوری و USB-C نمره قبولی را در سطح قیمت خود دریافت می کند و قادر است نیازهای کاربر را تامین نماید. همه اینها ضمناً در پوسته ای زیبا فراهم شده و می توان لپ تاپ ایسوس را در زمره محصولات زیبایی به حساب آورد که در این سطح قیمت با سخت افزار قابل قبولی عرضه می شود. ناگفته نماند که لپ تاپ ۱۵ اینچی VivoBook 15 در بازار ایران با گارانتی رسمی گروه معیار و قیمت حدود ۳ میلیون و ۴۵۰ هزار تومان به فروش می رسد.

نکات مثبت
  • طراحی زیبا و تنوع رنگ
  • سخت افزار قدرتمند
  • مجهز به فناوری شارژ سریع
  • پشتیبانی از حافظه های SSD
  • درگاه USB-C
نکات منفی
  • استحکام بدنه پلاستیکی
  • عدم وجود چراغ در کلیدهای کیبورد
  • کارت گرافیک نسبتاً قدیمی
  • سرعت حافظه داخلی

Let’s block ads! (Why?)

Views: 6

چگونه سرعت آیفون و آیپدهای قدیمی را بالا ببریم؟

هر سال شرکت اپل از جدیدترین محصولات خود، پرده بر می دارد و سعی می کند با عرضه نسخه ای تازه از سیستم عامل جذابش، میان سخت افزار و نرم افزار هماهنگی قابل قبولی به وجود آورد. با این حال تمام طرفداران اپل، حاضر نیستند که هر سال گجت های قدیمی خود را کنار بگذارند و به سراغ محصولات تازه این شرکت بروند.

با این حال، حتی گجت هایی مانند آیفون و آیپد نیز از سالخوردگی در امان نیستند و بالاخره غبار گذر ایام روی شان می نشیند و کمی کندشان می کند. البته گفتنیست که با چند حقه و ترفند ساده می توان تا اندازه ای از تاثیرات سالخوردگی آیفون و آیپدهای قدیمی کم کرد و کارایی این گجت های هوشمند را بهبود بخشید.

آیفون یا آیپد خود را ری استارت کنید

آیا تا حالا حین رو به رو شدن با کندی بیش از حد آیفون خود آن را ری استارت کرده اید؟ شاید عجیب به نظر برسد ولی همین راهکار ساده خیلی وقت ها می تواند مثمر ثمر واقع شود و سرعت را به موبایل یا تبلت تان باز گرداند.

هزاران بار هم این کار را انجام داده اید و مسلما نیازی به توضیح اضافه نیست. فقط کافیست کلید پاور آیفون یا آیپد قدیمی خود را برای چند ثانیه نگه دارید تا گزینه «Slide to power off» روی صفحه نقش ببندد. حالا کلید پاور را بگیرید و آن را به سمت راست بکشید تا دستگاه خاموش شود.

با روشن شدن دوباره دستگاه، به احتمال خیلی زیاد متوجه افزایش سرعت آن می شوید. اما ممکن است که این اتفاق هم رخ ندهد و آیفون و آیپدتان همچنان کند باقی بماند. با این حال بهتر است پیش از به هم ریختن تنظیمات برای یک بار هم که شده آن را امتحان کنید.

از حجم پردازش های گرافیکی بکاهید

در اغلب مواقع بسیاری از پردازش های گرافیکی روی عملکرد سخت افزار تاثیر مخربی دارند. البته سخت افزارهای جدید و قدرتمندتر با این پردازش های سنگین مشکل چندانی ندارند و خیلی راحت از پس نمایش انیمیشن های مختلف و جزئیات ریز گرافیکی بر می آیند.

با این حال اگر یک آیفون یا آیپد قدیمی در دست داشته باشید، به خوبی می بینید که سخت افزار نسل پیشین چندان با این پردازش ها میانه خوبی ندارد. به زبان ساده تر گاهی اوقات آیفون های قدیمی به سختی می توانند انیمیشن های جدید را بی نقص اجرا کنند و در اغلب مواقع عملکرد دستگاه با لگ و کندی همراه می شود.

با این حال می شود با کمی دستکاری در تنظیمات دستگاه این مشکلات را تا اندازه زیادی برطرف کرد. برای شروع به تنظیمات بروید و سپس به ترتیب وارد General و Accessibility شوید. در صفحه باز شده، دو گزینه وجود دارد که باید به سراغشان بروید: Increase Contrast و Reduce Motion.

اول گزینه Increase Contrast را بفشارید و سپس در صفحه مخصوص به آن، Reduce Transparency را فعال کنید.

با این کار کمی از شفافیت المان های مختلف تصویر کاسته می شود و به خوبی می توانید تاثیرات آن را در رابط کاربری و کنترل سنتر ببینید. شاید پس از انجام این کار کمی از زیبایی رابط کاربری کاسته شود. اما به لطف این تغییرات، سرعت عملکرد دستگاه به شدت ارتقا پیدا می کند و از میزان لگ ها کاسته می شود.

حالا نوبت به Reduce Motion می رسد. فقط کافیست گزینه آن را فعال کنید تا از حجم بسیاری از انیمیشن های در حال اجرای غیر ضروری کاسته شود.

اپ های اضافه را حذف و کمی فضا آزاد کنید

اگر حافظه آیفون یا آیپدتان تقریبا پر است، می توانید با حذف کردن چند مورد از اپ های بلااستفاده فضای بیشتری به دست آورید و به تبع سرعت عملکرد دستگاه خود را ارتقا بخشید. علاوه بر این، بسیاری از این اپ ها، با اجرای پردازش های خاصی در پس زمینه، سخت افزار را درگیر خود می کنند و به تنهایی باعث کندی بیشتر پرفورمنس دستگاه می شوند. پس به همین منظور پاک کردن اپ هایی که به آن ها احتیاجی ندارید می تواند روی عملکرد دستگاه تان تاثیر بسزایی داشته باشد.

از رفرش اپ ها در پس زمینه جلوگیری کنید

رفرش اپ ها در پس زمینه نیز یکی دیگر از مسائلی است که می تواند علت کندی پیش از حد آیفون و آیپدهای قدیمی را توجیه کند. خوشبختانه می توان این ویژگی را غیرفعال کرد و از آن پس مانع به روزرسانی های بی علت اپ ها در پس زمینه شد.

برای دسترسی به این موضوع نیز کافیست به تنظیمات بروید و از طریق منو General وارد Background App Refresh شوید. حالا با باز شدن پنجره Background App Refresh، دو انتخاب پیش روی تان قرار می گیرد: جلوگیری از رفرش تمام اپ ها یا اعمال تغییرات روی اپلیکیشنی خاص.

از این رو می توانید با انتخاب گزینه دوم، این تغییرات را روی برخی از اپ ها اعمال کنید و ببینید با این کار، وضعیت عملکرد دستگاه بهبود پیدا می کند یا نه. با این حال اگر تغییری احساس نکردید بهتر است به سراغ انتخاب اول بروید و ویژگی رفرش در پس زمینه را برای تمام اپ ها متوقف کنید.

البته نکته جالب آن است که با خاموش شدن ویژگی رفرش در پس زمینه، فقط عملکرد دستگاه بهبود پیدا نمی کند و به نوعی طول عمر باتری نیز افزایش پیدا می کند. به همین منظور می توان با انجام این کار از مزایای بیشتری هم برخوردار شد و از خالی شدن بی مورد شارژ موبایل یا تبلت جلوگیری کرد.

پیام های روی هم انباشته شده خود را پاک کنید

با اینکه بعید است این موضوع روی عملکرد کلی دستگاه تاثیری بگذارد، اما بسیاری از کاربران متوجه شدند که با انباشته شدن بیش از حد پیام ها، اپ Messages به شدت کند می شود. از این رو، بهتر است هر از گاهی به سراغ اپ Messages بروید و با راه انداختن یک خانه تکانی اساسی، پیام های بی اهمیت را حذف کنید.

مسلما پاک کردن چند پیام از Messages آنقدر کار پیچیده ای نیست و نیازی نیست که در این باره توضیح بیشتری بدهیم. به نوعی هم می توانید پیام ها را به صورت یک به یک و هم دسته ای حذف کنید.

با این حال اپ Messages یک ویژگی خوب دارد که می توانید از طریق آن برای ذخیره سازی پیام ها محدودیت بگذارید. به زبان ساده تر، می توان با تغییر تنظیمات Messages کاری کرد که پیام ها پس از مدتی مشخص به طور خودکار پاک شوند.

برای دسترسی به این موضوع نیز باید وارد تنظیمات شوید و به دنبال گزینه Messages بگردید. با ورود به صفحه اختصاصی Messages، گزینه Keep Messages را خواهید دید. آن را لمس کنید و یک تاریخ انقضا برای تمام پیام های ذخیره شده در نظر بگیرید.

سیری را محدود کنید

با اینکه اسپاتلایت سرچ در نوع خود به شدت جذاب است اما فعالیت های آن نیز می تواند روی عملکرد دستگاه های قدیمی تر، تاثیر منفی بگذارد. با این حال می توان با خاموش کردن Siri suggestions این مشکل را نیز برطرف کرد و سرعت آیفون و آیپدهای قدیمی تر را تا اندازه ای افزایش داد. به همین منظور ابتدا باید وارد تنظیمات بشوید و Siri & Search پیدا کنید.

با ورود به Siri & Search، می توانید ببینید که همانند تنظیمات رفرش پس زمینه، امکان محدود کردن این سرویس به چند اپ خاص نیز وجود دارد.

با این حال برای بالا بردن سرعت عملکرد دستگاه، می توانید با خاموش کردن گزینه های این سرویس، آن را به طور کامل غیر فعال کنید.

از اپ های اپل استفاده کنید

اپلیکیشن های شخص ثالث در اغلب مواقع نسبت به اپ های پیش فرض شرکت اپل، به شدت کاربردی تر هستند. طوری که نمی توان به سراغشان نرفت و از ویژگی ها خوبی که در اختیار کاربر قرار می دهند بهره نگرفت.

با این حال بسیاری از این اپ ها برای ارائه چنین خدمات ارزشمندی، نیازمند استفاده بیشتر از منابع حیاتی دستگاه هستند؛ منابعی که آیفون و آیپدهای قدیمی تر نمی توانند آن ها را با چند اپ دیگر به اشتراک بگذارند.

به همین منظور اگر یک آیفون یا آیپد قدیمی تر در دست دارید بهتر است از همان اپ های پیش فرض شرکت اپل استفاده کنید و کمتر به سراغ اپ های شخص ثالث بروید.

به سراغ تنظیمات Back Up and Restore بروید

در صورتی که هیچ کدام از روش های بالا نتوانستند کندی آیفون یا آیپدتان را برطرف کنند، شاید گرفتن بکاپ و ریستور کردن مشکل تان را حل کند. به نوعی در طی استفاده های پی در پی، یک سری باگ و مشکل پردازشی در iOS شکل می گیرند که می توان آن ها را به کمک این روش رفع کرد.

در این روش می بایست ابتدا از تمام محتوای موجود روی آیفون یا آیپد خود بکاپ بگیرید و سپس گجت خود را به حالت کارخانه بازگردانید. با این کار، تمام اطلاعات موجود روی دستگاه تان پاک می شود و سیستم عامل به حالت ابتدایی و خام خود باز می گردد.

پس از آن می توانید با ریستور کردن نسخه پشتیبان، تمام اطلاعات خود را دوباره روی دستگاه سوار کنید. البته با این تفاوت که این بار به تمام اطلاعاتتان روی یک سیستم عامل عاری از باگ و مشکل دسترسی خواهید داشت که به تبع سرعت بالاتری هم دارد.

البته گفتنیست که برای این کار به آیتونز احتیاج دارید. به همین منظور، اگر کاربر ویندوز هستید می توانید آیتونز را از طریق این لینک دریافت و نصب کنید. در صورتی هم که از مک استفاده می کنید، نیازی به انجام کار خاصی ندارید؛ چرا که به طور پیش فرض آیتونز روی سیستم عامل مک نصب شده است.

حالا آیتونز را اجرا و آیفون یا آیپد خود را از طریق کابل USB به سیستم متصل کنید. اگر این اولین باری باشد که آیفون یا آیپدتان را به یک سیستم متصل می کنید، دستگاه از شما در مورد قابل اطمینان بودن آن کامپیوتر سوال می کند. حالا گزینه Trust را بفشارید و در ادامه با ارئه رمز ورود خود، دستگاه را از قابل اطمینان بودن سیستم مطمئن کنید.

سپس در آیتونز روی آیکون دیوایس کلیک کنید.

حال در پنجره سمت چپ، Summary را انتخاب کنید.

با این کار وارد پنجره ای می شوید که در آن کلید Back Up Now قابل مشاهده است. روی آن کلیک کنید تا مراحل پشتیبان گیری از آیفون یا آیپدتان آغاز شود.

پس از پایان پروسه بکاپ گیری، روی Restore Backup کلیک کنید.

در صورتی که آیتونز از شما خواست که Find My iPhone یا Find My iPad را خاموش کنید، می توانید با ورود به تنظیمات این سرویس را متوقف کنید. فقط لازم است در تنظیمات روی نام خود در بالای لیست کلیک کنید. سپس نام دستگاهی که در حال حاضر از آن استفاده می کنید را بفشارید تا وارد تنظیمات مورد نظر شوید. در نهایت با یکی از گزینه های Find My iPad یا Find My iPhone رو به رو می شوید. گزینه های آن ها را غیرفعال کنید تا این سرویس متوقف شود.

اگر مجبور شدید Find My iPhone یا Find My iPad را متوقف کنید، لازم است که دوباره روی کلید Restore Backup در آیتونز کلیک کنید. با این کار آیتونز از شما می خواهد تا بکاپ مورد نظرتان را انتخاب کنید. حالا آخرین نسخه پشتیبان تهیه شده را انتخاب کنید و روی کلید Restore کلیک کنید. با این کار آیتونز از نسخه پشتیان استفاده می کند و تمام فایل های تان را دوباره باز می گرداند.

آیفون یا آیپد خود را به حالت کارخانه بازگردانید

در صورتی که هیچ یک از راهکارهای فوق نتوانستند مشکل کندی بیش از حد آیفون یا آیپدتان را برطرف کنند، احتمالا دستگاه تان با مشکلی اساسی رو به روست. از این رو بهتر است قید همه چیز را بزنید و با پاک کردن تمام اطلاعات، آیفون یا آیپد خود را به حالت کارخانه بازگردانید. برای این کار نیز باید به تنظیمات بروید و در بخش General به دنبال گزینه Reset بگردید.

البته پیش از پاک کردن همه چیز، بهتر است به سراغ گزینه Reset All Settings بروید و ببینید با بازگردانی تنظیمات به حالت کارخانه مشکل دستگاه تان رفع می شود یا نه. اما در صورتی که باز هم مشکلات برطرف نشدند، مطمئن شوید که از داده های مهم تان نسخه پشتیبان تهیه کرده اید و سپس یک راست به سراغ Erase All Content and Settings بروید.

باتری آیفون خود را تعویض کنید

مدتی پیش اپل همه را متعجب کرد و اعلام داشت که سرعت آیفون های این شرکت با کهنه شدن باتریشان به شدت کاهش می یابد. این موضوع به شدت مهمی است و شاید کندی بیش از حد بسیاری از آیفون های قدیمی به این قضیه مربوط شود. پس به همین منظور اگر تمام روش های فوق را انجام دادید و نتوانستید تغییری در وضعیت آیفون خود به وجود آورید، بهتر است هر چه زودتر برای تعویض باتری موبایلتان اقدام کنید.

Let’s block ads! (Why?)

Views: 8

الگوریتم های هوش مصنوعی علی بابا و مایکروسافت مطالب را بهتر از انسان درک می کنند

در سال های اخیر هوش مصنوعی به چندان سطحی رسیده که توانایی های ذهنی انسان را به چالش کشیده و در آخرین مورد نیز در درک مطلب از انسان پیشی گرفته است.

۲۰ سال قبل هوش مصنوعی Deep Blue کمپانی IBM در مسابقه شطرنج بر «گری کاسپاروف» افسانه ای غلبه کرد و این آغاز راهی بود که توسط الگوریتم هوشمند گوگل با غلبه بر قهرمان بازی ژاپنی «گو» ادامه پیدا کرد.

این پدیده حالا به زمینه های غیر ورزشی نیز کشیده شده است. به گزارش «بلومبرگ» کمپانی های مایکروسافت و علی بابا الگوریتم هایی را توسعه داده اند که هفته گذشته در آزمون درک مطلب دانشگاه استنفورد موفق به شکست انسان شده اند.

آزمون SQuAD دانشگاه مذکور که یکی از معتبرین معیارهای سنجش دقت الگوریتم های هوش مصنوعی محسوب می شود، شامل ۱۰۰ هزار سوال از مقالات مختلف ویکی پدیا است و الگوریتم باید بتواند پاسخ درست را از متن ارائه شده پیدا کند. بالاترین امتیازی که تا کنون انسان ها در این سیستم کسب کرده اند ۸۲٫۳ بوده، با این حال الگوریتم علی بابا با شکستن رکوردهای قبلی موفق به کسب ۸۲٫۴۴ امتیاز شده و در صدر جدول قرار گرفته است.

دقیقا یک روز بعد از این ماجرا مایکروسافت نیز سیستم خود را تست کرده که این الگوریتم نیز با کسب ۸۲٫۶۵ امتیاز بالاتر از هوش انسانی قرار گرفته است.

هدف از توسعه چنین آزمون هایی کمک به هوش مصنوعی برای پردازش مقادیر عظیمی از داده و یافتن پاسخ درست است. «لو سی»، از متخصصان ارشد علی بابا در این باره می گوید:

با پردازش بهتر داده الگوریتم ها سوالاتی مانند «چرا باران می بارد؟» را با دقت بالاتری پاسخ می دهند.

او معتقد است که فناوری این الگوریتم ها را می توان در نرم افزارهایی مانند سرویس های آنلاین راهنمای مشتری یا پاسخ به سوالات علمی و پزشکی بدون نیاز به دخالت انسان به کار برد.

Let’s block ads! (Why?)

Views: 2