۱۰ فیلم دیدنی که داستانشان واقعی بنظر می‌رسد اما در اصل خیالی‌اند

در دنیا داستان‌های شگفت‌انگیز و باور نکردنی فراوانی وجود دارد که روز به روز هم به تعدادشان اضافه می‌شود، پس چرا باید به خودمان زحمت دهیم و فیلمی بر اساس رخدادی واقعی و اورجینال بسازیم؟ تجربه بارها و بارها ثابت کرده که تماشاگران عاشق فیلم‌هایی براساس رویدادهای واقعی هستند، زیرا در برخی سطوح اولیه به آن‌ها امکان می‌دهد تا با شخصیت‌ها و موقعیت‌ها به شیوه‌ای عالی ارتباط برقرار کنند و به خوبی آگاه باشند آنچه را که می‌بینند کم و بیش اتفاق افتاده است. این فرآیند به آن‌ها حس هم‌ذات‌پنداری می‌بخشد و مخاطب خود را بخشی از فیلم می‌بیند.

در حالی که  بسیاری از فیلم‌های هالیوودی از ادعای «این فیلم براساس یک داستان واقعی ساخته شده است» به ضعیف‌ترین حالت ممکن استفاده می‌کنند و این موضوع نیز بر کسی پوشیده نیست، فیلم‌هایی نیز وجود دارند که که همه تصور می‌کنند باید بر اساس رویدادهای واقعی شکل گرفته باشند. در برخی موارد فیلم‌هایی ساخته شده‌اند که به وضوح قصد فریب بیننده را داشتند. آن‌ها با حربه‌هایی سعی می‌کردند تا مخاطب را متقاعد کنند که آنچه را می‌بیند واقعا اتفاق افتاده است، در حالی که در برخی دیگر مخاطبان به سادگی متوجه می‌شدند که داستان بیش از حد واقعی به نظر می‌رسد که تخیلی باشد.

۱۰ فیلمی که در ادامه به معرفی آن‌ها خواهیم پرداخت حتی به‌طور سطحی هم از یک سری اتفافقات واقعی الهام گرفته نشده‌اند؛ آن‌ها از چرک‌نویس نویسنده‌ای که اغلب به‌طور رسمی تصحیح نمی‌کرد که داستانش واقعا اتفاق افتاده است یا نه سرهم‌بندی می‌شدند و فیلمنامه‌ای را شکل می‌دادند که ادعا می‌شد داستانش برگرفته از زندگی واقعی است. اما بیایید صادق باشیم، آیا می‌توانید آن‌ها را برای ساختن این آثار ارزشمند سرزنش کنید؟

۱۰. رستگاری در شاوشنک (The Shawshank Redemption)

مورگان فریمن و تیم رابینز نقش‌های اصلی فیلم رستگاری در شاوشنگ را بر عهده دارند

  • کارگردان: فرانک دارابونت
  • بازیگران: تیم رابینز، مورگان فریمن، باب گانتون
  • تاریخ انتشار: ۱۹۹۴
  • امتیاز راتن تومیتوز: ۹۱ از ۱۰۰
  • امتیاز IMDb به فیلم: ۹.۳ از ۱۰

بعضی از فیلم‌ها فقط دارای مفهوم عمیق و سنگینی هستند که باعث می‌شود حداقل تصورکنیم بر اساس رویدادهای واقعی ساخته شده‌اند واین موضوع کاملا در مورد «رستگاری در شاوشنک» فرانک دارابونت صدق می‌کند. این فیلم یکی از شاخص‌ترین درام‌هایی است که تاکنون در مورد زندان ساخته شده و درون‌مایه‌ی امیدبخشش درباره‌ی غلبه بر نفوذ سلطه‌جویانه است. این اثر داستان بانکداری به نام اندی دوفرین (تیم رابینز) را روایت می‌کند که به اتهام دروغین قتل معشوقه‌ی پنهانی‌اش، علی‌رغم بی‌گناهی به حبس ابد محکوم شده و زندانی می‌شود. او پس از بیست سال و طی ماجراهایی که احتمالا اکثرتان می‌دانید، سرانجام موفق می‌شود تا از زندان گریخته و راه خود را به سوی آزادی طی کند.

داستان فیلم کیفیتی غریب‌تر از تخیل دارد که بسیار الهام‌بخش زندگی واقعی است و بسیاری از آن به عنوان اثرگذارترین فیلم زندگی‌شان یاد می‌کنند. با وجود این واقعیت که فیلم از رمان استفن کینگ با نام «ریتا هایورث و رستگاری در شاوشنک» که در سال ۱۹۸۲ آن را نوشت اقتباس شده است و ابدا ریشه‌ای در واقعیت ندارد، باز هم  بسیاری آشکارا داستان آن را واقعی می‌دانند. همه‌ی ما دوست داریم باور کنیم که چنین داستان شگفت‌انگیز و الهام‌بخشی از پیروزی بر سختی‌ها ریشه در زندگی حقیقی دارد و آن گروه شاخص از کاراکترها، افرادی هستند که واقعا زندگی کرده‌اند.

متاسفانه اما باید بگوییم که تمام این اتفاقات و ماجراها، همه از ذهن یکی از بهترین نویسندگان ما بیرون آمده‌ و روی کاغذ رفته‌اند. نفوذ، اعتبار و شهرت «رستگاری در شاوشنک» و داستانی که واقعا به اندازه‌ی کافی باورپذیر است مطمنئنا باعث می‌شود تا احساس کنیم با یک فیلم زندگی‌نامه‌ای طرفیم اما افسوس که فیلمنامه‌ی اثر کاملا اورجینال و زاییده‌ی تخیل است.

۹. پروژه‌ی جادوگر بلر (The Blair Witch Project)

هیث دوناهو (راست) و مایکل سی ویلیامز (چپ)، دو بازیگر از سه بازیگر اصلی فیلم که برای یک سال از انظار عمومی مخفی شدند

  • کارگردان: دنیل مایریک، ادواردو سانچز
  • بازیگران: هنر دوهانو، مایکل سی ویلیامز، جاشوآ لنرد
  • تاریخ انتشار: ۱۹۹۹
  • امتیاز راتن تومیتوز: ۸۶ از ۱۰۰
  • امتیاز IMDb به فیلم: ۶.۵ از ۱۰

«پروژه‌ی جادوگر بلر» فیلمی بسیار تماشایی و یکی از جالب‌ترین موارد این لیست است. فیلمی ترسناک که به طرز هوشمندانه‌ای در بازاریابی و تبلیغات قبل از اکران رسمی‌اش به عنوان یک مستند واقعی معرفی شد. تیم بازاریابی فیلم قصد داشتند از هر راهی که شده فیلم‌شان را واقعی جلوه دهند و برای باورپذیری بیشتر این ایده‌ی جالب توجهشان واقعا سه ستاره‌ی اصلی فیلم به نام‌های هیثر دوناهو، مایکل سی ویلیامز و جاشوآ لئونارد را در جنگل‌های انبوه مریلند ناپدید کردند.

سال ۱۹۹۹ که سواد رسانه‌ای کم‌تری داشتیم و کم‌تر با مدیا و ترفندهایش آشنا بودیم به راحتی می‌توانستیم گول این حربه‌ی تبلیغاتی را بخوریم و در کمپین تبلیغاتی بزرگ فیلم که حسابی هم وایرال شده بود غرق شویم. با کمک این سه بازیگر، وضعیت زیستی‌شان در سایت IMDb به «مفقود شده، احتمالا فوت کرده است» تغییر یافت و همچنین آن‌ها موافقت کردند که به مدت یک‌سال در هیچ فیلم و پروژه‌ی دیگری حضور نداشته باشند. این فیلم یک نمونه‌ی هوشمندانه‌ از فریب مخاطب با حربه‌ی داستان واقعی بود.

واضح است که «پروژه‌ی جادوگر بلر» فیلمی مستند که از یک دوربین به جا مانده در جنگل کشف شده نبود (فیلم در سبک «ویدئوی پیدا شده» که طی آن تمام یا بخشی از اتفاقات داستان از طریق ویدئوهایی که توسط شخصیت‌های اصلی داستان ضبط شده یا در حال ضبط است روایت می‌شود) و این مسئله برای اکثر افرادی که آن را حتی در سال ۱۹۹۹ تماشا می‌کردند واضح و بدیهی بود. با این حال شاید جالب باشد که بدانید حتی این آگاهی از داستان فیلم نیز باعث نشد تا تصور تماشاگران نسبت به داستان فیلم و واقعی نبودن آن عوض شود. با اینکه فیلم یک اثر تخیلی و زاده‌ی ذهن نویسنده بود آن‌ها همچنان فکر می‌کردند که با مستندی دلهره‌آور مواجه هستند، مستندی که بر اساس یک حادثه‌ی واقعی که طی آن سه دانشجوی رشته‌ی سینما در جنگل ناپدید می‌شوند ساخته شده بود! با اطمینان می‌گوییم که هیچ‌گونه مبنای واقعی برای این اثر وجود ندارد و خود جادوگر بلر به طور شل و ول و بی‌ربطی از روح اسطوره‌ای تنسی که به جادوگر بل معروف بود الهام گرفته شده است.

۸. جهنم زیر و رو (The Poseidon Adventure)

از راست شلی وینترز، مارکو لوپز و جین هکمن در نمایی از فیلم جهنم زیر و رو

  • کارگردان: رونالد نیم
  • بازیگران: جین هکمن، شلی وینترز، کرول لینلی
  • تاریخ انتشار: ۱۹۷۲
  • امتیاز راتن تومیتوز: ۷۷ از ۱۰۰
  • امتیاز IMDb به فیلم: ۴.۳ از ۱۰

اگرچه اکثر فیلم‌های ژانر فاجعه با قرار دادن مقیاس‌ عظیم و حیرت‌انگیزی از کشتار، حادثه و انفجار تلویحا آشکار می‌کنند که بر اساس واقعیت نیستند، اما همین ویژگی‌ها موجب می‌شود تا باور اینکه دسته‌ای دیگر از فیلم‌های این ژانر که صحنه‌هایی متعادل‌تر دارند واقعا از روی فجایع واقعی اقتباس شده‌اند آسان‌تر شود. به عنوان مثال فیلم افسانه‌ای این گونه «ماجراجویی پوزئیدون» یا «جهنم زیر و رو» محصول ۱۹۷۲، داستان کشتی مسافربری اقیانوس پیمای بسیار لوکس پوزئیدون است که دچار حادثه می‌شود. یک سونامی عظیم رخ می‌دهد و در برخورد با این قصر شناور آن را واژگون می‌کند. در حالی که یک سر کشتی در آب فرو رفته، سوی دیگر آن نیز به تدریج در حال ناپدید شدن است. جدال میان مرگ و زندگی آغاز شده و هرکس می‌کوشد تا خودش را نجات دهد اما کشتی معدود بازماندگانش را در هزارتویی از راهروهایش به دام میاندازد.

فیلمی با بودجه‌ای کلان و صحنه‌هایی باورپذیر که این احساس را به مخاطب القا می‌کند که با الهام از داستانی واقعی ساخته شده است. با توجه به اینکه در قرن گذشته فیلم‌های بی‌شماری درباره‌ی غرق شدن کشتی تایتانیک ساخته شده است، چرا «اس اس پوزئیدون» یک کشتی واقعی نباشد که واقعا در دریا، آن هم در روز سال نو غرق شده است؟ اما خب همانطور که مشخص است «ماجراجویی پوزئیدون» این ویژگی‌ها را ندارد و فیلم‌نامه‌ی آن از رمان تخیلی پل گالیکو به همین نام، که در سال ۱۹۶۹ منتشر شد اقتباس شده است. تنها مبنای واقعی برای داستان تعطیلاتی بود که نویسنده‌ی آن یعنی گالیکو در سال ۱۹۳۷ رفته بود، جایی که کشتی او «آر ام اس کوئین ماری» گرفتار امواج بلند دریا شد و به دور خود چرخید. این واقعه جرقه‌ای در ذهن او زد تا داستانی در این زمینه بنویسد. هرچند که در واقعیت کشتی او واژگون نشد اما مسافران مجبور شدند برای فرار از خطر احتمالی به بالای کشتی و عرشه‌ی آن صعود کنند. درست مانند چیزی که در رمان و فیلم وجود دارد.

۷. سیکاریو (Sicario)

بنیسیو دل تورو نقش اصلی فیلم سیکاریو را بر عهده دارد

  • کارگردان: دنی ویلنوو
  • بازیگران: بنیسیو دل تورو، امیلی بلانت، جاش برولین
  • تاریخ انتشار: ۲۰۱۵
  • امتیاز راتن تومیتوز: ۹۲ از ۱۰۰
  • امتیاز IMDb به فیلم: ۷.۶ از ۱۰

«سیکاریو» اثر درخشان کارگردان خلاق و حرفه‌ای دنی ویلنوو، آن‌قدر سخت و خاکی است که با تماشای آن می‌توانید طعم غبار مرز ال‌پاسو – خوآرز را زیر زبانتان حس کنید. فیلم نمایش‌گر پول، خون و قدرت است و دریچه‌ای همه جانبه می‌گشاید به دنیای کارتل‌‌های مواد مخدر مکزیکی و تلاش‌های گروه زبده‌ای از مامورین ویژه‌ی اف بی آی که برای مقابله و سرنگونی آن‌ها تا عمق خاک همسایه‌ی جنوبی‌شان نفوذ کرده‌اند. پراخت داستان به قدری قوی و واقع‌گرایانه است که همه تصور می‌کردند احتمالا از یک رمان غیر داستانی یا مقاله‌ی روزنامه‌ای که درباره‌ی زندگی در مرز حرف می‌زند اقتباس شده است.

فیلمنامه‌ی جذاب «سیکاریو» اما یک اثر کاملا اورجینال به نویسندگی تیلور شریدان بازیگر و نویسنده‌ی آمریکایی است. در واقع این اثر اولین تجربه‌ی او در مقام نویسنده است که نامزدی جایزه‌ی بهترین فیلم‌نامه‌ی اصلی را از انجمن نویسندگان آمریکا برایش به ارمغان آورد. در حالی که کاراکترها و داستان فیلم همه زاییده‌ی ذهن نویسنده‌ی اثر هستند، اما با دانستن این موضوع نباید فکر کنیم که «سیکاریو» در به تصویر کشیدن جزئیات گسترده‌ی جهان داستانی‌اش دقیق نبوده. خشونت بی‌حد کارتل‌ها همچنان در مرزها رواج دارد و وحشت از آن‌ها یکی از ترس‌های روزمره‌ی مردم آن مناطق است. احتملا جاش برولین، ستاره‌ی فیلم بهترین تعبیر را درباره‌ی «سیکاریو» به کاربرده است. «سیکاریو روایتی تخیلی از چیزی است که در حال حاضر در حال وقوع است و واقعا دارد در مرزها اتفاق میافتد».

هرچند داستان فیلم تخیلی است اما، اقتدار و اثرگذاری فیلمنامه‌ی شریدان در ترکیب با کارگردانی ویلنوو که به طور غیرممکنی قوی و استادانه از آب درآمده، پذیرش این را که فیلم براساس زندگی افراد واقعی و تجربیات روزانه‌ی آن‌ها ساخته شده است را آسان می‌کند.

۶. مرد حصیری (The Wicker Man)

کریستوفر لی در نمایی از فیلم مرد حصیری

  • کارگردان: رابین هاردی
  • بازیگران: ادوارد وودوارد، کریستوفر لی، دیان کیلنتو
  • تاریخ انتشار: ۱۹۷۳
  • امتیاز راتن تومیتوز: ۸۹ از ۱۰۰
  • امتیاز IMDb به فیلم: ۷.۵ از ۱۰

فیلم ترسناک فولکلور و افسانه‌ای «مرد حصیری»، محصول سال ۱۹۷۳، یکی از بهترین و شاخص‌ترین فیلم‌های ژانر خود است که عنوان «بزرگ‌ترین فیلم بریتانیا در تمام دوران» را نیز به دوش می‌کشد. رابین هاردی در این اثر دیدنی و ماندگار به طرز ماهرانه‌ای توانسته میان فراز و فرودهای داستان تعادل ایجاد کند که این توانایی او کلیت کار را بسیار باورپذیر ساخته است. «مرد حصیری» دارای فضاسازی‌های برجسته‌ای در ساختار خود است که آن را از دیگر آثار این ژانر متمایز می‌کند.

رابین هاردی کارگردان فیلم با اجرای تمهیداتی تماشاگران را ترغیب کرد تا باور کنند که داستان یک گروهبان پلیس مسیحی و متعهد (ادوارد وودوارد) که توسط مشرکان در جزیره‌ای دور افتاده در اسکاتلند برای قربانی شدن شکار می‌شود واقعا از رویدادهای واقعی الهام گرفته شده است. یکی از این تمهیدات بسیار موفق بود و سروصدای زیادی به پا کرد. او فیلمش با یک نوشته آغاز کرد که مضمون آن به شرح زیر است: «تهیه کننده قصد دارد از لرد سامرایسل و مردم جزیره‌اش در سواحل غربی اسکاتلند برای بینش ممتاز و برترشان نسبت به اعمال مذهبی و همکاری صبورانه و سخاوتمندانه‌شان در ساخت این فیلم صمیمانه تشکر کند».

به نظر می‌رسد که این نوشته آشکارا بر این فرضیه‌ مهر تایید می‌زند که لرد سامرایسل شرور (کریستوفر لی) فردی کثیف و سامرایسل در واقع یک جزیره‌ی واقعی اسکاتلندی پر از مشرکان سلتیکی بوده است. اما همه‌ی این‌ها تمهیداتی برای واقعی‌تر جلوه دادن فیلم و اثرگذاری بیشتر آن بود. درواقع شخصی به نام لرد سامرایسل، خود جزیره و جامعه‌ی بت‌پرست مورد بحث فیلم هرگز وجود خارجی نداشتند و «مرد حصیری» در فیلمنامه‌اش از رمان کاملا تخیلی دیوید پینر به نام «آیین» که در سال ۱۹۶۷ منتشر شده بود و نیز «شاخه‌ی زرین» اثر جیمز جورج فریزر الهام گرفته است.

۵. تب شنبه شب (Saturday Night Fever)

جان تراولتا و کارن لین گورنی در آن زمان بازیگران جوانی بودند که با این فیلم حسابی درخشیدند

  • کارگردان: جان بدهام
  • بازیگران: جان تراولتا، کرن لین گورنی، دونا پسکو
  • تاریخ انتشار: ۱۹۷۷
  • امتیاز راتن تومیتوز: ۸۲ از ۱۰۰
  • امتیاز IMDb به فیلم: ۶.۸ از ۱۰

درام شاخص و شناخته شده‌ی «تب شنبه شب» فیلمی درباره‌ی رقص و رقصیدن است که هم به محبوبیت و فراگیری موسیقی دیسکو در سراسر جهان کمک کرد و هم به ستاره‌ی نوظهور خود جان تراولتا این فرصت را داد که برای بازی خود در این فیلم نامزد دریافت جایزه‌ی اسکار بهترین بازیگر مرد شود. فیلمنامه‌ی اثر براساس مقاله‌ای که سال ۱۹۷۶ در مجله‌ی «نیویورک» چاپ شد نوشته شده است. این مقاله با عنوان «آیین‌های گروهی شنبه شب جدید» درباره‌ی صحنه‌ی دیسکو در دهه‌ی ۱۹۷۰ و به قلم نیک کوهن بود.

داستان فیلم به قدری گیرا و دوستانه بود که همه فکر می‌کردند از داستانی واقعی الهام گرفته شده؛ با این حال ۲۰ سال پس از اکران فیلم و در سال ۱۹۹۶ کوهن فاش کرد که او اطلاعات بسیار کمی از صحنه‌ی دیسکوی نیویورک داشت و بیشتر شخصیت‌های داستان او از افرادی الهام گرفته شده‌ بودند که او در گذشته و در انگلستان با آن‌ها ملاقات کرده است. او گفت که مقاله‌‌اش تا حد زیادی یک داستان تخیلی و زاییده‌ی ذهن خودش بوده. کوهن درباره‌ی مقاله‌اش می‌گوید: «داستان من یک دروغ و تقلب بود. در آن زمان به تازگی وارد نیویورک شده بودم، هنوز در زندگی خیابانی بروکلین غرق نشده بودم و مکان‌ها را به سختی می‌شناختم. من شخصیت قهرمان داستانم وینسنت را تا حد زیادی از فردی که در دهه‌ی شصت لباس‌های مد شپردزبوش می‌پوشید الهام گرفتم. کسی که زمانی پادشاه خیابان گلدهاوک بود».

در سال ۲۰۱۶ کوهن زمانی که دوباره از او درباره‌ی داستانش پرسیدند گفته بود که از اینکه کسی داستانی که او ارائه کرده بود را باور کرده شگفت‌زده شده بود. «این برای من داستانی بر اساس دیده‌ها و بدیهیات بود. ولو اینکه براساس مشاهده و برخی آگاهی‌ها از فرهنگ دیسکو باشد. امروزه از هیچ راهی نمی‌توان آداب و رسوم گذشته را پنهان کرد. در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی مرز بین واقعیت و داستان نامشخص و مبهم بود. تعداد کمی از ویراستاران پیگیر واقعی بودن مقاله‌ام بودند و درباره‌ی نوشته‌ام سراغ پرسیدن سوال‌های سخت رفتند. در بیشتر موارد سوالاتی که پرسیده می‌شد از دسته‌ی سوالات «نپرس و نگو» (Don’t Tell, Don’t Ask به سوالاتی گفته می‌شود که سوال کننده نباید راجع به آن‌ها چیزی بپرسد و سوال شونده نیز موظف به پاسخ دادن نیست) بودند. با تمام این تفاسیر حتی امروز هم بسیاری معتقدند که «تب شنبه شب» براساس تجریبات واقعی کوهن ساخته شده است.

۴. کودا (Coda)

امیلیا جونز در نمایی از فیلم کودا

  • کارگردان: شان هیدر
  • بازیگران: امیلیا جونز، تروی کاستر، مارلی متلین
  • تاریخ انتشار: ۲۰۲۱
  • امتیاز راتن تومیتوز: ۹۴ از ۱۰۰
  • امتیاز IMDb به فیلم: ۸.۱ از ۱۰

همه می‌دانند که آکادمی اسکار عاشق فیلم‌هایی است که براساس رویدادهای واقعی ساخته شده‌اند و وقتی «کودا» به شکل غافلگیر کننده‌ای جایزه‌ی اسکار بهترین فیلم سال ۲۰۲۲ را دریافت کرد بسیاری تصور می‌کردند داستان شگفت‌انگیز «امیلیا جونز» و مشکلاتی که خانواده‌ی ناشنوایش با آن‌ها دست و پنجه نرم می‌کردند براساس سرگذشت یک خانواده‌ی واقعی است. اما نه! «کودا» در واقع بازسازی یک درام فرانسوی – بلژیکی به نام «La Famille Belier» است که آن هم از داستان هیچ خانواده‌ی ناشنوایی که دختری شنوا داشته باشند الهام نگرفته بود! البته این ابدا به این معنا نیست که درباره‌ی موضوع حساس «کودا» به خوبی تحقیق نشده یا اثر فاقد اصالت احساسی است زیرا بازخورد ناشنوایان و جامعه‌ی کودا (انجمنی تشکیل شده از افرادی که یک یا هردو والدین آن‌ها ناشنوا هستند) نسبت به فیلم تا حد زیادی مثبت بوده است.

با این حال خط اصلی داستان فیلم راجع به دختری شنواست که آرزوی خواننده شدن دارد در حالی که هم‌زمان تلاش می‌کند به تجارت ماهیگیری – که در اصل یک مرزعه است – خانواده‌ی ناشنوای خود کمک کند. این اتفاقات در فیلم کاملا برای اهداف دراماتیک داستان ساخته‌ شده‌اند و پرداخت بسیار درست و خوبی هم دارند. «کودا» در جوایز اسکار ۲۰۲۲ برنده‌ی اسکار بهترین فیلم و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد و بهترین فیلم‌نامه‌اقتباسی شد.

۳. بدن جنیفر (Jennifer’s Body)

آماندا سایفرد و مگان فاگس دو ستاره‌ی جوان فیلم بدن جنیفر بودند

  • کارگردان: کارین کوساما
  • بازیگران: مگان فاکس، آماندا سایفرد، کریس پرت
  • تاریخ انتشار: ۲۰۰۹
  • امتیاز راتن تومیتوز : ۴۵ از ۱۰۰
  • امتیاز IMDb به فیلم: ۵.۴ از ۱۰

هرچند ممکن است حضور این فیلم در لیست کمی احمقانه به نظر برسد اما از قرار معلوم بسیاری هستند که سوگند می‌خورند فیلم کمدی – ترسناک محصول سال ۲۰۰۹ با نام «بدن جنیفر» که در آن مگان فاکس نقش دختر دبیرستانی تسخیر شده‌ای را بازی می‌کند ریشه در یک تراژدی غم‌انگیز و واقعی دارد. با یک جست‌وجوی ساده در اینترنت به مقالات پرشماری دست خواهید یافت که ادعا می‌کنند فیلم سینمایی «بدن جنیفر» از پرونده‌ی جنایی دختری ۱۵ ساله به نام الیزه پهلر الهام گرفته شده است که در سال ۱۹۹۵ توسط سه پسر نوجوان دیوانه به عنوان بخشی از یک مراسم شیطانی به قتل رسید.

اگرچه در خط داستانی فیلم، جنیفر توسط گروهی از مردان قربانی می‌شود اما اینجا تنها جایی در اثر است که شباهت‌ها آغاز می‌شود و البته پایان می‌یابد! اینکه در «بدن جنیفر» مردان زن جوانی را طعمه‌ی شیطان می‌کنند و او را به قتل می‌رسانند، دقیقا یک ایده‌ی اصلی مشخص نیست و با توجه به اینکه دیابلو کودی نویسنده‌ی اثر هرگز عنوان نکرده است که در نگارش فیلمنامه از قتل پهلر اثر گرفته است پس رد کردن این تئوری که فیلم با الهام از داستانی واقعی ساخته شده است کاملا منطقی است.

۲. فارگو (Fargo)

فرانسیس مک دورمند برای بازی در فارگو اولین اسکار دوران بازیگری‌اش را با خود به خانه برد

  • کارگردان: برادران کوئن
  • بازیگران: فرانسیس مک دورمند، ویلیام اچ میسی، استیو بوشمی
  • تاریخ انتشار: ۱۹۹۶
  • امتیاز راتن تومیتوز: ۹۴ از ۱۰۰
  • امتیاز IMDb به فیلم: ۸.۱ از ۱۰

کمدی سیاه فوق‌العاده و خیره کننده‌ی برادران کوئن، «فارگو»، از همان لحظات آغازین خود ساختارشکن است و به وضوح از بازی با درک مخاطب از واقعیت و تخیل  لذت می‌برد. طوری که در یک عنوان معروف ابتدای فیلم آمده است: «آنچه که می‌بینید یک داستان کاملا واقعی است. وقایع به تصویر کشیده شده در فیلم سال ۱۹۸۷ و در مینه‌سوتای آمریکا رخ داده است. به درخواست بازماندگان اسامی شخصیت‌ها تغییر کرده و به احترام تمام رفتگان و درگذشتگان، باقیمانده‌ی ماجرا دقیقا همان‌طور که اتفاق افتاده روایت شده است».

از همان زمان اکران فیلم تا به حال، کوئن‌ها به طرز خنده‌داری در مورد افشای اینکه کدام جنایات دقیقا الهام‌بخش این داستان دزدی و قتل بوده‌ زیرک و گمراه کننده عمل کرده‌اند. اوضاع تا سال ۲۰۱۵ به همین منوال بود و هرکدام از دو برادر از افشای منبع الهام فیلم دیدنی‌شان سرباز می‌زدند تا اینکه در آن سال جوئل کوئن مستقیما اذعان داشت که «فارگو» کاملا ساختگی است و با این حرف شوک بزرگی به طرفداران برپاقرص فیلم وارد کرد. او همان‌طوری که ما در این مقاله دوست داریم بگوییم حرف زد، تنها چیزی که در مورد «فارگو» صادق است، این است که هیچ چیزی در بر اساس داستانی واقعی اتفاق نمی‌افتد و ماجراها تماما ساخته و پرداخته‌ی ذهن خلاق برادران کوئن هستند. به راحتی می‌توان فهمید که چرا مردم می‌خواستند ادعای آغازین کوئن‌ها را باور کنند حتی اگر ساده‌ترین پاسخ یک بار دیگر به عنوان جواب درست ختم شود.

همه چیز در سال ۲۰۱۴ عجیب‌تر شد. زمانی که فیلم «کومیکو، شکارچی گنج» منتشر شد. خط داستانی فیلم حول محور داستان به ظاهر واقعی یک زن ژاپنی به نام «کومیکو» (رینکو کیکوچی) می‌چرخد که به دنبال پول پنهان شده توسط کارل شوالتر، یکی از شخصیت‌های «فارگو» که نقش او را اتسو بوشمی بازی می‌کند به مینه‌سوتا سفر کرد. با این حال در یک چرخش کنایه آمیز خود فیلم به شدت داستان را تحریف کرد و مشخص شد که فیلم‌نامه‌اش از داستان مرگ زن بدنام ژاپنی تاکاکو کونیشی در سال ۲۰۰۱ الهام گرفته شده بود که قبل از خودکشی سفری از ژاپن به مینه‌سوتا داشت و رسانه‌ها به اشتباه گزارش کردند که او به دنبال پول‌های خیالی «فارگو» رفته است. می‌بینید! اساس هرچیزی که حتی به صورت مماس با «فارگو» در ارتباط باشد را نباید کاملا باور کرد.

۱. مرا به یاد داشته باش (Remember Me)

رابرت پتینسون نقش پسر عاشق داستان بر عهده دارد

  • کارگردان: آلن کولتر
  • بازیگران: رابرت پتینسون، امیلی دی راوین، کریس کوپر
  • تاریخ انتشار: ۲۰۱۰
  • امتیاز راتن تومیتوز: ۲۶ از ۱۰۰
  • امتیاز IMDb به فیلم: ۷.۱ از ۱۰

داستان درام عاشقانه‌ی محصول سال ۲۰۱۰، «مرا به یاد داشته باش»، حول محور دو عاشق بدشانس با نام‌های تایلر (رابرت پتینسون) و آلی (امیلی دی راوین) می‌چرخد و با یکی از بدنام‌ترین و غیرمنتظره‌ترین پیچش‌های داستانی تاریخ سینما و البته پایان غافلگیر کننده‌اش به اوج خود می‌رسد. در سکانس پایانی فیلم زمانی که تایلر برای ملاقات پدرش به برج شمالی مرکز تجارت جهانی رفته بود به صورت ناگهانی در اثر حملات ۱۱ سپتامبر کشته می‌شود که بسیاری از منتقدان از این صحنه به عنوان تلاشی کم ارزش و ناخوشایند برای به زور فرو کردن ترحم اضافی در داستانی متوسط یاد کردند. با این حال بازنمایی یک تراژدی واقعی جهانی به قدری دلخراش بود که به سادگی بسیاری از مخاطبان تصور کردند که «مرا به یاد داشته باش» باید براساس یک اتفاق یا رمان عاشقانه‌ی واقعی ساخته شده باشد.

اما افسوس که جدا از این واقعیت که حملات ۱۱ سپتامبر واقعا در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ اتفاق افتاد هیچ واقعیت دیگری که فیلم براساس آن ساخته شده باشد وجود ندارد. تایلر و آلی براساس شخصیت‌هایی که وجود خارجی دارند و واقعی هستند ساخته نشده‌اند و این درواقع فقط یک داستان عاشقانه‌ی متوسط است که به طرز غیر عاقلانه‌ای در میان یک فاجعه‌ی واقعی روایت می‌شود و از آن در راستای بیشتر دیده شدن استفاده‌ی ابزاری می‌کند.

منبع: whatculture.com

Adblock test (Why?)

لینک منبع خبر

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *