فرگشت در طول میلیونها سال حیواناتی خلق کرده که حتی از ترسناکترین هیولاهای فیلمها هم خوفناکترند. برخی از این حیوانات ویژگیهای غیرعادی و هراسآوری دارند که ممکن است شبها در کابوسهایتان ظاهر شوند. بیفَکماهی (Hagfish) و کرم بابیت (Bobbit worm) تنها نمونهای از این موجودات عجیب و شگفتانگیزند. در این مقاله با ده حیوان واقعی و وحشتناک آشنا خواهید شد که فرگشت آنها را به چنین موجودات خارقالعادهای تبدیل کرده است.
۱۰. سمورهای دریایی: شکارچیان بیرحم دریا

سمورهای دریایی (Sea otter) موجوداتی دوستداشتنی به نظر میرسند که اگرچه هنگام خواب دستهای یکدیگر را میگیرند تا از هم جدا نشوند و روی پشتشان شناور میشوند، اما در سوی دیگر، رفتارهای خشونتبار و تهاجمی هم دارند. سمورهای دریایی ماده گاهی نوزادان دیگر را از مادرانشان میربایند و حتی دیده شده که به همنوعان خود نیز حمله میکنند. شکار نوزادان دیگر پستانداران دریایی، مانند بچه فکها، نیز در میان رفتارهای خشونتآمیز آنها ثبت شده است. این تضاد میان ظاهر دوستداشتنی و توانایی شکار و خشونت، سمورهای دریایی را به شکارچیانی پیچیده و خطرناک در زیستبوم دریایی تبدیل کرده است.
۹. بدبو مرغ شمالی: پرنده حالبههمزن

برخلاف ظاهر کوچک و بیضررشان، بدبو مرغهای شمالی (Northern Fulmar) ابزارهای دفاعی خارقالعادهای دارند که آنها را به شکارچیانی خطرناک در دنیای پرندگان تبدیل میکند. بخش نخست معده این پرندگان، موسوم به پروونتریکولوس (proventriculus)، حاوی نوعی روغن غنی از انرژی است که هم غذای مغذی و پرانرژی برای جوجهها فراهم میکند و هم سلاحی دفاعی علیه شکارچیان پرنده است.
هنگامی که بدبو مرغ شمالی در نزدیکی لانهاش احساس تهدید کند، این مایع نارنجیرنگ و بدبو را با فشار تا فاصلهٔ سه متر پرتاب میکند. اگر این استفراغ روی پرهای شکارچی بنشیند، خاصیت ضدآب بودن پرها را مختل میکند و شکارچی ممکن است در اثر سرما و کاهش توانایی پرواز یا شنا در آب آسیب ببیند و در مواردی میتواند منجر به مرگ تدریجی جانور مهاجم شود. این رفتار دفاعی نهتنها بازدارنده مؤثری برای دشمنان است، بلکه نشانه سازگاری پیچیده و خلاقانه این پرندگان با محیط زیستشان محسوب میشود و نمونهای جالب از استراتژیهای غیرمتعارف دفاعی در حیات وحش به شمار میآید.
۸. مارمولک شاخدار تگزاس: تکتیرانداز خونین

توانایی مارمولک شاخدار تگزاس (Texas horned Lizard) در شلیک خون از چشمانش، نمونهای بینظیر از خلاقیت در طبیعت است و نشان میدهد چگونه جانوران میتوانند روشهای دفاعی شگفتانگیز و غیرمنتظرهای داشته باشند. برخی گونههای مارمولک شاخدار در حفرههای چشمی خود سینوسهایی پر از خون دارند که در مواقع تهدید پاره میشوند و جریان خون را با فشار تا فاصلهای حدود ۱.۵ متر پرتاب میکنند. این خون علاوه بر شوکآور بودن، طعمی بسیار ناخوشایند دارد که شکارچی را گیج کرده و اغلب وادار به عقبنشینی میکند. چنین مکانیسمی، ترکیبی از دقت و تهدید بصری و شیمیایی است که مارمولک را در برابر دشمنانش محافظت میکند و نمونهای استثنایی از راهکارهای دفاعی حیوانات در طبیعت به شمار میآید.
۷. قارچ مورچهزامبی: تسلط بر ذهن میزبان

قارچ مورچهزامبی (Zombie-ant fungus) یکی از شگفتانگیزترین نمونههای همزیستی در طبیعت است که توانایی تسلط کامل بر ذهن میزبان خود را دارد. هاگهای این قارچ میتوانند به سرعت کنترل رفتار یک مورچه را در دست بگیرند و در صورت شیوع، کل کلنی را تهدید کنند؛ مورچههای سالم نیز معمولاً تلاش میکنند مورچه بیمار را از لانه دور کنند تا سلامت بقیه کلنی حفظ شود.
مورچه آلوده، گیج و سردرگم، شروع به بالا رفتن از گیاهان یا محیطهای باز میکند و نهایتاً در موقعیتی که برای رشد و انتشار قارچ ایدهآل است، میمیرد. پس از مرگ، بدن مورچه به بستری برای رشد قارچ تبدیل میشود و رشتههای قارچ از سر و بدن مورچه بیرون میآیند. هنگامی که قارچ بالغ شد، هاگها به بیرون منتشر میشوند و دیگر مورچهها را آلوده میکنند.
بیش از ۴۰۰ گونه قارچ کنترلکننده ذهن شناسایی شدهاند که هر یک بهطور تخصصی گونهای خاص از بیمهرگان را هدف میگیرند. این پدیده مثال برجستهای از تواناییهای خارقالعاده قارچها در تغییر رفتار میزبانان خود است و نمونهای حیرتانگیز از پیچیدگیهای زیستی در طبیعت محسوب میشود.
۶. کرم مخملی: شکار با روشی منحصربهفرد

کرمهای مخملی (velvet worm)، که گونههای متعددی از آنها در نیمکره جنوبی زندگی میکنند، از شکارگران بسیار ماهر هستند. این جانوران کوچک اما مرموز، در تاریکی شب با استفاده از شاخکهای حساس خود، حضور بیمهرگان را در محیط اطرافشان تشخیص میدهند. پس از شناسایی طعمه، با اندامهای ویژهای که در دو طرف سرشان قرار دارد، لایهای از لجن چسبنده به سوی طعمه پرتاب میکنند تا آن را به طور کامل بیحرکت کنند و راه فرار از آن سلب شود.
گام بعدی در فرآیند شکار، تزریق بزاقی است که آنزیمهایی برای نرمکردن و آغاز تجزیه بافتهای داخلی طعمه دارد؛ این مرحله طعمه را آماده هضم میکند. در نهایت، کرم مخملی محتویات داخلی بدن شکار خود را مکیده و مصرف میکند.
این روش شکار چندمرحلهای و منحصر به فرد، کرمهای مخملی را به نمونهای از شگفتیهای تکامل تبدیل کرده که توانایی شکار طعمههایی بسیار بزرگتر یا سریعتر از خود را نیز دارد.
۵. سوسک اپومیس: شکارچیای که نقش طعمه را بازی میکند

لاروهای سوسک اپومیس (epomis beetle) روشی کمنظیر برای شکار دارند، آنها وانمود میکنند بیحرکت و آسیبپذیرند تا قورباغهها و سمندرهای گرسنه را فریب دهند. در لحظهای که شکارچی حمله میکند، لارو با سرعت از زیر زبان لغزندهاش میگریزد و بیدرنگ با آروارههای قلابمانند خود به سر یا پوزه جانور میچسبد. این چسبندگی محکم نقطه آغاز حملهای است که با تزریق ترکیبات فلجکننده انجام میشود و ظرف چند ساعت بدن قربانی را از پا درمیآورد و روند هضم بیرونی آغاز میشود.
در موارد نادری که قورباغه موفق میشود لارو را کامل ببلعد، معمولاً خیلی زود آن را بالا میآورد یا از دهان بیرون میاندازد و لارو بدون کمترین آسیبدیدگی دوباره به سمت شکارچی برگشته و حمله را از سر میگیرد. نتیجه تقریباً همیشه یکسان است، قورباغه شانسی برای پیروزی ندارد، زیرا شانس موفقیت سوسک اپومیس در شکار دوزیستان تقریبا به صد درصد میرسد.
۴. زنبور زمردی: تسخیرگر بدن

برای زنبور زمردی (jewel wasp)، والدگری معنایی کاملاً متفاوت دارد؛ همهچیز با دستکاری بدن یک سوسک آغاز میشود. زنبور ماده باید ابتدا میزبان زندهای پیدا کند تا نوزادش در آن رشد کند و این کار را با دقتی حیرتانگیز انجام میدهد.
او با دو تزریق بسیار حسابشده از سم خود، سوسک را عملاً از اختیار بدنش خارج میکند. تزریق نخست مستقیماً به گره عصبی سینه وارد میشود و پاهای سوسک را فلج میکند تا از حرکتهای غیرقابل پیشبینی جلوگیری شود. تزریق دوم، ظریفتر و حیلهگرانهتر است، سوزن نیش وارد مغز میشود و گیرندههای ناقل عصبی اوکتوپامین (octopamine) را که نقش مهمی در فرار و واکنش به خطر دارند، غیرفعال میکند. پس از این مرحله، سوسک دیگر بهطور غریزی نمیگریزد و تبدیل به بدنی بیاراده میشود.
زنبور سپس نیمی از هر شاخک سوسک را میجود؛ این کار نهتنها از حساسیت سوسک میکاهد، بلکه کنترل آن را برای زنبور سادهتر میکند. او سوسک نیمههوشیار را مانند یک انباری متحرک تا لانهاش هدایت میکند، جایی که سرنوشت اصلی میزبان رقم میخورد.
در آنجا زنبور ماده تخم خود را روی بدن سوسک میگذارد و نوزاد پس از خروج از تخم، از بافتهای زنده میزبان تغذیه میکند؛ روشی که باعث میشود سوسک برای مدتی زنده بماند و غذای تازه فراهم کند. سرانجام، پس از تمام شدن منابع بدن میزبان، نوزاد در همان پوسته خالی شفیره میشود و چرخه عجیب زنبور زمردی کامل میگردد.
۳. قورباغه پشمالو: استخوانشکن

قورباغه پشمالو (hairy frog) یکی از شگفتانگیزترین مکانیزمهای دفاعی دنیای جانوران را دارد؛ این موجود میتواند استخوانهای انگشتان عقبی خود را بشکند و نوک تیز آنها را از میان پوست بیرون بفرستد تا چیزی شبیه یک تیغه استخوانی ایجاد شود.
میان تیغه استخوانی و قطعهای کوچک از استخوان در نوک انگشت، تودهای از کلاژن قرار دارد. هنگامی که قورباغه احساس خطر میکند، عضله منقبض و این تیغه استخوانی از بخش اصلی استخوان جدا میشود؛ سپس این ساختار تیز با فشار از پوست انگشت عبور کرده و بیرون میزند.
این قورباغهها در کشور کامرون بهعنوان خوراکی ارزشمند شناخته میشوند و شکارچیان محلی برای صیدشان از نیزههای بلند استفاده میکنند تا از آسیبدیدگی ناشی از این تیغههای استخوانی در امان بمانند.
۲. کرم بابیت: شکارچی کمینگر

کرم بابیت (bobbit worm) یکی از وحشیترین شکارچیان در دنیای زیر آب است، این کرم در زیر بستر دریا مدفون میشود و صبورانه منتظر عبور طعمه میماند. پنج شاخک بسیار حساس آن قادرند کوچکترین لرزشها و نزدیک شدن شکار را تشخیص داده و هر لحظه واکنش نشان میدهند.
زمانی که کرم بابیت حمله میکند، سرعت و قدرت آن به قدری است که گزارشها نشان میدهند میتواند بدن یک ماهی را به دو نیم تقسیم کند. طول این موجود گاهی به سه متر میرسد، و پس از شکار، طعمه را با قدرت به داخل مخفیگاه خود میکشاند تا از آن تغذیه کند. این مکانیزم شکار مبتنیبر کمین و سرعت بالای حمله، کرم بابیت را به یکی از ترسناکترین شکارچیان آبهای کمعمق تبدیل کرده است.
بیفَکماهی: هیولای چسبناک

بیفَکماهی (hagfish)، یکی از شگفتانگیزترین موجودات آبزی است که ویژگیهای زیستی خارقالعادهای دارد. این جانور چهار قلب داشته و تنها گروه جانوری است که جمجمه دارد اما هیچ استخوان دیگری در بدنش یافت نمیشود. با این حال، برجستهترین ویژگی بیفکماهی، روش دفاعی فوقالعاده و منحصربهفردش است.
در طول بدن این موجود، غددی وجود دارند که مادهای چسبناک و لزج ترشح میکنند. این لجن میتواند آبششهای شکارچیان را مسدود و تنفس آنها را مختل کند. وقتی یک شکارچی بیفکماهی را در دهان میگیرد، تودهای بزرگ از این لجن فوران و مهاجم را مجبور به رها کردن طعمه و عقبنشینی میکند.
این مکانیسم دفاعی به قدری مؤثر است که جان بیفکماهی را نجات میدهد و همزمان توجه دانشمندان را نیز به خود جلب کرده است. پژوهشگران امیدوارند با مطالعه خواص فیزیکی و شیمیایی این لجن، بتوانند کاربردهای علمی و صنعتی جدیدی پیدا کنند.
دیدگاهتان را بنویسید