فهرست بستن

ویجیاتو: داستان کامل Death Stranding

همانطور که گفتم شبکه کایرال نتورک و Q-Pid سم دچار مشکل شده. ماما هم از این موضوع مطلع است اما به سم می‌گوید که من فقط می‌توانم مشکلات سخت افزاری شبکه را برطرف کنم و بخش نرم‌افزاری آن توسط شخص دیگری به نام لاکنه طراحی شده که حالا مسئولیت نات مجاور کوهستان را بر عهده دارد. برای همین ماما Q-Pid جدیدی به سم می‌دهد و از او می‌خواهد که برای رفع مشکلات نرم‌افزاری کایرال نتورک راهی کوهستان شود.

بعد از کلی مشقت سم بالاخره به پایگاهی که ماما برایش تعریف کرده بود می‌رسد، متوجه می‌شود که لاکنه خواهر دوقلوی ماماست و اصلا به اعضای بریجز اعتماد ندارد. پس به همین خاطر هم قبول نمی‌کند که پایگاهش به شبکه کایرال متصل شود و طبیعتا خبری هم از برطرف کردن مشکلات نرم‌افزاری شبکه کایرال نیست. برای همین سم مجبور می‌شود پیش ماما برگردد و از او خواهش کند که برای متقاعد کردن خواهرش به کوهستان بیاید. اینجاست که نیمه دوم قصه ماما روایت می‌شود. سم متوجه می‌شود که فرزند مرده ماما در اصل فرزندی است که این دو خواهر می‌خواستند سرپرستی آن را به عهده بگیرند. اما از آنجایی که در جریان حملات تروریستی هومو دیمن‌ها فرزند ماما سقط می‌شود، او تنهایی را انتخاب و سعی می‌کند با مخفی نگه داشتن حقیقت، از لاکنه دوری کند.

اما دیگر وقت بازگشت دو خواهر پیش هم رسیده. برای همین ماما از سم می‌خواهد که با استفاده از ابزار تازه‌اش اتصال میان خود و فرزندش را قطع کند. با این کار، ماما دیگر آزاد است و آماده سفر. با این حال، قرار نیست که دیدار دوباره دو خواهر سرانجام خوشی داشته باشد. چون ماما به محض اینکه به پایگاه لاکنه می‌رسد، جان خود را از دست می‌دهد اما این به معنی پایان ماما نیست. ارتباط میان دو خواهر آنقدر قدرتمند است که لاکنه اجازه می‌دهد روح ماما به بدنش متصل شود و به نوعی هر دو خواهر در یک بدن به حیات خود ادامه دهند. جالب اینجاست که در جسد ماما اثری از فرآیند نکروز دیده نمی‌شود و انگار اتصال دو خواهر به یکدیگر از بی‌تی شدن ماما جلوگیری می‌کند. بعد از تمامی این اتفاقات لاکنه دیگر متقاعد می‌شود که با اتصال به شبکه کایرال به UCA بپیوندد و مشکلات نرم‌افزاری پیش آمده را هم برطرف کند.

اما تا سم می‌آید از شر یک مشکل خلاص شود، مشکل دیگری برایش پیش می‌آید. حالا بی‌بی که سم اسمش را گذاشته «لو» به مشکل خورده و به جای اینکه در حد فاصل دنیای زنده‌ها و بیچ بماند، هر روز دارد به دنیای زنده‌ها نزدیک‌تر می‌شود. ددمن از این موضوع با خبر می‌شود و آمده که او را برای تعمیر ببرد. به عقیده ددمن بی‌بی‌ها فقط یک سری ابزارند و نباید به آن‌ها وابسته شد اما سم لو را به چشم یک نوزاد می‌بیند و همین حالا هم به او وابسته شده. با این حال، ددمن دلایل قانع‌ کننده‌ای برای حرف‌هایش دارد و بر خلاف نظر سم، بی‌بی را با خود می‌برد. بعد از گذر از مناطق کوهستانی پر از بی‌تی آن هم بدون بی‌بی، ددمن بالاخره با سم تماس می‌گیرد و می‌گوید که مشکلات بی‌بی برطرف شده.

با این حال، به خاطر تغییر شرایط جوی، ددمن قرار ملاقات خود با سم را در کابینی واقع در کوهستان می‌گذارد. زمانی که سم به این کابین می‌رسد متوجه می‌شود شرایط جوی به خصوصی که ددمن از آن می‌گفته، همان طوفانی است که یک بار او را به درون خودش کشیده بود. این اتفاق دوباره رخ می‌دهد اما این بار سم تنها نیست و طوفان ددمن را هم به درون خودش می‌کشد. اتفاقات مثل گذشته‌اند. سم به منطقه جنگی باز می‌گردد ولی نه به جنگ جهانی اول. نبردی که سم پا در آن‌ می‌گذارد حالا یک پله مدرن‌تر شده و کلیف آنگر هم برای ملاقات دوباره با سم، تجهیزات نظامی پیشرفته‌تری با خود به جنگ جهانی دوم آورده.

سم دوباره به همان شکل گذشته، مسیر بازگشت به خانه را برای خودش و ددمن پیدا می‌کند. ددمنی که حالا بعد از مدتی وقت گذرانی با لو، حالا نظرش در مورد بی‌بی‌ها تغییر کرده و دیگر آن‌ها را صرفا به چشم یک ابزار نمی‌بیند. خوشبختانه این بار سم دست خالی هم از میدان جنگ باز نمی‌گردد. در آخرین لحظه رویارویی با کلیف، سم پلاک نظامی او را از گردنش جدا می‌کند و با خود به جهان عادی می‌آورد. همین کار، پرده از اسرار بسیاری بر می‌دارد.

Let’s block ads! (Why?)

درحال ارسال
امتیاز دهی کاربران
0 (0 رای)

ادامه مطلب

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

بازگشت به بالاي صفحه