فهرست بستن

دسته: دیجیاتو

مرجع اخبار فناوری و رویدادهای حوزه تکنولوژی. رسانه ای برای توسعه سبک زندگی دیجیتالی از گوشی و لپ‌تاپ و دوربین گرفته تا پهپاد، ماشین، کسب‌و کار و شبکه‌ها

آیا کامپیوتر مک شما به آنتی ویروس نیاز دارد؟ متخصصان پاسخ می‌دهند

بر اساس یک باور قدیمی در دنیای فناوری بدافزارها قدرت نفوذ به کامپیوترهای مک را ندارد، فرضیه ای که البته بویی از حقیقت نبرده است. همین چند ماه قبل موسسه Intego از چند آسیب پذیری مخصوص macOS پرده برداشت و قبلا هم بدافزارهایی به آن رخنه کرده بودند.

مک‌او‌اس به صورت پیش فرض قابلیت های امنیتی قدرتمندی برای مقابله با بدافزارها دارد. اما سوال اینجاست که سطح امنیت این سیستم به حدی رسیده که از آنتی ویروس بی‌نیاز باشند؟ در ادامه مطلب این سوال را از متخصصان امنیت پرسیده ایم.

آسیب پذیری‌های  سیستم عامل اپل

این فرضیه که کامپیوترهای مک در برابر بدافزارها ایمن‌تر هستند پر بی راه نیست، چرا که پی‌سی‌های ویندوزی ۹۰ درصد بازار را تشکیل می دهند و طبیعتا هدف جذاب تری برای هکرها و طراحان بدافزار هستند.

نصب آنتی ویروس در macOS

یکی دیگر از دلایل امنیت بیشتر macOS ابزارهای داخلی قدرتمند آن هستند، برای مثال پس از دانلود هر اپی از اینترنت بلافاصله XProtect آلوده نبودن آن به فهرستی از بدافزارهای شناخته شده را بررسی می کند. XProtect نیازی به فعال سازی یا تنظیمات خاص نداشته و در پس زمینه به کار خود مشغول است.

Gatekeeper هم اعتبار و صحت اپلیکیشن ها را بلافاصله پس از دانلود ارزیابی می کند. زمانی که کاربر برنامه ای را خارج از اپ استور دانلود می کند، این ابزار ساین شدن کدهای ان توسط اپل را بررسی کرده و در غیر این صورت مانع از اجرای اپ بدون اجازه مستقیم کاربر می شود.

مهمتر از این دو ابزار سندباکس شدن اپ هاست که اجازه انجام وظایف خارج از محدوده تعریف شده یا دسترسی به تنظیمات و زیرساخت های حیاتی سیستم را از برنامه ها سلب می کند.

الگوریتم سَندباکس اپل حتی آنتی‌ویروس را هم محدود می‌کند

با این حال سپر محافظ کاربران macOS در برابر بدافزارها، حفره هایی هم دارد. لایه امنیتی اپل بر اساس افزودن تگ‌ های قرنطینه به نرم افزارهای مشکوک یا بدافزارهای مخرب عمل می کند. در صورتی که کاربر روی اپ های دارای برچسب کلیک کند، پیام هشداری به نمایش در می آید.

«توماس رید»، مدیر امنیت مک و موبایل موسسه Malwarebytes تاکید می کند که معیارهای دفاعی آنقدرها هم که به نظر می رسد جامع نیستند:

استفاده از این برچسب الزامی نیست و همه نرم افزارها از آن بهره نمی برند. برای مثال نرم افزار تورنت چنین برچسبی ندارد در حالی که به وفور برای سرقت فایل از آن استفاده می شود.

فهرست سیگنچرهای فایل بدافزار XProtect هم اصلا جامع نیست. به گفته رید این فهرست فایل ها را بر اساس ۹۴ ضابطه تجزیه و تحلیل می کند که به مراتب از ضوابط موجود در موتور آنتی ویروس های قدرتمند کمتر است. «کرک مک الهرن»، مجری پادکست موسسه امنیتی Intego و نویسنده مباحث مربوط به بدافزار هم محدود بدون دامنه بررسی XProtect را تایید می کند.

اپل در نسخه بعدی macOS کاتالینا که در پاییز از راه می رسد معیارهای امنیتی دیگری را هم به سیستم عامل خود می آورد. در این نسخه برای اپلیکیشن ها برای دسترسی به اسناد، فایلهای دسکتاپ یا iCloud و درایوهای خارجی به اجازه کاربر نیاز دارند.

اتکای صرف به ابزارهای امنیتی اپل اشتباه است

اپل با اختصاص فضایی خاص به سیستم عامل و استفاده از چیپ امنیتی T2 ایمنی را از هر زمان دیگری بیشتر می کند. خود این چیپ میزبان Secure Enclave است که امکان رمزنگاری داده های ذخیره شده را فراهم می کند. اجزای دیگری مثل کنترلر مدیریت سیستم، پردازشگر سیگنال تصویر، کنترلر صوتی و کنترلر SSD نیز در T2 یکپارچه شده اند.

نصب آنتی ویروس در macOS

با این حال رید هنوز هم بر این باور است که این معیارها هم بی نقص نیستند. به گفته او Gatekeeper وضعیت سیگنچر اپ ها را حین راه اندازی بررسی نمی کند و از اینرو هکر می تواند اپ های دارای مجوز را دستکاری کند و برنامه مذکور کماکان مجوز اجرا را خواهد داشت.

چند ماه قبل هم یک محقق امنیتی هم از وجود نقصی در Gatekeeper خبر داده بود که از طریق بارگذاری فایل های زیپ حاوی سیملینک در فضاهای اشتراکی شبکه، امکان اجرای بدافزار روی سیستم را میسر می کرد.

توماس رید عملکرد سندباکس macOS را هم به خاطر محدود کردن آنتی ویروس مورد انتقاد قرار می دهد:

آنتی ویروس به صورت پیش فرض امکان دسترسی به اغلب فایل های روی حافظه داخلی را ندارد. اگر آنتی ویروس را از اپ استور دانلود کرده باشید، حتی در صورت اعطای مجوز دسترسی به حافظه داخلی هم نمی تواند برنامه ها را حذف کند. به عبارت ساده تر آنتی ویروس های اپ استور شانس کمتری برای شناسایی همه تهدیدات و حذف آنها دارند.

تقویت سیستم با نصب آنتی ویروس در macOS

رایج ترین انتقاد در مورد آنتی ویروس ها به تحمیل بار اضافه، کاهش سرعت سیستم و نصب نرم افزارهای غیر ضروری در کامپیوترهای مک مربوط می شود. کرک مک الهرن اما این انتقادها را غلو شده می داند:

شاید ده سال پیش این استدلال که نصب آنتی ویروس در macOS سرعت سیستم را کم می کند قابل قبول بود اما کامپیوترهای مک جدید از قدرت پردازشی، مموری و حافظه سریعی بهره می برند که باعث می شود نرم افزارهای امنیتی مشکلی در حفاظت از سیستم نداشته باشند.

رید اما به کاربران توصیه می کند که اگر به دنبال حفاظت دائمی هستند، یک آنتی ویروس مناسب انتخاب کنند:

اگر فکر استفاده از نرم افزارهای امنیتی به سرتان زده ابتدا باید آنتی ویروسی را انتخاب کنید که نه فقط قابل اعتماد، بلکه سریع هم باشد. اگر حین اسکن کامپیوتر توسط آنتی ویروس نفس سیستم به شماره بیفتد، خیلی زود کاسه صبرتان لبریز شده و احتمالا قید این نرم افزارها را خواهید زد.

نصب آنتی ویروس در macOS

از نظر توماس رید سیستم های حفاظتی اپل در شناسایی ابزارهای تبلیغاتی مزاحم و برنامه های ناخواسته (PUPs) ضعف دارند، آن هم در حالی که همین موارد رایج ترین تهدیدات برای کاربران macOS به شمار می روند.

از نظر این محقق آنچه در درجه اول کاربران اپل را تهدید می کند نه ویروس های معمولی، بلکه اپ های مخربی‌اند که خود را در پوشش برنامه های مفید به کاربر غالب می کنند. معروفترین مثال در این مورد Mac Defender و EasyDoc Converter هستند که بسیاری از سیستم های مبتنی بر پلتفرم مک را آلوده کردند.

آواست، بیت‌دفندر، اویرا و سوفوس از آنتی‌ویروس‌های قدرتمند macOS هستند

مک الهرن به کاربران توصیه می کند که تمام تخم مرغ های خود را در سیستم اپل نگذارند. برای مثال هرچند Gatekeeper قادر به بلاک کردن اپ های شخص ثالث یا غیرقابل اعتماد است اما کاربر با چند کلیک ساده می تواند آن را دور بزند. هرچند Gatekeeper هشدارهایی به کاربر می دهد اما بسیاری از افراد از روی ناآگاهی یا نداشتن صبر و حوصله کافی با چند کلیک ساده از لایه های امنیتی این نرم افزار عبور می کنند.

نصب آنتی ویروس در macOS

همین عامل باعث شده هر دو متخصص امنیتی خود کاربران را به عنوان نقطه ضعف اصلی کامپیوترهای مک عنوان کنند. در واقع کاربران موجوداتی جایز الخطا هستند که مرتبا در معرض تنبلی و فریب خوردن هستند.

شاید گاهی اوقات حین نصب و اجرای برنامه ها فکر کنیم که Gatekeeper زیادی سخت می گیرد یا حوصله خواندن متن ها انگلیسی و فکر کردن درباره آنها را نداشته باشیم. از طرف دیگر در ۹۰ درصد مواقع قوانین برنامه ها را نمی خوانیم و به همین راحتی PUPها روی سیستم نصب می شوند.

به این موارد باید قربانی شدن در دام صفحات فیشینگ را هم اضافه کرد. در چنین مواردی نه لایه های حفاظتی macOS و نه آنتی ویروس های دیگر توانایی حفاظت کامل از ما در برابر تهدیدات را دارند.

بهترین راه حل چیست؟

در نهایت باید گفت که نصب آنتی ویروس در macOS سپر حفاظتی سیستم در برابر بدافزارها را تقویت خواهد کرد. یک آنتی ویروس قوی زمین بازی را ایمن تر کرده و جناح های خالی مانده از سوی Gatekeeper و XProtect را پوشش می دهد. از بهترین نرم افزارهای حفاظتی مک می توان به آواست، بیت‌دفندر، اویرا و سوفوس اشاره کرد.

فراموش نکنید که اتکای صرف به این برنامه‌ها و عدم احتیاط شما را به دام برنامه های ناخواسته و مخرب خواهد انداخت. یک کاربر باهوش اپ ها را از منابع غیرقابل اعتماد دانلود نمی کند، هشدارهای Gatekeeper را یکی پس از دیگری رد نکرده و در ایمیل های دریافتی از فرستنده‌های ناشناس روی لینک ها کلیک نمی کند. هرچند یکی از مشکلات کاربران ایرانی عدم دسترسی به نسخه اصلی نرم افزارها است اما نباید نسخه های کرک شده را هم از منابع غیر قابل اعتماد دریافت کنید.

Let’s block ads! (Why?)

ادامه مطلب

ویجیاتو: به کمک «نینتندو» با بازی‌های ویدیویی آشتی کنید

نمی‌دانم می‌توان این موضوع را به عموم بسط داد یا خیر، ولی رفته‌رفته بالا رفتن سن، افزایش مشغله‌های روزمره، رسیدگی به امور خانوادگی و بقا برای زنده ماندن در کشور باعث شده کمتر از قبل فرصتی برای بازی کردن داشته باشم. کنسول‌هایم در خانه این روزها فقط رنگ و بوی خاک به خودشان می‌بینند و کوچک‌ترین اوقات فراغتم به یک یا دو بازی موبایل یا نهایتا چند دست فیفا و بتلفیلد در تعطیلات آخر هفته محدود شده است.

اما این تمام ماجرا نیست؛ گاهی خودم را در شرایطی پیدا می‌کنم که وقت مناسبی برای سرگرمی دارم، اما به جای ورود به یک بازی ویدیویی جدید یا قدیمی، ناخودآگاه ترجیح می‌دهم گزینه مدیا پلیر را انتخاب کرده و مشغول تماشای فیلم سینمایی یا سریال شوم. خودم علت این مسئله را کم شدن حوصله‌ام نسبت به گذشته می‌دانم.

گاهی که مشغول تجربه بازی‌های مختلف هستم، پس از مدت نه چندان زیادی متوجه می‌شوم خسته شدم و ادامه دادن از حوصله‌ام خارج است. چرا؟ چون بازی‌های سنگین و دشوار امروزی نیازمند تمرکز بالا، وقت گذاشتن، درگیری و حوصله بالایی هستند که در حال حاضر هیچکدام‌شان را (حداقل تمام و کمال) در خودم پیدا نمی‌کنم. ولی در عین حال این موضوع به شدت برایم آزاردهنده و ناراحت‌کننده است. دنبال راه حلی می‌گشتم تا بتوانم دوباره با دنیای بازی‌های ویدیویی، مثل قبل آشتی کنم.

به توصیه شایان ضیایی سعی کردم به بازی‌های نینتندو، به خصوص کنسول سوییچ بیشتر توجه کنم. این پیشنهاد در ذهن خودم هم جرقه‌ای ایجاد کرد، چرا که این چند وقت با بازی‌های کژوال، آرکید و ساده بیشتر ارتباط برقرار کرده بودم، بنابراین شاید واقعا راه حل ماجرا همین است.

برای شروع با یکی دو تا از بازی‌های موبایلی نینتندو شروع کردم، چون هیچ کدام از پلتفرم‌های کنسولی ژاپنی‌ها را ندارم. اما همین هم تا حد زیادی کمک کرد، علاوه بر این با توجه به خاطرات نوستالژیکی که از گذشته دارم، به لطف یکی از وب‌سایت‌های شبیه‌ساز (ایمولاتور) مشغول تجربه عناوین قدیمی کنسول‌های چند نسل قبل مثل ماریو و دانکی کانگ شدم و حسابی از آنها لذت بردم.

چند سال پیش با دسترسی به کنسول نینتندو Wii U یکی از دوستان برای مدتی سرگرمی‌های جذاب و بعضا بامزه‌ای را تجربه کردم که هنوز در ذهنم باقی مانده، اما مشکل کار جایی بود که دیدگاه صحیحی به این دست عناوین نداشتم. باور غلطی که در بسیاری از مردم جا افتاده این است که بازی‌های امروزی می‌بایست گرافیکی خیره‌کننده داشته باشند و از جدیدترین تکنولوژی‌ها استفاده کنند. این مسئله در واقع یکی از فاکتورهای جانبی یک بازی است؛ فاکتور اصلی بی‌بروبرگرد سرگرمی خواهد بود و بس.

چند وقت پیش هم فرصت پیدا کردم چند دستی با نینتندو سوییچ سروکله بزنم. به این نتیجه رسیدم بی‌راه نیست که این روزها فروش سوییچ حسابی رشد تصاعدی گرفته. گفته می‌شود در بازه زمانی فعلی همه منتظر شروع نسل نهم کنسول‌های خانگی هستند و در نتیجه فروش پلی استیشن 4 و ایکس باکس وان با کاهش عجیبی همراه شده. اما من مطمئن هستم که المانی مهم‌تر از این حرف‌ها در این موضوع دخیل است و آن هم چیزی نیست جز سرگرمی و سادگی تجربه.

بعد از آنکه مدتی بازی‌های واقعیت مجازی از جمله Beat Saber جذاب را موقتا تجربه کردم، به فکر دست و پا کردن سرگرمی تازه‌ای هستم که کشش کافی را برای آشتی دادن من با بازی‌های ویدیویی داشته باشد. چون دلم می‌خواهد باز هم مثل قبل روزانه چندین ساعت را وقف بازی کردن کنم و از آن هم نهایت لذت را ببرم. بدون شک این مسیر را با گرفتن کنسول نینتندو سوییچ یکی از دوستان آغاز خواهم کرد تا در آینده ببینم چه خواهد شد و آیا واقعا این موضوع سبب می‌شود سوییچ بخرم و سرگرمی‌های زیادی را برای خودم فراهم کنم. خصوصاً این مسئله را هم حسابی در ذهنم مد نظر قرار داده‌ام که سوییچ سرشار از بازی‌های چندنفره است؛ اصلا ماهیتش همین است و می‌توانم با همراهی همسرم اوقات فراغت خوب و شادی داشته باشم.

حدس می‌زنم نینتندو نه تنها می‌تواند دوباره طعم لذیذ سرگرمی در دنیای بازی‌های ویدیویی را برایم به ارمغان بیاورد، بلکه به طور کلی با صنعت آشتی‌ام خواهد داد، و حتی در مقاطع گوناگون و سایر فرصت‌ها می‌توانم سراغ بازی‌های کلان‌بودجه و ایده‌آل‌گرایانه کنسول‌های ایکس باکس و پلی استیشن را هم بگیرم. نظر شما در این رابطه چیست؟ آیا بازی‌های نینتندو (به خصوص کنسول سوییچ) را به عنوان سرگرمی خالص می‌شناسید؟ شما از چه پلتفرمی برای پر کردن اوقات فراغت‌تان به کمک بازی‌های ویدیویی استفاده می‌کنید؟ دیدگاه‌های خود را با ویجیاتو در میان بگذارید.

تماشا کنید: خالق ماریو چطور بازی می‌سازد؟

.کپی شد

https://vgto.ir/zd

Let’s block ads! (Why?)

ادامه مطلب

فیلمرداری هوایی حرفه‌ای از ترن هوایی با استفاده از پهپاد [تماشا کنید]

هدایت کننده پهپادی با نام Viggo Koch ویدیویی جذاب از یک ترن هوایی در شهربازی Liseberg واقع در گوتنبرگ سوئد تهیه کرده است. در این ویدیو که نشان از حرفه‌ای بودن Koch در هدایت پهپاد دارد ترن هوایی در حال حرکت توسط این پهپاد دنبال می‌شود تا حرکت و پیچ و تاب آن روی ریل به زیبایی به تصویر کشیده شود.

Koch برای تهیه این ویدیو همکاری نزدیکی با مقامات شهر بازی داشته و مجوزهای لازم برای این کار را دریافت کرده است. پرواز پهپاد پیش از بازگشایی پارک انجام شد تا در صورت بروز اشتباه در هنگام هدایت پهپاد، خطری مردم را تهدید نکند.

این ویدیو با استفاده از یک دوربین GoPro Hero 7 Black که به پهپاد شخصی Koch متصل شده ضبط شد. علاوه بر این خود پهپاد هم به یک دوربین اول شخص Foxeer Falkor مجهز شده بود. همانطور که احتمالا شما هم تایید می‌کنید این ویدیو چیزی کم از مسابقات پهپادها ندارد.

ترن هوایی

ترن هوایی شهر بازی Liseberg با طول 1381 متر، رکورد طولانی ترین مسیر را در مقایسه با تمام ترن هوایی‌های منطقه اسکاندیناوی دارد و در طی سواری دو دقیقه‌ای، به سرعت 100 کیلومتر بر ساعت نیز دست پیدا می‌کند. در این مسیر قطار 7 بار به حالت برعکس در می‌آید و جاذبه‌ای در حد 4.3 جی به مسافران وارد می‌شود.

Let’s block ads! (Why?)

ادامه مطلب