فهرست بستن

گیم‌شات: اشکالات و ایرادات بی‌موردی که از صنعت بازی‌های ویدئویی گرفته می‌شود

در عصر شبکه‌های اجتماعی هرکسی دیگر برای خودش یک منتقد شده است و این باعث شده که ما در چند سال گذشته شاهد گرفته شدن ایرادهای بی‌‌پایه و اساس زیادی از صنعت بازی‌های ویدئویی باشیم.

با اینکه وجود داشتن یک جامعه مطلع و اگاه می‌تواند برای صنعت بازی‌های ویدئویی بسیار مفید باشد، ولی بعضی افراد وجود دارند که تنها و تنها با یک دید منفی به بازی‌ها نزدیک می‌شوند و منطق زیادی پشت صحبت‌هایشان وجود ندارد. کاملا مشخص است که هیچ بازیِ کامل و بدون عیبی وجود ندارد و سلایق افراد با هم فرق دارند، ولی گاهی اوقات بازیکنان بر روی عیب‌ها بیش از اندازه تمرکز می‌کنند. در این شرایط این افراد بسیار مبالغه آمیز شروع به انتقاد می‌کنند، اما منطق پشت صحبت‌هایشان بسیار ضعیف است.


بیش از حد آسان بودن بازی‌ها


امروزه بسیار می‌شنویم که بعضی ایراد می‌گیرند که در نسل حاضر، بازی‌ها بیش از حد آسان شده‌اند. این افراد باور دارند درجه سختی کم بازی صد در صد یک نکته منفی است. این ایراد به این ختم می‌شود یک بازی ویدئویی اگر به اندازه‌ای سخت نباشد که بازیکنان را سرخورده نکند، لذت بخش نیست. همچین ایرادی باعث می‌شود که بازیکن از عناوین بسیاری که با نوآوری و هنر خالص توسعه یافته‌اند، دور شود و مسلما شما نمی‌توانید انتظار داشته باشید که همه بازی‌ها در حد دارک سولز سخت باشند.

به عنوان مثال این اواخر از دو بازی Kingdom Hearts III و Devil May Cry 5 ایراد گرفته می‌شود که گیم‌پلی آن‌ها نسبت به نسخه‌های پیشین سرراست شده و چالش آن کمتر از قبل است. با این وجود هر دو بازی دارای درجه بندی درستی هستند که بازیکنان حرفه‌ای‌تر را به چالش بکشند. دادن انتخاب درجه سختی یک ویژگی بسیار مهم است. با این مقایسه ارزش عنوانی مثل دارک سولز نیز کم می‌شود. استودیو FromSoftware با ظرافت خاصی بازی‌های خودش را توسعه می‌دهد. کاری که آن‌ها انجام می‌دهند بسیار سخت‌تر از چیزی است که این افراد تصور می‌کنند. در واقع به کاری که استودیو فرام سافتور انجام می‌دهد، نیاز به تجربه و مهارت خاصی دارد و مطمئنا انجام آن توسط دیگران بسیار سخت است. اگر استودیو توانایی ساخت چنین عناوینی را نداشته باشد، در نهایت یک تجربه بسیار ناعادلانه و غیرممکن را برای بازیکنان رغم می‌زند. از طرف دیگر بسیار از بازیکنان افراد بالغ هستند و مطمئنا در طول روز آنقدر وقت ندارند که یک مرحله را بارها و بارها تکرار کنند. مسلما تنها مایه شرم است که بعضی توانایی درک هنری که در بازی‌ها وجود دارند را ندارند و به مضوعات حاشیه‌ای توجه می‌کنند.


برآوردن نشدن انتظارات


بالا بودن انتظار همیشه یکی از راه‌هایی است که به ناامیدی ختم می‌شود. به‌خصوص اگر انتظار داشته باشد که بازی مورد نظر شما قرار است بسیار خاص و شاهکار باشد، ولی نتیجه آن کاملا برعکس از اب درآید. موضوع صحبت ما اینجا در مورد بازی‌هایی مثل Anthem نیست، چون خود بازیکن در این موارد باید باهوش باشد و بداند که وعده‌های سازندگان چندان واقعی به نظر نمی‌رسند. با یک مثال بیشتر در این مورد توضیح می‌دهم. بازی Resident Evil 4 را نگاه کنید، مطمئنا بیش از 90% بازیکنان این بازی را یکی از بهترین عناوین تاریخ صنعت بازی‌های ویدئویی بدانند ولی عده‌ای در این میان وجود دارند که این عنوان را بی‌ارزش می‌دانند. در واقع سری Resident Evil عده‌ای طرفدار سرسخت دارد که به دلیل جدا شدن این عنوان از فرمول و ریشه‌های نسخه‌های قبلی، از ان متنفر هستند.

در واقع همین نگرش بسیار بد و بی‌ارزش است که باعث می‌شود ناشران بزرگ، توسعه دهندگان را مجبور می‌کنند همان فرمول‌های قدیمی را دوباره استفاده کنند و مانع ایجاد محتوای نو می‌شوند. البته کسی نمی‌گوید که زمانی که مثلا بازی Grand Theft Auto VI به یک شبیه ساز شطرنج تبدیل شود اعتراض نکنید، ولی مقاومت کردن در مقابل تغییرات می‌تواند ما را وارد یک چرخه تکراری و خسته کننده از گیم‌پلی و داستان کند.


یک پایان بد، بازی را خراب می‌کند


چه در سینما، تلویزیون و یا صنعت بازی‌های ویدئویی حتما شنیده‌اید که گفته می‌شود که مسیر مهم‌تر از مقصد است. این گفته واقعا درست است، یک بازی چندین ساعت شما را سرگرم می‌کند و اگر پایان آن را دوست ندارید، به این معنی نیست که بخواهید زمانی را که سرگرم شده‌اید، پس بگیرید. چه چیزی می‌تواند بیشتر از این خالی از منطق باشد که یک نفر بگوید 20 دقیقه پایان بازی، 30- 40 ساعت سرگرم‌ کننده گیم‌پلی ان را تباه کرده است. مطمئنا یک پایان بد بر روی تجربه کلی شما تاثیر می‌گذارد ولی لذتی که پیش از این برده بودید را خراب نخواهد کرد.


عدم وجود بخش چند نفره =عدم خرید


فکرش را کنید که افرادی هستند که اگر یک عنوان بخش چندنفره نداشته باشند، آن را نمی‌خرند. این افراد در بهترین شرایط منتظر می‌مانند تا بازی تخفیف خورده و آن را با قیمت کمتری خریداری کنند. ما در چند سال گدشته شاهد این بودیم که بازی‌های چندنفره به سرعت در حال رشد بوده‌اند ولی این اواخر اواضع برای آن‌ها چندان خوب پیش نرفته است. دو بازی Fallout 76 و Anthem عناوینی هستند که در همین چند ماه گذشته به این سرنوشت دچار شده‌اند.

از طرف دیگر ما در سال پیش بازی خدای جنگ را داشتیم که زمین و زمان را ریز و رو کرد، حال اگر بازیکنی فقط و فقط به دلیل اینکه این عنوان بخش چندنفره ندارد، به سراغش نمی‌رود، چه چیزی را نشان می‌دهد؟ در نسل هشتم کم نبودند عناوینی داستان محوری که می‌توانند با گیم‎‌پلی بخش تک‌نفره خود، شما را ماه‌ها سرگرم کنند. پول خود را آنطور که دوست دارید خرج کنید، ولی اگر حاضر نیستید که برای یک تجربه 20 ساعته تک‌نفره، 60 دلار خرج نکنید، به بازی دیگر ایراد بی‌خود نگیرید.


نچسب بودن شخصیت اصلی 


در همه فرم‌های هنر، این باورِ غلط وجود دارد که اگر یک شخصیت رفتار خوبی ندارد و آدم مهربانی نیست، پس او ذاتا بد است. این موضوع بیشتر در مورد صنعت بازی‌های ویدئویی صدق می‌کند، جایی که به خاطر تعامل بسیار بیشتر بازیکنان با شخصیت اصلی، انجام کارهای بد ممکن است باعث ایجاد افکار متناقض شود. در این مورد باید گفت که برخلاف تصور عده‌ای دنیا یک تصویر سیاه و سفید خالص نیست. در دنیای خاکتسری و پیچیده ما داشتن نقش یک فهرمان بسیار خوب در همه بازی‌ها، به سرعت تکراری خواهد شد.

بازی کردن در نقش شخصیت‌هایی مثل کریتوس از سری خدای جنگ و ترور از Grand Theft Auto V یک چیز را ثابت کرده است. بی تردید بازی کردن در نقش این شخصیت‌ها لذت بسیاری دارد. البته لازم است که بازیکنان یک مرزی را بین خود و اعمال آن‌ها قرار دهد. در کل همه چیز به خواسته توسعه دهنده باز می‌‌گردد. اگر پروتوگانیست اصلی در هر صورت خشک و نچسب باشد، دیگر فرقی نمی‌کند که شخصیت خوبی داشته باشد یا بد. البته از این حرف ما برداشت نکنید که شما باید با هر شخصیتی ارتباط برقرار کنید. اگر به یاد داشته باشید چند سال پیش عنوانی به نام Hatred منتشر شد. شخصیت اصلی این بازی یک فرد انسان گریز و قاتل است که یک ماموریت برای کشتن هرچه بیشتر انسان‌ها آغاز کرده است. مشخصا منظور ما این نیست که از چنین شخصیتی نیز خوشتان آید.


بازی بیش از حد کوتاه است


در هر سال تعداد زیادی بازی AAA منتشر می‌شوند که اگر اجازه دهید ده‌ها ساعت شما را مشغول خود می‌کنند. از طرف دیگر یک سری بازی‌های داستانی خطی نیز منتشر می‌شوند که مدت زمان گیم‌پلی آن‌ها کم است. مشخصا هیچ کس دوست ندارد برای یک بازی AAA که تنها 6 ساعت گیم‌پلی دارد، 60 دلار پول دهد. ولی همیشه در سال بازی‌های مستقل بسیار خوب و هنرمندانه‌ای منتشر شده است که رنج قیمتی متفاوتی دارند. این عناوین البته چندان طولانی نیستند. به همین دلیل عده‌ای آن‌ها را لایق تجربه کردن نمی‌دانند. لازم نیست که واقعا همه بازی‌ها طولانی باشند. داشتن تنوع در بازی کردن عناوین مستقل و AAA باعث می‌شود که شما نهایت لذت را از بازی کردن برید. پس حداقل از بازی‌های مستقل ایراد نگیرید که کوتاه هستند.


مخالفت با تنوع جنسیت شخصیت‌ اصلی


جلوه دادن در رسانه یکی از مهم‌ترین موضوعات ممکن است که نه تنها در صنعت بازی‌های ویدئویی اهمیت دارد، بلکه سینما و تلویزیون نیز به آن وابسته است. از آنجایی که در هر سه صنعت ما همیشه شاهد جهت گیری‌ها به سمت جنس مذکر و جامعه سفیدپوستان بوده‌ایم، بسیار خوب است که اخیرا اوضاع کمی فرق کرده است. با این وجود بعضی از افراد وجود دارند که تنها علاقه به بازی در نقش شخصیت‌های مرد، سفیدپوست، قوی هیکل و با ریش و سبیل راضی می‌شوند. این افراد راضی به تجربه یک بازی با قهرمان زن، رنگین پوست یا همجسن‌گرا نیستند.

شاید باور این موضوع برای شما سخت باشد، ولی صحنه بوسیدن الی و دوستش را در تریلر بازی The Last of Us Part II در E3، سر و صدای بسیاری به پا کرده بود. شاید چند سال پیش بیان شدن این صحبت بعید بود ولی بعد از به کار آمدن ریاست جمهوری دونالد ترامپ در آمریکا، تعداد این گروه از افراد در آمریکا بیشتر شد و با جرات بیشتری به دیگران بی احترامی می‌کنند. من از لفظ بی احترامی استفاده کردم، چون که این عمل دیگر از ایراد گرفتن گذشته است. یوبی‌سافت اگر در چندان سال گذشته یک کار درست انجام داده باشد، اضافه کردن شخصیت‌های زن به سری بازی Assassin’s Creed است. خیلی‌ها بودند که در ابتدا فکر می‌کردند این تنها یک عمل در جهت به دست آوردن دید مثبت عمومی برای اهداف تجاری آن‌ها است. اما دادن یک انتخاب به افراد که شخصیتی مانند خودشان را بر روی صفحه مانیتور یا تلویزیون ببینید، برای همه خوب است.


بازی‌های بیش از حد گران هستند


حتی با وجود مشکلات اقتصادی و بالاترفتن هزینه ساخت، قیمت‌ بازی‌های ویدئویی مدت زمان بسیار زیادی است که ثابت باقی مانده است.  با این وجود همیشه یک سری وجود داشتند که ایراد می‌گیرند بازی‌ها گران هستند. اما بیاید از یک نگاه دیگر به این قضیه نگاه کنیم. برای اکثر بازی‌ها نسبت پول خرج شده به میزان ساعت‌ سرگرم شده بیشتر از هر رسانه‌ی دیگری است. در واقع سرگرم شدن با یک بازی به صرفه‌تر از خریدن یک البوم موسیقی یا سینما رفتن است. از طرف دیگر امروزه شرکت‌ها در فروش رساندن بازی‌های خود رقابت بسیاری دارند و اکثر بازی‌های بزرگ بر روی پلی‌استیشن 4، ایکس‌باکس وان و پی‌سی پس از ماه اول یا دوم عرضه با تخفیف همراه می‌شوند. البته در این میان باید نینتندو را در نظر نگیریم که همیشه در مورد تخفیف دادن مشکل داشته است.

البته در چند سال گذشته شرکت‌هایی مثل EA و اکتیویژن تلاش بسیاری برای خراب کردن این معادله کرده‌اند. این شرکت‌ها بازی خود را ناقص عرضه می‌کنند و سپس می‌خواهند با فروش بسته الحاقی پول بیشتری کسب کنند. خرید این بسته‌ها کاملا به اختیار بازیکنان است و خیلی از موارد بازی اصلی می‌تواند برای آن‌ها به اندزاه کافی سرگرم کننده باشد. از طرف دیگر بدترین حالت این موضوع برای بخش انلاین بازی‌ها وجود دارد. بسته‌های الحاقی بخش آنلاین باعث جدا شدن بازیکنان از همدیگر می‌شود و شما با نخریدن یک بسته از دیگران جدا خوهید شد و این موضوع شما را مجبور به خرید آن می‌کند. البته شما می‌توانید ده‌ها ساعت بیشتر با بسته الحاقی جدید سرگرم شوید و آن نسبت پول خرج شده به میزان ساعت‌ سرگرم شده همچنان حفظ می‌شود. البته باید مورد عناوین واقعیت مجاری بگوییم که در گران بودن این پلترفم جای بحثی نیست، ولی یک تجربه کاملا متفاوت را برای شما به همراه خواهد داشت.


ایراد گرفتن به مغایرت‌های تاریخی


این ایراد به بازی‌‌هایی گرفته می‌شود که یک پشت زمینه تاریخی یا جنگی دارند و اگر مغایرتی تاریخی در آن مشاهده شود، یک سری زمین و زمان به همین می‌ریزند. سال گذشته زمانی که EA تایید کرد که در بازی Battlefield V شخصیت زن قابل بازی وجود دارند، یک سری به سرعت مدعی شدند که در جنگ جهانی، سربار زن وجود نداشت که باید بگوییم کاملا اشتباه است. می‌شود در هر جنگی سرباز زن پیدا کرد ولی شاید تعدادشان آنقدر نبود که EA ادعا می‌کرد. نکته‌ای که وجود دارد این است که بیش از 40 درصد بازیکنان زن هستند و ما نمی‌بینیم که به ناگهان حجمه‌ای به راه بیفتد که چرا در فلان بازی شخصیت زن نداریم. از طرف دیگر مگر بازی کردن در نقش یک قهرمان زن از مردانگی پسران کم می‌کند. نکته اصلی این است که ما در کلاس درس تاریخ حضور نداریم که همه چیز باید دقیق باشد و استودیو باید از هر ابزاری برای بهبود و تنوع دادن به بازی خود استفاده کند.



ad

Let’s block ads! (Why?)

بازدید: 1

ادامه مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.